<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>مدیر فردا، جامع ترین پایگاه علمی،پژوهشی مدیران ایران /کارشناسی ارشد /دکتری</title>
<link>http://www.modirefarda.ir/</link>
<language>fa</language>
<description>مدیر فردا، جامع ترین پایگاه علمی،پژوهشی مدیران ایران /کارشناسی ارشد /دکتری</description>
<generator>DataLife Engine</generator><item>
<title>رویكردهای نوین توانمندسازی كاركنان و مدیران</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/news/99-رویکردهای-نوین-توانمندسازی-کارکنان-و-مدیران.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/news/99-رویکردهای-نوین-توانمندسازی-کارکنان-و-مدیران.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	مقدمه:</div>
<div id="cke_pastebin">
	كاركنان زمانی می&zwnj;توانند به خوبی از عهده وظایف محوله برآ&lrm;یند كه از مهارت، دانش، توانایی و انگیزه لازم برخوردار باشند و اهداف سازمانی را به خوبی بشناسند. ابزاری كه می&zwnj;تواند در این زمینه به كمك مدیران بشتابد فرآیند توانمند سازی است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در این فرآیند نیروی محركه از برون انسان به درون او منتقل می&zwnj;شود و به او آگاهی می&zwnj;دهد و اهداف كار را روشن می&zwnj;سازد، به طوری كه به جای اینكه به افراد بگویند كه چه انجام بدهند و چگونه و كی انجام بدهند باید به آنها توانایی ببخشند كه خود مشكلات خود را حل كنند و برای خود تصمیم بگیرند. به این ترتیب:</div>
<div id="cke_pastebin">
	توانمندسازی فرآیند قدرت بخشیدن به افراد است در این فرآیند به افراد كمك می&zwnj;كنیم تا بر احساس ناتوانی و درماندگی خویش چیره شوند، تواناسازی در این معنی به بسیج انگیزه&zwnj;های درونی افراد منجر می&zwnj;شود. (وتن و كمرون، 1388)</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	1-2 توانمندسازی(empowerment):</div>
<div id="cke_pastebin">
	معنای لغوی: سپردن اختیار قانونی به فرد و تفویض قدرت قانونی است. (گراو،1381)</div>
<div id="cke_pastebin">
	توانمندسازی در این مقاله عبارت است از: واگذاری اختیار مسوولیت بیشتر و قدرت بخشیدن به كاركنان با ایجاد انگیزه، طراحی و ساختار مناسب، آموزش موثر با مدیریت كارآمد است. شاخص&zwnj;های توانمندسازی عبارت از آموزش، انگیزش، ساختار سازمانی، رضایت شغلی و سبك رهبری است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2-2- آموزش:</div>
<div id="cke_pastebin">
	فعالیت&zwnj;های سازمان یافته كه یادگیری را ارتقا می&zwnj;دهد یا در رابطه با موقعیت&zwnj;های یادگیری درگیر است. (Rowley) شاید بتوان گفت، آموزش اساسی&zwnj;ترین جنبه توسعه منابع انسانی به شمار می&zwnj;رود که آن را به دو بخش می&zwnj;توان تقسیم کرد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- آموزش&zwnj;های اختصاصی: كه موجب ارتقای كیفی و كمی&zwnj;توان فرد آموزش گیرنده در زمینه&zwnj;های تخصصی مشخص می&zwnj;گردد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- آموزش&zwnj;های عمومی: كه بر مجموعه فعالیت&zwnj;های فرد یا حداقل بخشی از آنها اثر مثبتی می&zwnj;گذارد. (میرسپاسی، 1386)&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در تمامی&zwnj;سازمان&zwnj;ها دو نكته اساسی مورد توجه است، حفظ حیات و افزایش كارآیی و اثر بخشی سازمان که تا حدودی بستگی به دانش&zwnj;ها، مهارت&zwnj;های مختلف نیروی انسانی دارد، هرچه زمینه&zwnj;ها بهنگام و بهینه باشد قابلیت و سازگاری سازمان با محیط متغیر نیز بیشتر می&zwnj;شود. لذا آموزش و توسعه منابع انسانی باعث می&zwnj;شود که افراد در ارتقا و سطح کارآیی و اثربخشی سازمان سهیم باشند و خود را با فشارهای متغیر محیطی وفق دهند، چرا که منابع انسانی پس از کسب آموزش&zwnj;های لازم توسعه می&zwnj;یابند و با این توسعه و پرورش&zwnj;ها می&zwnj;توانند هدف&zwnj;های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت را مشخص سازند و در نتیجه عملکرد یک سازمان را بهبود بخشند. امروزه گزینش یك استراتژی علمی&zwnj;در راستای اهداف سازمان&zwnj;، تنها با پایه ریزی و اجرای یك برنامه&zwnj;ریزی جامع آموزشی و بنیان یك نظام علمی، فنی پژوهشی و آموزشی در سطوح سازمان&zwnj;ها واقعیت خواهد یافت.</div>
<div id="cke_pastebin">
	توجه به این نكته ضروری است كه انسان&zwnj;ها به مهارت&zwnj;های جدید نیاز دارند و باید پیوسته یاد بگیرند تا بتوانند نیازهای سازمان را پاسخ گویند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	3-2- انگیزش:</div>
<div id="cke_pastebin">
	انگیزش عبارت است از تمایل در جهت اختصاص سطح بالایی از تلاش&zwnj;ها در جهت اهداف سازمان (رابینز، 1996)</div>
<div id="cke_pastebin">
	- یکی از عوامل موثر در توانمند سازی كاركنان، انگیزش است که وابسته به انگیزاننده&zwnj;ها است. انگیزاننده&zwnj;ها به عنوان نیازها و خواسته&zwnj;ها در درون افراد تعریف شده&zwnj;اند، كه برای موفقیت در امور حیاتی است. از بعد انگیزشی فرآیند توانمندسازی در پی دستیابی به دو هدف عمده می&zwnj;باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	1- افزایش احساس قدرت در كاركنان</div>
<div id="cke_pastebin">
	2- پرورش كفایت نقش آنها</div>
<div id="cke_pastebin">
	نیاز به توانمند سازی كاركنان، زمانی بیشتر آشكار می&zwnj;گردد كه آنها احساس ضعف می&zwnj;كنند، بنابراین باید با شناسایی شرایطی كه باعث ایجاد و تقویت احساس ضعف گردیده&zwnj;اند استراتژی&zwnj;هایی را برای رفع آن شرایط به كار گرفت، اما استراتژی&zwnj;های فوق، به تنهایی نمی&zwnj;توانند منجر به توانمند سازی كاركنان شوند؛ مگر آنكه با پرورش كفایت نفس آنها همراه گردند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4-2- ساختار سازمانی:</div>
<div id="cke_pastebin">
	چنانچه 3 ركن پیچیدگی، رسمی&zwnj;شدن و تمركز درهم تركیب یا ادغام شوند از مجموع آنها ساختار سازمانی به وجود می&zwnj;آید. (رابینز، 1384)</div>
<div id="cke_pastebin">
	1- پیچیدگی: به درجه ای از تفكیك وظایف كه در بین سازمان&zwnj;ها وجود دارد، گفته می&zwnj;شود. تفكیك افقی درجه جدا بودن افقی واحدها را در نظر دارد و تفكیك عمودی به عمق&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	سلسله مراتب سازمان اشاره دارد.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	2- رسمیت: عبارت است از درجه&zwnj;ای كه سازمان روی قوانین و مقررات و فرآیندهای انجام كار تكیه می&zwnj;كند تا رفتار كاركنان را به سمت و سوی دلخواه هدایت نماید.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3- تمركز: هرگاه همه قدرت تصمیم&zwnj;گیری در پایگاه معینی در سازمان قرار گیرد و در نهایت در دست یك فرد باشند آن ساختار را متمركز می&zwnj;نامیم و به نسبتی كه این قدرت در میان افراد بیشتری پراكنده می&zwnj;شود آن ساختار را نامتمركز می&zwnj;نامیم.</div>
<div id="cke_pastebin">
	هرچه میزان تمركز، رسمیت و پیچیدگی در سازمان&zwnj;ها بیشتر باشد قدرت تصمیم&zwnj;گیری و خلاقیت از كاركنان سلب می&zwnj;گردد؛ درنتیجه روند توانمندسازی كاركنان بسیار كند خواهد بود. یك ساختار سازمانی اثربخش و كارآ باید بتواند بین ابعاد (رسمیت، تمركز و پیچیدگی) و (اندازه، تكنولوژی، استراتژی و محیط) در سازمان تعادل برقرار كند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	از این رو ساختار باید با در نظر داشتن این عوامل طراحی شود تا بتواند زمینه تحقق اهداف و استراتژی&zwnj;های سازمان را فراهم كند. (بلیك، 1996)</div>
<div id="cke_pastebin">
	5-2- رضایت شغلی:</div>
<div id="cke_pastebin">
	رضایت شغلی بر اثر عوامل متعددی حاصل می&zwnj;شود، رضایت شغلی كه نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغلش می&zwnj;باشد زاییده عواملی نظیر شرایط محیط كار، نظام سازمانی شغل، روابط حاكم بر محیط كار و تاثیر عوامل فرهنگی است. لذا می&zwnj;توان نتیجه گرفت رضایت شغلی احساسی روانی است كه از عوامل اجتماعی نیز متاثر است. یعنی اگر شغل مورد نظر لذت مطلوب را برای فرد تامین نماید در این حالت فرد از شغلش&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	راضی است.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	افزایش رضایت شغلی و كاهش استرس در كاركنان سبب توانمندی آنان می&zwnj;گردد. احساس شایستگی و كفایت نفس از طریق ایجاد علاقه در افراد نسبت به مشاغلشان باعث افزایش رضایت شغلی می&zwnj;شود.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	6-2- سبك رهبری:</div>
<div id="cke_pastebin">
	سبك یا رفتار رهبری عبارت است از تكنیك&zwnj;های مورد استفاده جهت اعمال نفوذ و جهت دادن فعالیت دیگران (بارون، 1386) اثربخش ترین رهبران درجه ای از انعطاف و تنوع در رفتار دارند كه به آنان در انطباق سبكشان با تقاضاهای متغیر و متضاد یاری می&zwnj;دهد. سبك و نوع رهبری به عنوان یك عامل مهم می&zwnj;تواند در توانمند سازی كاركنان موثر باشد و هرچه این سبك رهبری انعطاف پذیرتر باشد موفق&zwnj;تر است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در نهایت مفهوم توانمندسازی یعنی اینكه كاركنان و سازمان لازم و ملزوم یكدیگرند. یك محیط كار توانمند محیطی است كه در آن گروه&zwnj;هایی از انسان&zwnj;ها با هم كار می&zwnj;كنند و در انجام كارها با یكدیگر مشاركت می&zwnj;كنند و مهم ترین مفهوم تواناسازی عبارت از واگذاری مسوولیت به پایین&zwnj;ترین سطوح</div>
<div id="cke_pastebin">
	سازمان است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مبانی توانمندسازی:</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	توانمندسازی را می&zwnj;توان حاصل سه جریان اصلی در سازمان قلمداد كرد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	الف- میزان تمایل مدیران به سطح مشاركت كاركنان (مدیریت مشاركت)</div>
<div id="cke_pastebin">
	ب- حدود واگذاری اختیارات به زیردستان (تفویض اختیار)</div>
<div id="cke_pastebin">
	ج- پاداشی كه به كاركنان در ازای موفقیت در انجام وظایفشان پرداخت می&zwnj;گردد (پاداش مبتنی بر عملكرد)</div>
<div id="cke_pastebin">
	فرهنگ توانمند سازی</div>
<div id="cke_pastebin">
	فرهنگ توانمندسازی از كاركنان رده پایین و عملیاتی سازمان آغاز و به صورت گام به گام تا مدیریت عالی سازمان ختم می&zwnj;شود. توانمندی كاركنان هیچ&zwnj;گاه مترادف با ناتوانی مدیریت نبوده، بلكه كاركنان توانمند قادرند از دو عامل زمان و انرژی به نحو موثر استفاده كنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	دكسون پنج گزینه را لازمه استراتژی توانمندسازی می&zwnj;داند كه شامل&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- بسط و گسترش نگرش</div>
<div id="cke_pastebin">
	- طبقه بندی فعالیت&zwnj;های قابل اقدام</div>
<div id="cke_pastebin">
	- گسترش و تقویت ارتباطات</div>
<div id="cke_pastebin">
	- توسعه شبكه&zwnj;های كاری</div>
<div id="cke_pastebin">
	- استفاده از گروه&zwnj;های پشتیبانی داخلی و خارجی.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	انواع توانمندسازی:</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	1- توانمندسازی فردی: در این مورد كاركنان با كسب مهارت&zwnj;ها قادرند بدون نیاز به حضور مستقیم سرپرست فعالیت كنند. در این مرحله قدرت تجزیه و تحلیل كاركنان رشد یافته و می&zwnj;توانند برای سوال&zwnj;ها و مشكلات خود پاسخ و راه حل مناسب پیدا كنند. همچنین شخص قادر است در شرایط جدید رفتارش را تنظیم كرده و در مقابل عملكرد و تصمیماتش مسوول و پاسخگو باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2- توانمند سازی عالی: در این سطح كه ویژه مدیران است آنان قادرند برنامه&zwnj;های كلی سازمان را تدوین كنند آنها تصمیم می&zwnj;گیرند چه كارهایی توسط چه كسانی و چطور انجام گیرد. مدیران با وظایفشان آگاه هستند و كماكان هدایت كاركنان را برعهده دارند. در این مرحله می&zwnj;توان مهارت&zwnj;های رهبری را به كاركنانی كه توانمندسازی مرحله فردی را با موفقیت پشت سر گذرانده&zwnj;اند آموزش داد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مزایای توانمند سازی:</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مزایای توانمندسازی را می&zwnj;توان به شرح زیر بیان نمود:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1) رضایتمندی كاركنان و ارباب رجوع افزایش می&zwnj;یابد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2) كاركنان احساس مثبتی نسبت به شغل و خودشان می&zwnj;كنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3) كاركنان احساس نمی&zwnj;كنند كه فقط باید كار كنند لذا از تمام توان و شایستگی&zwnj;های خود برای ارتقای عملكردشان استفاده می&zwnj;كنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4) باعث افزایش احساس تعهد و تعلق در كاركنان می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	5) تحقق اهداف سازمانی آسان&zwnj;تر می&zwnj;گردد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	6) باعث افزایش احساس مالكیت كاركنان نسبت به شغل شان می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	7) باعث كاهش ضایعات و هزینه&zwnj;ها در نتیجه افزایش سوددهی می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	8) باعث كاهش نظارت مستقیم بر عملكرد كاركنان می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	(آقایار، 1389)</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارائه و تبیین الگوهای توانمند سازی كاركنان:</div>
<div id="cke_pastebin">
	نخستین دیدگاه، دیدگاه عقلانی به توانمندسازی است كه برمبنای واگذاری اختیارات و پاسخگویی بنا شده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در دیدگاه دوم قدرت به معنای نیرو است و بنابراین توانمندسازی می&zwnj;تواند به معنای نیروبخشی باشد. با این نگرش توانمندسازی فرآیند تقویت احساس خود اثربخشی در بین اعضای سازمان از طریق شناسایی وضعیت&zwnj;هایی كه احساس بی قدرتی را در افراد می&zwnj;دمند و حذف آنها به همراه ایجاد مجرای انتقال احساس خود اثربخشی است. (كانگرو كاننگو، 1998)</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مدل&zwnj;های متفاوتی كه توسط صاحبنظران در خصوص توانمندسازی مطرح گردیده است:&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	1- مدل باون ولاونر: در این مدل دسترسی به اطلاعات نقش مهمی&zwnj; در تصمیم&zwnj;گیری ایفا می&zwnj;كند كه موجب توانمندی می&zwnj;شود این صاحبنظران عامل توانمندی را در چهار جزو سازمانی می&zwnj;دانند:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1) اطلاعات درباره عملكرد سازمان</div>
<div id="cke_pastebin">
	2) پاداش برمبنای عملكرد سازمانی</div>
<div id="cke_pastebin">
	3) قدرت در اخذ تصمیمات موثر بر جهت سازمان.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4) قدرت در اخذ تصمیمات موثر بر عملكرد سازمانی.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2- مدل آلفرد باندورا:</div>
<div id="cke_pastebin">
	باندورا اعتقادات خود اثربخشی و نقش آن را در احساس توانمندی شخص مفهوم سازی كرده است كه به شرح زیر می&zwnj;باشد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1- استفاده از حمایت احساسی مثبت در فشارها و هیجانات كاری</div>
<div id="cke_pastebin">
	2- استفاده از ترغیب و تشویق مثبت</div>
<div id="cke_pastebin">
	3- داشتن مدل از افراد موفقی كه اعضا آنها را می&zwnj;شناسند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4- تحقق تجارب واقعی از تسلط در انجام موفق كارها (تجربه موفق) (كانگر، 1999).</div>
<div id="cke_pastebin">
	3- مدل ایده&zwnj;آل نولر:</div>
<div id="cke_pastebin">
	در این زمینه نولر مدلی چهار بعدی برای توانمند سازی كه وی آن را مدل ایده آل می&zwnj;نامد را ارائه كرده است. وی بیان می&zwnj;دارد كه ما از توانمند سازی فرد یا گروهی از افراد در یك موفقیت معین وقتی كه دارای شرایط زیر هستند سخن می&zwnj;گوییم:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1- توانایی كامل تصمیم گیری را دارا هستند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2- مسوولیت كامل اجرای هر نوع تصمیم را برعهده دارند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3- دسترسی كامل به ابزارهای مرتبط با تصمیم گیری و اجرای آن را دارند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4- مسوولیت كامل پذیرش پیامدهای هر نوع تصمیم گرفته شده را دارند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	جمع&zwnj;بندی و نتیجه&zwnj;گیری:</div>
<div id="cke_pastebin">
	توانمندسازی یك وسیله قدرتمند برای افزایش درآمد و بهبود كیفیت كار می&zwnj;باشد. مدیریت باید در دادن اختیار و اجازه به كاركنان با دادن اطلاعات، ایجاد خودمختاری و ایجاد یك تیم خود تصمیم&zwnj;گیر فعال شود. سهیم شدن در اطلاعات یك مهارت اساسی در ارتباطات است كه اغلب توسط مدیران مورد غفلت قرار می&zwnj;گیرد. توانمندسازی موقعی اثر بخش است كه مبادله اطلاعات و بازخورد گروهی و انفرادی را در بر می&zwnj;گیرد. بازخورد ممكن است به صورت ارزیابی دائمی&zwnj;كاركنان باشد كه وسیله خوبی برای بهبود توانمندی در تصمیم گیری كارمند كه مستقیما با ارباب رجوع سروكار دارد می&zwnj;باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	كاركنانی كه به آنها اختیار داده شده است تا مستقیما با ارباب رجوع برخورد كنند باید در تصمیم گیری آزادی عمل داشته باشد. سازمان می&zwnj;تواند با مشخص كردن هدف و ماموریت سازمان در ایجاد آزادی عمل كمك كند به علاوه قوانین و روش&zwnj;هایی كه از توانمند سازی حمایت می&zwnj;كند باید تعریف شوند.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	برای مثال مدیر باید حد انتظارات ارباب رجوع را تعریف كند تا كاركنان بدانند كه تا چه مرحله باید پیش بروند تا ارباب رجوع راضی شوند. آزادی عمل موثر نخواهد بود؛ مگر اینكه دستورالعمل و چارچوب مشخصی &zwnj;در رابطه با حوزه كاری موضوعات خدمت به ارباب رجوع فراهم شود كه همان دانش توانمندسازی می&zwnj;باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	توانمندسازی كاركنان بهترین راه برای تضمین پرورش دادن فوری و مستمر رابطه بین كاركنان و ارباب رجوع می&zwnj;باشد. به خاطر داشته باشید كه همه كاركنان نباید به یك&zwnj;اندازه توانمند شوند و اختیار به آنها داده شود.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مهرنوش هدایتی خواه - دنیای اقتصاد</div>
<div>
	برگرفته از وبلاگ مدیران جوان،young-managers.mihanblog.com</div>]]></description>
<category><![CDATA[اخبار, مقالات]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Sat, 12 May 2012 00:53:50 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>ماموریت ، چشم انداز و اهداف-کارکردها و رویکردها-</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/cheshm/98-ماموریت-،-چشم-انداز-و-اهداف-کارکردها-و-رویکردها-.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/cheshm/98-ماموریت-،-چشم-انداز-و-اهداف-کارکردها-و-رویکردها-.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	بسیاری از دانش اموختگان مدیریت با مفاهیم ماموریت ، چشم انداز واهداف اشنایی درستی ندارند،(( &nbsp;چرا یی این مسئله بماند برای بعد که حتما به ان خواهیم پرداخت ))انچه در ذیل می اید مقاله ای &nbsp;است از موسسه اصف که به مفاهیم مورد اشاره به طور خلاصه می پردازد&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	امیدوارم لذت !!! ببرید</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	آیا تفاوت های میان ماموریت، هدف ها و</div>
<div id="cke_pastebin">
	چشم انداز را می شناسید؟</div>
<div id="cke_pastebin">
	راه تدوین چشم انداز فردی و سازمانی از تعیین و شفاف سازی ماموریت</div>
<div id="cke_pastebin">
	می گذرد. به عبارت دیگر شما نخست باید به تعیین ماموریت و هدف های</div>
<div id="cke_pastebin">
	بنیادی تان بپردازید و آن گاه به سراغ طراحی چشم انداز خود بروید. اما</div>
<div id="cke_pastebin">
	بسیاری از افراد و سازمان ها در تبیین و تعیین ماموریت، هدف ها و</div>
<div id="cke_pastebin">
	چشم انداز خود دچار اشتباه می شوند، زیرا تفاوت های میان این سه مقوله</div>
<div id="cke_pastebin">
	را نمی شناسند. مقاله ی حاضر که با بهره گیری از فصل سوم کتاب &quot;قدرت</div>
<div id="cke_pastebin">
	چشم انداز&quot; نوشته ی دکتر مایلس مونرو، ترجمه ی خانم فرزانه شاه ولایتی نگاشته شده است، شما را با</div>
<div id="cke_pastebin">
	تفاوت های میان این سه مقوله آشنا می کند .</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;از رهنمودهای این نوشتارمی توانید برای تدوین چشم انداز فردی و سازمانی خود استفاده کنید.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;... &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	یا تفاوت های میان ماموریت، هدف ها و</div>
<div id="cke_pastebin">
	چشم انداز را می شناسید؟</div>
<div id="cke_pastebin">
	راه تدوین چشم انداز فردی و سازمانی از تعیین و شفاف سازی ماموریت می گذرد. به عبارت دیگر شما نخست باید به تعیین ماموریت و هدف های بنیادی تان بپردازید و آن گاه به سراغ طراحی چشم انداز خود بروید. امابسیاری از افراد و سازمان ها در تبیین و تعیین ماموریت، هدف ها وچشم انداز خود دچار اشتباه می شوند، زیرا تفاوت های میان این سه مقوله را نمی شناسند. مقاله ی حاضر که با بهره گیری از فصل سوم کتاب &quot;قدرت</div>
<div id="cke_pastebin">
	چشم انداز&quot; نوشته ی دکتر مایلس مونرو، ترجمه ی خانم فرزانه شاه ولایتی نگاشته شده است، شما را با</div>
<div id="cke_pastebin">
	تفاوت های میان این سه مقوله آشنا می کند .</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;از رهنمودهای این نوشتارمی توانید برای تدوین چشم انداز فردی و سازمانی خود استفاده کنید.</div>
<div id="cke_pastebin">
	دکتر مونرو می نویسد: &quot;من از افراد زیادی پرسیده ام که می خواهید با زندگی خود چه کنید؟</div>
<div id="cke_pastebin">
	چشم اندازتان چیست؟&quot; و معمولاً جواب هایی از این دست شنیده ام: &quot;من می خواهم یک خانه ی بزرگ بسازم یا بخرم؛ یک اتومبیل عالی بخرم و خانواده ای عالی داشته باشم.&quot; یا مثلاً &quot;می خواهم ازدواج کنم.&quot; و دیگری می گوید: &quot;روزی روزگاری رستورانی خواهم زد.&quot; این ها اما چشم انداز نیستند؛ صرفاً هدف اند.&quot; دکتر مونرو می افزاید که من همین سوال را از افراد روحانی پرسیده و جواب هایی از این دست شنیده ام که &quot;چشم انداز من، رساندن ملتم به رستگاری است.&quot; یا &quot;چشم انداز من این است که می خواهم کلام خداوند را به تمامی انسان ها ابلاغ کنم.&quot; یا &quot;چشم انداز ما به عنوان مردان خدا، شناخت و شناساندن خداوند است&quot;، و &quot;یا چشم انداز ما آماده کردن مردم برای خدمت در راه خداوند است.&quot;</div>
<div id="cke_pastebin">
	پاسخ های یادشده نه چشم انداز که مصادیقی از ماموریت بودند، به این دلیل که خیلی کلی تر از چشم اندازند. گرچه چشم انداز و ماموریت مفاهیمی مرتبط به شمار می آیند، اما دقیقاً یکسان نیستند. ماموریت بیانی کلی از هدفی غایی است که در برگیرنده ی اندیشه ی کلی آن چیزی است که می خواهیم در زندگی انجام دهیم. به بیان دیگر و همان طور که دکتر مونرو خاطر نشان می کند:&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&quot;ماموریت، ماهیتی فلسفی و تجریدی دارد و خصوصیاتی چون عملیاتی بودن و عینیت از</div>
<div id="cke_pastebin">
	آن به دور است.&quot;&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	به علاوه، ماموریت چنان باز و فارغ از هر نوع محدودیتی است که می توان</div>
<div id="cke_pastebin">
	ساعت ها و یا حتا روزها را به بحث و گفت وگو درباره ی جنبه ها و کاربردهای متفاوت آن گذراند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در عوض</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;چشم انداز، شرحی دقیق همراه با مرزهای قابل تعریف و تاکیدهای مشخص است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	به عنوان مثال، &quot;من می خواهم به دینم و میهنم خدمت کنم&quot; بیان یک ماموریت، فارغ از زمان و مکان و شرایط خاص آن کسی است که این ماموریت را برگزیده است. وی در هر شرایطی (به شرطی که بخواهد) می تواند راهی برای انجام ماموریت خود بیابد. اما چشم انداز همواره با محدودیت های زمانی و مکانی و شرایط خاص هر فرد یا سازمان بسته می شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	به عقیده ی دکتر مونرو (که خود یک روحانی مسیحی است) و همه ی کسانی که نگرش روحانی دارند، هر کس برای دستیابی به جاودانگی از طریق دستیابی به هدفی مشخص و منحصرب هفرد، پا به این جهان گذاشته است و برای تحقق این هدف باید چشم انداز مشخصی داشته باشد. در حالی که ماموریت شما می تواند با هزاران نفر در این جهان شباهت داشته باشد، به خاطر داشته باشید که چشم اندازتان &nbsp;هم چون اثر انگشت تان &nbsp;باید بیانگر تمایز شما از هر کس دیگر در این دنیا باشد. چشم انداز شما یکی از مولفه های هویت بخش شماست.</div>
<div id="cke_pastebin">
	دکتر مونرو برای روشن شدن بحث، مثالی ارایه می کند. ۲۰۰۰ سال پیش از این، جوانی به نام عیسا مسیح (علیه السلام) پیروان خود را &quot;مامور&quot; کرد تا به سراسر دنیا رفته و مردم را به خدای یگانه و انجام اعمال نیک فراخوانند. این فرمان عیسا (ع) &quot;ماموریت مشترک بزرگ&quot; نام گرفت.</div>
<div id="cke_pastebin">
	طبق این فرمان، که از سوی پیامبر اسلام (ص) نیز شاید با قوت بیشتری صادر شده باشد، وظیفه ی هر انسان مومنی (خواه در لباس روحانی و خواه در غیر آن) است که به تبلیغ خداپرستی و نیکوکاری بپردازد. حال تصور کنید که اگر یک فرد روحانی یا غیرروحانی، وعظ آیات الهی را به عنوان چشم انداز خود برگزیند دچار چه سوء تفاهمی شده است. او ماموریت خویش را به درستی شناخته، اما هنوز از درک چشم انداز حقیقی خود &nbsp;چیزی که او را از دیگر مردان خدا متمایز می سازد &nbsp;ناتوان است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در کشور ما (ایران) و در سراسر جهان هزاران مرکز به منظور تبلیغ و ترویج دین وجود دارند و ماموریت مشترکی را دنبال می کنند. اما خداوند متعال برای هر یک از مراکز دینی راهی مشخص و در عین حال منحصربه فرد را برای انجام این ماموریت مشترک تعیین کرده است. در واقع هر مرکز باید سهم خاص خود را در تحقق این ماموریت با رویکرد یا تاکید مشخصی که خداوند مقرر &nbsp;فرموده، ادا کند. همین حکم کلی درباره ی من و شما، شرکت ها و سازمان ها هم صدق می کند. دکتر مونرو نقل می کند که روزی زنی نزد او آمده و اعلام می کند که &quot;من چشم انداز دارم.</div>
<div id="cke_pastebin">
	می خواهم یک مغازه ی کفش فروشی باز کنم.&quot; دکتر مونرو از او می پرسد که با وجود مغازه های کفش فروشی زیادی که در منطقه وجود دارد، او می خواهد چه جور کفش هایی بفروشد، و او پاسخ می دهد: &quot;فقط کفش کودک و نوجوان&quot;. دکتر مونرو به او تبریک می گوید و می افزاید: &quot;پس تو چشم انداز خود را پیدا کرده ای. بقیه ی کفش فروشی های منطقه، همه کفش های بزرگسال می فروشند، اما کفاشی تو منحصربه فرد خواهد بود، چرا که مردم برای خرید کف ش کودک و نوجوان تنها به مغازه ی تو مراجعه خواهند کرد.&quot;</div>
<div id="cke_pastebin">
	وقتی به درستی تفاوت میان چشم انداز و ماموریت را درک کردید، از گزن د حسادت و رقابت با دیگران در امان خواهید بود. چون دیگر مجبور نخواهید بود که دائماً به این سو و آن سو نگاه کنید و ببینید دیگران که ماموریت مشترکی با شما دارند، چکار می کنند، و این چنین است که دیگر از هدف اصلی و محوری خود منحرف نخواهید شد. اگر هر فرد یا سازمان چشم اندازِ ویژه ی خود را بیابد، حس رقابت در دنیا از میان خواهد رفت، زیرا جای کافی برای زندگی و فعالیت هر فرد یا سازمانی وجود خواهد داشت. حتا دیگر مفهومی به نام &quot;تقلید&quot; نیز از میان می رود. چشم انداز منحصربه فرد شما دقیقاً به این معناست که شما رویکرد یا روش ویژ ه ی خویش را برای انجام ماموریت تان برگزیده اید، و بنابراین کس دیگری وجود ندارد که شما بتوانید در انجام ماموریت خویش از وی تقلید یا اقتباس کنید. چشم انداز، همان طور که نیاز به تقلید را از بین می برد، به انفجار &quot;خلاقیت&quot; در فرد یا سازمان منتهی می شود. به دلیل منحصربه فرد بودن چشم اندازتان شما مجبور می شوید چشم از تمام عالم فرو بندید و صرفاً به این بیندیشید که شما، بله شما ، چگونه می توانید چشم انداز خود را به بهترین نحو ممکن محقق سازید.</div>
<div id="cke_pastebin">
	اما شما از کجا می توانید بفهمید که چشم انداز درستی را برگزیده اید؟ قبل از پاسخ گویی به این سوال شما باید پذیرفته باشید که خداوند متعال شما را برای تحقق هدف خاصی از راه خاصی آفریده است. این بدان معناست که نه شما و نه هیچکس دیگر، تصادفی به این دنیا نیامده اید. بنابراین، زمانی که چشم اندازتان را تعریف و مشخص کردید، بارها و بارها جسورانه از خود بپرسید که آیا این همان چیزی است که خداوند به من گفته است یا خداوند از من انتظار دارد؟&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	دومین عاملی که افراد و گاه سازمان ها را از پرداختن به چشم انداز حقیقی خود باز می دارد، غرق شدن در آرزوهای دور و درازی است که هرگز به اندیشه های روشن و عملیاتی تبدیل نمی شوند. به جای داشتن آرزوهای دور و درازی که هرگز به عملی منتهی نمی شوند، باید اراده و میلِ به اقدام داشت. به بیان ساده تر باید عزم خود را جزم کرد. همان طور که بعداً خواهیم گفت، شما برای انجام تمام کارها به این دنیا نیامده اید. خیلی ساده بگوییم، شما باید آرزوهای رویایی خود را هرس کرده، و یک یا چند تا از کلیدی ترین و در عین حال عملیاتی ترین آن ها را برگزینید و از همین امروز شروع کنید. اگر آرزوی رفتن به دانشگاه را دارید، به جای این که بگویید &quot;به دانشگاه خواهم رفت&quot;، باید همین الساعه به سراغ کتاب بروید و مطالعه را آغاز کنید؛ و همراه با آن نام دانشگاه یا دانشگاه هایی که را دوست دارید به آن ها بروید، مشخص کنید.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	به قول دکتر مونرو، رنگ پوست هیچ کس نقشی در موفقیت یا شکست او ندارد؛ آن چه اهمیت دارد رنگ زندگی شما است. اگر رنگ زندگی شما خاکستری باشد، به این معناست که هیچ راه مشخصی را برای زندگی خود انتخاب نکرده اید. بگذارید با انتخاب یک چشم انداز مشخص، رنگ زندگی شما روشن شود. کسی در رنگ خاکستری زندگی می کند که به جای آری و نه های محکم و مردانه، همیشه کلمه های مگر و شاید را بکار می گیرد. با اگرومگر مشکلی حل نمی شود. باید با هر آنچه که دارید شروع کنید. تردید و دودلی، از شما انسانی بی کیفیت می سازد. به گفته ی دکتر مونرو، مفلوک ترین انسان ها کسی است که نمی تواند تصمیمی مشخص بگیرد؛ انسان دودل و مردد، یعنی انسانی متزلزل و عاجز که زندگی خود را به بیهودگی سپری می کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	بسیاری از افراد، قبل از آن که برای خرید به بازار بروند، لیست کاملی از آنچه می خواهند بخرند تنظیم می کنند؛ اما شمار معدودی از انسان ها فهرستی دقیق از آنچه در زندگی می خواهند تدوین می کنند. بسیاری از افراد &nbsp;شاید خود شما &nbsp;سال هاست که به فکر انجام کاری هستید، اما تا امروز هیچ تصمیم قاطعی در این باره نگرفته اید. شاید از چیزی مثل شکست می ترسید و شاید هم نگران عکس المعل و برداشت مردم هستید. اگر در چنین وضعی قرار دارید، معنایش این است که شما &quot;زندگی ساز&quot; نیستید، بلکه این زندگی است که شما را می سازد و به هر جا که می خواهد می برد!</div>
<div id="cke_pastebin">
	بهانه تراشی سومین عاملی است که مانع تحقق چشم اندازتان می شود. و آن زمانی است که می دانید می خواهید چه کنید، اما در برداشتن گام اول و گام های بعدی درنگ &nbsp;امروز و فردا &nbsp;م یکنید. در این جا خوب است داستان دو مرد ماهی گیر را از دکتر مونرو بشنوید. دو مرد در دریاچه ای دچار توفان شدند؛ آن چنان توفان سختی که دو مرد نمی توانستند چیزی ببینند. یکی از آن ها گفت: &quot;ما دو راه بیشتر نداریم؛ یا برای نجات مان دعا کنیم و یا پارو بزنیم.&quot; مرد دوم گفت: &quot;هر دو کار را همزمان انجام می دهیم.&quot; این همان راه درستی است که باید در پیش گرفت: هم دعا، هم اقدام عملی.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	جمع بندی</div>
<div id="cke_pastebin">
	اجازه دهید بحث را جمع بندی کنیم. هدف اصلی این نوشتار تبیین تفاوت های م یان ماموریت،</div>
<div id="cke_pastebin">
	هدف ها، و چشم انداز بود؛ هر چند که در پایان به موانع تحقق چشم انداز نیز اشاره شد. به طور</div>
<div id="cke_pastebin">
	مشخص:</div>
<div id="cke_pastebin">
	ماموریت، یعنی کار مستمری که به انجام آن مشغول هستید یا فکر می کنید که خداوند شما را &middot; برای انجام آن آفریده است. خدمت به خدا، خدمت به میهن، خدمت به مردم، توسعه ی علم، پرداختن به تجارت و مواردی از این قبیل در زمره ی ماموریت قرار می گیرند &nbsp;مفاهیمی کلی و انتزاعی و فارغ از زمان و مکان و شرایط خاص شما.</div>
<div id="cke_pastebin">
	هدف ها یعنی نتایج مورد انتظار و قابل سنجش، مانند خرید خانه، اخذ درجه ی کارشناسی &middot; ارشد، خرید اتومبیل، راه اندازی یک کسب و کار جدید، فرزنددارشدن و الخ ... هدف ها محدود به زمان و مکان و شرایط خاص شما هستند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	چشم انداز همانا تصویری از آینده ی مطلوب و منحصربه فرد شماست. چشم انداز در واقع &middot; چگونگی انجام ماموریت شما را توسط شما نشان می دهد. اگر شما ماموریت خود را &quot;معلمی مردم&quot;، یعنی حرکتی انسان سازانه همانند انبیاء الهی در نظر گرفته اید، چشم انداز منحصربه فرد شما می تواند سرمایه گذاری تربیتی روی کودکان یا نوجوانان یک شهر خاص باشد یا کاری که دیگران آن را در نظر ندارند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	(مرضیه کیقبادی اندیشکده اصف)&nbsp;</div>]]></description>
<category><![CDATA[چشم انداز]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Thu, 26 Apr 2012 10:51:24 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>مهندسی مجدد</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/magazin/91-مهندسی-مجدد.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/magazin/91-مهندسی-مجدد.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	<span style="color:#f00;">چکیده:</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	سازمان یک نهاد اجتماعی است که مبتنی بر هدف بوده و دارای سیستم های فعال و هماهنگ است و با محیط خارجی ارتباط دارد. در گذشته، هنگامی که محیط نسبتاً باثبات بود، بیشتر سازمانها برای بهره برداری از فرصتهای پیش آمده به تغییرات تدریجی اکتفا می کردند. ولی با گذشت زمان سازمانها دریافتــه اند که فقط تغییرات تدریجی راهگشای مشکلات کنونی سازمانها نیست و گاهی برای بقای سازمان لازم است تغییراتی به صورتی اساسی و زیربنایی در سازمان ایجاد شود این تغییرات انقلابی را با نام مهندسی مجدد[۱] می شناسند. &nbsp;مدیران برای بهبود عملکرد سازمانی از &nbsp;مهندسی مجدد استفاده می&zwnj;کنند، مهندسی مجدد بر طراحی مجدد فرآیندهای کاری جهت دستیابی به بهره&zwnj;وری و مزیت رقابتی تمرکز می&zwnj;کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	مهندسی مجدد سازمان &nbsp;را از حالت وظیفه گرایی به سوی فرایند محوری حرکت می دهد. همین امر موجب سرعت بخشیدن به روند کارها کاهش هزینه ها و در نتیجه رقابتی تر شدن سازمان می گردد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	لذا &nbsp;این مقاله تعریف، اهداف، فنون، عوامل موفقیت، موانع، دیدگاه&zwnj;ها، عناصر مهندسی مجدد و همچنین ضرورت مهندسی مجدد &nbsp;را مورد بحث قرار داده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	<span style="color:#f00;">مقدمه :</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	هر سازمان و یا شرکت ، یک نهاد اجتماعی مبتنی بر هدف بوده و دارای سیستمهای فعال و هماهنگ است و با محیط خارجی ارتباط دارد. در گذشته ، هنگامی که محیط نسبتا با ثبات بود بیشتر سازمانها برای بهره&zwnj;برداری از فرصتهای پیش&zwnj;آمده به تغییرات تدریجی و اندک اکتفا می&zwnj;کردند ؛ اما با گذشت زمان ، در سراسر دنیا سازمانها دریافته&zwnj;اند که تنها تغییرات تدریجی راهگشای مشکلات کنونی آنان نیست و بنابراین تغییرات انقلابی بنام مهندسی مجدد در سازمان بوجود آمد. مهندسی مجدد امروزه به یکی از متداول&zwnj;ترین رویکردها برای اصلاح و بازنگری ها تبدیل شده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	[۱] BPR</div>
<div id="cke_pastebin">
	فردی از محلی می&rlm;گذشت، دو نفر را مشاهده کرد که یکی از آنها چاله&rlm;ای می&rlm;کند و دیگری آن را پر می&rlm;کند. کنجکاو شد و پرسید این کار شما چه معنی دارد؟ پاسخ می&rlm;دهند: ما سه نفری کار می&rlm;کنیم و بین ما تقسیم کار وجود دارد، نفر اول چاله می&rlm;کند، دیگری لوله&rlm;گذاری می&rlm;کند و سومی آن را پر می&rlm;کند. امروز نفر دوم غایب است و ما کار خود رانجام می&rlm;دهیم.</div>
<div id="cke_pastebin">
	این حکایت تفاوت بین مدیریت سنتی و مدیریت جدید و &nbsp;یا تفاوت (اداره کردن) و &laquo;مدیریت&raquo; را نشان داده و ضرورت مهندسی مجدد را آشکار می&zwnj;سازد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	<span style="color:#f00;">مهندسی مجدد</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	مهندسی&zwnj; مجدد یعنی&zwnj; آغازی&zwnj; دوباره ، فرصتی&zwnj; دیگر برای&zwnj; بازسازی&zwnj; فرایندها و دوباره&zwnj;سازی&zwnj; روشهای&zwnj; کار. چامپی [۱]نخستین کسی است که واژه مهندسی مجدد کسب و کار را ابداع کرد. در مجامع علمی نیز، همر[۲] در مقالات خود در سال ۱۹۹۰ نخستین کارهای علمی را در این زمینه انجام داد. نخستین کتاب مشترک چامپی و همر که در سال ۱۹۹۳ در مورد مهندسی مجدد نوشته شد،&zwnj; توجه توده بزرگی از دانش&zwnj;پژوهان و مدیران را به مقوله&zwnj; مهندسی مجدد جلب کرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&zwnj; &zwnj;اساس&zwnj; مهندسی&zwnj; مجدد بر بررسیهای&zwnj; مرحله&zwnj;ای&zwnj; و حذف&zwnj; مقررات&zwnj; کهنه&zwnj; و تصورات&zwnj; بنیادینی&zwnj; استوار است&zwnj; که&zwnj; زمینه&zwnj;ساز عملکرد کسب&zwnj;وکار کنونی&zwnj;اند . اکثر شرکتها انباشته&zwnj; از مقررات&zwnj; نانوشته&zwnj;ای&zwnj; هستند که&zwnj; از دهه&zwnj;های&zwnj; پیشین&zwnj; بر&zwnj;جا مانده&zwnj;اند . این&zwnj; مقررات&zwnj; بر پایه&zwnj; فرضهایی&zwnj; درباره&zwnj; فناوری ، کارمندان و اهداف سازمان&zwnj; به&zwnj;&zwnj;وجود آمده&zwnj;اند که&zwnj; دیگر کاربردی&zwnj; ندارند ؛ تا هنگامی&zwnj; که&zwnj; این&zwnj; شرکتها اینگونه مقررات&zwnj; را از سر خود باز نکنند هرگونه&zwnj; بازسازی&zwnj; و نوسازی&zwnj; بی&zwnj;تاثیر بوده&zwnj; و همانند گردگیری&zwnj; میز و صندلیها در ساختمانهای&zwnj; ویرانه&zwnj; خواهد بود .</div>
<div id="cke_pastebin">
	مهندسی&zwnj; مجدد عبارت&zwnj; است&zwnj; از بازاندیشی&zwnj; بنیادین&zwnj; و ریشه&zwnj;ای&zwnj; فرایندها برای&zwnj; دستیابی&zwnj; به&zwnj; پیشرفتی&zwnj; شگفت&zwnj;انگیز در معیارهای&zwnj; حساسی&zwnj; چون&zwnj; کیفیت&zwnj; و سرعت&zwnj; خدمات.</div>
<div id="cke_pastebin">
	شناخت مهندسی مجدد بدون توجه به ادبیات مدیریت ممکن نیست و شاید بهترین راه برای شناخت مهندسی مجدد تعامل این تئوری با سایر تئوریهای مدیریتی باشد، زیرا بسیاری از کسانی که به مطالعه مهندسی مجدد پرداخته و حتی به کار گرفته اند در میان انبوهی از تئوریهای مدیریت دچار سردرگمی گشته اند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در این مقاله ابتدا مهندسی مجدد را با سایر تئوری های مطرح مقایسه کرده به امید این که فهم دقیقی از مهندسی مجدد را ارائه کرده باشیم.</div>
<div id="cke_pastebin">
	<span style="color:#f00;">مهندسی مجدد و بهبود سازمان</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	بهبود سازمان دانشی از علوم رفتاری است &nbsp;که به &nbsp;کل سازمان نظر دارد و با همکاری و مشارکت مدیریت عالی سازمان &nbsp;اجرا می شود و بر توسعه و تغییر و بهسازی نظامها تاکید می ورزد. فعالیتهای بهبود سازمان بر هدفها و ماموریتهای کــوتاه مدت و میان مدت تمرکز دارد و هدف نهایی آن افزایش سلامت و درجه کفایت و اثربخشی سازمانی است. بهبود سازمان را کوششهای بلندمدت برای بهبود فرایندهای نوسازی و حل مسائل و مشکلات بویژه ازطریق مدیریت فرهنگ سازمانی اثربخش با بهره گیری از تئوری و فناوری علوم رفتاری و کاربردی و تحقیقات میدانی می دانند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	با توجه به نکات بالا در دیدگاه بهبود سازمان برای رسیدن به بهبود سازمانی باید از کانال بهبود رفتار سازمانی به بهبود ساختار سازمانی دست یافت ولی در دیدگاه مهندسی مجدد از بهبود فرایندها به بهبود ساختار و بهبود رفتار سازمانی می رسند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در ادبیات بهبود رفتار سازمانی تغییرات سازمانی به تطبیق سازمان با یک ایده، روش، فرایند یا رفتار در سطح سازمان و کل محیط داخلی و بین المللی می پردازد. ولی در ادبیات مهندسی مجدد، بحث تطبیق سازمان مطرح نیست.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغییر سازمانی</div>
<div id="cke_pastebin">
	در فلسفه تغییر چند دیدگاه وجود دارد. یک دیدگاه اختیار را برای انتخاب تغییر موردبررسی قرار می دهد. تغییراتی را که آزادانه انتخاب و انجام می شوند، تغییر برنامه ریزی شده و هدفدار گویند و تغییراتی که به سیستم تحمیل می شوند را غیر هدفدار می نامند که سیستم ناچار است برای انطباق خود با شرایط جدید برنامه ریزی مجدد داشته باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	دیدگاه دیگر تغییرات را ازنظر میزان تاثیرات بررسی می کند و تغییر را به تغییر ساده و عمیق تقسیم بندی می کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	دیدگاه دیگر زمان انجام تغییر را مدنظر قرار می دهد، در یک شیوه، تغییرات تدریجی را توصیه می کند و در شیوه مقابل تغییرات سریع و انقلابی را.</div>
<div id="cke_pastebin">
	دیدگاه دیگری نیز معتقد است هر سازمان در طول عمر خـــــــود پنج مرحله رشد را می گذراند. تغییر تکاملی سازمانها عبارت است از تولد، کودکی، جوانی، بزرگسالی، بلوغ و مرگ می باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	مهندسی مجدد تغییر هدفدار و برنامه ریزی شده است یعنی پیش از آنکه تغییر از بیرون سازمان بـــــر سیستم تحمیل شود سیستم پیش بینی تغییرات را می کند. به همین منظور، بهبود و اصلاح فرایندها در مهندسی مجدد فعالیتی مستمر است، اما تغییرات می تواند ساده و یا عمیق باشد. همچنین &nbsp;تغییرات در مهندسی مجدد سریع است و با تغییرات تدریجی سازگاری ندارد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	دو روش معمولی برای مهندسی مجدد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	<span style="color:#f00;">مهندسی مجدد آزاد :</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	در این روش، مهندسی مجدد بدون در نظر گرفتن سیستم یا فناوری خاصی و بر اساس نیازهای سازمان اجرا شده و هیچ محدودیت از پیش تعریف شده&zwnj;ای برای بازنگری و طراحی فرآیندها تعریف نشده است. در روش مهندسی مجدد آزاد، فرآیندهای بهینه برای سازمان طراحی می&zwnj;شود. این روش در مقایسه با روش مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری، گران&zwnj;تر است، لیکن برای پاسخ&zwnj;گویی به نیازهای سازمان، انعطاف&zwnj;پذیری بیش&zwnj;تری دارد. این روش، از روش مهندسی مجدد بر مبنای فناوری کندتر و پیاده&zwnj;سازی آن نیز مشکل&zwnj;تر است. با بهره&zwnj;گیری از این روش سازمان&zwnj;ها می&zwnj;توانند به مزیت رقابتی دست یابد، چون فرآیندها تنها برای آن&zwnj;ها ایجاد شده و رقبا نمی&zwnj;توانند به این فرآیندها دست&zwnj;رسی داشته باشند. اجرای مهندسی مجدد با این روش ممکن است تغییرات اساسی و ریشه&zwnj;ای را برای سازمان به همراه داشته باشد. این روش در صورتی که با آموزش، فرهنگ&zwnj;سازی و مشارکت کارکنان همراه باشد، در عمل با مشکلات کم&zwnj;تری از لحاظ حمایت کارکنان روبه&zwnj;رو خواهد شد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	<span style="color:#f00;">مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری:</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	در این روش ابتدا سیستم برنامه&zwnj;ریزی منابع سازمان انتخاب می&zwnj;شود و سپس بر اساس این سیستم، مهندسی مجدد فرایندها صورت می&zwnj;گیرد. اُلیری از این روش با عنوان مهندسی مجدد محدود، یاد می&zwnj;کند. این روش نسبت به روش مهندسی مجدد آزاد ساده&zwnj;تر و ارزانتر است. چون نیازی به تغییر سیستم نیست و تنها فرایندهای سازمان با توجه به سیستم تغییر می&zwnj;کنند. این روش فرایندهای سازمان را بر اساس قابلیتهای سیستم طراحی می&zwnj;کند. روش مهندسی مجدد مبتنب بر فناوری ، سازمان را با چالشهایی نیز روبرو می&zwnj;سازد. طراحی فرایندها براساس یک سیستم جدید بدون در نظر گرفتن نیازهای کاربران، مقاومت و نارضایتی آنها را برمی انگیزد و هزینه&zwnj;های آموزشی قابل توجهی را متوجه شرکت ها می&zwnj;کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	مزایای مهندسی مجدد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱.کارمند&zwnj;محوری : شرکت&zwnj;هایی که مهندسی مجدد را بکار بسته&zwnj;اند فرایندهای کار را نه تنها به صورت افقی بلکه به صورت عمودی به یکدیگر فشرده&zwnj;اند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۲.جریان طبیعی فرایندها : مهندسی مجدد سبب می&zwnj;شود تا روند طبیعی پیشرفت کار &nbsp;، جایگزین دستورهای ساختگی شود . این امر موجب می&zwnj;گردد که زمان&zwnj;های تلف شده میان پایان یک مرحله و آغاز مرحله بعد حذف می&zwnj;گردد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۳. ارجاع منطقی امور : ویژگی مهندسی مجدد عبور کار از مرزهای سازمانی است ، در سازمانهای سنتی ، انجام کار برعهده متخصصان سازمان است اما در مهندسی مجدد ارتباط بین فرایند و سازمانها کاملا دگرگون می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۴.کاهش بازرسی و کنترل : این نظام بازرسی و کنترل بیش از پیش&zwnj;گیری از تخلفات ، با کاستن شگفت&zwnj;آور هزینه ، به هدف نهایی کنترل کمک می&zwnj;نماید.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۵. کاهش موارد اختلاف : یکی دیگر از امتیازهای مهندسی مجدد ، کاستن از موارد حل اختلاف است ؛ در این فرایند ، تماسها و دریافت اسناد گوناگون از بیرون به کمترین اندازه می&zwnj;رسد و در نتیجه امکان ایجاد اختلاف و برخورد کمتر می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	<span style="color:#f00;">ضرورت مهندسی مجدد :</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	مهندسی مجدد اگر چه برای اولین بار توسط مایکل همر در ادبیات مدیریت وارد شد ولی برای اولین بار توسط مایکل همر صورت نگرفت.</div>
<div id="cke_pastebin">
	بی شک مهندسی مجدد در طول تاریخ بشر بارها اتفاق افتاده است و مبدع مهندسی مجدد مایکل همر نیست. وی از نهضت حضرت موسی (ع) تحت عنوان مهندسی مجدد یاد می کند و می گوید: ما می دانیم که پیامبران دو دسته اند، برخی صاحب کتاب و شـــــریعت و ایجادکننده نهضت و برخی ادامه دهنده نهضت و مسئول حفظ و صیانت از نهضت بودند. پیامبرانی که ایجاد نهضت کردند مثل حضرت موسی(ع)، عیسی(ع) و حضرت محمد(ص) با اقدامات اساسی خود مهندسی مجدد کردند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	دینی که تحریف شده و از مسیر خود خارج شده به منظور بازگشت به مسیر اصلی نیاز به مهندسی مجدد دارد. اکثر مکاتب جهانی نیز معتقدند در آخرالزمان مصلحی ظهور خواهدکرد و عدالت اجتماعی را به ارمغان خواهدآورد. شیعیان نیز اعتقاد دارند زمانی که دین اسلام تحریف شده و فساد درمیان مردم رایج می شود ،موعود ظهور خواهدکرد. شیعیان این اعتقاد را دارند که امام زمان آخرین اطلاعات و علوم را در اختیار دارد و اصلاحات را براساس آخــــرین دستاوردهای فناوری پی ریزی می کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	بنابراین، می توان نتیجه گرفت مهندسی مجدد برای بقای هر نهاد اجتماعی لازم است. همه نهادها که دارای بحران هستند و یا پیش بینی می کنند دچار بحران خواهندشد و حتی نهادهایی که در اوج اقتدار هستند نیز می توانند برای تعالی و در اوج ماندن از مهندسی مجدد بهره مند گردند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	علل روی آوردن سازمانها به مهندسی مجدد می&zwnj;تواند وابسته به عوامل خارجی یا عوامل داخلی سازمان باشد .</div>
<div id="cke_pastebin">
	<span style="color:#f00;">الف &ndash; عوامل خارجی :</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	با مشاهده سطح رقابت در بازارهای جهانی نیاز به نوآوری در سازمان بیشتراحساس می&zwnj;شود تا سازمان بتواند خدمات یا محصولات با استانداردهای جهانی و قابل رقابت تولید کند . بنابراین ، افزایش دانش و همچنین هماهنگی بین فرایندهای سازمان از بزرگترین چالشهای سازمانهای امروزی به شمار می&zwnj;رود . مهندسی مجدد می&zwnj;تواند به عنوان ابزاری جهت بهبود شگرف در عملکرد به کار رود . رشد فناوری اطلاعات نیز به عنوان یکی دیگر از عوامل انتخاب مهندسی مجدد سازمانها به حساب می&zwnj;آید . اهمیت فناوری اطلاعات امروزه به گونه&zwnj;ای است که تقریبا هر وظیفه&zwnj;ای در سازمان به نحوی با آن سروکار خواهد داشت . رشد روزافزون فناوری اطلاعات می&zwnj;تواند به عنوان عامل تسهیل&zwnj;کننده جهت توسعه شکل جدید سازمان و معماری آن باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	به طور خلاصه عوامل خارجی انتخاب مهندسی مجدد عبارتند از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱- &nbsp; افزایش رقابت در بازارهای جهان.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۲- &nbsp; تغییرات در نیازهای افراد</div>
<div id="cke_pastebin">
	۳- &nbsp; افزایش سطح انتظارات</div>
<div id="cke_pastebin">
	۴- &nbsp; پیشرفتهای حاصل&zwnj;شده در فناوری اطلاعات</div>
<div id="cke_pastebin">
	۵- &nbsp; محیط متغیر و نامطمئن امروزی</div>
<div id="cke_pastebin">
	<span style="color:#f00;">ب &ndash; عوامل داخلی :</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	تغییر در استراتژیهای سازمان می&zwnj;تواند به عنوان عاملی جهت تحریک سازمانها در انتخاب مهندسی مجدد برای ادامه مسیر باشد . تغییرات در ساختار سازمانی نیز ممکن است ضرورت ایجاد تغییرات در فرایندها را ملموس&zwnj;تر سازد. تغییرات موردنظر در فرایندها ، روشها ، مهارتها و رفتارها نیز می&zwnj;توانند به عنوان عوامل داخلی در انتخاب مهندسی مجدد به شمار روند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	.به طور خلاصه عوامل داخلی مهندسی مجدد عبارتند از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱- تغییر در استراتژیهای سازمان</div>
<div id="cke_pastebin">
	۲- تغییر ساختار سازمانی.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۳- ضرورت ساده&zwnj;سازی.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۴- تغییر در فرایندها ، روشها ، مهارتها و رفتارها</div>
<div id="cke_pastebin">
	<span style="color:#f00;">عوامل شکست پروژه&zwnj;هاى مهندسی مجدد :</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	عوامل زیادی &nbsp;وجود دارند که در صورتی که به آنها توجه نشود ، زمینه&zwnj;ساز ناکامی مهندسی مجدد خواهند شد. از جمله این عوامل می&zwnj;توان به موارد ذیل اشاره نمود :</div>
<div id="cke_pastebin">
	بی&zwnj;توجهی به فرایندها .</div>
<div id="cke_pastebin">
	بی&zwnj;اعتنایی به ارزشها و اعتقادات کارکنان&zwnj; .</div>
<div id="cke_pastebin">
	به نتایج مختصر راضی شدن؛ تجربه نشان داده است که اصلاحات مقطعی در دراز مدت بی&zwnj;تاثیر و حتی مخرب هستند .</div>
<div id="cke_pastebin">
	فرهنگ سازمانی کنونی و گرایشهای مدیریت ، موانع آغاز مهندسی مجدد هستند&zwnj;.</div>
<div id="cke_pastebin">
	انتظار به راه افتادن مهندسی مجدد از پایین سازمان ؛ به دو دلیل مهندسی مجدد از پایین سازمان انجام نمی&zwnj;شود : نخست اینکه فشار مورد نیاز مهندسی مجدد باید از بالای سازمان تامین شود ، چراکه کارکنان رده پایین دیدگاه گسترده&zwnj;ای درمورد سازمان و مشکلات فرایندهای آن ندارند . دوم آنکه مدیران میانی به دلیل ترس از به خطر افتادن تواناییها و نفوذ و اختیارات کنونی ، دست به اینگونه دگرگونیها نمی&zwnj;زنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	رهبران و مدیرانی که مهندسی مجدد را نمی شناسند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	کوشش به راضی نگهداشتن همه کارکنان ؛ در اجرای مهندسی مجدد خیلی از واحدها منحل می&zwnj;شود و شاید پاره&zwnj;ای از کارکنان پست خود را از دست بدهند ، پس کوشش در خشنود کردن همگان بی&zwnj;نتیجه خواهد بود&zwnj;.</div>
<div id="cke_pastebin">
	عقب&zwnj;نشینی در برابر مخالفان مهندسی مجدد و تحولات.</div>
<div id="cke_pastebin">
	طولانی شدن برنامه ؛ مهندسی مجدد برای همه کارکنان شرکت با نگرانی همراه است .</div>
<div id="cke_pastebin">
	<span style="color:#f00;">عوامل موفقیت پروژه&zwnj;هاى مهندسى مجدد :</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	مشارکت قوی و پایدار مدیریت رده بالا</div>
<div id="cke_pastebin">
	اولویت&zwnj;بندى استراتژیک (در مسیر و منطبق با اهداف استراتژیک شرکت).</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغییرات مداوم کسب و کار همراه با اهداف قابل سنجش</div>
<div id="cke_pastebin">
	متدولوژى اثبات شده (که دربرگیرنده&zwnj;ى چشم&zwnj;اندازی برای فرایندها باشد).</div>
<div id="cke_pastebin">
	مدیریت تغییر مؤثر</div>
<div id="cke_pastebin">
	خط مالکیت (مالکیت و پاسخ گوى).</div>
<div id="cke_pastebin">
	ترکیب گروه مهندسى مجدد (هم در همدلى و یکرنگى و هم در دانش).</div>
<div id="cke_pastebin">
	به طور کلی همواره پروژه مهندسی مجدد به نیازهای اطلاعاتی جدید نیازمند است و شاید لازم باشد که به منظور رفع این نیازمندیها فناوری جدید به کار گرفته شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	امروزمشکل سازمانها ریشه فرایندی دارد. مشکل در انجام وظایف و فعالیتهای مستقل نیست، بلکه مشکل در چگونگی پیوند دادن آنها و ایجاد یک کل ارزش آفرین، نهفته است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	امروزه سازمانهای موفق به منظور فراهم آوردن شرایط ادامه حیات در محیط رقابتی ، به کمک مهندسی مجدد دست به دگرگونی و نوآوری می زنند.باوجود مزایای مهندسی مجدد باید اذعان داشت که مهندسی مجدد، فرایند ساده ای نیست و در مراحل آغازین استقرار موجب بروز مشکلاتی در سازمان می شود. از این رو، انتخاب یک روش مناسب برای پیاده سازی با توجه به شرایط سازمان می&zwnj;تواند جزو فاکتور های افزایش موفقیت پروژه&zwnj;های مهندسی مجدد باشد.زمینه&zwnj;سازی،توجه به چگونگی اجرا و شناخت مجموعه عواملی که اجرای مهندسی مجدد را تسهیل می&zwnj;کند از اهمیت خاصی برخوردار است.</div>
<div>
	<span style="color:#000080;">نویسنده: لطف اله علیپور&nbsp;</span></div>
<div id="cke_pastebin">
	منابع :</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱.همرو جیمز چمپی، مهندسی دوباره شرکتها، ترجمه عبدالرضا رضائی نژاد، انتشارات موسسه فرهنگی رسا، تهران، ۱۳۷۹</div>
<div id="cke_pastebin">
	۲. حمودزاده، ابراهیم،طراحی مجدد سازمانهای صنعتی اولین کنفرانس علمی کاربردی سازمان صنایع هوافضا ۱۳۷۹.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۳.- فراهانی محمدرضا، نقش فناوری اطلاعات در فرایند مهندسی کسب و کار مجله تدبیر شماره ۱۳۳ بهمن ۱۳۸۲</div>
<div id="cke_pastebin">
	۴. سپهری، مهران، مهندسی مجدد فرآیندهای سازمان، ماهنامه تدبیر شماره ۱۲۲، خرداد ۱۳۸۱</div>
<div id="cke_pastebin">
	۵. Smith. Adam; An Inquity Into the Nature &amp; Causes of the Wealth of Nation; London &amp; tToronto: J.M. Dent &amp; Sons, Ltd., 1910</div>
<div id="cke_pastebin">
	6.Hammer, M. (1996), Beyond Reengineering, Harper Collins, London</div>
<div id="cke_pastebin">
	[1] .CHampy</div>
<div id="cke_pastebin">
	[2] .Hammer</div>]]></description>
<category><![CDATA[مقالات]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 20 Apr 2012 23:21:50 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>نیاز به چابکی در مدیریت سازمان</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/news/97-نیاز-به-چابکی-در-مدیریت-سازمان.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/news/97-نیاز-به-چابکی-در-مدیریت-سازمان.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در بازار رقابتی، نیاز مبرمی به توسعه و بهبود انعطاف&zwnj;پذیری و نیز پاسخگویی سازمان وجود دارد. امروزه بسیاری از سازمانها و شرکتها با رقابت فزاینده&zwnj; پایدار و نامطمئنی روبه&zwnj;رو هستند که به واسطه نوآوریهای تکنولوژیکی، تغییر محیطهای بازاری و نیازهای درحال تغییر مشتریان، شدت یافته است. این وضعیت بحرانی موجب اصلاحات عمده&zwnj;ای در چشم&zwnj;انداز استراتژیک سازمان، اولویتهای کسب وکاری، و بازبینی مدلهای سنتی و حتی مدلهای نسبتاً معاصر شده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	به&zwnj;عبارتی می&zwnj;توان گفت که: رویکردها و راه&zwnj;حلهای گذشته دیگر قابلیت و توانایی خود برای رویارویی با چالشهای سازمانی و محیط بیرونی را از دست داده&zwnj;اند؛ یا بهتر است با رویکردها و دیدگاههای جدیدی جایگزین شوند. از این&zwnj;رو، یکی از راههای پاسخگویی به این عوامل تغییر و تحول سازمانی چابکی (Agility) است. در واقع، چابکی، به عنوان پارادایم جدیدی برای مهندسی سازمانها و بنگاههای رقابتی است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در این مقاله به بیان تعریفها، ویژگیها و مضامین کلیدی پارادایم چابکی پرداخته می شود تا این کار مقدمه ای برای تلاشها و پژوهشهای آتی محققان و دست اندرکاران اجرایی باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱- تغییرات محیطی، عامل اصلی نیاز به چابکی</div>
<div id="cke_pastebin">
	به نظر می&zwnj;رسد تغییر، یکی از ویژگیهای اصلی سازمانها در عصر رقابتی جدید باشد. کمتر سازمانی را می توان یافت که در یک دوره&zwnj;ی مثلاً سه تا شش ماهه یا حتی یکساله، تغییری را در محیط خود شاهد نباشد. با توجه به بافتی که در حال حاضر بر دنیای کسب و کار سازمانها حکمفرماست، سازمانها ناگزیر از انجام تغییراتی در نگرش، دانش، رویکردها، رویه&zwnj;ها و نتایج مورد انتظار خود هستند. شریفی و ژانگ (۱۹۹۹) با مطالعه فراوان، عرصه&zwnj;های دستخوش تغییر در محیط کسب و کار را بدین گونه طبقه&zwnj;بندی می&zwnj;کنند:</div>
<div id="cke_pastebin">
	- ناپایداری و بی&zwnj;ثباتی بازار که به علت رشد بخش کوچکی از بازار، کثرت ارائه&zwnj; محصولات جدید و نیز افول دوره&zwnj; عمر محصول ناشی می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- رقابت شدیدی که به دلیل بازار در حال تغییر سریع، افزایش فشار هزینه&zwnj;ای، رقابت پذیری فزاینده و توسعه&zwnj; کوتاه مدت محصولات جدید به وجود می&zwnj;آید.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغییرات نیازهای مشتریان که به دلیل تقاضای سفارشی، افزایش انتظارهای کیفی و زمان حمل سریع&zwnj;تر به&zwnj;وجود می&zwnj;آید.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- شتاب تغییرات تکنولوژیکی که با معرفی تسهیلات تولیدی جدید و کارآمد، یکپارچگی سخت&zwnj;افزاری و نرم&zwnj;افزاری سیستم&zwnj;ها حاصل می&zwnj;گردد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغییرات عوامل&zwnj;اجتماعی&zwnj;که برای حفاظت &zwnj;محیط&zwnj;زیست، انتظارهای &zwnj;نیروی&zwnj;کار و فشارهای حقوقی و قانونی پدیدار می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	البته علت تغییر و تحولات دنیای کسب و کار را می&zwnj;توان این&zwnj;گونه نیز برشمرد: قابلیت دسترسی فزاینده به فناوری، رقابت شدید بر سر توسعه فناوری، جهانی&zwnj;شدن بازارها و رقابت تجاری، رشد سریع دسترسی به فناوری، تغییر در میزان حقوق و دستمزد و مهارتهای شغلی، مسئولیت زیست محیطی و محدودیتهای منابع، و مهم&zwnj;تر از همه افزایش انتظارهای مشتری (اس تی جان و همکاران، ۲۰۰۱).</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۲- تعریفهای مفهوم چابکی</div>
<div id="cke_pastebin">
	واژه&zwnj; چابک در فرهنگ لغت، به معنای: حرکت سریع، چالاک، فعال، و چابکی توانایی حرکت به صورت سریع و آسان، و قادر بودن به تفکر به صورت سریع و با یک روش هوشمندانه است. ریشه و زادگاه چابکی، ناشی از تولید چابک است و تولید چابک مفهومی است که طی سالهای اخیر عمومیت یافته و به عنوان استراتژی موفق توسط تولیدکنندگانی که خودشان را برای افزایش عملکرد قابل ملاحظه&zwnj;ای آماده می&zwnj;کنند، پذیرفته شده است. در چنین محیطی، هر سازمانی باید توان تولید همزمان محصولات متفاوت و با طول عمر کوتاه، طراحی مجدد محصولات، تغییر روش&zwnj;های تولید، و توان واکنش کارآمد به تغییرات را داشته باشد. در صورت داشتن چنین توانمندی&zwnj;هایی، به آن بنگاه تولیدی، سازمان چابک اطلاق خواهد شد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تعریفهای زیادی برای چابکی ارائه شده است اما هیچ یک، مخالف با یکدیگر نبوده، یکدیگر را نقض نمی&zwnj;کنند. عموماً این تعریفها، ایده سرعت و تغییر در محیط کسب وکار را نشان می دهند. با توجه به جدید بودن بحث چابکی، تعریف جامعی&zwnj;که مورد تائید همگان باشد، وجود ندارد. به باور شریفی و ژانگ(۱۹۹۹) چابکی به معنای توانایی هر سازمانی برای حسگری، ادراک و پیش بینی تغییرات موجود در محیط کاری است. چنین سازمانی باید بتواند تغییرات محیطی را تشخیص داده، به آنها به عنوان عوامل رشد و شکوفایی بنگرد. آنها در جایی دیگر چابکی را توانایی فائق آمدن بر چالشهای غیرمنتظره برای رویارویی با تهدیدهای بی&zwnj;سابقة محیط کاری و کسب مزیت و سود از تغییرات به عنوان فرصتهای رشد و پیشرفت تعریف می&zwnj;کنند. برایان ماسکل(۲۰۰۱) چابکی را توانایی رونق و شکوفایی در محیط دارای تغییر مداوم و غیرقابل پیش بینی تعریف می&zwnj;کند. از این بابت، سازمانها نباید از تغییرات محیط کاری خود هراس داشته، از آنها دوری کنند؛ بلکه باید تغییر را فرصتی برای کسب مزیت رقابتی در محیط بازار تصور کنند. ورنادات(۱۹۹۹) معتقد است: چابکی را می&zwnj;توان به صورت همراستایی نزدیک سازمان با نیازهای متغیرکاری در جهت کسب مزیت رقابتی تعریف کرد. در چنین سازمانی، &zwnj;هدفهای کارکنان با هدفهای سازمان در یک راستا قرار داشته و این دو توأم با یکدیگر درصدد هستند تا به نیازهای متغیر مشتریان پاسخ مناسبی بدهند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	بر حسب نتایج و پیامدها، چابکی به معنای تغییرات پویا، موقعیت&zwnj;گرا و جسورانه (متهورانه) است که متضمن موفقیت در زمینه سهم بازار، و دستیابی به مشتریان انبوه می باشد. به عبارت دیگر، در اینجا منظور از چابکی، توانایی یک واحد کسب وکار برای رشد و بقاء در یک محیط رقابتی است که تغییرات آن مستمر و غیر قابل پیش بینی بوده، نیازمند واکنش سریع به بازارهای متغیر است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	بدون تردید، این امر از راه ارزش&zwnj;آفرینی در محصولات و خدماتِ مورد نیاز مشتریان صورت می&zwnj;گیرد (گولدمن و همکاران، ۱۹۹۵). بنابراین چابکی ممکن است به صورت توانایی یک سازمان برای واکنش سریع به نیازمندیهای بازار و نیازهای مشتریان تعریف شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	به اعتقاد کید (۱۹۹۴) به منظور عملیاتی ساختن پارادایم چابکی، می&zwnj;توان آن را تلفیقی از مؤسسات بی&zwnj;شمار دانست که هر یک، چندین مهارت یا شایستگی&zwnj;کلیدی را برای فعالیتهای مشترک دارند و می توانند سازمان را به کمک یکدیگر برای واکنش سریع به نیازمندی&zwnj;های متغیر مشتریان، آماده سازند. کاملاً مشهود است که منظور اصلی کاید در اینجا، همان سازمان مجازی است.کاید یکی از جامع&zwnj;ترین تعریفهای چابکی&zwnj;سازمانی را این&zwnj;گونه ذکر می&zwnj;کند:</div>
<div id="cke_pastebin">
	&laquo;سازمان چابک یک کسب وکار باسرعت، سازگار و آگاهانه است که قابلیت سازگاری سریع در واکنش به تحولات و وقایع غیرمنتظره پیش&zwnj;بینی نشده، فرصتهای بازار و نیازمندیهای مشتری را دارد. در چنین کسب وکاری فرایندها و ساختارهایی یافت می&zwnj;شود که سرعت، انطباق و استحکام را تسهیل کرده دارای سازمان هماهنگ و منظمی است که توانایی نیل به عملکرد رقابتی در محیط تجاری کاملاً پویا و غیرقابل پیش&zwnj;بینی را دارد و البته این محیط با کارکردهای کنونی سازمان بی&zwnj;تناسب نیست(کید، ۲۰۰۰)&raquo;.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	این تعریفها از چابکی، سازمان را پویا، موقعیت&zwnj;گرا، تغییرپذیر، و رشد محور تجسم می&zwnj;کنند. علت تمایل به پویایی در این است که شرایطی که امروزه از اثر آنها، یک سازمان به چابکی می&zwnj;رسد، ممکن است فردا مؤثر و اثربخش نباشد. علت موقعیت&zwnj;گرایی نیز آن است که محیط بازار بر سطح چابکی مورد نیاز تأثیر می&zwnj;گذارد. دلیل تغییرپذیری نیز این است که چابکی در گرو حرکت سازمان به سمت سازگاری و تطابق است. آخرین مورد، چابکی به صورت رشد محور است که از راه توانایی سازمان برای ادراک و تصدیق مجدد چشم&zwnj;انداز، بازسازی استراتژی&zwnj;ها،&zwnj; و نوآوری در فنون و تکنیکها مصداق می&zwnj;یابد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	چابکی به توانایی تولید و فروش موفقیت آمیز دامنة گسترده&zwnj;ای از محصولات کم&zwnj;هزینه، باکیفیت، زمانهای تاخیرکوتاه و تنوع اندازه محموله&zwnj;ها اشاره می&zwnj;کند که برای مشتریان متعدد و مشخصی از راه تولید مبتنی بر خواسته انبوه مشتری ایجاد ارزش می&zwnj;کند. در واقع، چابکی یک توانایی اساسی است که ایجاب می&zwnj;کند سازمان بتواند تغییرات موجود در محیط تجاری را احساس، دریافت، ملاحظه، تجزیه و تحلیل و پیش بینی کند و بنا به این تعریف، تولیدکننده چابک، دارای سازمانی است که دیدگاه وسیعی در مورد نظم نوی دنیای کسب و کار داشته، با تواناییها و توانمندیهای معدود خود به رویارویی با آشفتگیها و نابسامانیهای نامحدود می&zwnj;پردازد و جنبه های مزیتی جریانهای تغییر را تسخیر می&zwnj;کند. مزایای حاصل از بهبود و افزایش سطح چابکی سازمانی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱- پیشبرد سریعتر سازمان به سمت هدفهای از پیش تعیین شده؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۲- خدمت رسانی بهتر،کاهش قیمتها، و ثبات سازمان؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۳- کسب ارزش در قبال سرمایه گذاری در زمینه فناوری اطلاعات ؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۴- کاهش حجم بودجه اختصاصی در زمینه فناوری اطلاعات؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۵- برقراری هماهنگی لازم بین سرویس دهندگان فناوری اطلاعات ؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۶- توانایی سازمان در تغییر فرایندها و بهبود عملیات کاری؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۷- پاسخگویی سریعتر سازمان به نیازهای مشتری؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۸- افزایش رضایت خاطر کارکنان؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۹- پاسخگویی مناسب به تغییرات؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱۰- توسعه چشمگیر مهارتهای کارکنان؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱۱- افزایش ارزشهای کاری و عملیاتی؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱۲- توجه و تأکید بر کنترل سازمان؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱۳- پیشرفت ساختار فرایندهای سازمانی؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱۴- بهبود کنترل هزینه، و افزایش کارایی سازمان به دلیل کنترل و کاهش هزینه&zwnj;ها.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۳- سیر ظهور و پیدایی مفهوم چابکی</div>
<div id="cke_pastebin">
	از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا اواسط دهه ۱۹۹۰ در پی تحولات گسترده اقتصادی و سیاسی در سرتاسر جهان، تلاشها و اقدامات زیادی برای شناخت ریشه ها و عوامل موثر بر نظام های جدید در کسب و کار جهانی به مرحله عمل در آمده&zwnj;است. ایالات متحده امریکا برای نخستین بار، وقتی که رکود چشمگیری را در سهم کسب وکار جهانی به ویژه در عرصه تولید (که با رقابتهای جدیدی از سوی آسیا و اروپا روبه&zwnj;رو شده بود) به چشم دید، سکان رهبری این نهضت را در دست گرفت. در سال ۱۹۹۱ گروهی از متخصصان صنعتی مشاهده کردند که نرخ افزایش تغییرات در محیط تجاری از توانایی&zwnj;های سازمان&zwnj;های تولیدی سنتی در جهت تطبیق و سازگاری با آن، سریعتر و شتابان تر است. این سازمانها در استفاده از مزایای فرصتهایی که برای آنها ارائه می&zwnj;شد ناتوان بودند و این ناتوانی در تطبیق با شرایط تغییر ممکن بود در بلندمدت باعث ورشکستگی و ناکامی&zwnj;شان شود (هرمزی، ۲۰۰۱). بنابراین برای نخستین بار، پارادایمی جدید در گزارشی که عنوانش استراتژی بنگاه&zwnj;های تولیدی در قرن بیست و یکم: دیدگاه متخصصان صنعتی بود به وسیله مؤسسه یا کوکا (Iacocca) منتشر و به همگان معرفی شد (نایجل و داو، ۱۹۹۱). بلافاصله، عبارت تولید چابک به طور مشترک با انتشار این گزارش مورد استفاده عموم قرار گرفت (گوناسکاران و همکاران، ۲۰۰۱).</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	به عنوان تکمله مطلب بالا باید گفت که در سال ۱۹۹۱، دانشگاه لی&zwnj;های با حمایت مالی نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا به همراه مؤسسه یاکوکا، مطالعاتی بر روی ۱۳ سازمان تولید کننده بزرگی مانند: جنرال موتور، جنرال الکتریک، آی. بی. ام، تگزاس اینستریومنت و &hellip; انجام دادند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	هدف از این مطالعه، پاسخ به این پرسش بود که سازمانهای موفق در سالهای قرن بیست و یکم، چه ویژگیهایی خواهند داشت. پس از آن، بیش از یک&zwnj;صد سازمان دیگر نیز مورد مطالعه قرار گرفتند و در سال ۱۹۹۱ این تحقیقات با عنوان مطالعه مؤسسات تولیدی در قرن ۲۱ نامگذاری شده، بعدها در سال ۱۹۹۵، حاصل این تحقیقات در کتاب استیون گولدمن، نایجل و پریس با عنوان: رقبای چابک و سازمان&zwnj;های مجازی انتشار یافت. از جمله نتایج پژوهشهای یاد شده می توان به این موارد اشاره داشت:</div>
<div id="cke_pastebin">
	محیطهای رقابتی جدید، تحولات بسیاری را در میان سیستم های تولیدی و سازمانها به وجود آورده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	سازمانهایی که دارای مزیتهای رقابتی در این محیط جدید باشند و به&zwnj;سرعت بتوانند محصولات را مطابق نیاز مشتریان تولید کنند، چابک و پیشرو هستند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	لازمه کسب چابکی، وجود سیستم تولید انعطاف پذیر، دارا بودن نیروی کار دانش پذیر، و ساختار مدیریتی مشوق نوآوریهای تیمی (چه در داخل و چه در بین سازمان ها) است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اگر سازمانهای آمریکایی نتوانند به سمت تولید چابک حرکت کنند، استاندارد زندگی در این کشور با خطر جدی مواجه خواهد شد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۴- قابلیت&zwnj;های کلیدی چابکی در سازمان</div>
<div id="cke_pastebin">
	مؤسسه&zwnj;ها و سازمان&zwnj;های چابک نگران و دلواپس تغییر، عدم اطمینان و عدم پیش&zwnj;بینی در محیط کسب وکار خود هستند. بنابراین، این مؤسسه&zwnj;ها برای رسیدگی به تغییر، عدم اطمینان و عدم قابلیت پیش&zwnj;بینی در محیط کاری خود، به شماری از قابلیتهای متمایز نیازمندند (شهائی و رجب زاده، ۱۳۸۴). این قابلیتها چهار عنصر اصلی را شامل می&zwnj;شوند که به عنوان مبنای حفظ و توسعه چابکی به شمار می&zwnj;روند:</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱- پاسخگویی که به توانایی تشخیص تغییرات و واکنش سریع و بهره&zwnj;جویی از آنها اشاره دارد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۲- شایستگی که بر توانایی کسب هدفها و مقاصد سازمان دلالت می کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۳- انعطاف&zwnj;پذیری و قابلیت سازگاری که عبارتست از: توانایی برای جریان دادن به فرایندهای مختلف و کسب هدفهای مختلف، با استفاده از تسهیلات یکسان.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۴- سرعت که عبارت است از توانایی انجام فعالیت&zwnj;ها در کم&zwnj;ترین زمان ممکن.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۴-۱- بهبود قابلیتهای چابکی در سازمان</div>
<div id="cke_pastebin">
	در آینده و در زمان رقابت در محیط بازار رقابتی و پویا، شرکتها و سازمانها باید به فکر توسعه قابلیتهای چابک و استفاده از چابکی به عنوان مزیت رقابتی باشند. یکی از مشکلات تمرکز بر بهبود چابکی، پویایی و نیز اقتضائی بودن قابلیتی است که از پیش توسط سازمان تعریف شده است. چابکی در اینجا به عنوان یک راه بی&zwnj;پایان از بهبود مستمر قلمداد می شود و از آنجا که هیچ طرحی برای اندازه&zwnj;گیری چابکی در ادبیات این تئوری ذکر نشده است، تعیین سطح خاصی از چابکی مورد نیاز دشوار و مشکل است. در این راستا، فوکورکا و فلیدنر(۱۹۹۸) براساس نظرات ناکان (۱۹۸۶) و نیز نظرات فردوس و دی&zwnj;مِیِر (۱۹۹۰) مدلی را برای بهبود قابلیتهای چابکی تهیه و طراحی کرده&zwnj;اند. این مدل حاکی از آن است شرکت&zwnj;هایی که بدون در نظرگرفتن سایر قابلیتهای عملکردی، بر بهبود چابکی تأکید می کنند، احتمالاً با شکست و ناکامی روبه&zwnj;رو خواهند شد. پیش از شروع به ایجاد و کاربرد چابکی، لازم است مبنای شایستگی در سایر ویژگیهای رقابتی مشخص شود. این مدل تل&zwnj;ماسه&zwnj;ای شکل که به نوعی مدل بسط یافته فردوس و دی میر است، به شرکتها و سازمانها پیشنهاد می&zwnj;کند که در آینده برای رقابت و پایداری، بر بعد چابکی حساب ویژه&zwnj;ای باز کنند (فوکورکا و فلیدنر، ۱۹۹۸). همان&zwnj;گونه که در نمودار ۱ مشخص است، بهبود کیفیت پیش&zwnj;شرط ضروری برای بهبود و توسعه سایر قابلیت&zwnj;های رقابتی است. پس از دستیابی به سطح قابل قبولی از کیفیت، شرکتها و سازمانها باید کماکان به فکر توسع? تلاشهای کیفیت باشند و در عین حال، برنامه&zwnj;ها و راهکارهایی را برای بهبود قابلیت اطمینان خود تهیه و تنظیم کنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	هنگامی که سطح قابل قبولی از قابلیت اطمینان به دست آمد، در عین تداوم دو فعالیت پیش، شرکتها یا سازمانها بایستی به انعطاف پذیری، پاسخگویی و قابلیت سازگاری روی بیاورند و مبتنی بر بهبود موفق در عرصه قابلیتهای انعطاف&zwnj;پذیری، شرکتها و سازمانها می توانند به سمت چابکی و چالاکی گام بردارند. به علاوه، تلاش برای بهبود چابکی نیز باید تحت حمایت و پشتوانه تلاشهای بهبود کیفیت، قابلیت اطمینان و انعطاف پذیری بیشتر نیز باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۵- مضامین کلیدی در مفهوم چابکی</div>
<div id="cke_pastebin">
	برای چابکی در سازمان، چهار مفهوم کلی تعریف می شود: مدیریت شایستگی&zwnj;های کلیدی، سازمان مجازی، قابلیت نوسازی سازمان، و سازمان دانش محور.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۵-۱- مدیریت شایستگی&zwnj;&zwnj;های کلیدی: نخستین &zwnj;مفهوم نهفته در پارادایم چابکی، شایستگی&zwnj;های کلیدی است. مثلاً، شایستگی&zwnj;های&zwnj;کلیدی &zwnj;نیروی &zwnj;&zwnj;انسانی، عبارتست از: مهارت&zwnj;ها، معلومات، رفتارها و تجربه&zwnj;ها. با سرمایه&zwnj;گذاری&zwnj;در تعلیم و تربیت نیروی انسانی می&zwnj;توان شایستگی&zwnj;های کلیدی کارکنان و در نتیجه قابلیتهای سازمان را افزایش و توسعه داد، زیرا نیروی انسانی از منابع مهم سازمان محسوب می&zwnj;شود و اهمیت آن در تئوریهای پیشرفته مدیریت روز به روز بیشتر و حیاتی&zwnj;تر می&zwnj;شود. شایسته محوری به دلیل اهمیت استراتژیک و منافع بلندمدت آن، باید منجر به ایجاد این شرایط سه&zwnj;گانه شود:</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱) قابلیت پذیرش ریسک زیاد؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۲) رسیدن به بینش وسیعی درباره بازارها؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	۳) غنی&zwnj;سازی ارزش&zwnj;های مشتری در محصولات نهایی، به طوریکه اقتباس و کپی&zwnj;برداری از محصولات برای رقبا مشکل و دشوار باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	البته، ایجاد شایسته &zwnj;محوری، کار چندان ساده&zwnj;ای نیست. مدیریت باید از مسئولیتی منحصربه&zwnj;فرد در قبال مهارتهای اصلی و نیز کسب دانش و معلومات در سازمان برخوردار باشد. لازم است این کار باید با لیست&zwnj;کردن قابلیت&zwnj;های اساسی سازمان آغاز شده، تا حلقه&zwnj;های مفقوده مشخص شود. حلقه&zwnj;های مفقوده به وسیله همکاری و اتحاد با سایر سازمان&zwnj;ها احیاء می&zwnj;شود. همکاری در جایی که سازمان همسطح و همتراز رقبای خود می&zwnj;باشد، خیلی مهم و ارزنده است. این مسئله اشاره به این امر دارد که در حالت ایده&zwnj;آل، چابکی، رقابت و همکاری یک سازگاری دو طرفه و متقابل است. همکاری بین سازمان&zwnj;ها امکان پاسخگویی سریع به تقاضاهای متنوع را فراهم می&zwnj;سازد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۵-۲- سازمان مجازی: مصداق و نمونه بارز یک سازمان چابک، استفاده از ساختار مجازی است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	سازمان مجازی در فرهنگ مدیریت واژه&zwnj;ای نو است که شکل و گونه جدیدی از سازمان را معرفی می&zwnj;کند. تغییرات گسترده و پیشرفتهای به دست آمده در عرصه فناوری اطلاعات در چند دهه گذشته، ضرورت تجدید نظر در مسائل مختلف از جمله ساختار سازمانی را اجتناب ناپذیر کرده است. به کارگیری فناوریهای اطلاعاتی، نظیر: اینترنت، پست الکترونیکی و نیز فراگیر شدن استفاده از کامپیوتر باعث شده تا شکلهای سازمانی جدیدی پا به عرصه وجود بگذارند که ماهیتی کاملاً متفاوت با سازمانهای سنتی، بزرگ و دیوانسالار دارند. ساختاراین سازمانها به صورت واحدهای کوچک، خودکفا و منعطف، همراه با سیستم&zwnj;های ارتباطی پیشرفته است. از ویژگیهای سازمان مجازی می&zwnj;توان به رقابت جهانی، ایجاد انگیزه در نیروی انسانی، استفاده بیشتر از تکنولوژی ارتباطات، تغییر ساختار سازمانی، کارآفرینی، طراحی مجدد مشاغل، حمایت از حسابرسی اجتماعی و حفاظت از محیط زیست، تاکید بر نرم افزار به جای سخت افزار، و پویایی فرایند خط&zwnj;مشی&zwnj;گذاری اشاره کرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در سازمان مجازی عامل مهمی که مجازی بودن را تعیین می کند، واگذاری فعالیتها به سازمان های دیگر و تأمین کالاها و خدمات با همکاری و مشارکت واحدهای خارج از سازمان است. هر اندازه این واگذاری یا برون&zwnj;سپاری گسترده&zwnj;تر باشد سازمان بیشتر به سوی مجازی شدن حرکت کرده است. بنا به فرض، سازمانی که تا اندازه&zwnj;ای کارها را به واحدهای داخلی تفویض کرده است، سازمان مجازی محدود محسوب می&zwnj;شود و سازمانی که اغلب قریب به اتفاق، فعالیتهای خود را به سازمان&zwnj;های بیرونی واگذار کرده، سازمان مجازی کامل است. درکل، سازمان&zwnj;های پارندی، سازمانهای شبکه ای و سازمانهای بدون مرز و به تازگی سازمانهای سه وجهی شبدری، همه روایتهای متفاوتی از مقوله سازمان مجازی هستند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۵-۳- قابلیت تجدید ساختار: سازمانهای چابک به آسانی می&zwnj;توانند تغییر قابل&zwnj;توجهی را در تمرکز، متنوع&zwnj;سازی و نوسازی کسب و کار خود برای تسریع در رسیدن به یک هدف مخصوص ایجاد کنند؛ به گونه&zwnj;ای که این امر بتواند فرصتهای گرانبهایی را برای سازمان به وجود آورد. این سازمان&zwnj;ها قادر به پیشدستی در رقابت هستند وکلید این امر، ایجاد یک برنامه استراتژیک است که نقشه وسیعی از تواناییها، قابلیتها و مهارتهای اصلی سازمان را نمایان می سازد. این نوع از سازمانها دارای موقعیت&zwnj; خوبی بوده، امتیازاتی از قبیل: سرعت، به دست آوردن بازار پیش از رقبا از راه محصولات جدید، و چابکی را از راه فراهم&zwnj;آوردن محصولات موردنیاز مشتریان پیش از ایجاد و مطرح شدن نیاز آنان&zwnj; دارند. برای &zwnj;این&zwnj; منظور، مدیریت &zwnj;باید در تکنولوژیهایی سرمایه&zwnj;گذاری&zwnj;کندکه&zwnj; در سطح&zwnj;کارخانه انعطاف&zwnj;پذیری عملیاتی ایجاد می&zwnj;کنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۵-۴- سازمان دانش&zwnj;محور: صاحب&zwnj;نظران تعریفهای زیادی را از دانش در سطح سازمان ارائه کرده&zwnj;اند که شامل تجربه&zwnj;های افراد سازمان، گزارشها، بانک&zwnj;های اطلاعاتی و پرونده&zwnj;ها است. سازمان&zwnj;هایی که قصد چابک شدن را دارند باید نیروهای تربیت شده و دارای انگیزه خوب را با یک مجموعه درست از مهارت&zwnj;ها، تجربه و دانش ارتقاء دهند؛ به گونه&zwnj;ای که این امر جزء ضروری و جدانشدنی از استراتژی شرکت قلمداد شود. اطلاعات و دانش در چنین سازمانی در اختیار نیروی کار بوده و بطور خلاصه می&zwnj;توان گفت که تفکر دانش به منزل? قدرت است بر چنین سازمان&zwnj;هایی حکمفرماست.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	نتیجه گیری</div>
<div id="cke_pastebin">
	امروزه، محیط سازمانها آبستن تغییرات، فرصتها و چالشهای زیادی است که توانایی و قابلیت رویارویی با آنان را می توان از سازمانها انتظار داشت. از یک طرف، داشتن نگاه استراتژیک به تغییرات و فرصتهای حاصل از تغییرات، و از طرف دیگر، بهبود تواناییها و زیرساختهای سازمان می تواند سازوکار مناسبی برای موفقیت بلندمدت و پایدار سازمان باشد. با این نگاه، در این مقاله از تعریفها، ویژگیها و مضامین کلیدی پارادایم نوظهور چابکی سخن به میان آمد تا دستمایه&zwnj;ای برای آغاز تحقیقات بنیادین و اساسی در عرصه سازمانها (نه فقط عرصه تولید که خاستگاه تولید چابک است) باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	منابع</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱- شهائی، بهنام؛ سبحانی نژاد، مهدی: سازمان یادگیرنده (مبانی نظری، الگوی تحقق و سنجش)؛ چاپ اول، انتشارات یسطرون. (۱۳۸۵)</div>
<div id="cke_pastebin">
	۲- شهائی، بهنام؛ رجب زاده، علی: بررسی ابعاد ارزیابی چابکی سازمانی در سازمانهای دولتی با رویکرد فناوری اطلاعات، دومین کنفرانس بین&zwnj;المللی مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات، اسفندماه، ایران (۱۳۸۴).</div>
<div id="cke_pastebin">
	۳- شهائی، بهنام(۱۳۸۵): بعد انسانی چابکی سازمان، مجله تدبیر، شماره ۱۷۵، آذر ماه، سازمان مدیریت صنعتی.</div>
<div id="cke_pastebin">
	۴- Dove, R (2001): Responsibility: the language, structure, and culture of the agile enterprise. New York: Wiley.</div>
<div id="cke_pastebin">
	5- Ferdows, K; De Meyer, A (1990): Lasting improvements in manufacturing performance: in search of a new theory, Journal of Operations Management, Vol. 9 No. 2, pp. 168-83.</div>
<div id="cke_pastebin">
	6- Goldman, S; Nagel, R; Preiss, K (1995): Agile competitors and virtual organizations, Kenneth: van No strand Reinhold.</div>
<div id="cke_pastebin">
	7- Hormozi, A.M (2001): Agile Manufacturing: the next Logical Step, Benchmarking an International Journal, 8 (2), 2001, 132-143.</div>
<div id="cke_pastebin">
	8- Kidd, p (2000): Two definitions of agility, available at website address: www.CheshiireHenbury.com .</div>
<div id="cke_pastebin">
	Li Jin-Hai and et.al (2003): the evolution of agile manufacturing, business process management journal, vol.9, no.2, pp 170-189.</div>
<div id="cke_pastebin">
	9- Maskell, B (2001): The age of agile manufacturing, Supply Chain Management: An International Journal; Vol.6, No 1, pp. 5-11.</div>
<div id="cke_pastebin">
	10- Sharifi, H and Zhang, Z (2001): Agile manufacturing in practice: Application of a methodology, International Journal of Operations &amp; Production Management, Vol. 21, No.5/6, pp.772-794.</div>
<div id="cke_pastebin">
	11- St. John CH, Cannon, A; Pouder, R (2001): Change drivers in the new millennium: an agenda for operations strategy research, J Oper Manage 2001; 19:143&ndash;۶۰٫</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱۲- Vernadat, F (1999): Research agenda for agile manufacturing, LGIPM, ENIM/University International Journal of Agile Management Systems, 1/1, 37-40.</div>
<div id="cke_pastebin">
	13- Vokurka, R; Fliedner, G (1998): The journey toward agility, Industrial Management &amp; Data Systems 98/4, pp.165&ndash;۱۷۱٫</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	بقیه منابع در دفتر مجله محفوظ است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	بهنام شهائی: کارشناس ارشد مدیریت دولتی از دانشگاه پیام نور و پژوهشگر مرکز مطالعات مدیریت و بهره&zwnj;وری ایران</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	منبع : ماهنامه تدبیر</div>]]></description>
<category><![CDATA[اخبار, مقالات]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 20 Apr 2012 23:03:37 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>مديريت و ارتباطات سازماني</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/news/96-مدىرىت-و-ارتباطات-سازمانى.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/news/96-مدىرىت-و-ارتباطات-سازمانى.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	مقدمه</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;در بيست و پنج سال گذشته، تمرکز اصلي تفکرات استراتژيک بر روي استراتژي هاي رقابتي بوده و موضوع رقابت در مرکز توجه الگوهاي تدوين استراتژي ريشه دوانده است. با چنين نگرشي، شگفت آور نيست که سازمان ها به شکل ماهرانه اي نحوه رقابت با يکديگر را آموخته و از طريق تجزيه و تحليل اصول اساسي ساختار اقتصادي که در حال حاضر درجريان است، يک جايگاه استراتژيک همانند تمايز، کاهش هزينه يا تمرکز را براي خود اتخاذ کنند. از اين رو امروزه به اندازه يک زرادخانه ابزارها و چارچوبهاي تحليلي همانند مدل رقابتي پورتر بوجود آمده اند که چراغ رقابت را در قلب استراتژي روشن مي کنند. اما واقعاً بايد اينگونه باشد؟</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;با توجه به فضاي رقابتي موجود و وجود رقيبان قدرتمند يك كارآفرين براي موفقيت در عرصه حضور خود بايد چه تمهيداتي را بايد بيانديشد ؟</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;شايد استراتژي اقيانوس آبي پاسخ مناسبي براي اين پرسش باشد.</p>
<div>
	<img alt="استراتژيک اقيانوس آبي" border="0" height="278" src="http://mmicinternational.com/images/images/ocean-blue1.jpg" style="border-top-style:none;border-right-style:none;border-bottom-style:none;border-left-style:none;border-width:initial;border-color:initial;border-image:initial;" width="425" /></div>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<strong>كليات استراتژي اقيانوس آبي</strong></p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;تحقيقات پروفسور چان کيم نشان مي دهد اگرچه رقابت يک مسئله اساسي است، اما تمرکز بيش از حد بر روي استراتژي هاي رقابتي باعث مي شود تا شرکت ها و محققان يک جنبه بسيار مهم از استراتژي را ناديده گيرند. اين جنبه مهم عبارت است از:&nbsp;<em>آفرينش يک بازار جديد&nbsp;</em>(<em>يا يک فضاي جديد در بازار فعلي</em>)&nbsp;<em>که در آن هيچ رقيبي وجود ندارد، و بدين ترتيب رقابت را بي معني کردن. و اين همان اقيانوس آبي است.</em>&nbsp;در اين تحقيقات بازار جهاني به دو اقيانوس تشبيه شده است: اقيانوس هاي آبي و اقيانوس هاي قرمز. اقيانوس هاي قرمز نماد کليه صنايعي اند که امروزه موجود بوده و شرکت ها در آن به رقابت مي پردازند. اقيانوس هاي قرمز در واقع بازارهاي شناخته شده هستند. اقيانوس هاي آبي، کليه صنايعي هستند که درحال حاضر وجود ندارند. اينها فضاهاي شناخته نشده بازار هستند.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
	<strong>تفاوت هاي اقيانوس ها</strong></p>
<p>
	&nbsp;</p>
<div>
	<img alt="استراتژيک اقيانوس آبي" border="0" height="356" src="http://mmicinternational.com/images/images/jadvale-ocean-blue1.jpg" style="border-top-style:none;border-right-style:none;border-bottom-style:none;border-left-style:none;border-width:initial;border-color:initial;border-image:initial;" width="513" /></div>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<strong>كارآفريني چيست؟</strong></p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي&nbsp;Entreprendre&nbsp;به معناي &quot; متعهد شدن &quot; نشاُت گرفته اسـت. بنابـر تعريف واژنامه دانشگـاهي وبستر : كارآفرين كسي است كه متعهد مي شود مخاطره هـاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي ، اداره و تقبل كند.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;اقتصاد دانان نخستين كساني بودند كه در نظريه هاي اقتصادي خود به تشريح كارآفرين و كارآفريني پرداختند. ژوزف شومپــيتر كارآفرين را نيــروي محركــه اصلي در توسعه اقتصادي مي داند و مي گويد: نقش كارآفرين نوآوري است . از ديدگاه وي ارائه كالايي جديد ، ارائه روشي جديد در فرآيند توليد ، گشايش بازاري تازه ، يافتن منابع جديد و ايجاد هرگونه تشكيلات جديد در صنعت و... از فعاليت هاي كارآفرينان است. كـرزنر نيز كـه از استــادان اقتصاد دانشگاه نيويورك مي باشد كارآفريني را اين گونه تشريح مي كند : كارآفريني يعني ايجاد سازگاري و هماهنگي متقابل بيشتر در عمليات بازارها.</p>
<p align="center">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
	<strong>ويژگيهاي شخصيتي كارآفرينان</strong></p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ديويد مك كللند از استادان روانشناسي دانشگاه هاروارد آمريكا كه اولين بار &quot;نظريه روانشناسي توسعه اقتصادي&quot; را مطرح نمود ، معتقد است كه عامل عقب ماندگي اقتصادي در كشور هاي در حال توسعه مربوط به عدم درك خلاقيت فردي است بنابر عقيده ايشان با يك برنامه صحيح تعليم و تربيت مي توان روحيه كاري لازم را در جوامع تقويت نمود ، به گونه اي كه شرايط لازم براي صنعتي شدن جوامع فراهم آيد.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;كارلند و همكارانش اهم ويژگيهايي را كه در مورد كارآفرينان مورد بررسي واقع و تاُييد شده بودند ، جمع آوري نمودند كه اهم آنها عبارتند از:</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;- نياز به توفيق</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;- تمايل به مخاطره پذيري</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;- نياز به استقلال</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;- كارآفرينان داراي مركز كنترل دروني هستند.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;- خلاقيت</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:40.2pt;">
	<strong>يك كارآفرين در كجا بايد به دنبال آب هاي آبي باشد</strong></p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;مسير ها و راه هاي مختلفي براي جستجو يك ايده ناب براي خلق يك بازار ناب وجود دارد كه به صورت خلاصه مي توان به اين موارد اشاره نمود</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;جستجو و بررسي در صنايع جايگزين</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;جستجو و بررسي گروه هاي استراتژيك در صنايع</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;جستجو و بررسي در ميان زنجيره مشتريان</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;جستجو و بررسي در ميان محصولات و خدمات مكمل</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;جستجو و بررسي در ميان خصيصه هاي كاركردي يا احساسي خريداران</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;جستجو و بررسي در سراسر زمان</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
	<strong>ابزارهاي موجود در استراتژي اقيانوس آبي</strong></p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;استراتژي اقيانوس آبي ابزار هاي زيادي را براي يافتن سنجيدن و بكار بردن ايده هاي مورد نياز كارآفرينان خلق و ابداع نموده كه مي توان به موارد زير اشاره نمود</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;تحليل صحنه رقابت</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ترسيم نقشه رقبا (پيشرو،&zwnj;مهاجر و مقيم)</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;چارچوب مسيرهاي متفاوت نوآوري در ارزش</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:72pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;رويکرد چهار اقدامي</p>
<p align="center">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
	<strong>تحليل صحنه رقابت</strong></p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;تحليل صحنه رقابت: ترسيم وضعيت هر شركت بر اساس عوامل كليدي موفقيت در صنعت و عوامل کليدي ارزش آفريني براي صنعت. تدوين نقشه وضعيت فعلي استراتژي سازمان، براي تعيين عواملي که صنعت در حال حاضر از نقطه نظر محصولات، خدمات و تحويل بر روي آن رقابت و سرمايه گذاري مي کند، و همچنين تعيين جايگاه فعلي سازمان در ميان رقبا.</p>
<div align="justify">
	<p dir="RTL">
		&nbsp;</p>
	<p align="center">
		<img alt="استراتژيک اقيانوس آبي" border="0" height="303" src="http://mmicinternational.com/images/images/pic-ocean-blue1.jpg" style="border-top-style:none;border-right-style:none;border-bottom-style:none;border-left-style:none;border-width:initial;border-color:initial;border-image:initial;" width="510" /></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
		<strong>ترسيم نقشه رقبا (پيشرو،&zwnj;مهاجر و مقيم):</strong></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ترسيم نقشه يا جايگاه رقبا روش ديگري است كه مي&zwnj;تواند به نوآوري ارزش كمك كند. در محور عمودي، شركتهاي رقيب از لحاظ ماهيت عملكرد و رفتار در سه دسته طبقه&lrm;بندي مي شود:</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;پيشگامان : آنهايي كه نوآوري ارزشي دارند يا ارزشهاي نوآورانه خلق مي&lrm;كنند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;پيروان: آنهايي كه در ارزشهاي فعلي اصلاحاتي انجام مي&lrm;دهند يا به بهبود ارزشهايي كه قبلاً محقق شده&nbsp; مي&lrm;پردازند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;مقيم&lrm;ها يا ماندگارها: آنهايي كه راه تقليد را پيش مي&lrm;گيرند و بدون نوآوري يا بهبود به شبيه&lrm;سازي مي&lrm;پردازند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
		<strong>چارچوب مسيرهاي متفاوت نوآوري در ارزش:</strong></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;تجزيه و تحليل استراتژيک بر اساس شش مسير خلق اقيانوس هاي آبي: بررسي صنايع جايگزين، بررسي گروه هاي استراتژيک داخل صنعت، بررسي زنجيره مشتريان، بررسي محصولات و خدمات مکمل، بررسي خصيصه هاي کارکردي يا احساسي و بررسي روند زماني.</p>
	<p dir="RTL">
		&nbsp;</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
		<strong>رويکرد چهار اقدامي:</strong></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;در رويکرد اقيانوس اّبي چهار دسته اقدامات را براي نوآوري ارزش آفريني در صنعت معرفي مي شود:</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
		1ـ ايجاد كردن (Create):&nbsp;عوامل يا خدمات جديدي كه تاكنون در اين صنعت ارايه نشده است.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
		2ـ حذف كردن(Eliminate):&nbsp;عواملي كه حذف آنها موجبات درخشش صنعت مي&zwnj;شود.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
		3ـ ابداع كردن(Raise):&nbsp;عواملي كه مي&zwnj;توانند فراتر از استانداردهاي متداول در صنعت ظاهر شوند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
		4ـ كاهش دادن(Reduce):&nbsp;تعديل عواملي (بيشتر از حد استاندارد متداول صنعت) كه موجبات خشنودي مشتريان را فراهم مي&zwnj;سازد.</p>
	<p align="center">
		<img alt="استراتژيک اقيانوس آبي" border="0" height="276" src="http://mmicinternational.com/images/images/pic-ocean-blue2.jpg" style="border-top-style:none;border-right-style:none;border-bottom-style:none;border-left-style:none;border-width:initial;border-color:initial;border-image:initial;" width="510" /></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:33.1pt;">
		<strong>الزامات رويکرد اقيانوس آبي :</strong></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;بديهي است تمامي ايده&lrm;ها نوآوري در ارزش تلقي نمي&zwnj;شوند. يك كالا ياخدمات نوآور بايد از ويژگيهاي زير برخوردار باشد:</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:40.2pt;">
		1ـ كاربرد: آيا دليلي وجود دارد كه مشتريان ، كالا يا خدمات جديد را بخرند؟ يعني كالاي جديد نيازي از مصرف&lrm;كننده را برآورده مي&zwnj;سازد.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:40.2pt;">
		2ـ قيمت: آيا انبوه مشتريان توانايي خريد محصول يا خدمات جديد را دارند؟</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:40.2pt;">
		3ـ هزينه: آيا ساختار هزينه كالا يا خدمات به نحوي است كه بتوان آن را&nbsp; با سودآوري به بازار ارائه كرد؟</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:40.2pt;">
		4ـ قابليت: آيا شركت قادر است شكاف قابليتي خود را در اسرع وقت برطرف نمايد؟</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:40.2pt;">
		5ـ تطبيق: آيا امكان انتقال ايده يا تقليد از آن وجود دارد؟ و آيا تدابيري براي عدم امكان انتقال يا تقليد صورت گرفته است؟</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;آيا تا كنون ايده خود را ايده هاي بسياري وارد مخيله يك انسان خلاق مي شود ولي كدام ايده جواب مثبت را از سرمايه گزاري ريالي و زماني خواهد برد؟&nbsp;فرآيند زير از نظر استراتژي اقيانوس آبي پاسخگو خواهد بود به آزمون گذاشته ايد:</p>
	<p align="center">
		<img alt="استراتژيک اقيانوس آبي" border="0" height="319" src="http://mmicinternational.com/images/images/pic-ocean-blue3.jpg" style="border-top-style:none;border-right-style:none;border-bottom-style:none;border-left-style:none;border-width:initial;border-color:initial;border-image:initial;" width="510" /></p>
	<p>
		&nbsp;</p>
	<p align="center">
		<img alt="استراتژيک اقيانوس آبي" border="0" src="http://mmicinternational.com/images/images/pic-ocean-blue4.jpg" style="border-top-style:none;border-right-style:none;border-bottom-style:none;border-left-style:none;border-width:initial;border-color:initial;border-image:initial;" /></p>
	<p dir="RTL">
		&nbsp;</p>
	<p dir="RTL">
		<strong>نمونه موفق</strong></p>
	<p dir="RTL">
		&nbsp;</p>
	<p dir="RTL">
		شرکت هواپيمايي ساوت وست</p>
	<p dir="RTL">
		موفقيت ساوت در کتاب استراتژي اقيانوس آبي و ديگر کتاب هاي بارها و بارها تحليل شده است.</p>
	<p dir="RTL">
		اين شرکت از نظر حمل مسافر سومين شرکت هواپيمايي دنيا است.</p>
	<p dir="RTL">
		در سال 2004 هواپيماهاي اين شرکت به طور ميانگين 7 پرواز روزانه داشتند و 11 ساعت در روز پرواز کردند</p>
	<p dir="RTL">
		از بدو تأسيس و فعاليت شرکت تاکنون حتي يک پرواز منجر به فوت مسافر در سابقه خود نداد.</p>
	<p dir="RTL">
		در سال 1992 شركت&lrm;هاي هواپيمايي جمعاً 2 ميليارد دلار ضرر داده و با احتساب زيان سال 1992، عملكرد زيان بار آنها جمعاً به 8 ميليارد دلار رسيد. سه شركت معروف هواپيمايي مشمول قانون ورشكستگي قرار گرفته و ديگران نيز در صف الحاق به آنها شدند.</p>
	<p dir="RTL">
		از ۳۴ شركت تازه&nbsp;واردى كه پس از ۱۹۷۸ از راه رسيدند، ۳۲ شركت خيلى زود ورشكسته شدند.</p>
	<p dir="RTL">
		اما يك شركت به نام ساوس&lrm;وست سودآور و در حال رشد بود...</p>
	<p align="center">
		<img alt="استراتژيک اقيانوس آبي" border="0" height="359" src="http://mmicinternational.com/images/images/sood-avar1.jpg" style="border-top-style:none;border-right-style:none;border-bottom-style:none;border-left-style:none;border-width:initial;border-color:initial;border-image:initial;" width="297" /></p>
	<p dir="RTL">
		<strong>نتيجه گيري</strong></p>
	<p dir="RTL">
		گزاره اصلي اين است: لازم نيست در فضاي رقابتي خون آلود وارد شويم و تلاش كنيم تا رقباي خود را در&nbsp;<strong>اقيانوس قرمز</strong>ضعيف سازيم و خودمان هم ضعيف شويم. ياد بگيريم با ايجاد بازارهاي جديد و خلق اقيانوس هاي جديد آبي و &nbsp;پرهيز از رقابت به رشد سريع استراتژيک برسيم. رقابت در صنايع پر ازدحام، مسير مطمئني براي دستيابي به عملکرد مطلوب نيست. فرصت واقعي، آفرينش&nbsp;<strong>اقيانوس هاي آبي</strong>&nbsp;در فضاهاي ناشناخته و بي رقيب بازار است.</p>
	<p dir="RTL">
		منابع و ماخذ :</p>
	<p align="right" dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<a href="http://business-iran.persianblog.ir/post/34" target="_blank">business-iran.persianblog.ir/post/34</a></p>
	<p align="right" dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<a href="http://www.fara.ir/index.ph" target="_blank">www.fara.ir/index.ph</a></p>
	<p align="right" dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<a href="http://www.npsn.ir/" target="_blank">www.npsn.ir</a></p>
	<p align="right" dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<a href="http://www.sepasmoqadam.com/" target="_blank">sepasmoqadam.com</a></p>
	<p align="right" dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<a href="http://www.isi.org.ir/Magezin/183/62.asp" target="_blank">www.isi.org.ir/Magezin/183/62.asp</a></p>
	<p align="right" dir="RTL" style="margin-right:36pt;">
		&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<a href="http://www.sciencearchive.ir/view.aspx?tid=13&amp;cid=122&amp;sid=457" target="_blank">www.sciencearchive.ir/view.aspx?tid=13&amp;cid=122&amp;sid=457</a></p>
	<p dir="RTL">
		<strong>ارسال شده توسط خبرنگار&nbsp;&nbsp;MMIC&nbsp;: امیر نویدی</strong></p>
</div>]]></description>
<category><![CDATA[اخبار, یادداشت ]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 20 Apr 2012 22:56:23 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>مديريت و ارتباطات سازماني</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/magazin/95-مدىرىت-و-ارتباطات-سازمانى.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/magazin/95-مدىرىت-و-ارتباطات-سازمانى.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	چكيده</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	وجود سازمان وابسته به ارتباطات است و هر مديري معمولا بيشتر وقت خود را صرف برقرار كردن ارتباط مي&zwnj;كند. براي ايجاد هماهنگي بين عناصر مادي و انساني سازمان به صورت يك شبكه كارامد و موثر، برقراري ارتباطات مطلوب ضروري است، زيرا وقتي ارتباطات برقرار نشود، فعاليت سازمان متوقف مي&zwnj;شود و در واقع مي&zwnj;توان گفت كه مديريت كارساز به برقراري ارتباطات موثر بستگي دارد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اكثر ( اگر نگوييم همه) مواردي كه مديران و سازمان ها براي حفظ يكپارچگي سازمان، مديريت، ايجاد خلاقيت، برآورده كردن انتظارات و انجام تعهدات نياز دارند وابسته به ايجاد يك ارتباط موثر و مناسب در سازمان است.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	واژه هاي كليدي: ارتباط، سازمان، مديريت</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مقدمه&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	جهان کنونی جهانی است پر از تغييرات شتابان. دگرگونيهای بسياری در ارکان جامعه صورت گرفته و پيشرفتهای سريع علوم و تکنولوژی انسان را با وضعيتی روبرو ساخته که کمتر شباهتی با گذشته دارد. يکی از علومی که تحولات بسياری داشته علم مديريت است که پا به عرصه نوينی از حيات خود گذاشته و در پاسخ به چالشهای محيطی به جستجوی روشهای تازه پرداخته است. يکی از تحولات اساسی که در مديريت ايجاد شده است تحول در نحوه نگرش به سازمان است. تا چند دهه گذشته سازمانها به عنوان ابزارهايي برای ايجاد هماهنگی بين افراد و کنترل افراد در راستای دستيابی به اهداف بودند ولی امروزه سازمانها با نگرش وسيع&zwnj;تر درنظرگرفته مي&zwnj;شوند و به مفاهيمي چون فرهنگ و ارتباطات سازمانی توجه ويژه ای مي&zwnj;شود. تقريبا در دو دهه گذشته بسياری از دانشمندان و محققان مديريت به بررسی نقش فرهنگ و ارتباطات در عملکرد سازمانها پرداخته و تحقيقات و مطالعات فراوانی نيز در اين زمينه انجام گرفته است. ارتباطات سازمانی يک موضوع پيچيده و نقش آن در عملکرد سازمان بسيار حائز اهميت است. توجه به فرهنگ و ارتباطات سازمانی منحصر به مراکز علمی نيست، بلکه سازمانهای تجاری و توليدی نيز از آن بعنوان کليد موفقيت ياد نموده&zwnj;ان .</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارتباط برای هماهنگی فعاليتهای گروهی، اجرای وظايف رهبری و انجام وظايف مديريتی لازم است، بنابراين مديرانی که مديريت خود را با توجه به مفاهيم ارتباطات سازمانی اعمال نمايند به وضوح از موفقيت بيشتری برخوردار خواهند گرديد. در مديريت اموری چون ارتباطات انسانی، عوامل موثر بر ارتباطات، گروههای رسمی و غيررسمی، روشهاي بهبود ارتباطات و رفع موانع ارتباطی در سازمان حائز اهميت است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	سازمان</div>
<div id="cke_pastebin">
	برای بررسی دقيق&zwnj;تر مفهوم ارتباطات سازمانی ابتدا به توضيح مفاهيم سازمان و ارتباطات می&zwnj;پردازيم. سازمان به مجموعه&zwnj;ای اجتماعی، هدفدار و وظيفه مدار اطلاق می شود. مجموعه ای که هر کدام از اعضای آن دارای هدف های فردی هستند و کل مجموعه به عنوان يک نظام دارای اهداف سازمانی می&zwnj;باشد. اين مجموعه برای انجام فعاليتهايش به نوعی هماهنگی در چارچوب يک ساختار سازمانی نيازمند است. هيچ سازمانی نمی&zwnj;تواند در خلاء به وجود آيد يا در آن به ادامه فعاليت بپردازد، بلکه همه سازمانها توسط محيطهای اجتماعی پيرامون که هم بر آنها اثر می&zwnj;گذارند و هم از آنها تاثير می&zwnj;پذيرند احاطه شده اند.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	برای هريک از افراد در يک سازمان دو مفهوم مهم وجود دارد؛ يکی مفهوم سازمان که حياتی ترين امر در پروسه شغلی هر فرد است و دوم مفهوم ارتباط است که يک المان منحصر به فرد برای فهم نحوه عمل سازمان و دانستن وظيفه فرد برای ارتقاء و پيشرفت سازمان است. درحقيقت برای يک فارغ التحصيل دانشگاه هيچ فعاليت تخصصی نيست که نياز به عضويت در يک سازمان را نداشته باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارتباط</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;برای اينکه يک انديشه به واقعيت بپيوندد بايد برنامه ای وجود داشته باشد و هنگامی که يک برنامه توسعه می&zwnj;يابد بايد با افرادی که درگير اجرای آن هستند ارتباط برقرار شود. در اين زمينه ارتباطات وسيله به دست آوردن حاصل کار از ديگران به شمار مي&zwnj;رود و به عنوان فرآيند انتقال و دريافت اطلاعات تعريف مي&zwnj;&zwnj;شود. ارتباطات نقطه آغاز کليه وظايف مديريتی است. بدون ارتباطات، برنامه ريزی، سازماندهی و کنترل مقدور نيست زيرا درک اطلاعات وانتقال آنها ممکن نيست.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارتباطات عبارت است از فرايند ارسال اطلاعات از طريق يک شخص به شخص ديگر و درک آن توسط شخص گيرنده يعنی انتقال و سهيم شدن در انديشه ها و عقايد و واقعيتها به گونه ای که گيرنده، آنها را دريافت و درک کند. به عبارت ديگر ارتباطات فرايندی است که به وسيله آن افراد در صدد بر&zwnj;می&zwnj;آيند تا در سايه مبادله پيامهای نمادين به مفاهيم مشترک دست يابند.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	همچنين می&zwnj;توان اين تقسيم بندی را برای مفهوم ارتباطات ارائه داد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>ارتباطات عبارت است از فرايند انتقال اطلاعات از يک شخص به شخص ديگر.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>ارتباطات عبارت است از فرآيند انتقال اطلاعات ، معانی و مفاهيم در بين افراد در سازمان با واسطه يا بدون واسطه .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	3-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>ارتباطات عبارت است از توزيع اطلاعات به منظور هدايت رفتار سازمانی .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	4-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>ارتباطات عبارت است از تبادل اطلاعات و انتقال معانی ، مفاهيم و احساسها بين افراد در سازمان.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارکان اصلی فرايند ارتباطات&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	جان کاتر(John kotter) &nbsp;ارتباطات را به صورت زير تعريف کرده است : يک فرستنده پيام، پيامی را از طريق وسيله يا ابزاری به گيرنده پيام می فرستد که او به آن پاسخ مي&zwnj;دهد . در اين شکل ساده می توان الگويي به طريق زير ارائه کرد . فرستنده پيام  پيام  گيرنده پيام. الگوی مزبور نشان می&zwnj;دهد که در يک ارتباط سه رکن اصلی وجود دارد. بديهی است که اگر يکی از آنها حذف شود، ارتباط برقرار نمی&zwnj;گردد. در يک فرآيند ارتباط هفت بخش وجود دارد :</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>فرستنده پيام يا منبع پيام Sender) ) : آغازگر ارتباط است. در يک سازمان، فرستنده پيام کسی است که دارای اطلاعات است و هدف وی اين است که آن را به يک يا چند نفر اطلاع دهد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>به رمز درآوردن پيام (Encoding) : زمانی انجام می شود که فرستنده پيام، اطلاعات را به صورت يك رشته علامت يا نماد درآورد. به رمز درآوردن پيام از آن جهت لازم است که اطلاعات تنها بايد بين يک نفر و نفر ديگر از طريق علامت و نشانه مبادله شود .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>پيام(Message): اطلاعاتي است كه فرستنده پيام آن را از نظر فيزيكي به صورت رمز درآورده است. پيام ممكن است به هر شكل و صورتي باشد و فرد ديگري آن را دريافت و درك كند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>كانال يا مجراي ارتباطي(Channel): وسيله&zwnj;اي است براي ايجاد ارتباط بين فرستنده و گيرنده پيام ( مثل هوا براي انتقال صوت). غالبا نمي توان كانال ارتباطي را از پيام جدا كرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>دريافت كننده يا گيرنده پيام(Receiver): شخصي است كه اندام هاي حسي او احساس مي كنند كه پيام را دريافت كرده اند. امكان دارد گيرنده پيام، يك يا چند نفر باشند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>از رمز خارج كردن پيام(Decoding): فرايندي است كه به وسيله آن گيرنده پيام، پيام را تفسير مي كند. گيرنده بايد ابتدا پيام را دريافت كند سپس آن را تفسير كند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>بازخورد نمودن نتيجه(Feedback): مسيري دارد كه در جهت عكس فرايند ارتباط است كه در آن واكنش گيرنده پيام به فرستنده پيام داده مي شود. بازخورد ممكن است مستقيم و يا به صورت غير مستقيم باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>پارازيت: پارازيت را مي توان عاملي تعريف كرد كه پيام را تحريف مي&zwnj;كند. وجود پارازيت ممكن است از فرستنده، وسيله ارتباط و يا گيرنده باشد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارتباطات سازماني</div>
<div id="cke_pastebin">
	از تركيب دو واژه ارتباط و سازمان مي&zwnj;توان به مفهوم جديدي دست يافت كه ارتباط يا ارتباطات سازماني نام دارد. در ارتباط سازماني كه يكي از انواع ارتباطات انساني است، چهار ويژگي هدفمندي، ساختارمندي، وظيفه&zwnj;مداري و محاط بودن در يك سازمان، در مقايسه با انواع ديگر ارتباط بيشتر مورد توجه است. در رويكردهاي گوناگون علم مديريت در مفهوم ارتباطات سازماني با توجه به تعريف هر يك از سازمان، تفاوتهاي محسوسي ديده مي&zwnj;شود. براي مثال در مكتب كلاسيك كه سازمان به عنوان ماشين در نظر گرفته مي&zwnj;شود، عناصر ارتباط به اين صورت است: ارتباط يك وظيفه است، مسير ارتباطي به صورت عمودي است، كانال ارتباطي همواره به صورت كتبي و سبك ارتباط به صورت رسمي است. در دو رويكرد ديگر يعني روابط انساني و منابع انساني كه به نيازهاي كاركنان و تاثير رضايتمندي بر ميزان بهره&zwnj;وري توجه مي&zwnj;شود؛ ارتباط علاوه بر وظيفه، وضعيتي اجتماعي و ابتكاري دارد. مسير ارتباط به صورت عمودي، افقي و يا گروهي مي&zwnj;باشد. در اين جا كانال ارتباط نيز اغلب حالت رو&zwnj;در&zwnj;رو و بدون محدوديت را دارد و سبك ارتباط شكل غير رسمي را دارا مي&zwnj;باشد. در مقابل اين مكتب مي&zwnj;توان به رويكردهاي سيستمي، فرهنگي و انتقادي اشاره كرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	براي مثال در رويكرد سيستمي، سازمان به عنوان يك موجود زنده ديده مي&zwnj;شود كه هم بر محيط اثر مي&zwnj;گذارد و هم از آن تاثير مي&zwnj;پذيرد و اين ديدگاه كه متاثر از نظريه عمومي سيستم هاست، هر مجموعه را داراي اجزايي مي&zwnj;داند كه وجه اشتراك آنها نظم سلسله مراتبي، وابستگي به يكديگر و مرزهاي نفوذپذيري است. به علاوه، نظام داراي فرايند داده و ستاده و بازخورد است. نوربرت ونيرا (1969) در كتاب سايبرنتيك يا كنترل، ويژگي هاي هر نظام را به چهار دسته كلي مجموعه، هم پاياني، آنتروپي منفي و تنوع الزامي، تقسيم بندي مي&zwnj;كند. در اين رويكرد، سازمان عبارت از يك كل با اجزاي پيوسته و متشكل از افراد انساني، سازمانهاي رسمي و غير رسمي، روشهاي رهبري و روابط انساني حاكم بر محيط فيزيكي و افراد آن مجموعه است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارتباطات سازماني را مي&zwnj;توان با نگرش فرهنگي نيز مورد بررسي قرار داد. در اين رويكرد محيط دروني و بيروني سازمان داراي فرهنگي قوي يا ممتاز و متشكل از عناصري چون ارزش ها، قهرمانان، آداب و رسوم و شبكه فرهنگي در نظر گرفته&zwnj;مي&zwnj;شود. در نگرش فرهنگي به سازمان، توجه به روابط با مشتريان نسبت به ساختار ديوان سالار سازماني داراي ارزش بيشتري است. در اين رويكرد تصوير و هويت سازماني اهميت دارد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در برابر ديدگاه&zwnj;هاي پنج گانه ذكر شده كه بر اهداف مشترك سازماني تاكيد دارند، تعارض مفهومي نامطلوب دارد و قدرت حق طبيعي مديران محسوب مي&zwnj;شود، ديدگاه راديكال ها قرار دارد كه تعارض را پديده اي مثبت و بخشي از امور سازماني ذكر مي&zwnj;كند. بر پايه اين نگرش سازمان ميدان جنگي است كه در آن نيروهاي حريف ( مديريت و اتحاديه&zwnj;ها) &nbsp;در دستيابي به اهدافي بسيار ناسازگار با يكديگر مبارزه مي&zwnj;كنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	رويكرد راديكال ها به دو دسته انتقادي و پست مدرن تقسيم بندي مي&zwnj;شود كه در اولي سازمان عرصه سلطه گري است و دومي سازمان را به عنوان موجوديتي نظم يافته و معنا دار زير سوال مي&zwnj;برد. در اين رويكرد تسلط بر دانش و اطلاعات، شبكه هاي غير رسمي ارتباطي ، فن آوري ارتباطي و نمادها از عناصر چهارگانه قدرت در سازمان ذكر مي&zwnj;شوند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارتباطات سازماني فرايندي است كه به وسيله آن سيستمي را براي گرفتن اطلاعات و تبادل معاني به افراد و ارگان هاي مختلف داخل و خارج سازمان راه اندازي مي&zwnj;كنند. ارتباطات، نظامي براي هماهنگي و يكپارچه سازي و ايجاد زمينه مشترك براي فعاليت سازمان و در نهايت افزايش &nbsp;بهره وري سازمان است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	مي&zwnj;توان يك سازمان را به بدن انسان تشبيه كرد كه مديريت، سر آن است، يعني سازمان يك موجود زنده و نظم يافته است. همانطور كه بدن انسان براي انتقال پيام هاي مغز كه كي بخورد، كي بخوابد، كي بايستد و ... به سيستم عصبي تكيه دارد؛ يك سازمان هم به ارتباطات سازماني براي رسيدن به اهداف خود نيازمند است. اگر در بدن انسان، اختلال فيزيكي يا عصبي به وجود بيايد يعني مانعي در راه جريان آزاد پيام ها ايجاد شود، عواقب منفي به دنبال خواهد داشت به همين صورت اگر مشكلي در ارتباطات سازماني ايجاد شود، بايد به صورت سريع و كامل برطرف شود. درك مفهوم ارتباطات سازماني، اثربخشي كاركنان سازمان را افزايش مي&zwnj;دهد و كمبود اصول ارتباطات سازماني باعث ايجاد مشكل در سازمان مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	انواع ارتباطات</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;پيام عبارت است از شكل عيني شده مفهوم ذهني موردنظر فرستنده پيام. پيام ممكن است كلامي و يا غير كلامي باشد. پيام كلامي به صورت نوشتار و يا گفتار است و پيام غير كلامي علائم، اشارات و تصاوير هستند كه براي ايجاد ارتباط به كار مي&zwnj;روند و دربرگيرنده حركت اعضا و اندام و شامل آهنگ، صدا و اشاره هم مي&zwnj;شود، مثل تصوير پرستاري كه انگشت خود را بربيني نهاده و شما را دعوت به سكوت مي&zwnj;كند. البته بايد بدانيم در همه موارد حركت يك عضو نمي&zwnj;تواند يك مفهوم جهاني به خود بگيرد. پيام هاي كلامي به صورت سمعي، بصري، كتبي، سمعي_بصري، بصري_ كتبي، سمعي_ كتبي تقسيم بندي شده&zwnj;اند كه فرستنده پيام موظف است براي فرستادن پيام خود از يكي از فعاليتهاي سخن گفتن، كاربرد وسيله مكانيكي براي ارسال پيام، عمل تحرير و نوشتن يا تركيبي از اين فعاليتها متناسب با پيامي كه مي&zwnj;خواهد بفرستد استفاده كند و گيرنده پيام نيز موظف است جهت دريافت، گوش دادن، مشاهده، خواندن يا تركيبي از اين فعاليتها متناسب با پيام فرستاده شده، را استفاده كند.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در تقسيم بندي ديگر راه&zwnj;هاي شناخته شده در ايجاد ارتباط، كتبي و شفاهي هستند كه در ادامه مزايا و معايب هركدام را مورد بررسي قرار مي&zwnj;دهيم:</div>
<div id="cke_pastebin">
	مزاياي ارتباطات كتبي:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1- ارتباطات كتبي شواهدي از رويدادها، اقدامات و روند عمليات به دست مي&zwnj;دهد. &nbsp;&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	2- سوابق مدون و مكتوبي براي مراجعات بعدي به وجود مي&zwnj;آورد. &nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;3- امكان سوء تفاهم و تفسير و تعبير غلط را كاهش مي&zwnj;دهد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;4- فرستنده پيام دقت بيشتري مي&zwnj;كند و بهتر فكر مي&zwnj;كند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	معايب ارتباطات كتبي: &nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	1- وقت زيادي صرف مي&zwnj;شود. &nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	2- براي اطمينان از اين كه گيرنده، پيام را درست دريافت كرده، بازخورد وجود ندارد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3- مطالب مكتوب قبل از فرا&zwnj;رسيدن زمان مناسب براي ابرازشان ممكن است انشاء شوند، در نتيجه كارامدي خود را از دست مي&zwnj;دهند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4- به دليل استفاده از ارتباط كتبي، روابط افراد بيشتر جنبه رسمي پيدا مي&zwnj;كند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	مزاياي ارتباطات شفاهي:&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;1- ارتباط شفاهي ساده است و وقت كمتري مي گيرد و از نظر هزينه ارزان&zwnj;تر است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;2- از تاخير و كاغذ بازي جلوگيري مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;3- رفاقت در سازمان ايجاد مي شود و به دليل تماس&zwnj;هاي &nbsp;شخصي موجب پديد آمدن احساس تعلق مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;4- هر گونه سوءتفاهم و تفسير نادرست برطرف مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	معايب ارتباطات شفاهي:&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	1- از ارتباطات شفاهي هيچ گونه سابقه اي برجا نمي&zwnj;ماند.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	2- ارتباطات شفاهي در جريان عبور از سلسله مراتب سازمان و عبور از افراد مختلف تحريف مي&zwnj;شود و هر قدر تعداد &nbsp; &nbsp; &nbsp;افرادي كه پيام از آنها عبور مي&zwnj;كند بيشتر باشد احتمال تحريف پيام بيشتر است.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	3- وقتي فاصله جغرافيايي گيرنده و فرستنده پيام زياد باشد، ارتباط شفاهي نمي&zwnj;تواند به درستي انجام شود.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	4- گيرنده پيام ممكن است پيام را بر مبناي برداشت خود تفسير كند و نه بر اساس مقصود فرستنده پيام.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp; 5- درباره پاسخ هاي فوري نمي&zwnj;توان به دقت انديشيد. &nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp; 6- نحوه صحبت كردن، تون صدا و حركات صورت ممكن است معناي متفاوتي به گيرنده پيام القا كند .</div>
<div id="cke_pastebin">
	در تقسيم بندي ديگر براي ارتباط، ارتباطات به دو دسته يك جانبه و دو جانبه تقسيم مي&zwnj;شوند:</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارتباطات يك جانبه: هر گاه عكس العمل گيرنده پيام نسبت به پيام ابراز نشود، آن ارتباط را يك جانبه گويند. يعني در اين نوع ارتباط، بازخورد پيام وجود ندارد.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارتباطات دوجانبه: چنانچه محيط به گونه&zwnj;اي باشد كه گيرنده عكس العمل ها و نظرات خود را درباره محتواي پيام به اطلاع فرستنده پيام برساند و عملا چنين كند، به اين ارتباط، ارتباط دوجانبه مي&zwnj;گويند. ممكن است ارتباط دوجانبه در محيطي تبديل به ارتباط يك جانبه شود، به اين صورت كه هرگاه فرستنده پيام مطالب دشوار، كسل كننده يا بيش ازحد تخصصي ارائه دهد، تا زماني كه گيرندگان، قادر به دريافت و درك مفاهيم باشند، بازدهي مثبت است ولي هرگاه توان و انرژي گيرندگان براي دريافت و تحليل ذهني مفاهيم كاهش يابد در صورتي كه فرستنده ادامه بحث را براي زمان ديگري بگذارد ارتباط دوجانبه باقي مي&zwnj;ماند ولي در صورتي كه به ادامه بحث بپردازد، ارتباط يك جانبه مي&zwnj;شود .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	به هر حال بايد توجه داشت همانند بسياري از مفاهيم مديريت، ارتباطات را مي&zwnj;توان يك فرايند در نظر گرفت و اگر قرار باشد ارتباطات واقعي وجود داشته باشد، بايد فرايند دوطرفه باشد. در حقيقت ارتباط يك جانبه نبايد وجود داشته باشد. از لحاظ اصولي، اين فرايند نياز به يك فرستنده دارد كه پيام را از طريق يك كانال به گيرنده انتقال مي&zwnj;دهد. گيرنده، پيام را دريافت مي&zwnj;كند و سپس بازخورد آن را برمي&zwnj;گرداند. بنابراين هر دو طرف فرايند، هم فرستنده و هم گيرنده هستند.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	جريان ارتباطات در سيستم:&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	انواع ارتباطات سازماني عبارتند از: الف. ارتباط عمودي &nbsp; ب. ارتباط افقي &nbsp; ج. ارتباط مورب</div>
<div id="cke_pastebin">
	الف. ارتباط عمودي: شامل ارتباط رو به پايين و ارتباط رو به بالا است. هدف ارتباطات رو به پايين، هدايت، آموزش ، درخواست اطلاعات، ابلاغ دستورات مقام مافوق به زيردستان مي&zwnj;باشد. هدف اصلي ارتباطات رو به بالا اين است كه اطلاعاتي درباره سطوح پايين تر سازمان به مقامات بالاتر سازمان برساند كه شامل ارائه گزارش، پيشنهاد، اداي توضيحات و يا درخواست هاي مختلف است. در ارتباط رو به بالا هر گاه زير دست دريابد كه سرپرست نسبت به پاره اي اطلاعات واكنش منفي از خود بروز مي&zwnj;دهد، آن گاه در ارسال آن اطلاعات امساك كرده و يا آنها را تعديل مي&zwnj;كند. در ارتباط رو به پايين هرگاه مديران از دادن اطلاعات واقعي و كافي به كاركنان خودداري كنند، كاركنان اعتماد خود نسبت به آنها از دست داده و نمي&zwnj;توانند پاسخ هاي صحيحي به پيام هاي ارتباطي آنها بدهند و اين امر باعث ايجاد تنش هايي در سازمان مي&zwnj;شود. نتايج تحقيقي كه درباره اهميت ارتباطات عمودي در سازمان انجام شده نشان مي&zwnj;دهد كه دوسوم ارتباطات مديران با كاركنان ارتباطات عمودي است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ب. ارتباط افقي: معمولا شبكه ارتباطي افقي داراي الگويي از جريان كارها در يك سازمان است كه بين اعضاي يك گروه، اين گروه و گروه&zwnj;هاي ديگر و بين اعضاي دواير مختلف برقرار مي&zwnj;شود. هدف ارتباطات افقي ايجاد هماهنگي و حل مسائل از طريق كانال مستقيم در سازمان است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ج. ارتباط مورب: ارتباط مورب هنگامي صورت مي&zwnj;گيرد كه افراد در سطوح مختلف كه رابطه گزارش دهي مستقيم ندارند، با يكديگر ارتباط برقرار كنند.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در تقسيم بندي ديگر براي انواع ارتباطات سازماني موارد زير در نظر گرفته مي&zwnj;شود: ارتباطات عمودي، &nbsp;ارتباطات رسمي &nbsp;و ارتباطات غير رسمي. ارتباط رسمي در گروه&zwnj;هاي كوچك رسمي، شامل شبكه&zwnj;هاي همه جانبه، چرخي و زنجير&zwnj;ه&zwnj;اي است. در ارتباط همه جانبه همه اعضا مي توانند آزادانه با هم در ارتباط باشند. در شبكه چرخي، رهبر به عنوان كانون و مركز اين ارتباط، فعاليت مي كند. در شبكه زنجيره اي يك زنجير فرماندهي رسمي وجود دارد. وجود هر يك از اين سه شبكه به هدف گروه بستگي دارد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	افراد به محض ورود به سازمان بنا بر علل مختلف از جمله علايق، سليقه هاي مشترك، همفكري هاو... با هم رابطه برقرار مي&zwnj;كنند و شبكه ارتباطي غير رسمي را تشكيل مي&zwnj;دهند. ارتباطات غير رسمي در سازمان گاهي اوقات آن قدر توسعه مي&zwnj;يابد كه ارتباطات رسمي در آن محو مي&zwnj;شود. در صورتي كه ارتباطات رسمي با اهداف سازمان در تعارض باشند، در راه نيل به اين اهداف، اختلال ايجاد مي&zwnj;كنند و در سازمان تنش به وجود مي&zwnj;آورند. هرگاه مدير اين گونه روابط را در راستاي اهداف سازمان ببيند بايد از آنها بهره گيرد و هر گاه آنها را بازدارنده ببيند بايد در توقف اين روابط بكوشد تا بتواند تنش زدايي كند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ممكن است شبكه ارتباطي غير رسمي به اين دليل &nbsp;ايجاد شود كه شبكه هاي رسمي توجهي به نيازهاي اطلاعاتي اعضاي سازمان نمي&zwnj;كنند. بنابراين شبكه هاي غير رسمي در ارضاي نيازهاي مربوط به اطلاعات اضافي سراسر سازمان مفيد تلقي مي&zwnj;شود. يكي از اصول اساسي ارتباطات غير رسمي شايعه مي&zwnj;باشد. با وجود اين كه اطلاعات ناشي از شايعه در اتخاذ تصميم صحيح چندان مورد استفاده نيست ولي اعضاي سازمان آن را براي ارسال و دريافت پيام هاي مربوط به محيط داخليشان مورد استفاده قرار مي&zwnj;دهند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	به منظور كاهش مسائل مربوط به شايعه يا صحبت هاي درگوشي، مديران بايد در قدم اول تمام تلاش خود را به كار گيرند كه شكافهاي موجود در سيستم ارتباطات رسمي را مسدود كنند. مسلما زماني كه كاركنان، اطلاعات مناسب را دريافت كنند احساس مي&zwnj;كنند كه به نحو بهتري از مسائل آگاه هستند و در مورد نقش خود در سازمان اطمينان خاطر بيشتري پيدا مي&zwnj;كنند. همچنين با حذف پيام هاي رسمي مبهم، انتشار شايعه كم مي&zwnj;شود. در حقيقت در هر سيستم ارتباطي اثربخش بايد به شبكه هاي غير رسمي اجازه داده شود كه با هماهنگي با كانال هاي رسمي عمل كنند تا نيل به هدفهاي سازمان امكان&zwnj;پذير شود &nbsp;.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	انتخاب مسير يا كانال ارتباط:</div>
<div id="cke_pastebin">
	انتخاب يك كانال مناسب بستگي به موقعيت دارد و مديران بايد موارد زير را درنظر داشته باشند:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1- ماهيت ارتباط مورد نظر</div>
<div id="cke_pastebin">
	2- توانايي طرفها در ايجاد ارتباط&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	3- ارتباط متقابل بين گروه&zwnj;ها در درون هر يك از آنها&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	4- خصوصيات كانال بر حسب گزينش&zwnj;، سرعت و قابليت پذيرش</div>
<div id="cke_pastebin">
	در انتخاب كانال ارتباطي، مديران بايد در مورد الگوي ارتباطات كه بين افراد يك كانال وجود دارد اطلاعاتي داشته&zwnj;باشند. يك روش براي درك الگوهاي احتمالي ارتباطات در نظرگرفتن چهار شبكه اصلي است، اين شبكه&zwnj;ها، قالبهايي براي تماس ميان مراكز تصميم&zwnj;گيري به شمار مي&zwnj;روند. شبكه&zwnj;هاي ارتباطي را به طور كمي به دو دسته متمركز و &nbsp;غير متمركز تقسيم&zwnj;بندي مي&zwnj;كنند. شبكه ارتباطي متمركز شامل شبكه ارتباطي Y و شبكه ارتباطي چرخي است. شبكه ارتباطي غير&zwnj;متمركز شامل شبكه ارتباطي زنجيره اي و شبكه ارتباطي دايره&zwnj;اي است. شبكه ارتباطي غير&zwnj;متمركز براي وظايف پيچيده و شبكه ارتباطي متمركز براي وظايف ساده و دقيق مناسب است .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در شبكه دايره&zwnj;اي، ارتباطات ممكن است از هر طرف فرد آغاز گردد، بنابراين اين الگو نماينده سيستم هاي ارتباطات در صورت نبودن يك رهبر يا يك برنامه مشخص براي عمل است. در الگوي چرخي يك رهبر مركزي وجود دارد كه با هر يك از زيردستان ارتباط برقرار مي&zwnj;كند. به هر حال زير دستان حق ارتباط با يكديگر را ندارند. الگوي زنجيره اي شكل ويژه&zwnj;اي از الگوي دايره&zwnj;اي است، با اين تفاوت كه حلقه ها به هم پيوسته نيستند. در مقايسه با الگوي دايره&zwnj;اي، هر يك از دو انتهاي باز زنجيره در اين الگو، گرايش دارد كه مجموع حجم ارتباطاتي را كه در شبكه داده مي&zwnj;شود كاهش دهد. الگوي Y شبيه زنجيره است، با اين تفاوت كه يك عضو در خارج از زنجيره قرار مي&zwnj;گيرد. الگوي Y بيانگر اين مطلب است كه يك عضو متخصص وجود دارد كه با يك مدير اجرايي در كنش متقابل است. بيشترين رضايتمندي اعضاي شبكه مربوط به الگوي دايره&zwnj;اي، بعد الگوي زنجيره&zwnj;اي، &nbsp;سپس الگوي Y و در نهايت الگوي چرخي است. به هر حال اثربخش ترين شبكه، بستگي به موقعيت و هدفهاي از پيش تعيين شده دارد و هنگامي كه موقعيت تغيير مي&zwnj;كند، شبكه ديگري ممكن است عملي باشد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	قوانين راهبردي در ارتباطات سازماني:</div>
<div id="cke_pastebin">
	قانون1. ارتباط معمولا به شكست مي انجامد مگر اينكه شانس بياوريد: اين كه افراد تصور مي&zwnj;كنند پيام هاي آنها را ديگران به درستي دريافت مي&zwnj;&zwnj;كنند به دليل غرور آنهاست. ارتباط يك فرايند پيچيده است. براي ارتباط بايد يك فرستنده و يك دريافت كننده كه پيام را درك مي&zwnj;كند وجود داشته باشد كه به راحتي به دست نمي&zwnj;آيد. به دليل اين كه علل مختلفي مي&zwnj;تواند منجر به تحريف يا از دست رفتن پيام شود بهتر است پيام را از همه راه هاي ممكن مبادله كنيد. آن را بگوييد، در خبرنامه بنويسيد، در تابلوي اعلانات بنويسيد و به صورت يك به يك يا گروهي درباره آن بحث كنيد. اولين قانون ارتباط سازماني خود داراي چهار نتيجه است:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>اگر ارتباط بتواند به شكست بيانجامد، حتما شكست مي خورد. اين نتيجه فرعي به اين علت است كه اگر شما شانس شكست خوردن را به پيام بدهيد، آن حتما شكست مي&zwnj;خورد. اگر شما به عنوان يكي از عوامل ارتباط، بي&zwnj;دقت باشيد يا بدون مهارت كافي باشيد يا اگر فقط تنبلي كنيد، شما معمولا در ارتباط با شكست مواجه مي&zwnj;شويد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>اگر ارتباط تنواند شكست بخورد، هنوز هم احتمال شكست آن وجود دارد: حتي با رعايت دقيق پيش نيازها، ممكن است اتفاقات ناگهاني پيش بيايد كه مانع جريان داده ها شود. مثلا دستگاه كپي درست كار نكند، سيستم صوتي از كار بيافتد، همچنين قانون مورفي هم وجود دارد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>اگر به نظر بيايد كه ارتباط در مسيري كه ما قصد داريم موفق باشد، در راهي كه ما تصور نكرده ايم قرار مي&zwnj;گيرد؛ اگر همه چيز به خوبي پيش رود، موفقيت ممكن است گمراه كننده باشد. دريافت كننده ممكن است فكر كند كه پيام شما را دريافت كرده ولي درحقيقت آنها معمولا آن را اشتباه فهميده اند يا براي خوشحال كردن شما نمي&zwnj;خواهند اعتراف كنند كه درست دريافت نكرده&zwnj;اند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>اگر مطمئن باشيد كه ارتباط شما موفق خواهد بود، آن حتما شكست مي خورد: در نظر گرفتن شرايط خود به اين معني است كه شما فرايند ارتباط را با توجه به سليقه خود طراحي كرده&zwnj;ايد و شرايط گيرنده را مد نظر نداشته&zwnj;ايد. پيام خود را براي گيرنده طراحي كنيد نه براي فرستنده.</div>
<div id="cke_pastebin">
	قانون2: اگر يك پيام را بتوان به روش هاي مختلف فهميد، دقيقا به همان روش معنا مي شود كه بيشترين زيان را دارد. اگر پيام به اشتباه فهميده شود، چه آسيبي را در پي خواهد داشت؟ از آنجا كه هميشه احتمال خطا وجود دارد، عاقلانه است كه بدانيم كه اگر خطايي در پيام اتفاق افتد چه كنيم؟</div>
<div id="cke_pastebin">
	قانون3: هميشه فردي وجود دارد كه بهتر از شما مي&zwnj;داند مقصود شما از پيام چيست. بسياري از مردم فكر مي&zwnj;كنند كه مي&zwnj;تواتند فكر ما بهتر از خودمان بخوانند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	قانون4: هر چه ارتباطات بيشتر باشد، موفق شدن در ارتباط مشكل&zwnj;تر مي&zwnj;شود. زمان ارتباط بايد محدود باشد. به همين خاطر است كه براي مطالبي كه از طريق تلويزيون ارائه مي شود محدوديت زماني قرار مي دهند. اين تصور غلطي است كه هر قدر اطلاعات بيشتر باشد بهتر است. مقدار خيلي زياد اطلاعات به همان بدي نداشتن اطلاعات كافي است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	قانون 5: در حجم زياد ارتباط، مهم نيست كه چيزها چطور هستند، چيزي كه مهم است اين است كه چيزها چگونه بايد به نظر بيايند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	قانون6: اهميت آيتم هاي خبري نسبت عكس با مربع فاصله دارد: به زبان ساده مي&zwnj;توان گفت جنگ با مشت، در همسايگي من، براي من مهم تر از اين است كه 50000 نفر در سيل در 10000مايل دورتر كشته شده&zwnj;اند. خوب است كه به فكر بچه&zwnj;هاي گرسنه آفريقا باشيم ولي افراد گرسنه در محل ما توجه بيشتري نياز دارند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	بعضي مشكلات در ارتباطات سازماني</div>
<div id="cke_pastebin">
	1-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>اگر من مي&zwnj;دانم پس هر كسي بايد بداند: شايد رايج ترين مشكل ارتباطات، اين فرض مديريت است كه چرا آنها از اطلاعاتي آگاهي دارند كه بقيه آگاهي ندارند. معمولا كاركنان از اطلاعات آگاهي ندارند مگر اينكه مديران آنها را انتقال دهند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>ما از تشريفات و كاغذ&zwnj;بازي متنفريم: در زمان آغاز به كار يك سازمان، راهبران آن به دليل اينكه اهل تشريفات اداري نيستند به خود مي بالند. نوشتن بعضي چيزها ممكن است نشانه تشريفات اداري باشد و از آن اجتناب شود. همانطور كه سازمان رشد مي&zwnj;كند، به ارتباطات و بازخورد آنها نياز بيشتري پيدا مي&zwnj;كند ولي به اين ارتباطات ارزشي داده نمي&zwnj;شود، در نتيجه آشفتگي به دنبال خواهد داشت.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>به همه افراد بايد اطلاع داد يا به بعضي افراد؟ يك مشكل ديگر اين است كه مديران به ارتباطات اهميت نمي&zwnj;دهند و يا فرض مي&zwnj;كنند كه ارتباطات خود به خود پيش مي&zwnj;آيد. بنابراين مهم نيست كه چه اطلاعاتي را به چه كساني انتقال داده اند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>آيا شما مقصود من را دريافت كرديد؟ به راحتي مي&zwnj;توان مطمئن شد كه اطلاعات را به فردي انتقال داده&zwnj;ايم ولي نمي&zwnj;توان مطمئن بود كه آنها همانطور كه شما خواسته&zwnj;ايد آن را دريافت و درك كرده&zwnj;اند. متاسفانه زماني از اين درك نادرست آگاه مي&zwnj;شويد كه اشكال و ابهامي جدي به وجود آيد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	5-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>درباره چه چيزي بايد صحبت كنيم؟ آخرين مشكلات ارتباطي ممكن است زماني پيش بيايد كه مديران بي تجربه، وظيفه خود را حل مشكلات مي&zwnj;دانند و اگر مشكلي وجود نداشته&zwnj;باشد بنابراين چيزي كه بايد ارتباط داشته باشد وجود نداشته باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	6-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>داده داريم و اطلاعات داريم. همانطور كه سازمانها گسترش پيدا مي&zwnj;كنند، تمايل مديران بر تاثيرگذاري متمركز مي&zwnj;شود. آنها سيستم هايي را توليد مي&zwnj;كنند كه مقادير قابل توجه داده توليد مي&zwnj;كنند؛ يعني اطلاعات خامي كه به نظر نمي&zwnj;آيد مهم باشند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	7-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>اگر نظر شما براي مهم باشد، من به شما اطلاع مي&zwnj;دهم. آخرين مشكلات ارتباطات، زماني ايجاد مي&zwnj;شود كه مديران ارزشي براي ارتباط با زيردستان قائل نيستند و معتقدند كه زيردستان بايد ساكت باشند و كار خود را انجام دهند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	راه كارهايي براي حمايت از ارتباطات سازماني:</div>
<div id="cke_pastebin">
	در ارتباطات بالا به پايين:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>مطمئن شويد هر يك از پرسنل يك كپي از طرح استراتژيك سازمان را دريافت مي&zwnj;كند كه شامل ماموريتهاي سازماني، ديدها، اهداف استراتژيك و روش هاي رسيدن به اهداف است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>مطمئن شويد كه هر يك از پرسنل يك كتاب راهنما دريافت مي&zwnj;كند كه محتوي همه روش كارهاي بروز شده پرسنل است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>يك مجموعه اصلي از پروسه ها براي اين كه چطور كارهاي روتين هدايت مي&zwnj;شوند، تهيه كنيد و آنها را در منوال اجرايي استاندارد قرار دهيد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>مطمئن شويد كه هر يك از پرسنل يك كپي از شرح وظايف خود و چارت سازماني دارند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	5-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>ملاقاتهاي مديريتي را به طور منظم داشته باشيد ( حداقل هر دو هفته يكبار)، حتي اگر چيزي براي گزارش و پي&zwnj;گيري نداشته باشيد. اگر ملاقاتها را براي زماني بگذاريد كه معتقديد شما چيزي براي گزارش داريد، در آن صورت ارتباطات يك طرفه مي&zwnj;شود و سازمان ضرر مي&zwnj;بيند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	6-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>ملاقاتهاي همه كاركنان با هم را &nbsp;هر ماه برگزار كنيد تا مشخص شود كه سازمان چه مي&zwnj;كند. نگرانيها چيست و اخبار كلي درباره روند كار مشخص شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	7-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>راهبران و مديران بايد ملاقات رو&zwnj;در&zwnj;رو با كاركنان را حداقل يكبار در هفته داشته باشند،حتي اگرتعداد كاركنان &nbsp;سازمان زياد باشد، مديريت بايد گهگاهي كاركنان را از نزديك ببيند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	8-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>ملاقاتهاي منظم براي مناسبتهاي دستيابي به اهداف داشته باشيد. اين كمك مي&zwnj;كند كه كاركنان دريابند كه چه چيزي مهم است و به آنها حس جهت دار بودن و اجرايي بودن مي&zwnj;دهد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	9-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>مطمئن شويد كه همه كاركنان مجلات كارايي سالانه را دريافت مي&zwnj;كنند كه محتوي اهداف آنها براي يك سال ديگر، بروز رساني كار آنها، اهداف، نياز به پيشرفت و برنامه ها براي كمك به كاركنان جهت ارتقا مي&zwnj;باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در ارتباطات پايين به بالا:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>مطمئن شويد كه همه كاركنان گزارشات وضعيتي را به طور منظم به سرپرست خود ارائه مي&zwnj;دهند. اين گزارشات بايد شامل كاري كه در هفته گذشته انجام داده اند، كاري كه در هفته آينده انجام خواهند داد و هر نظر خاصي كه دارند باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>مطمئن شويد كه همه سرپرستان حداقل ماهي يكبار با تك تك افراد پرسنل خود ملاقات دارند تا ببينند كه كارها چطور پيش مي رود، نگراني هاي آنها را بشنوند و ... . حتي اگراين ارتباط يك گفت&zwnj;وگوي كوتاه باشد، يك ارتباط مهم را بين سرپرستان و كاركنان ترويج مي&zwnj;دهد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>ميزگرد برگزار كنيد تا بازخوردهاي اين ملاقاتها را ببينيد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>روي بازخوردها كار كنيد. از كاركنان مشكلات را بپرسيد، بنويسيد و به آنها پاسخ دهيد حتي اگر پاسخ اين باشد كه شما هيچ كاري نمي توانيد انجام دهيد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ضرورت برقراري ارتباط در مديريت</div>
<div id="cke_pastebin">
	هنري مينتز برگ عامل ارتباطات را به عنوان يكي &nbsp;از مهم ترين عوامل در ايفاي نقش مديران بيان مي&zwnj;كند. با استقرار كانال ارتباطي صحيح بين مدير و كاركنان پنج هدف زير تحقق مي&zwnj;يابد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>رهنمودهاي مشخصي براي انجام موفقيت آميز وظايف به كاركنان ارائه مي شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>كاركنان از عمليات و رويه هاي سازمان مطلع مي شوند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>به كاركنان آموزش داده مي شود كه چرا شغل آنها در مجموعه سازمان از اهميت ويژه اي برخوردار است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>كاركنان در مورد عملكرد و اينكه كارشان را چگونه انجام دهند و چگونه پيشرفت حاصل كنند بازخود لازم را به &nbsp;دست مي&zwnj;آورند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	5-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>اطلاعات لازم به منظور وقوف بر هدفهاي سازماني در اختيار كاركنان قرار مي&zwnj;گيرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	از آنچه گذشت چنين استنباط مي شود كه تمامي وظايفي كه مدير انجام مي&zwnj;دهد به ارتباطات موثر بستگي دارد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	بهبود ارتباطات سازمان</div>
<div id="cke_pastebin">
	از جمله ويژگي هايي كه باعث مي شود تا تنشهاي ارتباطي مديران و كاركنان و نيز تنش هاي ارتباطي موجود در سازمان كاهش يابد، اطلاع داشتن مديران و كاركنان از موضوعاتي مانند نواحي چهارگانه شخصيت هر فرد، بازخورد نمودن، افشا يا خودگشودگي، زبان ساده، گوش دادن صحيح، كنترل احساسات و توجه به علائم غيرگفتاري است. بايد بدانيم بيشتر سوءتفاهم&zwnj;هايي كه بين مدير و كاركنان پيش مي&zwnj;آيد از عدم شناخت مدير و درك نشدن پيام هاي مدير به عنوان يك فرستنده ناشي مي&zwnj;شود. شخصيت هر فرد عبارت است از تعبير و تفسير ديگران از رفتارهاي نسبتا پايدار او. شخصيت مدير را رفتارها و نگرش&zwnj;هاي وي كه براي ديگران شناخته شده است و همچنين حوزه اي كه براي ديگران ناشناخته است تشكيل مي&zwnj;دهد. شخصيت افراد كه مدير هم جزيي از آنها است بر حسب آنچه براي خود مدير يا ديگران شناخته شده و يا ناشناخته است به چهار ناحيه تقسيم مي شود:</div>
<div id="cke_pastebin">
	ناحيه عمومي: رفتارها و ويژگي هايي كه هم براي مدير و هم براي ديگران شناخته شده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ناحيه خصوصي: رفتارها و ويژگي هايي كه براي مدير شناخته شده است ولي براي ديگران ناشناخته است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ناحيه كور: رفتارها و ويژگي هايي كه براي مدير ناشناخته و براي ديگران شناخته شده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ناحيه ناشناخته: رفتارها و ويژگي هايي كه هم براي مدير و هم براي ديگران ناشناخته باقي مانده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در ارتباط بين افراد كه ارتباط مدير و كاركنان نوعي از آن است هر چه ناحيه عمومي بيشتر و وسيع تر باشد تعارضات و سوءتفاهمات كاهش مي&zwnj;يابد. توسعه منطقه عمومي از طريق دو مكانيزم بازخورد و افشا صورت مي&zwnj;پذيرد. در افشا، مديران خود مايل به در ميان گذاشتن اطلاعات مربوط به خود با ديگران هستند. به اين ترتيب منطقه خصوصي كاهش مي&zwnj;يابد و بازخورد باعث مي&zwnj;شود تا مدير آن قسمت از رفتار و ويژگي هاي خود را كه نمي&zwnj;شناسد، شناسايي كند و منطقه عمومي او افزايش يافته و در نتيجه تنش هاي ارتباطي او با كاركنان كاهش يابد. در ارتباط بين كاركنان نيز با اجراي اين دو شيوه، تنش ها و تعارضات كاهش مي يابد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	از نگاه ديگر مي توان گفت براي اين كه مديران، ارتباطات سازماني موثرتري داشته باشند بايد نه تنها تلاش كنند كه خوب درك كنند، بلكه بايد بتوانند خوب تفهيم كنند. روشهاي زير در اين امر ياري رسان است:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>تنظيم جريان اطلاعات: تنظيم جريان اطلاعات اطمينان مي دهد كه مقدار مطلوب اطلاعات در اختيار مديران قرار مي گيرد و در نتيجه از ارسال حجم عظيمي از اطلاعات جلوگيري مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>استفاده از بازخورد: بازخورد كانال ارتباطي را براي پاسخ دريافت كننده پيام تامين مي&zwnj;كند تا براي فرستنده معلوم شود كه آيا پيام دريافت شده و مقصود آن درك شده يا خير.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>تكرار: تكرار در ارتباطات به اين منظور گنجانده مي&zwnj;شود كه اگر يك قسمت از پيام درك نشود، &nbsp;قسمتهاي ديگر همان پيام را منتقل كنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>تشويق به اعتماد متقابل: بيشتر مديران فرصت كافي براي پي&zwnj;گيري پيام ها، تامين بازخورد يا ارتباطات پايين به بالا را ندارند. بنابراين ايجاد و توسعه يك محيط مبتني بر اعتماد متقابل بين مديران و كاركنان مي&zwnj;تواند برقراري ارتباطات را تسهيل نمايد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	5-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>به كار بردن زبان ساده: زبان مبهم مانع عمده اي در ارتباطات محسوب مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	6-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>شنونده خوبي باشيد: گوش دادن مهارتي است كه مي&zwnj;تواند بهبود و توسعه يابد: &quot;كيت ديويس&quot; ده دستور &nbsp;را براي بهبود گوش دادن توصيه كرده است:1- صحبت كردن را متوقف كنيد 2- گوينده را راحت بگذاريد. &nbsp; 3- به گوينده نشان دهيد كه مي&zwnj;خواهيد گوش كنيد. &nbsp; 4- حواستان را جمع كنيد. &nbsp; &nbsp;5- با گوينده همدردي كنيد. &nbsp;6- شكيبا باشيد. &nbsp;7- عصباني نشويد. &nbsp; 8- در بحث و انتقاد سخت گيري نكنيد. &nbsp; 9- سوال كنيد. &nbsp; 10- صحبت كردن را متوقف كنيد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;همانطور كه ملاحظه مي&zwnj;شود، تمام جنبه هاي كار مدير با ارتباطات سر&zwnj;و&zwnj;كار دارد. اگر تمام اعضاي سازمان نقطه&zwnj;نظرهاي مشتركي داشته باشند، ارتباطات تسهيل مي شود ولي در عمل چنين نيست.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	موانع ارتباطات:</div>
<div id="cke_pastebin">
	در مسير ارتباطات اثربخش موانعي موجود است كه مديريت با شناخت و آگاهي داشتن از آنها مي&zwnj;تواند در دنياي واقعي آنها را شناسايي كرده و به شيوه صحيح جهت ايجاد پويايي در ارتباطات عمل كرده و تنش&zwnj;زدايي كند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>از صافي گذراندن: در صورتي كه اطلاعات هنگام طي مراحل توسط افراد مختلف از صافي گذرانده و دستكاري مي&zwnj;شوند، احتمال اين كه در پايان مسير آن اطلاعات براي گيرنده نهايي تحريف شده باشد زياد است.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span> ويژگي&zwnj;هاي شخصي: ما واقعيت را نمي&zwnj;بينيم زيرا چيزهايي را كه مي&zwnj;بينيم از ديدگاه خود تفسير كرده و واقعيت مي&zwnj;ناميم.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span> جنسيت: زنان و مردان به دلايل مختلف بايد بين خود ارتباط گفتاري برقرار كنند و تحقيقات نشان داده كه مردان با زباني صحبت مي&zwnj;كنند و مطالبي را مي&zwnj;شنوند كه درباره مقام سازماني و استقلال در كار باشد و زنان با زباني صحبت مي&zwnj;كنند و مطالبي را مي&zwnj;شنوند كه درباره روابط و صميمت مي&zwnj;باشد البته اين امر نسبي است ولي بايد آن را مدنظر داشت.&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	-<span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"> </span>عواطف: نوع احساس گيرنده پيام هنگام گرفتن پيام ب]]></description>
<category><![CDATA[مقالات]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 20 Apr 2012 22:50:55 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>ارزیابی 360 درجه</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/news/94-ارزیابی-360-درجه.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/news/94-ارزیابی-360-درجه.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL" style="margin-right:18.0pt;">
	<strong>دسته&zwnj;بندي مطالب</strong></p>
<ol>
	<li dir="RTL">
		<strong>مقدمه</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>مفهوم ارزيابي عملكرد</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>تاريخچه ارزيابي عملكرد</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>مديريت عملكرد</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>اهداف مديريت عملكرد</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>مزاياي ارزيابي عملكرد</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>كاربردهاي ارزيابي عملكرد</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>نكات مورد ارزيابي</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>معيارهاي ارزيابي</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>انواع ارزيابي&zwnj;كنندگان عملكرد</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>روش&zwnj;هاي متداول ارزيابي عملكرد</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>شرايط اجراي طرح ارزيابي و مديريت عملكرد</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>موانع و محدوديت&zwnj;هاي ارزيابي عملكرد</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>نگاهي بر ارزيابي 360 درجه و جايگاه آن</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>ارزيابي 360 درجه چيست</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>عناصر فرآيند ارزيابي عملدرك</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>اهداف ارزيابي 360 درجه</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>مراحل فرآيند بازخور 360 درجه</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>دلايل استفاده از بازخور 360 درجه در سازمان&zwnj;ها</strong></li>
	<li dir="RTL">
		<strong>نتيجه&zwnj;گيري</strong></li>
</ol>
<p align="center" dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL">
	<strong>پيامبر اكرم (ص):</strong></p>
<p align="center" dir="RTL">
	<strong>ح&zwj;اسِبوُ أََنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحاسِبُوا</strong></p>
<p align="center" dir="RTL">
	<strong>به حساب خود برسيد قبل از اينكه به حساب شما رسيدگي كنند</strong></p>
<p dir="RTL">
	<img align="left" height="74" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image002.jpg" width="81" /></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<strong>1.</strong><strong>مقدمه</strong></p>
<p dir="RTL">
	دنياي كنوني، دنياي سازمانهاست و متوليان اصلي سازمان&zwnj;ها، انسان&zwnj;ها هستند. حتي با وجود&nbsp; فناور شدن سازمان&zwnj;ها، نقش انسان به عنوان عامل حياتي و استراتژيك در بقاي سازمان كماكان باقي خواهد ماند.</p>
<p dir="RTL">
	اكثر نظريه&zwnj;پردازان مديريت منابع انساني معتقدند كه سازمان&zwnj;ها بايد پيش از هر تصميم&zwnj;گيري مهم نظير: ارتقاء، افزايش حقوق و دستمزد، جابجايي، انتصاب و اخراج، كاركنان خود را ارزيابي كنند و براساس معيارهايي مناسب، عملكرد، استعدادها، توانايي&zwnj;هاي بالقوه و اثربخشي آنان را مورد سنجش قرار دهند، زيرا براي بقا، رشد و پويايي سازمان و تحقق اهداف، نقش منابع انساني خلاق، مبتكر، متعهد و توانمند، از اهميتي حياتي و جايگاهي ويژه برخوردار است. با بكارگيري صحيح <strong>نظام ارزيابي عملكرد</strong>، بي&zwnj;ترديد مي&zwnj;توان ضمن فائق آمدن بر مشكلات روابط كار و تعاملات سازمان، از قابليت&zwnj;ها، توانايي&zwnj;ها و نقاط قوت و ضعف افراد، شناختي صحيح و جامع به دست آورد و اقدامات لازم را در زمينه تهيه برنامه&zwnj;هاي بهبود و توسعه آنها انجام داد و از اين رهگذر منافع زيادي را متوجه سازمان كرد.</p>
<p dir="RTL">
	الگوها و روش&zwnj;هاي زيادي براي ارزيابي افراد وجود دارد. مسئله مهم در مورد بكارگيري آنها اين است كه متناسب با شرايط سازمان باشند و نزديك&zwnj;ترين تخمين به واقعيت را در اختيار كاربران قرار دهند.</p>
<p dir="RTL">
	تحقيقات متعددي در زمينه روش&zwnj;هاي ارزيابي صورت گرفته است، اما هيچكدام بر روش خاصي تأكيده نكرده و اين ضرورت را تأييد مي&zwnj;كنند كه نخست بايد هدف&zwnj;ها و انتظارات سازمان از ارزيابي عملكرد را مشخص كرد سپس برحسب آنها، روش مناسب را برگزيد.</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;از آنجا كه تعيين دقيق نتيجه كار افراد امري دشوار است و در عين حال مي&zwnj;بايستي توانايي&zwnj;هاي بالقوه آنها نيز مد نظر گرفته شود، بهتر است تلفيقي از مشخصه&zwnj;هاي فردي، رفتاري و عملكردي در چارچوب تركيبي از روش هاي ارزشيابي بكار گرفته شود كه تا حدي كمبود استانداردها و معيارهاي كار را جبران كند.</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	استقرار مديريت صحيح در هر سازمان مستلزم كاربرد سيستم&zwnj;ها و ايجاد زمينه مناسب براي استفاده مطلوب و بهينه از منابع موجود آن مي&zwnj;باشد. اگر بپذيريم كه مهمترين سرمايه در هر مؤسسه نيروي انساني آن مي&zwnj;باشد، بنابراين از ميان سيستم&zwnj;ها و روش&zwnj;هاي مختلف در امر اداره صحيح نيروي انساني، سيستم ارزيابي عملكرد از جايگاهي بس مهم برخوردار است كه با اجراي صحيح آن مي&zwnj;توان موجبات بهره&zwnj;وري صحيح و سريع از برنامه&zwnj;ها و ثمربخشي در سازمان را فراهم آورد.</p>
<p dir="RTL">
	ارزيابي عملكرد كاركنان و مديران هر مؤسسه بزرگ و يا مجموع كاركنان مؤسسات دولتي كه تحت عناوين تعيين شايستگي، ارزيابي عملكرد و نظير اين&zwnj;ها در تئوري و عمل مطرح مي&zwnj;باشد از جمله ابزارها و وسايل مؤثر در مديريت منابع انساني است كه با اعمال صحيح اين ابزار نه تنها هدف&zwnj;ها و مأموريت&zwnj;هاي سازمان با كارايي مطلوب تحقق مي&zwnj;يابد، بلكه منافع واقعي كاركنان و جامعه نيز تأمين مي&zwnj;گردد.</p>
<p dir="RTL">
	جايگاه ارزيابي عملكرد در فرآيند سيستم مديريت منابع انساني به گونه زير است:</p>
<p align="center" dir="RTL">
	<strong>شكل 1- فرآيندهاي اصلي مديريت منابع انساني</strong></p>
<p dir="RTL">
	<img height="296" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image003.gif" width="655" /></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p>
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<img align="left" height="101" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image004.gif" width="183" /></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p align="center" dir="RTL">
	<img align="left" height="255" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image005.gif" width="738" /><strong>شكل 2- جايگاه ارزيابي عملكرد در نظام آموزش و بهسازي منابع انساني</strong></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	با همه اهميتي كه از لحاظ علمي و عقلي براي ارزيابي كاركنان مي&zwnj;توان قائل شد، با توجه به برخورد بي&zwnj;تفاوت با اين اقدام مديريتي، در بيشتر سازمان&zwnj;ها، مخصوصاً مؤسسات دولتي، نه تنها انجام ارزيابي&zwnj;ها ناموفق بوده، بلكه به دلايل مختلف مورد انتقاد كاركنان&nbsp; و حتي مديران واقع گرديده است.</p>
<p dir="RTL">
	ارزيابي امر مداومي است كه همواره بايد در كارها رايج باشد. ارزيابي عملكرد يكي از مسائل مهم مديريت منابع انساني است و از خطيرترين وظايف مديران و سرپرستان است.</p>
<p dir="RTL">
	از دلايل عدم موفقيت ارزيابي عملكرد عدم انتخاب عوامل مؤثر بر عملكرد، عدم نسبيت عوامل، ارزيابي توسط افراد محدود و اعمال سليقه، عدم سيستمي بودن و مهمتر از همه فقدان نظام بازخور به ارزيابي&zwnj;شونده بوده است.</p>
<p dir="RTL">
	غيرشفاف بودن اهداف و انتظارات سازمان از كاركنان خود و عدم راهنمايي لازم براي بهبود عملكرد از طريق ارائه بازخور عملاً نظام ارزيابي مديران و كاركنان را از كارايي لازم در بسياري از سازمان&zwnj;ها دور نگه داشته است.</p>
<p dir="RTL">
	در صفحات بعد به تفضيل به عوامل مربوطه و تأثير آنها خواهيم پرداخت.</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<strong>2. مفهوم ارزيابي عملكرد و تعاريف آن</strong></p>
<p dir="RTL">
	<strong>ارزيابي عمل يافتن ارزش هر چيز است.</strong></p>
<p dir="RTL">
	<strong>ارزياب، كسي است كه ارزش هر چيزي را معين مي&zwnj;كند.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &laquo;لغت&zwnj;نامه دهخدا&raquo;</strong></p>
<p dir="RTL">
	<strong>ارزيابي عملكرد</strong>عبارت است از تبيين درجه كفايت و لياقت كاركنان از لحاظ انجام وظايف محوله و قبول مسئوليت&zwnj;ها در سازمان كه اين ارزيابي بايد به طور عيني و منظم انجام پذيرد. به بيان ديگر ارزيابي عملكرد يعني سنجش نسبي عملكرد انساني در رابطه با نحوه انجام كار مشخص در يك دوره زماني معين در مقايسه با استاندارد انجام كار و همچنين تعيين استعداد و ظرفيت&zwnj;هاي بالقوه فرد به منظور برنامه&zwnj;ريزي در جهت به فعليت درآوردن آنها.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>ارزيابي عملكرد</strong>تلاشي است براي بدست آرودن اطلاعات عيني و معتبر در مورد عملكرد و رفتارهاي شغلي كاركنان و در نتيجه سازمان. اين اطلاعات، پايه و اساس تصميم&zwnj;گيري و قضاوت در مورد افراد خواهد بود.</p>
<p dir="RTL">
	در مباحث مديريت مفهوم ارزيابي نيروي انساني، تحت عناوين و واژه&zwnj;هاي مختلفي از جمله ارزيابي، ارزيابي لياقت، ارزشيابي، قيمت&zwnj;گذاري و ارزيابي، گزارش&zwnj;هاي نحوه انجام كار، ارزشيابي كاركنان، مميزي كردن و معاينه و مميزي به كار رفته است.</p>
<p dir="RTL">
	ارزيابي عملكرد فرآيندي است كه توسط آن مديران و سرپرستان رفتار كاركنان را مشاهده و بررسي مي&zwnj;كنند تا بتوانند بازخورهاي لازم را درباره نقاط قوت و ضعف رفتارشان به آنها ارائه كنند. ارزيابي عملكرد بر اين منطق استوار است كه اگر كاركنان از اطلاعات مربوط به رفتارهاي مثبت و منفي خود آگاه شوند، انجام فعاليت&zwnj;ها بهبود مي&zwnj;يابد.</p>
<p dir="RTL">
	صاحب&zwnj;نظران منابع انساني، براي &laquo;ارزيابي&raquo; تعاريف متفاوتي ارائه كرده&zwnj;اند و اصطلاحات و واژه&zwnj;هاي مترادف بسياري نيز به&zwnj;كار برده&zwnj;اند كه اهم آنها عباتند از:</p>
<p dir="RTL">
	<strong>ارزيابي عملكرد، سنجش سيستماتيك و منظم كار افراد در ارتباط با نحوه انجام وظيفه آنها در مشاغل محوله و تعيين پتانسيل موجود در آنها براي رشد و بهبود است (ميرسپاسي،1383)</strong></p>
<p dir="RTL">
	<strong>ارزيابي كار كاركنان، مراحلي است كه طي آنها، سازمان نحوه عملكرد منابع انساني را در انجام وظايف و مسئوليت&zwnj;هاي محوله، مورد بررسي قرار مي&zwnj;دهد (ابطحي به نقل از وردر وديريس،1381)</strong></p>
<p dir="RTL">
	<strong>ارزيابي كار كاركنان، مرحله&zwnj;اي رسمي به منظور اخذ اطلاعات مربوط به نحوه انجام وظايف و مسئوليت&zwnj;هاي محوله، اعم از نكات و عوامل مثبت و يا منفي به كاركنان است (ابطحي به نقل از سينگر)</strong></p>
<p dir="RTL">
	با جمع&zwnj;بندي تعاريف ياد شده، مي&zwnj;توان گفت كه ارزيابي عملكرد افراد:</p>
<ol>
	<li dir="RTL">
		فرآيندي هدفدار است كه بايد به طور مستمر انجام شود.</li>
	<li dir="RTL">
		به جنبه&zwnj;هاي كمي و كيفي توجه دارد و ظواهر را نمي&zwnj;بيند.</li>
	<li dir="RTL">
		تواتر زماني را مدنظر قرار مي&zwnj;دهد.</li>
	<li dir="RTL">
		داراي ملاك&zwnj;هايي مشخص كه تقريباً مورد تأكيد اكثريت است.</li>
	<li dir="RTL">
		دو هدف سازماني و فردي دارد و هيچگاه قصدش تخريب و يا مچ&zwnj;گيري افراد نيست. (قرباني و همكاران،1381)</li>
</ol>
<p dir="RTL">
	<strong>3. تاريخچه ارزيابي</strong><img align="left" height="131" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image007.jpg" width="125" /></p>
<p dir="RTL">
	توجه به لياقت و شايستگي افراد، اصلي كهن در تاريخ سياسي، اجتماعي و حكومتي تمام ملل به شمار مي&zwnj;آيد. شايد بتوان قدمت اين اصل را با قدمت تاريخ پيدايش دولت&zwnj;ها مقارن دانست.</p>
<p dir="RTL">
	لغت ارزيابي در انگليسي <span dir="LTR">(Appraisal)</span>از ريشه لاتين <span dir="LTR">&quot;appratare&quot;</span>اخذ شده كه مفهوم آن قيمت&zwnj;گذاري يا ارزش است. آقاي جيمز-اي-نيل جونيور <span dir="LTR">James E. Neal Jr</span>نويسنده كتاب برتر سال 2001 در ايالات متحده آمريكا تحت عنوان &laquo;راهنماي درجه يك براي اجراي ارزيابي &raquo; و همچنين كتاب 5 ستاره پرفروش خود تحت عنوان &laquo; عبارات مؤثر براي ارزيابي عملكرد &raquo; مي&zwnj;نويسد براي نوشتن اين كتاب تعداد زيادي از كتب منتشره در زمينه مديريت را از سال 1890 مورد بررسي قرار داده و تا اوايل سال 1950 اثر مكتوبي از نظام و يا متون مربوط به ارزيابي عملكرد نيافته است و به همين علت نتيجه مي&zwnj;گيرد كه تا نيمه قرن بيستم خبري از سيستم&zwnj;هاي ارزيابي عملكرد نبوده و فقط معدود مؤسساتي با آن آشنايي داشته و آن&zwnj;را به كار مي&zwnj;برده&zwnj;اند و جبران خدمت كاركنان عمدتاً بر اساس ارشديت و اعمال نظر مديران تعيين و پرداخت مي&zwnj;گرديده است و كاركنان عمدتاً همگي از يك اضافه حقوق و يا دستمزد برخوردار مي&zwnj;شدند، بدون اينكه به مفهوم پرداخت بر اساس عملكرد و شايستگي <span dir="LTR">pay for performance</span>توجهي شود.</p>
<p dir="RTL">
	بنابراين مي&zwnj;توان گفت كه ارزيابي به روش علمي و آماري و نيز استفاده از فنون روان&zwnj;شناختي، عمري بيش از يك قرن ندارد و تمايل به استفاده از ارزيابي عملكرد در 30 سال گذشته افزايش پيدا كرده است.</p>
<p dir="RTL">
	سيستم ارزيابي عملكرد در طول اين سالها تغييرات زيادي كرده است كه در زير مشاهده مي&zwnj;كنيد:</p>
<p dir="RTL">
	<strong>1900:</strong>ارزيابي&zwnj;هاي ذهني <span dir="LTR">Subjective appraisals</span></p>
<p dir="RTL">
	<strong>1940:</strong>سنجش روانشاختي افزايش يافته <span dir="LTR">Increased psychometric sophistication</span></p>
<p dir="RTL">
	<strong>1950:</strong>مديريت بر مبناي هدف <span dir="LTR">Management by objectives (MBO)</span></p>
<p dir="RTL">
	<strong>1960:</strong>مقياس&zwnj;هاي درجه&zwnj;بندي مبتني بر رفتار <span dir="LTR">Behaviorally anchored rating scales</span></p>
<p dir="RTL">
	<strong>1990-1970:</strong>رويكرد و سيستم تركيبي <span dir="LTR">Hybrid system and approach</span></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<strong>4. مديريت عملكرد </strong><strong><span dir="LTR">Performance Management</span></strong></p>
<p dir="RTL">
	صاحبنظران مديريت منابع انساني در سال&zwnj;هاي اخير مديريت عملكرد را جانشين ارزيابي عملكرد نموده&zwnj;اند كه البته در درون فلسفه مديريت عملكرد، ارزيابي عملكرد، تعيين ميزان شايستگي و لياقت، قابليت ارتقاء و ترفيع نيز منظور مي&zwnj;گردد.</p>
<ul>
	<li dir="RTL">
		مديريت عملكرد عبارت&zwnj; است از فرآيندي استراتژيك و يكپارچه در جهت بهبود مستمر عملكرد و توسعه توانايي&zwnj;هاي كاركنان و ايجاد فضاي كار تيمي و دسته&zwnj;جمعي كه نهايتاً منجر به تعالي سازمان مي&zwnj;گردد. (مايكل آرمسترانگ،2002)</li>
</ul>
<p dir="RTL">
	در بسياري از موارد، مديريت عملكرد اشاره به عملكرد سازمان دارد. در مواردي هم مفاهيم برنامه&zwnj;ريزي براي آينده، تعيين مأموريت، طراحي استراتژي و تعيين اهداف را تحت پوشش قرار مي&zwnj;دهد.</p>
<p dir="RTL">
	همچنين اين اصطلاح مفهوم سنجش ميزان دستيابي به اهداف بيان شده را شامل مي&zwnj;شود.</p>
<p dir="RTL">
	در بهترين حالت، مديريت عملكرد به افراد يا تيم&zwnj;هاي كوچك دلالت مي&zwnj;كند. اين اصطلاح، برنامه&zwnj;ريزي براي شخص يا گروه را دربر مي&zwnj;گيرد. اين برنامه&zwnj;ها به عنوان بخشي از برنامه كلان سازماني مي&zwnj;باشند. در مديريت عملكرد توسعه افراد يا گروه&zwnj;ها مورد توجه قرار مي&zwnj;گيرد.</p>
<p dir="RTL">
	لازم به توضيح است كه ابزار اصلي مديريت عملكرد، ارزيابي عملكرد است با اين تفاوت كه هدف اين اقدام بهسازي و توسعه منابع انساني است و نه صرفاً ارزيابي به منظور كنترل عملكرد.</p>
<p dir="RTL">
	مديريت عملكرد شامل مراحل ذيل است:</p>
<ul>
	<li dir="RTL">
		برنامه&zwnj;ريزي عملكرد</li>
	<li dir="RTL">
		پرورش</li>
	<li dir="RTL">
		سرپرستي كاركنان</li>
	<li dir="RTL">
		بازنگري عملكرد</li>
	<li dir="RTL">
		انجام فعاليت&zwnj;هاي اصلاحي و تطبيقي دو جانبه از طريق بازخور دو جانبه.</li>
</ul>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<strong>5.اهداف ارزيابي عملكرد</strong></p>
<p dir="RTL">
	ارزيابي عملكرد زمينه مناسبي را براي ايجاد انگيزه و تسهيل تحقق اهداف سازمان فراهم مي&zwnj;كند و به كمك آن مي&zwnj;توان رابطه ساعت كار فرد را با ميزان كار انجام شده بررسي و اندازه&zwnj;گيري كرد.</p>
<p dir="RTL">
	همچنين ارزيابي وسيله بسيار مؤثري در اتقاء فردي و شغلي كاركنان به حساب مي&zwnj;آيد و براساس آن مي&zwnj;توان توزيع مشاغل و تفويض اختيارات را براساس شايستگي كاركنان جامه عمل پوشانيد. <strong>به زعم پيتر دراكر قوت&zwnj;ها بايد بيش از ضعف&zwnj;ها مورد تأكيد واقع شوند.</strong> ارزيابي عملكرد علاوه بر فراهم كردن بازخور اطلاعاتي، كاركردهاي ديگري را نيز در سازمان انجام مي&zwnj;دهد. به طور كلي ارزيابي عملكرد اهداف زير را دنبال مي&zwnj;كند:</p>
<ol>
	<li dir="RTL">
		<strong>ايجاد مبنا و معيارهاي صحيح براي برنامه&zwnj;ريزي جا&zwnj;به&zwnj;جايي&zwnj;هاي افقي و عمودي كاركنان</strong>، به منظور تطبيق هر چه بهتر شرايط فكري، روحي و جسمي كاركنان با مشاغلشان و همكارانشان (سپردن كار به كاردان و ايجاد تناسب شخصيتي و شغلي)</li>
	<li dir="RTL">
		<strong>توسعه اثربخشي كاركنان</strong>: كمك به كارمند براي تشخيص نقاط قوت و ضعف خود و مطلع كردن او از اينكه چه عملكردي از او انتظار مي&zwnj;رود، منجر به درك بهتر او از نقش خود و احتمالاً اثربخشي بر روي شغلش مي&zwnj;شود. دادن بازخور به كارمند، عملكرد خوب را تقويت و عملكرد ضعيف را تضعيف مي&zwnj;كند.</li>
	<li dir="RTL">
		<strong>تشخيص نيازهاي آموزشي و پرورشي كاركنان</strong>: تشخيص نيازهاي آموزشي و پرورشي كارمندان به منظور آماده كردن آنان براي مواجهه با چالش ها در ابتداي استخدام و بعد از آن، الزامي است.</li>
	<li dir="RTL">
		<strong>كمك به طراحي برنامه&zwnj;هاي آموزشي و پرورشي</strong>: تشخيص مهارت&zwnj;هايي كه لازم است توسعه داده شود به ايجاد برنامه&zwnj;هاي پرورشي و آموزشي مناسب كمك خواهد كرد.</li>
	<li dir="RTL">
		<strong>برطرف كردن بيگانگي نسبت به كار</strong>: مشورت كردن با كاركنان سوء برداشت&zwnj;هايي كه ممكن است منجر به بيگانگي در كار شود را برطرف مي&zwnj;كند. ارزيابي عملكرد همچنين به كاركنان كمك مي&zwnj;كند كه هنجارها و ارزش&zwnj;هاي سازمان را باور كنند و با آن خو بگيرند.</li>
	<li dir="RTL">
		<strong>توسعه روابط درون فردي</strong>: فرد مي&zwnj;تواند نسبت به شناخت بهتر خود از منظر ديگران اطلاع يابد.</li>
	<li dir="RTL">
		<strong>بهبود ارتباطات</strong>: ارزيابي عملكرد به عنوان يك مكانيزم براي ارتباط بين رؤسا و زيردستان، عمل مي&zwnj;كند.</li>
</ol>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<strong>6.مزاياي ارزيابي عملكرد</strong></p>
<p dir="RTL">
	ارزيابي عملكرد يك اقدام رسمي است كه براي تمام كاركنان و ستاد اجرايي، با لحاظ كردن مشاركت آنان در جهت رشد سازمان، انجام مي&zwnj;شود. هدف، اندازه&zwnj;گيري عملكرد كلي يك كارمند در يك دوره زماني، معمولاً يك ساله توسط سرپرست مستقيم به منظور دادن بازخور به كاركنان و كمك به مديريت مي&zwnj;باشد. ارزيابي عملكرد صرفاً سنجش عملكرد افراد نيست بلكه مزاياي بسيار ديگري نيز دارد. مزاياي يك سيستم ارزيابي موفق را به صورت زير مي&zwnj;توان دسته&zwnj;بندي كرد:</p>
<p dir="RTL">
	<strong>الف) براي ارزيابي&zwnj;شونده</strong></p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	1)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; درك بهتر از نقش خود در سازمان: چه چيزي مورد انتظار است و چه نيازهايي براي تحقق آن انتظارات وجود دارد.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	2)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; درك شفاف از نقاط قوت و ضعف خود به منظور توسعه خويش در يك نقش اجرايي بهتر در آينده</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	3)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; افزايش انگيزه، رضايت شغلي و عزت نفس</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	4)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فرصت براي بحث در مورد مشكلات كار و اينكه چگونه مي&zwnj;توان آنها را برطرف كرد.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	5)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فرصت براي بحث در مورد اميدها و آرزوها و هرگونه ارشاد، حمايت يا آموزشي كه براي تحقق اين آرزوها لازم بوده است.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	6)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بهبود روابط كاري با رؤسا</p>
<p dir="RTL">
	<strong>ب) براي مديريت</strong></p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	1)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تشخيص عوامل اجرايي و غيراجرايي و توسعه آنان به سوي عملكرد بهتر</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	2)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فرصت آماده كردن كاركنان براي پذيرفتن مسئوليت&zwnj;هاي بالاتر</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	3)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تشخيص نيازها توسعه&zwnj;اي و آموزشي</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	4)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ايجاد ايده&zwnj;هاي نو براي بهبود</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	5)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تشخيص بهتر پتانسيل افراد و فرموله كردن طرح&zwnj;هاي شغلي</p>
<p dir="RTL">
	<strong>ج) براي سازمان</strong></p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	1)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بهبود عملكرد از مجراي سازمان</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	2)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خلق يك فرهنگ بهبود و موفقيت مستمر</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	3)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; انتقال اين پيام كه افراد در سازمان ارزشمند هستند.</p>
<p dir="RTL">
	مزاياي ذكر شده در بالا تنها هنگامي محقق خواهند شد كه ارزيابي عملكرد به عنوان يك فرآيند مديريتي تلقي شود.</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<strong>7.كاربردهاي ارزيابي عملكرد</strong></p>
<p dir="RTL">
	به طور خلاصه مي&zwnj;توان گفت كه از اطلاعاتي كه در نتيجه ارزيابي عملكرد كاركنان بدست مي&zwnj;آيد مي&zwnj;توان در موارد ذيل استفاده نمود:</p>
<p align="center" dir="RTL">
	<strong>شكل 3- تأثير ارزيابي عملكرد بر ساير سيستم&zwnj;هاي مديريت منابع انساني</strong></p>
<p dir="RTL">
	<img align="left" height="299" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image008.gif" width="671" /></p>
<p dir="RTL">
	<strong>8.نكات مورد ارزيابي</strong></p>
<p dir="RTL">
	استانداردها و معيارهاي مربوط به يك نظام مطلوب ارزيابي عملكرد مبناي مناسبي را براي اتخاذ تصميمات لازم جهت تدوين يك نظام ارزيابي فراهم مي&zwnj;نمايد اساسي&zwnj;ترين انتخاب در اين زمينه اين است كه چه نوع عملكردي بايد مورد ارزيابي قرار گيرد. در اين رابطه اطلاعات مربوط به عملكرد را مي&zwnj;توان به سه دسته اساسي تقسيم كرد:</p>
<p dir="RTL">
	<strong>الف) نظام ارزيابي مبتني بر خصايص يا ويژگي&zwnj;هاي مشخص:</strong>كه توانايي&zwnj;ها يا ساير ويژگي&zwnj;هاي مشخص كاركنان را ارزيابي مي&zwnj;كند.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>ب) نظام ارزيابي مبتني بر رفتار:</strong>كه ميزان بروز رفتارهاي خاص و نسبتاً مشخص توسط كاركنان در حين كار را ارزيابي مي&zwnj;كند.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>ج) نظام ارزيابي نتيجه&zwnj;گرا:</strong>كه ميزان برآورده شدن حداقل انتظارات شغلي تعيين شده براي يك كارمند را مورد ارزيابي قرار مي&zwnj;دهد، به عبارت ديگر آيا كار مورد نظر انجام شده است؟</p>
<p dir="RTL">
	<strong>9.معيارهاي ارزيابي</strong></p>
<p dir="RTL">
	مشاركت ارزيابي&zwnj;كنندگان و ارزيابي&zwnj;شوندگان در تعيين معيارهاي ارزيابي امري است كه بسيار مورد توجه قرار گرفته است. اين معيارها بايستي:</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	1)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; با موفقيت و يا شكست در انجام شغل مرتبط باشند.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:36.0pt;">
	2)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تابع اهداف باشند نه قضاوت&zwnj;هاي ذهني:</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:18.0pt;">
	الف) اداره كردن&zwnj;شان براي ارزيابي&zwnj;كننده آسان باشد.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:18.0pt;">
	ب) انصاف و عدالت را نشان دهند و با كار ارزيابي&zwnj;شونده مرتبط شوند.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:18.0pt;">
	ج) در تدارك براي نيازمندي&zwnj;هاي شغل تعادل و انصاف را رعايت كند به طوريكه همزمان در يك سازمان وسيع قابل اجرا باشد.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:18.0pt;">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:-1.15pt;">
	<strong>10.انواع ارزيابي&zwnj;كنندگان عملكرد</strong></p>
<p dir="RTL">
	در اكثر سازمان&zwnj;ها، وظيفه طراحي سيستم ارزيابي عملكرد كاركنان و نظارت اجراي آن بعهده اداره امور كاركنان يا معاونت نيروي انساني است، ولي انجام آن بايد با حضور و مشاركت مستقيم و فعال مسئولان اجرايي (صفي) سازمان باشد. به طور كلي ارزيابي عملكرد كاركنان در سازمان از طرق زير انجام مي&zwnj;گيرد:</p>
<table align="right" border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" dir="rtl">
	<tbody>
		<tr>
			<td style="width:284px;height:22px;">
				<p dir="RTL">
					1. ارزيابي سرپرست مستقيم</p>
			</td>
			<td style="width:284px;height:22px;">
				<p dir="RTL">
					2. ارزيابي به وسيله مرئوس</p>
			</td>
		</tr>
		<tr>
			<td style="width:284px;">
				<p dir="RTL">
					3. ارزيابي همقطاران از عملكرد يكديگر</p>
			</td>
			<td style="width:284px;">
				<p dir="RTL">
					4. ارزيابي گروهي</p>
			</td>
		</tr>
		<tr>
			<td style="width:284px;">
				<p dir="RTL">
					5. ارزيابي از طريق خودسنجي</p>
			</td>
			<td style="width:284px;">
				<p dir="RTL">
					6. ارزيابي به وسيله مشتريان</p>
			</td>
		</tr>
		<tr>
			<td style="width:284px;height:26px;">
				<p dir="RTL">
					7. ارزيابي به وسيله واحد پرسنلي</p>
			</td>
			<td style="width:284px;height:26px;">
				<p dir="RTL">
					8. ارزيابي به وسيله سرپرست غيرمستقيم</p>
			</td>
		</tr>
		<tr>
			<td style="width:284px;height:33px;">
				<p dir="RTL">
					9. ارزيابي مراكز ارزيابي</p>
			</td>
			<td style="width:284px;height:33px;">
				<p dir="RTL">
					10. ارزيابي 360 درجه&zwnj;اي</p>
				<p dir="RTL">
					<img align="left" height="183" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image010.jpg" width="203" /></p>
				<p dir="RTL">
					&nbsp;</p>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<div style="clear:both;">
	&nbsp;</div>
<p dir="RTL">
	ارزيابي&zwnj;كننده هر كس كه باشد دارا بودن خصوصيات ذيل براي او لازم و ضروري است:</p>
<p dir="RTL">
	الف) داشتن دانش و اطلاعات لازم در مورد چگونگي وظايف و عملكرد شخص مورد ارزيابي در شغل</p>
<p dir="RTL">
	ب) داشتن فرصت و موقعيت نظارت بر نحوه كار فرد مورد ارزيابي</p>
<p dir="RTL">
	ج) داشتن انگيزه كافي براي ارزيابي دقيق و معتبر</p>
<p dir="RTL">
	د) دارا بودن اعتماد به نفس و توان قضاوت عادلانه و رها كردن نظرات تبعيض&zwnj;آميز</p>
<p dir="RTL">
	ه) احساس مسئوليت كردن و جدي گرفتن ارزيابي</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:-1.15pt;">
	<strong>11.روش&zwnj;هاي متداول ارزيابي عملكرد</strong></p>
<p dir="RTL">
	روش&zwnj;هاي متداول ارزيابي در سير تاريخي خود از روش&zwnj;هاي ساده ذهني آغاز و به روش&zwnj;هاي نسبتاً دقيق&zwnj;تر رسيده است. با اين وجود هنوز دست بشر به ابزاري كه بتواند با دقت كافي به چنين امري مبادرت نمايد نرسيده و چه بسا سير حركت ارزش&zwnj;هاي معنوي در جوامع انساني در آينده به نحوي باشد كه علي&zwnj;رغم امروز، لزوم دستيابي به چنين ابزاري را بي&zwnj;اهميت تلقي كند. در جهت دستيابي به چنين جوامع ايده&zwnj;آلي كه بي&zwnj;شك انسان&zwnj;ها بايد به آن جامه عمل بپوشانند، لازم است از آنچه كه در اختيار بشر قرار گرفته به طور مطلوب و مؤثر بهره&zwnj;برداري گردد.</p>
<p dir="RTL">
	با اينكه به نظر مي&zwnj;رسد مناسب&zwnj;ترين شيوه سازنده و پرورش&zwnj;دهنده منابع انساني مديريت عملكرد باشد، معذلك روش&zwnj;هاي متداول نسبتاً سنتي هنوز در سازمان&zwnj;هاي كوچك و بزرگ كاربرد نسبي فرد را دارا مي&zwnj;باشد. در عين حال اين روش&zwnj;ها در طرح جامع مديريت عملكرد نيز به عنوان ابزار اندازه&zwnj;گيري و ابزار كنترل نيز قابل استفاده است عمده اين روش&zwnj;ها عبارتند از:</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:-1.15pt;">
	<strong>1. روش درجه&zwnj;بندي ترتيبي </strong><strong><span dir="LTR">Ranking System</span></strong></p>
<p dir="RTL">
	در روش درجه&zwnj;بندي، هر يك از سرپرستان، افراد تحت نظارت خود را از لحاظ نحوه انجام وظايف و علاقمندي به كار مورد سنجش قرار داده و موقعيت نسبي هر يك را نسبت به بقيه كاركنان تعيين مي&zwnj;كنند.</p>
<p dir="RTL">
	همانگونه كه ملاحظه مي&zwnj;شود در اين روش قضاوت شخصي و اظهار نظر نسبتاً ذهني سرپرست ملاك ارزيابي است و طبعاً با توجه به ويژگي&zwnj;هاي خطاپذيري انسان احتمال ناصحيح بودن اينگونه قضاوت&zwnj;هاي ذهني زياد است. با وجود آنكه روش درجه&zwnj;بندي يك روش ساده، مقرون به صرفه و قابل اجراست ولي به علت ذهني بودن عوامل تعيين شايستگي استفاده از آن به دلايل زير محدود مي&zwnj;باشد:</p>
<p dir="RTL">
	الف) ممكن است رئيس تحت تأثير احساسات، عواطف، واكنش&zwnj;هاي آني و رواني قرار بگيرد و نظر اجمالي خود را بدون مطالعه ابراز دارد.</p>
<p dir="RTL">
	ب) ارزيابي&zwnj;كننده نمي&zwnj;تواند درجه اختلاف را دقيقاً مشخص كند.</p>
<p dir="RTL">
	ج) تعيين ارزش و شايستگي وقتي كه تعداد كارمندان زياد باشد امري دشوار و نتايج مبهم مي&zwnj;شود.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:-1.15pt;">
	<strong>2. روش مقايسه فرد به فرد </strong><strong><span dir="LTR">Man to man comparison</span></strong></p>
<p dir="RTL">
	اگر تعداد كاركنان زياد نباشد مي&zwnj;توان از روش مقايسه فرد به فرد استفاده نمود. مثلاً اگر در حدود 15 الي 20 نفر كارمند داشته باشيم براي تعيين درجه شايستگي آنها هر يك از افراد با ساير كارمندان تك&zwnj;تك مقايسه مي&zwnj;شود. در اين مقايسه، عواملي چون هوش، ابتكار، فعاليت و صفات شخصي، مبناي تشخيص شايستگي قرار مي گيرد.</p>
<p dir="RTL">
	اشكالات ارزيابي شايستگي در روش مقايسه فرد به فرد به شرح زير است:</p>
<p dir="RTL">
	الف- شرح عوامل مورد مقايسه هر قدر جامع و مانع باشد ممكن است براي افراد مختلف در محيط&zwnj;هاي مختلف مفاهيم مختلفي داشته باشد.</p>
<p dir="RTL">
	ب- نظر به اينكه مديران معيارهاي واحدي به كار نمي&zwnj;برند، ممكن است يك مدير شخصي را عالي بداند و ديگري همان شخص را در سطح پايين ارزيابي كند.</p>
<p dir="RTL">
	ج- ممكن است نظريه&zwnj;دهنده در شرايط روحي خوب نظريه خوب، و در شرايط روحي نامطلوبي نظر بد غيرواقعي ارائه نمايد.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:-1.15pt;">
	<strong>3. روش مقياسي </strong><strong><span dir="LTR">Graphical Scale</span></strong></p>
<p dir="RTL">
	در روش قياسي ابتدا تعدادي عوامل مانند: ابتكار، درجه همكاري، قدرت مديريت يا رهبري قابليت اعتماد، طرز سلوك و غيره را بنا بر مقتضيات سازمان انتخاب و در جدولي درج مي&zwnj;كنند. آنگاه كاركنان را برحسب هر يك از عوامل به صورت درجاتي از قبيل استثنايي عالي، خوب، متوسط، ضعيف و بد، در ستون&zwnj;هاي مربوطه تعيين مي&zwnj;نمايند.</p>
<p dir="RTL">
	معايب عمده اين روش به قرار زير است:</p>
<p dir="RTL">
	الف- يك نظريه به تمام جنبه&zwnj;ها و عوامل مورد ارزيابي يك كارمند تعميم داده مي&zwnj;شود.</p>
<p dir="RTL">
	ب- ارزيابي تقريباً به طور ذهني و سطحي انجام مي&zwnj;شود.</p>
<p dir="RTL">
	ج- در صورت زياد بودن تعداد كاركنان مستلزم صرف وقت و هزينه زياد است.</p>
<p dir="RTL" style="margin-right:-1.15pt;">
	<strong>4. روش توزيع اجباري </strong><strong><span dir="LTR">Forced Distribution</span></strong></p>
<p dir="RTL">
	براي كاهش اعمال نظرهاي شخصي و ذهني روش&zwnj;هاي فوق، دو روش توزيع و انتخاب اجباري توصيه شده است. روش توزيع اجباري توسط ژزف تي فين پس از يكسري مطالعات آماري به منظور رفع نقايص روش مقياسي ابداع گرديده است.</p>
<p dir="RTL">
	در اين روش توزيع شايستگي كاركنان يك توزيع نرمال در نظر گرفته شده به صورتي كه اكثريت داراي شايستگي متوسط بوده و اقليتي در دو حد منحني در سطح برحسته و يا غيرقابل قبول مي&zwnj;باشند:</p>
<table align="center" border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" dir="rtl">
	<tbody>
		<tr>
			<td style="width:179px;">
				<p dir="RTL">
					حداقل شايستگي</p>
			</td>
			<td style="width:180px;">
				<p dir="RTL">
					10 درصد كارمندان</p>
			</td>
		</tr>
		<tr>
			<td style="width:179px;">
				<p dir="RTL">
					كمتر از متوسط</p>
			</td>
			<td style="width:180px;">
				<p dir="RTL">
					20 درصد كارمندان</p>
			</td>
		</tr>
		<tr>
			<td style="width:179px;">
				<p dir="RTL">
					متوسط</p>
			</td>
			<td style="width:180px;">
				<p dir="RTL">
					40 درصد كارمندان</p>
			</td>
		</tr>
		<tr>
			<td style="width:179px;">
				<p dir="RTL">
					خوب</p>
			</td>
			<td style="width:180px;">
				<p dir="RTL">
					20 درصد كارمندان</p>
			</td>
		</tr>
		<tr>
			<td style="width:179px;height:20px;">
				<p dir="RTL">
					عالي</p>
			</td>
			<td style="width:180px;height:20px;">
				<p dir="RTL">
					10 درصد كارمندان</p>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<div style="clear:both;">
	&nbsp;</div>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	بي&zwnj;شك ملزم نمودن ارزياب به رعايت توزيع نرمال از آزادي عمل آنها در اعمال نظر شخصي تا حدودي مي&zwnj;كاهد، كه البته هدف اصلي از به&zwnj;كاربردن اين روش نيز همان است.</p>
<p align="center" dir="RTL">
	<img align="left" alt="Text Box: 40%" height="52" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image011.gif" width="52" /><img align="left" alt="Text Box: فراواني" height="40" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image012.gif" width="76" /><img align="left" height="148" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image013.gif" width="12" /><img align="left" height="13" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image014.gif" width="303" /><img align="left" height="107" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image015.gif" width="272" /><strong>شكل 4- نمودار توزيع نرمال (توزيع اجباري)</strong></p>
<p align="center" dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<img align="left" height="86" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image016.gif" width="2" /></p>
<p dir="RTL">
	<img align="left" height="74" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image017.gif" width="2" /></p>
<p dir="RTL">
	<img align="left" alt="Text Box: 10%" height="28" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image018.gif" width="70" /><img align="left" alt="Text Box: 20%" height="28" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image019.gif" width="61" /><img align="left" alt="Text Box: 10%" height="28" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image020.gif" width="58" /><img align="left" alt="Text Box: 20%" height="43" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image021.gif" width="55" /><img align="left" height="26" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image022.gif" width="2" /><img align="left" height="26" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image022.gif" width="2" /></p>
<p dir="RTL">
	<img align="left" alt="Text Box: عالي خوب متوسط كمتر از متوسط حداقل" height="40" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image023.gif" width="316" /><img align="left" alt="Text Box: نمره ارزيابي" height="40" hspace="12" src="file:///C:/Users/mohsen/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image024.gif" width="137" /></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<strong>5. روش انتخاب اجباري</strong><strong><span dir="LTR">Forced Choice</span></strong></p>
<p dir="RTL">
	نوع ديگري از انواع ارزيابي كه فلسفه ايجاد آن مانند روش قبل كاهش اعمال نظر شخصي ارزياب و تا حدي كوتاه كردن دست او از اظهار نظرهاي افراطي است، روش انتخاب اجباري مي&zwnj;باشد. در اين روش برحسب صفات و عملكردهايي كه مورد ارزيابي است فهرستي از مشخصات تهيه مي&zwnj;شود و از ارزياب خواسته مي&zwnj;شود يا جمله&zwnj;اي را كه بيشتر&nbsp; با وضع كارمند هماهنگي دارد انتخاب كند و يا اينكه حدود متصف بودن ارزيابي&zwnj;شونده به صفاتي كه در جملات منظور شده را با علامت گذاشتن در ستون&zwnj;هايي كه حدود آن صفات را مشخص كرده تعيين نمايد.</p>
<p dir="RTL">
	چون در اين روش ارزيابي&zwnj;كننده را در جريان ارزش عددي و يا ضرايب در نظر گرفته شده براي صفات و عملكردهاي مورد نظر نمي&zwnj;گذارند در نتيجه ارزيابي&zwnj;كننده حتي&zwnj;المقدور شخص مورد ارزيابي را آنطور كه هست معرفي مي&zwnj;كند.</p>
<p dir="RTL">
	معايب روش انتخاب اجباري به شرح زير مي&zwnj;باشد:</p>
<p dir="RTL">
	الف) مستلزم&nbsp; بررسي&zwnj;هاي زياد و صرف وقت جهت تنظيم سئوالات مي&zwnj;باشد.</p>
<p dir="RTL">
	ب) مستلزم هزينه نسبتاً زيادي است.</p>
<p dir="RTL">
	ج) به علت اينكه نوعي بي&zwnj;اعتمادي در امر ارزيابي را نشان مي&zwnj;دهد به روحيه سرپرستان لطمه وارد مي&zwnj;سازد.</p>
<p dir="RTL">
	د) به علت اينكه ارزياب دقيقاً نحوه ارزيابي و نتيجه آن را نمي&zwnj;داند مصاحبه مشاوره&zwnj;اي با زيردستان چندان مفيد فايده نخواهد بود.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>6. روش فرم چك ليست ارزيابي </strong><strong><span dir="LTR">Check List</span></strong></p>
<p dir="RTL">
	در اين روش پرسشنامه&zwnj;اي در ارتباط با وظايف پرسنل تنظيم مي&zwnj;شود و نحوه كار كاركنان بر اساس هر پرسش مورد ارزيابي قرار مي&zwnj;گيرد. در تنظيم چك ليست سعي مي&zwnj;شود كه ستون&zwnj;هايي براي ثبت نتيجه ارزيابي پيش&zwnj;بيني شود. ارزيابي&zwnj;كننده پس از مقايسه نحوه انجام كار ارزيابي&zwnj;شونده با شرح وظايف او به پرسش&zwnj;هاي چك ليست كه معمولاً به صورت بله يا خير تنظيم مي&zwnj;شود با علامت گذاشتن پاسخ مي&zwnj;دهد. اين روش به علت سهولت اجراء بسيار متداول است.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>7. روش وقايع حساس </strong><strong><span dir="LTR">Critical Incidents</span></strong></p>
<p dir="RTL">
	يكي از جديدترين شيوه&zwnj;هاي تعيين شايستگي كاركنان روش وقايع حساس مي&zwnj;باشد. برقراري اين شيوه مستلزم تشخيص، طبقه&zwnj;بندي و ثبت رويدادهاي مهم خدمتي كاركنان است.</p>
<p dir="RTL">
	معمولاً يك واقعه حساس تلقي مي&zwnj;شود كه انجام و يا خودداري از انجام آن توسط مسئول مربوطه براي سازمان نتايج ثمربخش يا زيان&zwnj;بخشي به بار آورد. به عبارت ديگر وقايع حساس رويدادهاي خارج از حد متعارف و انتظار سرپرست به شمار مي&zwnj;آيند. استقرار روش وقايع حساس مستلزم استفاده از رويه&zwnj;هاي زير است:</p>
<p dir="RTL">
	الف) تعليم سرپرستان به اصول روابط انساني و ايجاد مهارت در تشخيص رويدادها و فلسفه اين&zwnj;گونه ارزيابي&zwnj;ها</p>
<p dir="RTL">
	ب) تعليم و نحوه تشخيص و ثبت وقايع حساس و روش به كار گرفتن آن در ارزيابي</p>
<p dir="RTL">
	ج) آشنا ساختن سرپرستان به رموز مصاحبه و نحوه انجام مذاكره با متصديان در زمان حدوث واقعه و بعد از آن.</p>
<p dir="RTL">
	روش فوق سبب رهايي كاركنان از تشويش و بي&zwnj;اطلاعي از وضع خودشان در سازمان گرديده و به آنها فرصت مي&zwnj;دهد تا نتايج كار خود را در هر مورد به اطلاع رؤساي مربوطه رساند و با مشاوره با آنان در جهت بهبود و اصلاح نقايص خود بكوشند.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>8. روش تجزيه عمليات يا مديريت بر مبناي هدف </strong><strong><span dir="LTR">Management by Objectives</span></strong></p>
<p dir="RTL">
	در روش تجزيه عمليات كه مبتكر آن دوگلاس مك گريگور است ابتدا شرح وظايف توسط كارمندان تهيه، حدود وظايف و مسئوليت&zwnj;ها به كمك سرپرستان تعيين مي&zwnj;شود سپس هدف&zwnj;هاي عملياتي كه بايد مثلاً در يك دوره شش ماهه انجام شود تعيين مي&zwnj;گردد پس از خاتمه دوره مزبور متصدي مربوطه شخصاً عمليات انجام يافته را با هدف&zwnj;هاي برنامه مقايسه و ارزيابي مي&zwnj;كند. در اين روش كه در واقع يك روش خودارزيابي است اگر از اصول روابط انساني پيروي شود نتايج مطلوبي حاصل مي&zwnj;شود. در اينجا سرپرست نقش قاضي يا ارزيابي را ندارد بلكه در مسير كار، زيردستان را در رسيدن به هدف&zwnj;هاي تعيين شده ياري مي&zwnj;كند.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>9. روش بررسي داخلي</strong></p>
<p dir="RTL">
	اين روش معمولاً در سازمان&zwnj;هاي بزرگ انجام مي&zwnj;شود. در اين روش يكي از كارشناسان ماهر منابع انساني كه قبلاً نيز براي همين منظور آموزش&zwnj;ديده با رؤساي واحدهاي سازمان مصاحبه مي&zwnj;كند و نظر آنان را نسبت به همكارانشان جويا مي&zwnj;شود و مخصوصاً در زمينه پيشرفت كار و عملكرد آنها اطلاعاتي كسب و نتيجه را در پرونده استخدامي منعكس مي&zwnj;نمايد.</p>
<p dir="RTL">
	با اجراي روش فوق، مدير منابع انساني مي&zwnj;تواند اطلاعات دقيق و مهمي درباره منابع انساني سازمان جمع&zwnj;آوري و پيشنهادات مؤثرتري در جهت استفاده مطلوب از اين منبع استراتژيك ارائه دهد.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>10. روش تشريحي </strong><strong><span dir="LTR">Free from Essay</span></strong></p>
<p dir="RTL">
	در اين روش بدون داشتن ضابطه يا معيار خاص سرپرست به صورت انشايي تشخيص خود را از نحوه كار ارزيابي&zwnj;شونده در مدتي كه با وي همكاري نزديك داشته مي&zwnj;نويسد. اين شرح توضيحي با اينكه ذهني است معذلك مي&zwnj;تواند نشان&zwnj;دهنده بسياري از ويژگي&zwnj;هاي فرد باشد. اين روش ارزيابي به ويژه زماني كه فلسفه ارزيابي صفات شخصي به&zwnj;كاربرده مي&zwnj;شود مفيد مي&zwnj;باشد.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>11. روش ارزيابي گروهي</strong></p>
<p dir="RTL">
	براي اين نوع ارزيابي كه معمولاً در صنعت به كار مي&zwnj;رود تيمي مركب از 5 نفر، از سرپرست مستقيم ارزيابي&zwnj;&zwnj;شونده و چهار سرپرست ديگر كه به نحوي با كار ارزيابي&zwnj;شونده در تماس هستند تشكيل و كار فرد فرد متصديان را مورد ارزيابي قرار مي&zwnj;دهند. در واقع مي&zwnj;توان آن را كميسيون ارزيابي ناميد. اعمال اين روش نسبتاً نتيجه دقيق&zwnj;تري مي&zwnj;دهد ولي مستلزم صرف وقت و طبيعتاً هزينه زياد است.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>12. مصاحبه آبشاري يا امضاء توافق&zwnj;نامه</strong></p>
<p dir="RTL">
	نگارنده در سفري كه به كشور آلمان داشته است با اين روش آشنا گرديد كه شركت&zwnj;هاي آلماني قبل از شروع سال كاري جديد طي مصاحبه&zwnj;اي نسبتاً طولاني تفاهم&zwnj;نامه&zwnj;اي را با مديران زيرمجموعه و مديران، هم به&zwnj;صورت آبشاري با همكاران خود به امضاء مي&zwnj;رسانند و نسبت به عملكرد سال آتي كه شاخص&zwnj;هاي كليدي را تعيين نموده&zwnj;اند به توافق مي&zwnj;رسند.</p>
<p dir="RTL">
	در صورت تحقق اهداف عملكردي مدير يا كارمند مربوط به فعاليت خود در سال آتي ادامه مي&zwnj;دهد در غير اينصورت موجب انفصال از همكاري در سال بعد مي&zwnj;گردد در صورت عملكردي بالاتر از توافق، پاداش&zwnj;هايي كه عموماً هم به&zwnj;صورت <span dir="LTR">stock option</span>(سهام) مي&zwnj;باشد به فرد با عملكرد برتر پرداخت مي&zwnj;گردد.</p>
<p dir="RTL">
	كارفرمايان آلماني از اين روش احساس رضايت&zwnj;مندي مي&zwnj;كردند مديران نيز از اينكه تكليف عملكردي آنها براي سال آتي روشن است تمام تلاش خود را مصروف بدست آوردن ركورد توليد يا خدمات تعيين شده مي&zwnj;نمودند.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>مصاحبه&zwnj;هاي بعد از ارزيابي</strong></p>
<p dir="RTL">
	يكي از هدف&zwnj;هاي اساسي ارزيابي پي&zwnj;بردن به نقاط ضعف و ارشاد كاركنان در راه رفع نواقص خود مي&zwnj;باشد. بنابراين توصيه شده است كه حتي&zwnj;الامكان نتيجه ارزيابي&zwnj;ها دراختيار كاركنان گذاشته شود و اين عمل طي مصاحبه&zwnj;اي بسيار دوستانه و صميمانه به وسيله سرپرست مستقيم انجام مي&zwnj;گيرد.</p>
<p dir="RTL">
	مصاحبه&zwnj;هاي بعد از ارزيابي كه به منظور مطلع ساختن كاركنان از نظريات سرپرستان خود انجام مي&zwnj;شود چه به وسيله خود سرپرست انجام شود چه مديران منابع انساني، داراي معايب و محاسني است كه اين معايب و محاسن در شرايط مختلف فرق مي&zwnj;كند.</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<strong>12.شرايط اجراي طرح ارزيابي و مديريت عملكرد</strong></p>
<p dir="RTL">
	تهيه و اجراي طرح ارزيابي شايستگي و مديريت عملكرد كاركنان بايد با همكاري مشترك مديران و واحدهاي اجرايي انجام شود. البته وظيفه اصلي ستادي آن با مدير منابع انساني است ولي در اجراي آن واحدهاي عملياتي بايد دخالت مستقيم داشته باشند براي حصول نتيجه مطلوب درارزيابي لازم است نكات زير رعايت شود:</p>
<p dir="RTL">
	الف- طرح، مورد حمايت جدي مديران و مجريان باشد.</p>
<p dir="RTL">
	ب- هدف&zwnj;هاي طرح براي همه روشن باشد.</p>
<p dir="RTL">
	ج- نحوه اجراي طرح مشخص باشد.</p>
<p dir="RTL">
	د- تصميمات نهايي با نظر مشورتي مديران گرفته شود.</p>
<p dir="RTL">
	ه- كليه اطلاعات درباره سوابق كار جمع&zwnj;آوري و مطالعه شود.</p>
<p dir="RTL">
	و- طرح به طور سيستماتيك و در فواصل معين از زمان اجرا گردد.</p>
<p dir="RTL">
	ز- نتيجه اجراي طرح ارزيابي شود.</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<strong>13.موانع و محدوديت&zwnj;هاي ارزيابي عملكرد</strong></p>
<p dir="RTL">
	موانع ارزيابي و تعيين شايستگي كاركنان كه البته با اعمال انديشه مديريت عملكرد كم&zwnj;رنگ&zwnj;تر خواهد شد را مي&zwnj;توان به دو دسته كلي به شرح زير تقسيم كرد:</p>
<p dir="RTL">
	<strong>1- موانع رواني و رفتاري</strong></p>
<p dir="RTL">
	اين دسته از موانع به ويژگي&zwnj;هاي ارزيابي&zwnj;كنندگان مربوط مي&zwnj;شود.</p>
<p dir="RTL">
	از جمله اهم اين موانع عبارتند از:</p>
<p dir="RTL">
	<strong>الف- تمايل به ارزيابي حد وسط</strong></p>
<p dir="RTL">
	اغلب سرپرستان به علت عدم آشنايي با طرز كار كاركنان و يا حتي از جريحه&zwnj;دار ساختن عواطف افراد، ميزان توانايي و شايستگي كاركنان را در سطح حد وسط، ارزيابي مي&zwnj;كند كه البته تكرار اين&zwnj;گونه ارزيابي&zwnj;ها باعث نارضايتي اشخاص ساعي و شايسته مي&zwnj;شود.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>ب_ تعميم يك نظر كلي</strong></p>
<p dir="RTL">
	ممكن است سرپرستي با مقياس مورد نظر خود افراد را ارزيابي و به صفت خاص مورد علاقه&zwnj;اش بيش از حد وزن بدهد و يا به علت داشتن وجه مشتركي اعم از قومي يا نژادي، خانوادگي و نظير اينها بدون اينكه منصفانه ارزيابي نمايد نظر مطلوبي در مورد بعضي از كاركنان بدهد. البته چه بسا اينگونه اعمال نظرها ناخودآگاه صورت گيرد و سرپرست به تصور خود نهايت عدالت را رعايت مي&zwnj;نمايد.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>ج- اشتباهات سليقه&zwnj;اي و سيستماتيك</strong></p>
<p dir="RTL">
	بعضي سرپرستان به طور مستمر و به اصطلاح سيستماتيك يا بالاتر از حد معقول يا پايين&zwnj;تر از استحقاق، كاركنان را ارزيابي مي&zwnj;كنند. طبيعي است كه اين شرايط در صورتي&zwnj;كه چند ارزيابي&zwnj;كننده با سليقه&zwnj;ها و هنجارهاي متفاوت باشند به بعضي كاركنان ظلم مي&zwnj;شود.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>د- نرمش و ارفاق</strong></p>
<p dir="RTL">
	بعضي سرپرستان نرمش و انعطاف نشان مي&zwnj;دهند و ظاهراً مايل نيستند مانع ترقي و پيشرفت زيردستان شوند. اين ويژگي در فرهنگ ايران بسيار عميق است و در بسياري موارد اشخاص بيكاره و تنبل و متشبث از چنين فرصت&zwnj;هايي استفاده مي&zwnj;كنند. البته منهاي سوء استفاده&zwnj;هايي كه از اين&zwnj;گونه خصايص رفتاري مي&zwnj;شود، اگر از خصيصه نوع&zwnj;دوستي و معاضدت به طور مطلوب استفاده شود بسيار ارزنده خواهد بود.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>2- موانع فني و اجرايي</strong></p>
<p dir="RTL">
	اشكالات ف]]></description>
<category><![CDATA[اخبار]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Tue, 10 Apr 2012 01:16:49 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>آينده‌پژوهي فرهنگي در 11 گام</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/ayandepajooh/93-آىنده‌پژوهى-فرهنگى-در-11-گام.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/ayandepajooh/93-آىنده‌پژوهى-فرهنگى-در-11-گام.html</link>
<description><![CDATA[<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اشاره:</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	با افزايش تغييرات و دگرگوني&zwnj;ها در سال&zwnj;هاي آخر هزاره دوم و پديداري پيوسته&zwnj;ي مسايل تازه در جامعه جهاني، اتكا به &nbsp;روش&zwnj;هاي برنامه&zwnj;ريزي بر پايه&zwnj;ي پيش&zwnj;بيني، جوابگوي نياز مديريت كلان كشورها نبود و سايه&zwnj;ي سنگين عدم قعطيت&zwnj;ها و پديداري رويدادهاي ناپيوسته و شگفت&zwnj;انگيز، وضعيت را به گونه&zwnj;ا&zwnj;ي دگرگون ساخته بود كه پيش&zwnj;بيني آينده در دنياي پرتحول براي برنامه&zwnj;ريزان، امري مشكل به نظر مي&zwnj;رسيد. عدم توانايي در پيش&zwnj;بيني دقيق آينده و همچنين پيچيدگي&zwnj;هاي ناشي از تغييرات روزافزون موجب شد تا محققان از قابليت&zwnj;هاي دانش نوظهور آينده پژوهي بهره برده و آينده&zwnj;نگاري را در فعاليت&zwnj;هاي برنامه&zwnj;ريزي و پيش&zwnj;بيني خود بگنجانند. اين رويكرد در عرصه&zwnj;ي مطالعات آينده به سرعت در ميان كشورها گسترش يافت و با گذشت كمتر از دو دهه، قلمرو&zwnj;هاي گوناگون علوم را نيز در بر گرفت.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در اين ميان علوم انساني و اجتماعي كه مي&zwnj;توانست بنيان&zwnj;هاي فلسفي و نظري مطالعات آينده را شكل داده و ساير علوم پايه و فني و مهندسي را در دايره&zwnj;ي آينده نگاري&zwnj;هاي خود قرار دهد از موضوع به دور مانده و در حاشيه قرار گرفت. در اين باره جنبش در شاخه&zwnj;هاي متنوع علوم انساني و اجتماعي و تلاش براي هدايت مطالعات كلان آينده از جمله مطالعات فرهنگي امري ضروري به نظر مي&zwnj;رسد. از سوي &nbsp;ديگر در عرصه&zwnj;ي برنامه&zwnj;ريزي فرهنگي يا آن چه كه امروز به مهندسي فرهنگي شهرت يافته است و در واقع يكي از شاخه&zwnj;هاي علوم انساني و اجتماعي به شمار مي&zwnj;آيد، پيش&zwnj;بيني شرايط آينده موضوع مهمي است. اما موضوع مهم&zwnj;تر لزوم تغيير رويكرد از پيش&zwnj;بيني به آينده&zwnj;نگاري است و هم اينك فرايند مطالعات فرهنگي به نوبه&zwnj;ي خود نيازمند مهندسي مجدد جهت استفاده از رويكرد آينده&zwnj;نگاري به جاي پيش&zwnj;بيني است. چه بسا بسياري از مسايل و مشكلات فرهنگي امروز به دليل اتكا به پيش&zwnj;بيني و عدم جامع&zwnj;نگري در مورد تاثير پيشرفت&zwnj;هاي فرهنگي بر حل مشكلات جامعه، برنامه&zwnj;هاي توسعه&zwnj;ي فرهنگي را در مرحله عمل با دشواري رو به رو ساخته است. بر اين پايه افزون بر معرفي آينده&zwnj;نگاري و آينده&zwnj;پژوهي فرهنگي، كسب آمادگي براي پذيرش رواني بازانديشي در برنامه&zwnj;ريزي&zwnj;هاي فرهنگي موجود پيش&zwnj;نياز بهره&zwnj;برداري موثر از آينده&zwnj;نگاري در انجام مطالعات فرهنگي خواهد بود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	آغاز داستان</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	جهان معاصر عرصه&zwnj;ي دگرگوني&zwnj;هاي شگرف و پويايي شتابنده است. تغييرات چنان غافل&zwnj;گير كننده و برق&zwnj;آسا از راه مي&zwnj;رسند كه كوچكترين كم توجهي به آن مي&zwnj;تواند به بهاي گزاف غافلگيري راهبردي در تمام عرصه&zwnj;هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و حتي فرهنگي تمام شود. در اين محيط سرشار از تغيير و بي&zwnj;ثباتي و آكنده از عدم قطعيت&zwnj;ها، تنها رويكرد و سياستي كه احتمال كسب موفقيت&zwnj;هاي بيشتري دارد، تلاش براي معماري آينده است اگر چه اين تلاش همواره با خطرپذيري فراوان قرين بوده اما به هر حال پذيرش اين مخاطره به مراتب عاقلانه&zwnj;تر از نظاره&zwnj;گر بودن دگرگوني&zwnj;هاي آينده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	نگاه كلان به جهان امروز و بازيگران اصلي آن، حاكي از وجود مؤسسات تأثيرگذار آينده&zwnj;پژوهي و آينده نگاري در مراكز قدرت و تصميم&zwnj;گيري دولت&zwnj;هاي بزرگ و توسعه يافته جهان است چه بسا رويكرد آينده&zwnj;نگارانه آنان به مسايل جهان و برنامه&zwnj;ريزي براي آينده ريشه&zwnj;هاي تسلط آنان را بر جهان آينده بيش از پيش مستحكم&zwnj;تر مي&zwnj;كند. اما در مقابل رسالت و تلاش عمده&zwnj;ي برنامه&zwnj;ريزي در كشورهاي در حال توسعه افزون بر توجه جدي به چالش&zwnj;هاي كنوني و ارايه&zwnj;ي رهيافت&zwnj;هاي مقطعي، تفكر در باره&zwnj;ي چالش&zwnj;هاي آينده به ويژه چگونگي قدرت&zwnj;يابي فرهنگي در برابر فرهنگ&zwnj; جهاني و ارتقاي نقش فرهنگي در مجموعه&zwnj;ي فرهنگي آينده و سهم&zwnj;خواهي فرهنگي است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	بشر در طول تاريخ همواره براساس كشش دروني، شيفته&zwnj;ي كشف آينده و رمزگشايي از آن بوده است اين پرسش&zwnj;ها كه &laquo;آينده چگونه قابل پيش&zwnj;بيني است؟&raquo;، &laquo;آيا آينده تداوم حال و گذشته خواهد بود؟&raquo;، &laquo;چه اتفاقاتي ممكن است در آينده اتفاق بيفتد؟&raquo; و ... تا كنون چالش و درگيري عمده فكري براي برنامه&zwnj;ريزان و مديران بخش&zwnj;هاي گوناگون جامعه از جمله قلمروي فرهنگي بوده و تاكنون برنامه&zwnj;ريزان، رويكردهاي گوناگوني را در رويارويي با مسايل آينده به كار بسته&zwnj;&zwnj;اند كه عمدتاً بر پايه&zwnj;ي تحليل روندهاي گذشته و ادامه&zwnj;ي آن در آينده بوده است. اما در آغاز هزاره سوم براي دستيابي به جامع&zwnj;نگري در برنامه&zwnj;ريزي&zwnj;ها، به ويژه برنامه&zwnj;ريزي فرهنگي دانش آينده پژوهي، ادبيات پراكنده و غيرمنسجم پيرامون برنامه&zwnj;ريزي براي آينده را به دانشي مدون با اصول و مباني متقن تبديل كرده كه وظيفه&zwnj;ي آن افزون بر تحليل روندهاي گذشته، كشف،&zwnj; ابداع و ارزيابي آينده&zwnj;هاي ممكن، محتمل و مطلوب است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در شرايط پر تحول كنوني، در برنامه&zwnj;ريزي&zwnj;هاي توسعه&zwnj;ي فرهنگي مباحثي مانند فناوري فرهنگي و توسعه&zwnj;ي صنايع فرهنگي، ارتقاي شاخص&zwnj;هاي فرهنگي، احداث شبكه&zwnj;هاي فرهنگي، توسعه&zwnj;ي خدمات فرهنگي و مسايلي از اين دست تنها از مباحث توسعه&zwnj;ي فرهنگ در آينده و محورهاي مرتبط با آن نيست بلكه از جمله الزامات و مقدمات توسعه&zwnj;ي فرهنگي براي حضور در جهان آينده است. در جامعه&zwnj;ي آينده ريشه&zwnj;هاي توسعه&zwnj;ي واقعي در حوزه&zwnj;هايي همچون رقابت براي حضور در فضا، هوش مصنوعي، مهندسي ژنتيك، دنياي شگفت&zwnj;انگيز مجازي و ساير امور مشابه در مقوله&zwnj;ي &quot;فرهنگ&quot; نهفته است و بر پايه&zwnj;ي نظرسنجي به عمل آمده از بيشتر آينده&zwnj;پژوهان اين دنياي شگفت&zwnj;انگيز در كمتر از 4 دهه&zwnj;ي آينده پديد خواهد آمد. واقعيت اين است كه برنامه&zwnj;ريزي براي آينده&zwnj;ي فرهنگ بر پايه&zwnj;ي نيازهاي فعلي و يا كمبودهاي خدماتي فرهنگي فعلي، سرمايه&zwnj;ي مناسبي جهت حضور موفق در جامعه&zwnj;ي فرهنگي جهان آينده نيست و براي ايفاي نقش موثر در شكل بخشيدن به فرهنگ آينده&zwnj;ي جهان ضرورت دارد با اتكا به رويكردهاي جديد برنامه&zwnj;ريزي، به شكل جدي پيشران&zwnj;هاي توسعه و تحولات فرهنگي آينده را بر پايه&zwnj;ي كلان روندها و روندهاي ناپيوسته، سناريوسازي و بهره&zwnj;گيري واقع&zwnj;بينانه از توانمندي&zwnj;هاي جامعه&zwnj;ي فرهنگي كشور شناسايي كنيم. در اين راستا واكاوي&zwnj; مسايل چالش برانگيز كنوني و آينده&zwnj;ي فرهنگ و برنامه&zwnj;ريزي براي حضور موفق در قلمروي فرهنگي آينده اقدام ضروري است. به مفهوم ديگر امروز ادبيات برنامه&zwnj;ريزي از مفاهيم پيش&zwnj;بيني، آينده&zwnj;نگري و كشف آينده عبور كرده و به حوزه&zwnj;ي آينده&zwnj;پژوهي و آينده&zwnj;نگاري كه وظيفه&zwnj;ي آن نگاشت آينده و ساختن آن است، رسيده است. در ادامه 11 گام كاربردي جهت آينده&zwnj;پژوهي فرهنگي معرفي مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	گام 1: &nbsp;شناخت وضعيت فرهنگي موجود</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در اين مرحله شرايط فرهنگي قلمروي مورد مطالعه (روستا، شهر، استان، كشور، منطقه، قاره) از زمان گذشته تا حال مورد بررسي قرار مي&zwnj;گيرد. داده&zwnj;هاي مربوط به محدوديت&zwnj;ها، قابليت&zwnj;ها و امكانات طبيعي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي گردآوري، طبقه&zwnj;بندي و تجزيه و تحليل مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	گام 2: شناسايي مسائل كليدي</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در اين مرحله بر پايه&zwnj;ي برونداد اطلاعات شناخت وضعيت موجود، مسايل كليدي فرهنگي در تمام زمينه&zwnj;ها استخراج شده و نقاط قوت و ضعف در ارتباط با مسايل كليدي مورد بحث قرار مي&zwnj;گيرد. مثلاً ممكن است مسايل كليدي فرهنگي يك منطقه مورد برنامه&zwnj;ريزي در 20 سال آينده مسايلي همچون تامين مراكز فرهنگي مورد نياز، بهره&zwnj;وري فرهنگي در بخش صنايع فرهنگي، تامين بودجه براي صنايع فرهنگي، تمركز در كلان روندهاي فرهنگي، ظهور نسل جديد نيروي جوان و نخبه، امكان بهره&zwnj;گيري از پديده&zwnj;هاي نوين فرهنگي و نوآوري در فناوري&zwnj;هاي فرهنگي باشد. شايد مسايل كليدي فرهنگي تنها به مشكلات فرهنگي يك جامعه يا يك منطقه&zwnj;ي مورد برنامه&zwnj;ريزي مربوط نباشد بلكه توانمندي&zwnj;ها و نقاط قوت قطعي و احتمالي يك منطقه را نيز در بر بگيرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	گام 3: آينده نگاري فرهنگي</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	آينده نگاري يكي از اصلي&zwnj;ترين مراحل فرايند برنامه&zwnj;ريزي به شيوه&zwnj;ي جديد است كه ضرورتاً بايد بعد از شناخت وضع موجود و تعيين مسايل كليدي به آن پرداخته شود. در اين مرحله، آينده نگاري تحولات فرهنگي جهاني و ملي با چارچوب مسايل كليدي منطقه&zwnj;ي تحت برنامه&zwnj;ريزي مورد بحث و بررسي قرار مي&zwnj;گيرد. به عنوان نمونه اين احتمال مي&zwnj;رود كه در عرصه&zwnj;ي جهاني در باره&zwnj;ي دستيابي به فناوري&zwnj;هاي نوين فرهنگي و يا استفاده بهينه از يك صنعت فرهنگي مانند سينما راهكارهاي جديدي با بهره&zwnj;گيري از فناوري&zwnj;هاي نوين در حال پيدايش باشد كه آگاهي از آن&zwnj;ها امكان برنامه&zwnj;ريزي مناسب&zwnj;تر و صحيح&zwnj;تر را براي برنامه&zwnj;ريزان فراهم مي&zwnj;كند. بنا بر اين، اين مرحله از فرايند برنامه ريزي فرهنگي، پل ارتباطي مسايل كليدي با تعيين حوزه&zwnj;هاي هدف در آينده&zwnj;ي فرهنگ و ترسيم چشم انداز فرهنگي است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	گام 4: ترسيم چشم انداز فرهنگي و تعيين حوزه&zwnj;هاي هدف</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در اين گام افزون بر تعريف افق برنامه&zwnj;ريزي فرهنگي، اهداف آرماني برنامه&zwnj;ريزي فرهنگي براي منطقه&zwnj;ي مورد مطالعه متناسب با ويژگي&zwnj;ها و توانمندي&zwnj;ها مشخص مي&zwnj;شود و حوزه&zwnj;هاي هدف نيز در افق آينده به شكل مشخص تببين مي&zwnj;شود. برونداد&zwnj;هاي گام&zwnj;هاي اول تا سوم شامل شناخت، مسايل كليدي و آينده&zwnj;نگاري، درونداد يا ورودي خام گام ترسيم چشم انداز فرهنگي و تعيين حوزه&zwnj;هاي هدف هستند و به عبارت بهتر شناخت وضع موجود و شناخت آينده&zwnj;هاي ممكن، محتمل و باوركردني در باره&zwnj;ي مسايل كليدي فرهنگي منطقه&zwnj;ي در دست مطالعه اضلاع مثلثي هستند كه ترسيم چشم انداز يا آينده&zwnj;ي مطلوب فرهنگي را براي برنامه&zwnj;ريزي ممكن مي&zwnj;سازند. ترسيم آينده مطلوب فرهنگي نقطه&zwnj;ي گست انديشه&zwnj;ي برنامه&zwnj;ريزي درباره&zwnj;ي گذشته و حال منطقه&zwnj;ي در دست برنامه&zwnj;ريزي است و از اين مرحله به بعد انديشه&zwnj;ي برنامه&zwnj;ريزان مبتني بر ساختن آينده خواهد بود. در ترسيم چشم&zwnj;انداز فرهنگي، سه سطح آينده&zwnj;هاي ممكن، باور كردني و محتمل مورد ارزيابي قرار گيرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	آينده&zwnj;هاي ممكن: شامل تمامي وضعيت&zwnj;هاي ممكن است كه مي&zwnj;تواند در آينده محقق شود اين طيف از آينده&zwnj;ها مجموعه&zwnj;اي از تصويرهايي هستند كه انسان براي آينده در نظر دارد و عمدتاً تخيلي و حاصل تصويرپردازي ذهن بشر است. اين آينده&zwnj;ها معمولاً فراتر از سطح دانش و فناوري بشر امروزي هستند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	آينده&zwnj;هاي باور كردني: شامل آن دسته از آينده&zwnj;هايي است كه براساس دانش فعلي بشر امكان ظهور آن&zwnj;ها در آينده وجود دارد و برخلاف آينده&zwnj;هاي ممكن كه متناقض با اصول و دانش فعلي بشر هستند، اين آينده&zwnj;ها منطبق بر اين اصول هستند. آينده&zwnj;هاي باور كردني زير مجموعه&zwnj;اي از آينده&zwnj;هاي ممكن هستند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	آينده&zwnj;هاي محتمل: به آن دسته از آينده&zwnj;هايي اشاره دارد كه احتمالاً تحقق مي&zwnj;يابند. اين آينده&zwnj;ها زيرمجموعه&zwnj;اي از آينده&zwnj;هاي باور كردني هستند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در سناريونويسي براي آينده، تركيبي از آينده&zwnj;هاي ممكن، محتمل و باوركردني به عنوان آينده&zwnj;ي مطلوب ترسيم مي&zwnj;شود و جهت رسيدن به آن آينده سناريوهاي مختلف تدوين مي&zwnj;شود كه سبد سناريوهاي متناقض، متناسب، متفاوت و متشابه را تشكيل مي&zwnj;دهد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	گام 5: تهيه&zwnj;ي سبد سناريوهاي فرهنگي</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	براي فعاليت در جهاني سرشار از عدم قطعيت، مديران و برنامه&zwnj;ريزان بايد مفروضات خود را درباره مسير حركت با پرسش&zwnj;هاي فراوان &laquo;اگر اين گونه شود چه؟&raquo; به چالش بگيرند تا بتوانند جهان آينده را به روشني ببينند. هدف سناريوسازي در برنامه&zwnj;ريزي فرهنگي كمك به رهبران و مديران فرهنگي براي تغيير نگرش آن&zwnj;ها نسبت به واقعيت&zwnj;هاي پنداري فرهنگ و نزديك كردن ديدگاه آن&zwnj;ها به واقعيت&zwnj;هاي موجود و يا در حال ظهور در قلمروي فرهنگ است. نتيجه&zwnj;ي نهايي سناريو نويسي ترسيم نقشه&zwnj;اي درست از آينده نيست، بلكه هدف آن اصلاح و بهبود نظام&zwnj;مند تصميم&zwnj;&zwnj;سازي&zwnj;ها در حوزه&zwnj;هاي هدف مربوط به آينده&zwnj;ي فرهنگ است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	گام 6: گزينش سناريوي مطلوب</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	از ميان انبوه سناريوهاي گرد&zwnj;آوري شده در گام پنجم، بايد سناريوهاي مناسب كه متناسب با آينده&zwnj;ي مطلوب فرهنگي طراحي شده باشد، انتخاب شده و تاثيرگذاري دگرگوني&zwnj;هاي دانش و فناوري بر انعطاف&zwnj;پذيري سناريوهاي منتخب مورد ارزيابي دوباره قرار گيرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	گام 7: هدف گذاري كيفي و كمي</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اين مرحله مختص تدوين راهبردهاي كلان فرهنگي براي پوشش اجرايي سناريوي مطلوب است. در اين گام غير از اهداف كلان كيفي، اهداف كلان كمي نيز جهت تبيين دقيق مسير برنامه&zwnj;ريزي فرهنگي تعريف مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	گام 8: سياستگذاري فرهنگي</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در اين مرحله راهها و روشهاي اجرايي شدن سناريوي بهينه جهت رسيدن به آينده مطلوب سياستگذاري مي&zwnj;شود و بصورت كاملا اجرايي و عملياتي، چگونگي دست يافتن به هدف&zwnj;هاي كمي و كيفي ترسيم مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	گام 9: تدوين برنامه&zwnj;&zwnj;هاي اجرايي</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	برنامه&zwnj;&zwnj;ها مجموعه&zwnj;اي از پروژه&zwnj;هاي فرهنگي و اجتماعي هستند كه نقش پيشران فرهنگي را براي يك منطقه ايفا مي&zwnj;كنند. برنامه&zwnj;هاي اجرايي معمولاً ه شكل يك بسته&zwnj;ي جامع ارايه مي&zwnj;شوند. مثلاً در خصوص راه&zwnj;اندازي يك مركز &nbsp;بزرگ فرهنگي، صرفاً به طرح احداث مركز ياد شده بسنده نمي&zwnj;شود بلكه در قالب يك مجموعه به مسايلي از قبيل بازار فروش محصولات فرهنگي، شبكه&zwnj;ي فرهنگي، تامين بودجه، طراحي و استقرار صنايع فرهنگي، شناسايي كاربران و تمامي مسايل مربوط به آن مركز به شكل يكپارچه اشاره و هر يك از اقدامات لازم اولويت&zwnj;بندي مي&zwnj;شوند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	گام 10: اجرا و پايش فرايند</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اين گام در واقع نمود عينيت يافتن تلاش&zwnj;هاي تيم برنامه&zwnj;ريزي فرهنگي جهت ترسيم آينده مطلوب فرهنگي و هدف&zwnj;گذاري براي آن است. در اين گام به غير از مسايل مربوط به اجرا، همزمان دگرگوني&zwnj;هاي محيط رصد شده و تغييرات لازم در مراحل گوناگون برنامه&zwnj;ريزي فرهنگي داده مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	گام 11 : بازخورد</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اين مرحله در واقع شامل ارزيابي روند انجام كار و بروندادهاي مثبت يا منفي آن است. بروندادهاي مثبت يا منفي مي&zwnj;تواند تاثير مهمي بر اصلاح فرايند برنامه&zwnj;ريزي فرهنگي، موانع و مشكلات و يا احتمالاً كاستي&zwnj;هاي فرايند برنامه&zwnj;ريزي فرهنگي داشته باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	جمع&zwnj;بندي</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در جهان پر از تحول معاصر، مديران و برنامه&zwnj;ريزان آگاه و آينده&zwnj;نگر، به جاي انتظار براي استقبال از آينده در محيط كارشان و اتخاذ تصميم در هنگام رويارويي با آينده، انديشه&zwnj;ي برنامه&zwnj;ريزي خود را با ماشين زمان به آينده منتقل كرده و با حضور در آينده مطلوب، با رويكرد پس&zwnj;نگري از آينده به امروز مسيرهاي توسعه را تابلوگذاري و سياست&zwnj;هاي رسيدن به آن آينده&zwnj;ي مطلوب را ترسيم مي&zwnj;كنند. از ميان تمامي آينده&zwnj;هاي موجود آينده&zwnj;ي فرهنگ مهم&zwnj;تر است به جهت اين&zwnj;كه ديگر ابعاد زندگي بشر در آينده را ترسيم مي&zwnj;كند و انسان را در زندگي به تلاش و فعاليت وا مي&zwnj;دارد. گذشته ديگر در دسترس نيست و تنها خاطراتي از آن در هزار توي ذهن ما بر جاي مانده است. حال نيز رمنده و گريزپا در گذر است و كوچكترين تأثيري را برنمي&zwnj;تابد. آينده به ويژه آينده&zwnj;ي فرهنگي تنها چيزي است كه براي برنامه&zwnj;ريزي باقي مانده تا در آن و با آن زندگي كنيم. آينده&zwnj;پژوهي فرهنگي را دريابيم.</div>
<div>
	&nbsp;</div>
<div>
	<div id="cke_pastebin">
		نوشته&zwnj;ي: سيد عليرضا حجازي</div>
</div>
<div>
	&nbsp;</div>]]></description>
<category><![CDATA[آینده پژوهی]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Sun, 26 Feb 2012 20:26:56 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>«پنج حادثه» که نظام بین‌الملل را تغییر خواهد داد!</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/ayandepajooh/92-«پنج-حادثه»-که-نظام-بین‌الملل-را-تغییر-خواهد-داد!.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/ayandepajooh/92-«پنج-حادثه»-که-نظام-بین‌الملل-را-تغییر-خواهد-داد!.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<p>
	&nbsp;</p>
<div class="post" style="color: rgb(68, 68, 68); font-family: Tahoma; font-size: 11px; text-align: right; background-color: rgb(255, 253, 243); ">
	<div class="title" style="font-size: 9pt; font-weight: bold; color: rgb(185, 88, 0); margin-bottom: 5px; ">
		<a href="http://shafag.blogfa.com/post-107.aspx" style="color: rgb(185, 88, 0); text-decoration: none; font-size: 9pt; ">پیش بینی نشریه آمریکایی &laquo;فارین پالسی&raquo;؛ &laquo;پنج حادثه&raquo; که نظام بین&zwnj;الملل را تغییر خواهد داد</a></div>
	<div class="body" style="font-size: 9pt; line-height: 1.5em; ">
		تغییر دهنده&zwnj;های بازی در نظام بین&zwnj;الملل چه بازیگرانی هستند؟ چه افرادی یا چه اتفاقاتی می&zwnj;تواند نظام بین&zwnj;الملل و روابط دیپلماتیک را در سال آینده میلادی تغییر دهد؟ نشریه &laquo;فارین پالسی &raquo;، پنج تغییردهنده روابط دیپلماتیک و نظام بین الملل را در این باره معرفی کرده است.
		<p>
			&nbsp;</p>
		<p>
			تغییر دهنده&zwnj;های بازی در نظام بین&zwnj;الملل چه بازیگرانی هستند؟ کشورهایی که می&zwnj;توانند با تغییر یک استراتژی، قابلیت&zwnj;های جدیدی بیافریند تا کشورهای دیگر بتوانند بر پایه رویکرد آنان، مواضع خود را تنظیم کنند؛ این تغییر دهنده&zwnj;ها تصمیماتی را شکل می&zwnj;&zwnj;دهند که به رغم هزینه&zwnj;هایی که خود می&zwnj;پردازند، بن&zwnj;بست&zwnj;های دیپلماتیک را باز می&zwnj;گشاید.<br />
			<br />
			به گزارش &laquo;تابناک&raquo;، نشریه آمریکایی &laquo;فارین پالسی&raquo;، در تازه&zwnj;ترین شماره خود، از بازیگرانی که می&zwnj;توانند در سال آینده، قاعده بازی را بر هم زنند، نوشته و پنج تغییردهنده بازی را در این زمینه معرفی کرده است.&nbsp;<br />
			<br />
			<span style="font-weight: bold; color: rgb(128, 0, 128); ">این نشریه این تغییردهندگان را این گونه معرفی کرده است:</span><br />
			<br />
			<span style="font-weight: bold; color: rgb(75, 0, 130); ">نخست: ایران و آمریکا</span><br />
			<br />
			رهبران آمریکا، بیش از یک دهه است همواره در رویارویی با ایران درباره برنامه هسته&zwnj;ای این کشور می&zwnj;گویند که همه گزینه&zwnj;ها از جمله گزینه حمله نظامی به ایران، روی میز است و بدین وسیله ایران را تهدید می&zwnj;کنند.<br />
			<br />
			حال اگر پس از یک دهه تهدید ایران، باراک اوباما اعلام کند که آمریکا در قبال ایران، هیچ گاه به حمله نظامی نمی&zwnj;اندیشد، آیا قاعده بازی تغییر می&zwnj;کند؟ آیا مواضع کشور&zwnj;های دیگر و حتی ایران عوض خواهد شد و ایران هم صرفا به دیپلماسی تأکید خواهد کرد و آیا اصلا چنین چیزی رخ خواهد داد؟!<br />
			<br />
			<span style="font-weight: bold; color: rgb(75, 0, 130); ">دوم: تغییر در آرمان&zwnj;های حماس</span><br />
			<br />
			اگر حماس در فلسطین از آرمان&zwnj;ها و شعار&zwnj;های خود ـ&zwnj; که به برخی از آنان نیز اعتقاد ندارد ـ دست بردارد و به سوی صلح مورد حمایت آمریکا حرکت کند، قاعده بازی می&zwnj;تواند تغییر کند؟<br />
			<br />
			<span style="font-weight: bold; color: rgb(128, 0, 128); ">سوم: کاهش و خلع سلاح&zwnj;های هسته&zwnj;ای</span><br />
			<br />
			از پس از جنگ سرد، روسیه و آمریکا، سلاح&zwnj;های هسته&zwnj;ای خود را کاهش داده&zwnj;اند؛ هرچند کشور&zwnj;های بزرگ هسته&zwnj;ای، وارد جنگ هسته&zwnj;ای نخواهند شد، خطر در اختیار گرفتن این سلاح&zwnj;ها توسط تروریست&zwnj;ها بسیار جدی است.<br />
			<br />
			حال پرسش می&zwnj;شود، اگر بتوان تا 50 و حتی 80 درصد این سلاح&zwnj;ها را کاهش داد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟<br />
			<br />
			<span style="font-weight: bold; color: rgb(75, 0, 130); ">چهارم: صلح اعراب و اسرائیل</span><br />
			<br />
			صلح اسرائیلی&zwnj;ها و فلسطینی&zwnj;ها و تشکیل دولت مستقل فلسطینی که تا کنون بنیامین نتانیاهو آن را نپذیرفته، دیگر تغییری است که می&zwnj;تواند قاعده بازی را عوض کند.<br />
			<br />
			<span style="font-weight: bold; color: rgb(128, 0, 128); ">پنج: مذاکره چین درباره دریای جنوبی</span><br />
			<br />
			دریای چین، جایی است که برخی گفته&zwnj;اند جنگ جهانی سوم در آنجا رخ خواهد افتاد؛ جایی که چین به عنوان ابرقدرت شرق آسیا با کشور&zwnj;هایی همچون مالزی، فلیپین، تایوان و برونئی درباره حاکمیت آن جنگ و تنش دارد و چین، تنها حاضر به گفت&zwnj;وگو&zwnj;های دوجانبه با تایوان در این باره شده است.<br />
			<br />
			حال اگر مقامات چین اعلام کنند، این موضع را در دادگاهی بین&zwnj;المللی مطرح خواهند کرد و به آن تن خواهند داد، باز هم قاعده بازی تغییر خواهد کرد؟!<br />
			&nbsp;</p>
		<p>
			&nbsp;</p>
	</div>
	<div class="date" style="color: rgb(111, 111, 111); margin-top: 10px; font-size: 7pt; ">
		<a href="http://shafag.blogfa.com/post-107.aspx" style="color: rgb(185, 88, 0); text-decoration: none; font-size: 8pt; ">+</a>&nbsp;نوشته شده در &nbsp;شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت&nbsp;12:44&nbsp; توسط&nbsp;محمد کشاورزی &nbsp; |&nbsp;&nbsp;<span dir="rtl"><a href="http://shafag.blogfa.com/9009.aspx" style="color: rgb(185, 88, 0); text-decoration: none; font-size: 8pt; ">یک نظر</a></span></div>
</div>
<hr color="#E8E8E8" size="1" style="color: rgb(68, 68, 68); font-family: Tahoma; font-size: 11px; text-align: right; background-color: rgb(255, 253, 243); margin-bottom: 5px; margin-top: 5px; " />
<div class="post" style="color: rgb(68, 68, 68); font-family: Tahoma; font-size: 11px; text-align: right; background-color: rgb(255, 253, 243); ">
	<a name="106"></a>
	<div class="title" style="font-size: 9pt; font-weight: bold; color: rgb(185, 88, 0); margin-bottom: 5px; ">
		<a href="http://shafag.blogfa.com/post-106.aspx" style="color: rgb(185, 88, 0); text-decoration: none; font-size: 9pt; ">اندیشکده رند: غرب چارچوب مشخصی برای تعامل با ایران هسته&zwnj;ای ندارد</a></div>
	<div class="body" style="font-size: 9pt; line-height: 1.5em; ">
		<div class="nwstxtnewsinfo">
			<div class="nwstxtinfotitle">
				<span id="bodyHolder_newstextDetail_nwstxtInfoPane">اندیشکده رند:غرب چارچوب مشخصی برای تعامل با ایران هسته&zwnj;ای ندارد</span></div>
			<p class="nwstxtlead" style="line-height: 19px; ">
				<span id="bodyHolder_newstextDetail_nwstxtInfoPane">خبرگزاری فارس: اندیشکده آمریکایی رند نوشت: سیاست&zwnj;گذاران غربی از صحبت کردن و توجه به این چشم انداز اجتناب می&zwnj;ورزند تا مبادا با آنچه که غیرقابل قبول می&zwnj;پندارند و خواستار جلوگیری از وقوع آن هستند، به طور ضمنی موافقت کرده باشند و در حال حاضر چارچوب سیاسی مشخصی برای نحوه برخورد با ایران در قبل و بعد از هسته&zwnj;ای شدن آن وجود ندارد.</span></p>
		</div>
		<div class="nwstxtpic">
			<span id="bodyHolder_newstextDetail_nwstxtPicPane"><img alt="خبرگزاری فارس: غرب چارچوب مشخصی برای تعامل با ایران هسته‌ای ندارد" src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/12/13900912151634_PhotoA.jpg" title="خبرگزاری فارس: غرب چارچوب مشخصی برای تعامل با ایران هسته‌ای ندارد" /></span></div>
		<p class="nwstxttext" style="line-height: 21px; ">
			<span id="bodyHolder_newstextDetail_nwstxtBodyPane">به گزارش فارس، اندیشکده آمریکایی &laquo;رند&raquo; در تازه&zwnj;ترین گزارش راهبردی و تحلیلی خود با عنوان &laquo;مهار ایران در حال هسته&zwnj;ای شدن&raquo; که به قلم &laquo;جیمز دابینز&raquo;، &laquo;علیرضا نادر&raquo;، &laquo;دالیا داسا کایه&raquo; و &laquo;فردریک وی&zwnj;ری&raquo; به رشته تحریر درآمده نوشته است: اینکه ایران به سلاح&zwnj;های هسته&zwnj;ای دست پیدا خواهد کرد یا حتی اینکه این کشور توانایی آن را پیدا خواهد کرد که به سرعت به تولید آن بپردازد، امری حتمی و اجتناب ناپذیر نیست. تحلیلگران آمریکایی و حتی اسرائیلی همواره برآوردهای خود برای وقوع چنین امری را به آینده موکول می&zwnj;کنند. با این حال نبود هرگونه تغییر در سیاست&zwnj;های ایران فرض اینکه تهران در دهه آتی به چنین ظرفیت و توانایی دست پیدا کند، معقول به نظر می&zwnj;رسد.&nbsp;<br />
			&nbsp;<br />
			<strong>* چارچوب سیاسی مشخصی برای نحوه برخورد با ایران در قبل و بعد از هسته&zwnj;ای شدن آن وجود ندارد</strong><br />
			&nbsp;<br />
			جدیدترین مطالعات تخصصی بر این مساله که چطور از دستیابی ایران به سلاح&zwnj;های هسته&zwnj;ای جلوگیری شود متمرکز شده&zwnj;اند و دیگر مطالعات به این مساله پرداخته&zwnj;اند که پس از اینکه ایران قدرتی هسته&zwnj;ای شد چه کار باید کرد. اما چیزی که فقدان آن تاکنون احساس شده، وجود چارچوبی سیاسی برای نحوه برخورد با ایران در قبل، بعد و طی عبورش از مرز هسته&zwnj;ای شدن است.<br />
			<strong>* در این پژوهش هرگونه احتمالی در خصوص برنامه هسته ای ایران بررسی شده است</strong><br />
			این پژوهش سعی دارد با ارائه راهبردی میان&zwnj;مدت برای نحوه برخورد با ایران قبل یا بعد از این که تهران به توانایی تولید سلاح هسته&zwnj;ای دست یابد، شکاف موجود را از میان بردارد و رویکردی را پیشنهاد می&zwnj;دهد که نه به ایران مجهز به سلاح هسته&zwnj;ای گردن می&zwnj;نهد و نه از پذیرفتن احتمال ایران مجهز به سلاح هسته&zwnj;ای امتناع می&zwnj;ورزد. این پژوهش در 7 فصل تهیه و تحقیقی که در این گزارش ارائه شده، توسط &laquo;بنیاد اسمیت ریچاردسون حمایت مالی و توسط بخش پژوهش امنیت داخلی اندیشکده رند اجرا شده است.&raquo;<br />
			<strong>* غرب از ترس اینکه ایران به سلاح &zwnj;هسته&zwnj;ای دست پیدا کند، از این چشم&zwnj;انداز صحبتی نمی&zwnj;کند</strong><br />
			<strong>- چکیده پژوهش<br />
			</strong>دستیابی ایران به سلاح&zwnj;های هسته&zwnj;ای یا حتی توانایی تولید سریع آن، امری حتمی&zwnj;الوقوع نیست. تحلیلگران آمریکایی و حتی اسرائیلی برآوردهای خود برای وقوع چنین امری را به آینده موکول می&zwnj;کنند. با این حال نبود هرگونه تغییر در سیاست&zwnj;های ایران فرض اینکه تهران در دهه آتی به چنین ظرفیت و توانایی دست پیدا کند، معقول به نظر می&zwnj;رسد.&nbsp;سیاست&zwnj;گذاران غربی از صحبت کردن و توجه به این چشم انداز اجتناب می&zwnj;ورزند تا مبادا&nbsp;با آنچه که غیرقابل قبول می&zwnj;پندارند و خواستار جلوگیری از وقوع آن هستند، به طور ضمنی موافقت کرده باشند. اما میان تأیید و پذیرش رفتار طرف مقابل تفاوت بزرگی وجود دارد. فرض اینکه ایران با نقض تعهدات معاهده خود شاید در پی سلاح&zwnj;های هسته ای باشد غیرقابل قبول است، ولی دولت آمریکا علی&zwnj;رغم آن تصدیق می&zwnj;کند که ایران در پی نیل به این هدف است، چرا که آن تصدیق، پیش نیازی برای رفع این مشکل به صورت کاملا موثر است.<br />
			<strong>* این گزارش رویکردی را پیشنهاد می&zwnj;دهد که نه با ایران مجهز به سلاح هسته&zwnj;ای موافقت می&zwnj;کند و نه احتمال ایران مجهز به سلاح هسته&zwnj;ای را رد می&zwnj;کند</strong><br />
			مطالعات تخصصی اخیر بر این امر که چطور از دستیابی ایران به سلاح&zwnj;های هسته&zwnj;ای جلوگیری شود متمرکز شده&zwnj;اند و دیگر مطالعات به این مساله پرداخته&zwnj;اند که پس از اینکه ایران قدرتی هسته&zwnj;ای شد چه کار باید کرد. آنچه که تاکنون فقدان آن محسوس بوده وجود چارچوبی سیاسی مشخص برای نحوه برخورد با ایران در قبل، بعد و طی عبورش از آستانه هسته&zwnj;ای شدن است. در این مقوله تلاش شده تا با ارائه راهبردی میان&zwnj;مدت برای نحوه برخورد با ایران قبل یا بعد از این که تهران به توانایی تولید سلاح هسته&zwnj;ای دست یابد، شکاف موجود را از میان بردارد و رویکردی را پیشنهاد دهد که نه با ایران مجهز به سلاح هسته&zwnj;ای موافقت می&zwnj;کند و نه احتمال ایران مجهز به سلاح هسته&zwnj;ای را رد می&zwnj;کند.<br />
			لازم به ذکر است خبرگزاری فارس در نظر دارد، این پژوهش را به صورت کامل در چند بخش منتشر و تقدیم خوانندگان محترم و علاقمندان کند.<br />
			فهرست مطالب این گزارش که در بخش&zwnj;های بعدی در اختیار خوانندگان محترم خبرگزاری فارس قرار خواهد گرفت به شرح زیر است:<br />
			- چکیده پژوهش<br />
			<strong>فصل 1<br />
			</strong>- مقدمه<br />
			<strong>فصل 2<br />
			</strong>- منافع آمریکا، اهداف، و راهبردها<br />
			- تاریخ بلندمدت شکایت&zwnj;های متقابل<br />
			- فراز و نشیب&zwnj;ها در روابط<br />
			<strong>فصل 3</strong><br />
			- منافع ایران، اهداف، و راهبردها<br />
			- دیدگاه ایران نسبت به آمریکا<br />
			- منافع حزبی ایران<br />
			- مخالفت ایدئولوژیکی با آمریکا<br />
			- پاسداران انقلابی<br />
			- نهش هسته&zwnj;ای آتی ایران<br />
			- نتیجه گیری<br />
			<strong>فصل 4<br />
			</strong>- دیگر بازیگران<br />
			- کشورهای شورای همکاری خلیج [فارس]<br />
			- عرصه&zwnj;های محوری نفوذ آمریکا<br />
			- اسرائیل<br />
			- متوقف کردن ظرفیت&zwnj;های هسته&zwnj;ای ایران<br />
			- مهار نفوذ منطقه&zwnj;ای ایران<br />
			- تاثیرگذاری بر تکامل سیاسی درونی ایران<br />
			- ترکیه<br />
			- سوریه<br />
			- عراق<br />
			- چین<br />
			- روسیه<br />
			- اروپا<br />
			- نتیجه گیری<br />
			<strong>فصل 5<br />
			</strong>- ابزار آمریکا و آسیب&zwnj;پذیری&zwnj;های ایران<br />
			- دیپلماسی<br />
			- میانجیگران ثالث<br />
			- دیپلماسی چندجانبه<br />
			- گفتگوی مستقیم آمریکا و ایران<br />
			- نظام سیاسی ایران و دیپلماسی آمریکا<br />
			- تحریم&zwnj;ها<br />
			- عملیات مخفیانه<br />
			- قدرت نرم<br />
			- گزینه نظامی<br />
			- متوقف کردن برنامه هسته&zwnj;ای ایران<br />
			- تعدیل رفتار خارجی ایران<br />
			- تاثیرگذاری بر تکامل درونی ایران<br />
			- نتیجه گیری<br />
			<strong>فصل 6<br />
			</strong>- سیاست&zwnj;های ثانوی<br />
			- درگیری<br />
			- مهار<br />
			- پیشگیری<br />
			- بازداری<br />
			- عادى سازی<br />
			- تغییر رژیم<br />
			- نتیجه گیری<br />
			<strong>فصل 7<br />
			</strong>- از عهده یک ایران در حال هسته&zwnj;ای شدن برآمدن<br />
			- مهار مضاعف<br />
			- بازداری<br />
			- تحریم&zwnj;ها<br />
			- درگیری<br />
			- قدرت نرم</span></p>
	</div>
</div>]]></description>
<category><![CDATA[آینده پژوهی]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Sun, 26 Feb 2012 20:22:27 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>هفت افسانه درباره مدیریت تغییر</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/news/90-هفت-افسانه-درباره-مدیریت-تغییر.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/news/90-هفت-افسانه-درباره-مدیریت-تغییر.html</link>
<description><![CDATA[<p style="text-align: right;">
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	هفت افسانه درباره مدیریت تغییر</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مدیریت تغییر وظیفه بسیار دشواری است. در این باره واقعیتی غم انگیز وجود دارد و آن اینکه بیشتر تلاشهای مربوط به اعمال تغییرات بنیادی در ابتدا به شکست می انجامد. علل اصلی این ناکامیها، در این نکته نهفته است که اغلب، میزان واقعی مقاومت سازمانی در برابر تغییر به درستی برآورد نمی شود. طرفداران و عاملان تغییر معتقدند که تغییر را می توان مدیریت کرد و این مفروضات منجر به مداخله های نادرستی می شود. اگر پویاییهای تغییر را نمی توان با اطمینان پیش&zwnj;بینی و کنترل کرد، پس طرفداران تغییر باید به منظور اداره فرصتهای تغییر، ابتدا به مدیریت خود بپردازند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	لو گرستنر، سندی ویل و جک ولش دوستداران زیادی در دنیای کسب و کار دارند. این افراد مدیران هوشمندی بودنـــد و در ادبیات مدیریت مطالب زیادی درباره آنها دیده می شود. آی بی ام، در سال ۱۹۹۲ متحمل زیانی حدود ۴.۵ میلیارد دلار شد. تا اینکه گرستنر جهت گیری شرکت را تغییر داد. متدلوژی تحول شرکت جنرال الکتریک نیز سنتی در تغییر سازمانی شد. از این موفقیتها چنین استنباط می شود که کیمیای تغییر به آسانی به دست می آید.</div>
<div id="cke_pastebin">
	با این حال، واقعیت غم انگیز این است که این موفقیتهای سازمانی در عرصه تغییرات بنیادی، استثنائاتی بیش نیستند و نمی توان آنها را به عنوان یک قانون ثابت در نظر گرفت. اینها فقط سردمداران افسانه تغییر هستند و این افسانه را جاودانه کرده اند که تغییر آسان است و بر اساس نسخه های از قبل پیچیده شده، می توان آن را اِعمال کرد. تجربیات مدیران اجرایی نشان می دهد که این رویکردها برای بیشتر سازمانها جوابگو نیست. چرا؟ به نظر می رسد مجموعه ای از افسانه ها و باورهای دروغین و غلط درباره تغییر وجود دارد که بستر ناکامی برنامه های تغییر را مهیا می سازند. شاید، نیازمند رویکرد جدیدی برای درک تغییر باشیم. این مقاله سعی دارد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	- برخی از مفروضات تلویحی و برخی افسانه های تغییر را بیان کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تفاوتهای بین تجربیات عملی و افسانه ها را تشریح کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- چند ایده مقدماتی راجع به سایر برنامه ها و مداخله های سازمانی ارائه دهد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۱) مدیریت تغییر سازمانی باعث ایجاد ارزش می شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغییر سازمانی بی نهایت دشوار است و این واقعیتی ناگوار درباره مدیریت تغییر سازمانی است. تحقیقات در زمینه مدیریت تغییر، نتایج جالبی را نشان نمی&zwnj;دهند. در واقع، در بسیاری از تغییرات فرهنگی و سازمانی، مزایای مورد انتظار محقق نمی&zwnj;شوند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ادبیات موضوع نشان می دهند که حدود ۷۰ درصد برنامه های مدیریت تغییر با شکست مواجه می شوند و تغییرات بنیادی فقط در ۳۰ درصد موارد با موفقیت اجرا می شوند. یک مطالعه تطبیقی در خصوص اقدامات تغییر به این نتیجه رسید که عوامل فرهنگی و انسانی جزء عوامل کلیدی هستند که تلاشهای تغییر را تحلیل می برند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	به آسانی می توان فهمید که چرا این افسانه وجود دارد. شعارِ &laquo;یا تغییر یا مرگ&raquo;، پویایی محیطی را نشان می&zwnj;دهد که ما را احاطه کرده است. بحث این نیست که سازمانها نباید تغییر کنند. تغییر در یک محیط پویا، کاملاً ضروری است. لیکن بایستی وضعیت خود را در خصوص تغییر و اعمال آن بهبود بخشیم. با این حال، به نظر می رسد که تغییر بخوبی درک نشده، برمبنای مفروضات نادرستی قرار گرفته است و به طور ضعیفی اجرا می شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۲) می توان بر مقاومت فائق آمد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	استراتژی های غلبه بر مقاومت، ماهیت، هدف و عمق آن را به درستی درک نکرده اند. مقاومت در برابر تغییر در شکل بی میلی نسبت به تغییر پنهان مانده است واگر با آن مقابله شود مجدداً در پوششی دیگر قرار می گیرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	معادله زیر توضیحی ساده درباره چشم انداز تغییر ارائه می دهد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	Ch= f (D*V*P)&gt;Co</div>
<div id="cke_pastebin">
	براساس این معادله، تغییر (Ch) زمانی اتفاق می افتد که نارضایتی از وضعیت موجود (D)، ضربدر چشم انداز تغییر (V)، ضربدر فرایندهای مورد توافق(P) که موانع رسیدن به وضعیت مطلوب را از میان بر می دارند، بزرگ تر از هزینه انجام تغییر (Co) باشد. وضعیت حاصلضرب در معادله فوق به این معنی است که اگر مقدار هریک از سه عامل، صفر باشد تغییر به وقوع نخواهد پیوست.</div>
<div id="cke_pastebin">
	با این حال به نظر می رسد تبیین&zwnj;های رایج درباره علل موفقیت یا شکست تغییر، به اندازه کافی اهمیت یک عامل ضمنی را در کار لوین درنظر نداشته اند. این عامل نقش پویاییهای اجتماعی و محرکهای مقاومت در برابر تغییر است. لوین به این مطلب تحت عنوان &laquo;تعادل نیمه ایستا&raquo; اشاره می کند؛ جایی که مقاومت، همان وضعیت موجود است و اگر با آن مقابله شود، سریعاً نیرویی همتای آن ایجاد می&zwnj;کند تا تعادل حفظ شود. بنابراین معادله فوق را می توان اینگونه بازنویسی کرد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	Ch= f (D*V*P*R) &gt; Co</div>
<div id="cke_pastebin">
	در معادله فوق، R، مقاومت است. اگر این عامل مقاومت به معادله اضافه شود، مفاهیم دیگری نیز متجلی می شوند. اول، جهت گیری منفی استنباط شده از مقاومت به این معنی است که تغییر اغلب با موانعی همراه است و احتمال نمی&zwnj;رود که مقاومت صفر باشد. دوم، چنین بر می&zwnj;آید که مقاومت بخشی از ساختار عمیق و جدانشدنی سازمان است. اگر آن را با فشار کنار بزنید، دوباره سرجایش بر می&zwnj;گردد. نهایتاً، می توانیم هدف مقاومت را با ارائه عملکرد متداوم و تعادل وضعیت موجود درک کنیم.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ریشه های مقاومت بسیار عمیق هستند و این امر منجر به بی میلی نسبت به تغییر می شود. هر جا که سعی شود تغییری انجام گیرد، پیامدهای ناخواسته&zwnj;ای نیز ممکن است رخ دهد. بنابراین، ابتدا باید مقاومت را شناخت و تفسیر کرد. مقاومت، بخش سایه ای سازمان است که نه می توان آن را نادیده گرفت و نه براحتی بر آن غلبه کرد. درک نادرست این اصل اساسی منجر به شکست پروژه های تغییر می شود. مثال عملی زیر، ماهیت مقاومت در برابر تغییر را به روشنی نشان می دهد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ شرکت هواپیمایی بریتانیا- دوران باب آیلینگ</div>
<div id="cke_pastebin">
	در سال ۱۹۹۶ ، زمانی که باب آیلینگ به عنوان مدیرعامل شرکت انتخاب شد، شرکت سود قبل از مالیات را حدود ۴۷۴ میلیون پوند اعلام کرد. با این حال، شرکت در حال از دست دادن کسب و کار خود در مقابل سایر شرکتهای هواپیمایی بود. یکی از استراتژی هایی که آیلینگ اعمال کرد، کاهش هزینه ها تا یک میلیارد پوند در طی سه سال بود. مقاومت قابل توجهی از سوی مدیران اجرایی سطوح پایین تر و حتی مشتریان دیده می شد. در سال ۱۹۹۷ مدیریت درگیر دو چالش عمده شد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	اولی، تلاشی بود که برای تجدید ساختار سیستم پرداخت و اضافه کاری&zwnj;ها انجام گرفت. دومی، مربوط به تامین نیرو می&zwnj;شد. آیلینگ سعی داشت با اجرای ایده شرکت مجازی، حداقل نیرو را به منظور کاهش هزینه ها در استخدام داشته باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در هر دوی این موارد، مدیریت موضعی خشک و جبهه ای اتخاذ کرد. خطر اخراج، حذف ارتقای شغلی و حتی پس گرفتن مزایا وجود داشت. یکی از پیامدهای ناخواسته این اقدامات این بود که کارکنان در مقابل مدیریت قرار گرفتند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در جولای ۱۹۹۷، ۳۰۰ خدمه هواپیما سه روز اعتصاب کردند و ۲ هزار نفر دیگر به بهانه بیماری به مرخصی رفتند. (حدود ۴ برابر بیشتر از میانگین وضعیت نرمال) این اقدامات منجر به اختلالات بزرگی شد. هزینه اعتصاب حدود ۱۲۵ میلیون پوند برآورد شد. ارزش سهام شرکت به طور مستمر کاهش یافت و در سال ۲۰۰۰ با حدود ۲۰۰ میلیون پوند زیان مواجه شد. آیلینگ در مارس ۲۰۰۰ استعفا کرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۳) تغییر همیشگی است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&laquo;تغییر همیشگی است&raquo;. این فریادی است که اغلب در سازمانها شنیده می&zwnj;شود. این واقعیت ذهنی را نمی توان انکار کرد. با این حال، این ادعا را می توان به طرق گوناگون بازتعریف کرد. اول، تمایز قایل شدن بین تغییر بنیادی و تغییر تدریجی یا بهبود مستمر مفید خواهد بود. بنابراین، با اینکه ممکن است همواره تحولاتی به خاطر تغییرات تدریجی و یا انطباقی وجود داشته باشد، اما نباید آن را با تغییرات بنیادی مخلوط کرد. همانطور که یکی از مدیران ارشد نهاد توسعه بریتانیا بیان می دارد: &laquo;من می&zwnj;توانم تفاوت بین تغییرات بزرگ را در ابتدای امر و نیز در مرحله پیاده سازی دائمی آن با تغییرات کوچک مشاهده کنم&raquo;.</div>
<div id="cke_pastebin">
	دوم، از نظر تجربی، مطالعات نشان می دهند که تغییرات گسترده و وسیع در سازمانها به طور میانگین، اندک هستند و بندرت رخ می دهند. به جای همیشگی بودن، تغییر خیلی کم اتفاق می افتد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تئوری تعادل منقطع، به درک تفاوتهای آشکار بین تجربه و واقعیت کمک می&zwnj;کند. این تئوری بیان می دارد که سیستم&zwnj;ها در طی تغییرات دوره های تعادل و دوره&zwnj;های تغییرات بنیادی تکامل می یابند. ساختارهای عمیقی که راجع به آنها بحث شد، به طور متوالی، دوره&zwnj;های طولانی مدتی از ثبات (تعادل) را مهیا می&zwnj;کنند، اما این تعادل به وسیله دوره&zwnj;های فشرده تغییرات بنیادی، قطع می شود. بنابراین، سیستم&zwnj;های سازمانی می توانند خود را با فشارهای حاصله از تغییرات تدریجی کوچک تا زمانی که به آستانه ای مشخص برسند، سازگار کنند. پس از آن تغییری انقلابی رخ می&zwnj;دهد. مطالعات تاشمن و رومانلی قویاً بیان می&zwnj;دارند که&zwnj;:</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- به نظر می رسد تغییر به طور سیستماتیک بعد از پویاییهایی رخ می&zwnj;دهد که توسط تعادلی منقطع ارائه می شوند، جایی که دوره های بلند مدت ثبات توسط دوره های سریع و نسبتاً کوتاه مدت تغییر مختل شده و منجر به تغییر جهت گیریهای استراتژیک و تغییر در فرهنگ و رهبری می شوند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغییر بنیادی، سریع بوده و حیطه تاثیرگذاری آن بسیار گسترده است. نتایج نشان می دهند که تغییر همراه با مجموعه&zwnj;ای از مراحل تدریجی، خیلی کم اتفاق می افتد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- این تغییرات عمدتاً با تغییرات محیط بیرونی و نیز با تغییر اهداف و مقاصد مدیران ارشد اجرایی همراهند. این چشم انداز از تغییر به تشریح نقش و هدف مقاومت نیز کمک می کند و مقاومت را به عنوان شبکه ای از ساختارهای عمیق از فرهنگ سازمانی، رهبری و سازمان توصیف می کند. این امر، ثبات و تداوم را برای سیستم فراهم می کند که براین اساس سیستم می تواند تغییرات تدریجی را تحمل کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	علاوه بر این، تعادل منقطع چنین پیشنهاد می کند که به جای اینکه تغییر همیشگی باشد، بیشتر شامل مجموعه هایی بزرگ از جهش هایی است که پویایی های آنها را عواملی خارج از فرایند تغییر تعیین می کنند. در این راستا، مسئله زمان بسیار مهم است. تغییر وابسته به زمان بوده و شرایط موقعیت در آن بسیار موثر است. هر چند بحث می شود که این متغیرها بندرت در مدل&zwnj;های تغییر بررسی می شوند. این مسئله مشخص می کند که در درک ما از تغییر سازمانی شکافهای بسیاری دیده می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغییر بندرت اتفاق می افتد اما اغلب شوک احساسی نامطلوبی را وارد می سازد و می تواند افراد را به منظور مدیریت آن وادار به اتخاذ استراتژی های تدافعی کند که این به نوبه خود دشواری معضل را بیشتر می کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۴) تغییر را می توان مدیریت کرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تئوری تعادل منقطع ما را وادار می کند تا مفروضات خود را راجع به مدیریت تغییر مورد بازاندیشی قرار دهیم. مفاهیم اولیه مدیریت تغییر، برنامه ریزی شده و مفروضات آن بر تفکر خطی و عقلایی، ایده آل های انسان گرایانه و شرایط تعادل مبتنی است. در برخی موارد، اینها ابزار مفیدی را ارائه می کنند اما از این مفروضات چنین استنباط می شود که تغییر را می توان مدیریت کرد. برای مثال، استراتژی هایی که وارن بنیس و دیگران در بررسی هایشان از تغییر برنامه ریزی شده مورد بحث قرار داده اند، با این مفروضات شروع می شوند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تئـــوری تعادل منقطع بیان می&zwnj;دارد که تغیــیر چیزی نیست که بتوان آن را با اطمینـــان مدیریت کرد. نتـایج تغییر می&zwnj;توانند غیرمنتظره باشند. این مطلب با بسیاری از اصول تئوری پیچیدگی نیز همراســتاست. بر اساس این تئوری، سازمانهــا و سیستم&zwnj;های اجتماعی در شـرایط عـــدم تعادل به دنبال ثبات هستند. هرچند، حتی بدون وجـود دوره&zwnj;های بی&zwnj;ثباتی، مسائلی همچون بی&zwnj;میلی به تغییر و رضایت از وضعیت موجود، ممکن است آنها را قربانی تغییرات محیط کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	طرفداران تغییر می توانند تغییر را برانگیزانند، یا حتی در مسیر آن گام بردارند، اما تغییر را نمی توان مدیریت کرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۵) عامل تغییر، بهترین اقدامات را می داند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	این فرض خوبی است که بیشتر عاملان تغییر، برنامه های کاری خود را بخوبی می دانند. با این حال، مفرضاتی که رویکردهای سنتی تغییر را تعیین می&zwnj;کنند هم از نظر درونی و هم بیرونی، با مشکلاتی همراه می شوند. جایی که پیامدها غیرقابل کنترل و غیرقابل پیش&zwnj;بینی&zwnj;اند، برای طرفداران تغییر، دانستن بهترین اقدامات نیز بسیار مشکل می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	طرفداران تغییر باید بپذیرند که دانای همه چیزدان یا عقل کل نیستند. آنها مجبورند شکفته شدن هزاران گل را در خلال حمایتهای سیستمهای خود سازمان یافته، مشاهد کنند. این مسئله، به معنی نقش متفاوت طرفداران تغییر و نیز استراتژی های مداخله ای است که به کار می گیرند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	اگر مفروضات مدیریت تغییر، تردید&zwnj;آمیز هستند؛ بنابراین، مداخله ها و فنونی که درپی آنها می آیند نیز اقدامات مطمئنی نخواهند بود. دو افسانه پایانی نکاتی راجع به اقداماتی جهت تغییر سازمانی موفق ارائه می کنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۶) منطق پذیرفته شده این است که مراحلی طی شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ادبیات مدیریت تغییر سعی داشته است که اصولی هنجاری در خصوص نحوه اعمال تغییر ارائه کند و عمدتاً مراحل کلیدی متعـــددی برای موفقیت تغییر ذکر شده است. تاثیرگذارترین نظریه&zwnj;پرداز در این رابطه، جان کوتر است که هشت مرحله را برای تغییر بیان می&zwnj;کند. در همین راستا، نویسندگان دیگر نیز مجموعه ای از مراحل مختلف را بیان کرده اند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ مدل شش بخشی</div>
<div id="cke_pastebin">
	عوامل مهمی را برای مدیریت تغییر موفق ارائه می کند:</div>
<div id="cke_pastebin">
	مدل تغییر مدلی پویاست و عوامل و عناصر آن با توجه به شرایط و زمان، تاثیرات متقابلی برهم دارند. تغییر در داخل سیستم&zwnj;ها، به وسیله خرده سیستم&zwnj;های خود سازمان یافته و اهداف رهبری اعمال می&zwnj;شود، اما نتیجه غیرقابل پیش بینی است. مدیریت تغییر بیشتر شبیه راندن قایق بادبانی و استفاده از جریان باد و امواج برای هدایت آن است. شما باید یک جهت کلی را در نظر بگیرید، لنگر و پوشش مناسب به همراه داشته باشید و حتی برای تحقق اهداف خود گاهی مسیر حرکت را تغییر دهید. این مورد کاملاً برخلاف یک کشتی اقیانوس پیماست که برای توقف و دور زدن باید چندین مایل را بپیماید. مدل مرحله ای با پویاییهای آشفته و بسیار متغیر تغییر سازگار نیست و رویکردی انعطاف پذیرتر مورد نیاز است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۷) تغییرات بزرگ مستلزم تغییرات بزرگ است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	برنامه های بنیادی تغییر به عنوان اقدامات عظیمی معرفی شده اند. شرکتهای مرکوری و هواپیمایی بریتانیا و ویتبرید از جمله شرکتهایی بودند که چنین برنامه هایی را در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ آغاز کردند. بااین حال، چنین تغییراتی صرفاً جنبه تشریفاتی داشتند و فاقد معنا و محتوا بودند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	یکی از تناقضات موجود درباره پویاییهای تغییر این است که اقدامات کوچک نیز می توانند پیامدهای بزرگی را موجب شوند. در مدیریت تغییر این مطلب به عنوان شناخت بخش مهمی از تغییر درنظر گرفته می شود: افرادی که به انجام تغییر تمایل دارند و می توانند بر آن تاثیر گذارند و تغییر را اعمال کنند، در اقلیت هستند، اما تاثیراتی آبشاری و متوالی بر جا می گذارند. مالکم گلدول این مسئله را به عنوان &laquo;نقطه راس&raquo; مطرح می کند و با بررسی چند مورد مختلف عملی نشان می دهد. در این رابطه سه عامل مهم وجود دارد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	- وضعیت سرایت کننده بودن: جایی که زمان، محیط و یا بذر یک ایده خوب در یک لحظه آماده رشد می شوند و مانند ویروس برای مبتلا کردن دیگران گسترش می یابند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- علتهای کوچک می توانند اثرات بزرگی داشته باشند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- این تغییرات در یک لحظه ناگهانی رخ می دهند و در همین رابطه، یک سری مسائل خیلی سریع اتفاق می افتند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ تحول در شرکت شل</div>
<div id="cke_pastebin">
	ریچارد پاسکال نقش کاتالیزور را در یک شرکت نفتی بزرگ به خوبی توصیف می کند. در سال ۱۹۹۶، استیو میلر به هیئت مدیره شرکت شل پیوست. وی مدیر مسئول محصولات جهانی شل بود. در آن هنگام این شرکت پردرد سر، ۱۳۰ میلیارد دلار درآمد سالانه داشت و ۱۰۱ هزار کارمند آن در ۱۳۰ کشور مختلف از وضع موجود رضایت داشتند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تلاشها برای تحول سازمان از طریق یک سری فعالیتهای متداول- ازجمله تجدید ساختار ناخوشایند سازمان- تاثیر چندانی بر تحلیل گران و کارکنان عیبجو نداشت. میلر رویکرد متفاوتی را اتخاذ و سعی کرد تا کاتالیزوری برای تغییر باشد. اول، او ۵۰ در صد از وقت خود را به کار مستقیم با کارکنان خط اول اختصاص داد. وی می خواست فارغ از بروکراسی های کهنه، مستقیماً با سیستم غیررسمی ارتباط داشته باشد. میلر دریافت که برنامه تغییر به دلیل بن بست روابط بین اداره مرکزی و شرکتهای فعال در سایر کشورها، در گل فرو رفته است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	او تلاشهای متعددی را به کار گرفت، مباحثات و گفتگوهای جدیدی را آغاز و احساس ضرورت تغییر را ایجاد کرد. وی معتقد بود که این تلاشها به نتیجه خوبی منتهی می شود، زیرا افراد در زمینه های کار خود بهتر از هر کس دیگری می دانند که چه اقدامی مورد نیاز است و حمایت شبکه های غیررسمی را نیز برمی انگیزاند. در پایان سال ۱۹۹۷ این اقدامات منجر به بهبود عملکرد شد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● چالش تغییر نیازمند یک تغییر پارادایمی است</div>
<div id="cke_pastebin">
	این مقاله بیان می دارد یکی از عواملی که به تشریح دلایل شکست پروژه های تغییر سازمانی کمک می کند، این است که تغییر سازمانی بر تعدادی افسانه و فرضیه غلط بنا شده است. این افسانه ها و مفروضات بر اساس ایده هایی عقلایی ساخته شده اند که منجر به تفکر خطی و یا تفکر تونل مانند و نیز مجموعه ای از مداخله های برنامه ریزی شده می&zwnj;شود. این مقاله تغییری پارادیمی را درباره تفکر در خصوص تغییر پیشنهاد می کند که با توجه به تئوری های تعادلی منقطع و پیچیدگی بنا می شود. این نظریه ها، بصیرت و رهنمودهای بیشتری درباره نقش طرفداران تغییر و مداخله های آنها ارائه می دهند. این مقاله، افسانه&zwnj;های موجود درباره تغییر را به چالش می کشاند و پیشنهادهایی برای مطالعات بیشتر ارائه می کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغییر بدرستی درک نمی شود و بنابراین ارزشهای حاصله از آن می تواند زایل شود. پویاییهای تغییر بنیادی در یک محیط بسیار متغیر، بر اساس تفکر سیستماتیک و تئوری های پیچیدگی و عدم تعادل بهتر از مدل&zwnj;های عقلانیت گرا درک می شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- مقاومت در داخل ساختارهای عمیق سازمان و در لایه های متعددی قرار دارد. مقاومت، تداوم و ثبات را برای سیستم به همراه دارد. البته می تواند بی میلی به تغییر را نیز موجب شود. نمی توان مقاومت را کنار زد. در این صورت از جهاتی دیگر رویه های تدافعی مجدداً به حرکت درخواهند آمد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغییرات بنیادی بندرت اتفاق می افتند، اما بسیار سریع هستند و به دلیل ناخوشایند بودن، با مقاومت مواجه می شوند و یا در بهترین حالت، آمادگی لازم برای برخورد با آنها ایجاد نمی شود. این مرور کوتاه، بیان می کند که تغییر بیشتر به زمان، محیط و حمایت مدیران ارشد وابسته است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغییر را نمی توان مدیریت کرد. ممکن است بتوان تغییر را برانگیخت، هدایت و یا در مسیر بادهای تغییر حرکت کرد. حامیان تغییر باید از مهارتهای فردی، انعطاف پذیری و هوش عاطفی لازم به منظور اداره عدم اطمینانها برخوردار باشند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- حامیان تغییر باید بتوانند با عدم اطمینانها و ناشناخته ها کار نمایند. به نظر می رسد اگر حامیان تغییر بتوانند خرده سیستمهای خود سازمان یافته و غیررسمی را به عنوان اهرمهای واقعی تغییر، کنترل کنند، آنگاه خواهند توانست به طور موثر و اثربخش فعالیت نمایند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- عوامل تغییر چارچوبی از اصلاحِ مداوم، انعطاف پذیری و تحول را شکل می دهند که بایستی در مراحل مختلف تغییر به کار روند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- فشارهای بیش از حد می تواند مقاومت را افزایش دهد. مداخله های کوچک منجر به تاثیرات عظیمی خواهند شد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	منبع: ماهنامه تدبیر</div>]]></description>
<category><![CDATA[اخبار, مقالات]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 17 Feb 2012 00:32:57 +0330</pubDate>
</item></channel></rss>
