<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>مدیر فردا، جامع ترین پایگاه علمی ،پژوهشی مدیران ایران</title>
<link>http://www.modirefarda.ir/</link>
<language>fa</language>
<description>مدیر فردا، جامع ترین پایگاه علمی ،پژوهشی مدیران ایران</description>
<generator>DataLife Engine</generator><item>
<title>هفت افسانه درباره مدیریت تغییر</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/news/90-هفت-افسانه-درباره-مدیریت-تغییر.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/news/90-هفت-افسانه-درباره-مدیریت-تغییر.html</link>
<description><![CDATA[<p style="text-align: right;">
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	هفت افسانه درباره مدیریت تغییر</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مدیریت تغییر وظیفه بسیار دشواری است. در این باره واقعیتی غم انگیز وجود دارد و آن اینکه بیشتر تلاشهای مربوط به اعمال تغییرات بنیادی در ابتدا به شکست می انجامد. علل اصلی این ناکامیها، در این نکته نهفته است که اغلب، میزان واقعی مقاومت سازمانی در برابر تغییر به درستی برآورد نمی شود. طرفداران و عاملان تغییر معتقدند که تغییر را می توان مدیریت کرد و این مفروضات منجر به مداخله های نادرستی می شود. اگر پویاییهای تغییر را نمی توان با اطمینان پیش&zwnj;بینی و کنترل کرد، پس طرفداران تغییر باید به منظور اداره فرصتهای تغییر، ابتدا به مدیریت خود بپردازند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	لو گرستنر، سندی ویل و جک ولش دوستداران زیادی در دنیای کسب و کار دارند. این افراد مدیران هوشمندی بودنـــد و در ادبیات مدیریت مطالب زیادی درباره آنها دیده می شود. آی بی ام، در سال ۱۹۹۲ متحمل زیانی حدود ۴.۵ میلیارد دلار شد. تا اینکه گرستنر جهت گیری شرکت را تغییر داد. متدلوژی تحول شرکت جنرال الکتریک نیز سنتی در تغییر سازمانی شد. از این موفقیتها چنین استنباط می شود که کیمیای تغییر به آسانی به دست می آید.</div>
<div id="cke_pastebin">
	با این حال، واقعیت غم انگیز این است که این موفقیتهای سازمانی در عرصه تغییرات بنیادی، استثنائاتی بیش نیستند و نمی توان آنها را به عنوان یک قانون ثابت در نظر گرفت. اینها فقط سردمداران افسانه تغییر هستند و این افسانه را جاودانه کرده اند که تغییر آسان است و بر اساس نسخه های از قبل پیچیده شده، می توان آن را اِعمال کرد. تجربیات مدیران اجرایی نشان می دهد که این رویکردها برای بیشتر سازمانها جوابگو نیست. چرا؟ به نظر می رسد مجموعه ای از افسانه ها و باورهای دروغین و غلط درباره تغییر وجود دارد که بستر ناکامی برنامه های تغییر را مهیا می سازند. شاید، نیازمند رویکرد جدیدی برای درک تغییر باشیم. این مقاله سعی دارد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	- برخی از مفروضات تلویحی و برخی افسانه های تغییر را بیان کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تفاوتهای بین تجربیات عملی و افسانه ها را تشریح کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- چند ایده مقدماتی راجع به سایر برنامه ها و مداخله های سازمانی ارائه دهد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۱) مدیریت تغییر سازمانی باعث ایجاد ارزش می شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغییر سازمانی بی نهایت دشوار است و این واقعیتی ناگوار درباره مدیریت تغییر سازمانی است. تحقیقات در زمینه مدیریت تغییر، نتایج جالبی را نشان نمی&zwnj;دهند. در واقع، در بسیاری از تغییرات فرهنگی و سازمانی، مزایای مورد انتظار محقق نمی&zwnj;شوند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ادبیات موضوع نشان می دهند که حدود ۷۰ درصد برنامه های مدیریت تغییر با شکست مواجه می شوند و تغییرات بنیادی فقط در ۳۰ درصد موارد با موفقیت اجرا می شوند. یک مطالعه تطبیقی در خصوص اقدامات تغییر به این نتیجه رسید که عوامل فرهنگی و انسانی جزء عوامل کلیدی هستند که تلاشهای تغییر را تحلیل می برند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	به آسانی می توان فهمید که چرا این افسانه وجود دارد. شعارِ &laquo;یا تغییر یا مرگ&raquo;، پویایی محیطی را نشان می&zwnj;دهد که ما را احاطه کرده است. بحث این نیست که سازمانها نباید تغییر کنند. تغییر در یک محیط پویا، کاملاً ضروری است. لیکن بایستی وضعیت خود را در خصوص تغییر و اعمال آن بهبود بخشیم. با این حال، به نظر می رسد که تغییر بخوبی درک نشده، برمبنای مفروضات نادرستی قرار گرفته است و به طور ضعیفی اجرا می شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۲) می توان بر مقاومت فائق آمد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	استراتژی های غلبه بر مقاومت، ماهیت، هدف و عمق آن را به درستی درک نکرده اند. مقاومت در برابر تغییر در شکل بی میلی نسبت به تغییر پنهان مانده است واگر با آن مقابله شود مجدداً در پوششی دیگر قرار می گیرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	معادله زیر توضیحی ساده درباره چشم انداز تغییر ارائه می دهد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	Ch= f (D*V*P)&gt;Co</div>
<div id="cke_pastebin">
	براساس این معادله، تغییر (Ch) زمانی اتفاق می افتد که نارضایتی از وضعیت موجود (D)، ضربدر چشم انداز تغییر (V)، ضربدر فرایندهای مورد توافق(P) که موانع رسیدن به وضعیت مطلوب را از میان بر می دارند، بزرگ تر از هزینه انجام تغییر (Co) باشد. وضعیت حاصلضرب در معادله فوق به این معنی است که اگر مقدار هریک از سه عامل، صفر باشد تغییر به وقوع نخواهد پیوست.</div>
<div id="cke_pastebin">
	با این حال به نظر می رسد تبیین&zwnj;های رایج درباره علل موفقیت یا شکست تغییر، به اندازه کافی اهمیت یک عامل ضمنی را در کار لوین درنظر نداشته اند. این عامل نقش پویاییهای اجتماعی و محرکهای مقاومت در برابر تغییر است. لوین به این مطلب تحت عنوان &laquo;تعادل نیمه ایستا&raquo; اشاره می کند؛ جایی که مقاومت، همان وضعیت موجود است و اگر با آن مقابله شود، سریعاً نیرویی همتای آن ایجاد می&zwnj;کند تا تعادل حفظ شود. بنابراین معادله فوق را می توان اینگونه بازنویسی کرد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	Ch= f (D*V*P*R) &gt; Co</div>
<div id="cke_pastebin">
	در معادله فوق، R، مقاومت است. اگر این عامل مقاومت به معادله اضافه شود، مفاهیم دیگری نیز متجلی می شوند. اول، جهت گیری منفی استنباط شده از مقاومت به این معنی است که تغییر اغلب با موانعی همراه است و احتمال نمی&zwnj;رود که مقاومت صفر باشد. دوم، چنین بر می&zwnj;آید که مقاومت بخشی از ساختار عمیق و جدانشدنی سازمان است. اگر آن را با فشار کنار بزنید، دوباره سرجایش بر می&zwnj;گردد. نهایتاً، می توانیم هدف مقاومت را با ارائه عملکرد متداوم و تعادل وضعیت موجود درک کنیم.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ریشه های مقاومت بسیار عمیق هستند و این امر منجر به بی میلی نسبت به تغییر می شود. هر جا که سعی شود تغییری انجام گیرد، پیامدهای ناخواسته&zwnj;ای نیز ممکن است رخ دهد. بنابراین، ابتدا باید مقاومت را شناخت و تفسیر کرد. مقاومت، بخش سایه ای سازمان است که نه می توان آن را نادیده گرفت و نه براحتی بر آن غلبه کرد. درک نادرست این اصل اساسی منجر به شکست پروژه های تغییر می شود. مثال عملی زیر، ماهیت مقاومت در برابر تغییر را به روشنی نشان می دهد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ شرکت هواپیمایی بریتانیا- دوران باب آیلینگ</div>
<div id="cke_pastebin">
	در سال ۱۹۹۶ ، زمانی که باب آیلینگ به عنوان مدیرعامل شرکت انتخاب شد، شرکت سود قبل از مالیات را حدود ۴۷۴ میلیون پوند اعلام کرد. با این حال، شرکت در حال از دست دادن کسب و کار خود در مقابل سایر شرکتهای هواپیمایی بود. یکی از استراتژی هایی که آیلینگ اعمال کرد، کاهش هزینه ها تا یک میلیارد پوند در طی سه سال بود. مقاومت قابل توجهی از سوی مدیران اجرایی سطوح پایین تر و حتی مشتریان دیده می شد. در سال ۱۹۹۷ مدیریت درگیر دو چالش عمده شد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	اولی، تلاشی بود که برای تجدید ساختار سیستم پرداخت و اضافه کاری&zwnj;ها انجام گرفت. دومی، مربوط به تامین نیرو می&zwnj;شد. آیلینگ سعی داشت با اجرای ایده شرکت مجازی، حداقل نیرو را به منظور کاهش هزینه ها در استخدام داشته باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در هر دوی این موارد، مدیریت موضعی خشک و جبهه ای اتخاذ کرد. خطر اخراج، حذف ارتقای شغلی و حتی پس گرفتن مزایا وجود داشت. یکی از پیامدهای ناخواسته این اقدامات این بود که کارکنان در مقابل مدیریت قرار گرفتند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در جولای ۱۹۹۷، ۳۰۰ خدمه هواپیما سه روز اعتصاب کردند و ۲ هزار نفر دیگر به بهانه بیماری به مرخصی رفتند. (حدود ۴ برابر بیشتر از میانگین وضعیت نرمال) این اقدامات منجر به اختلالات بزرگی شد. هزینه اعتصاب حدود ۱۲۵ میلیون پوند برآورد شد. ارزش سهام شرکت به طور مستمر کاهش یافت و در سال ۲۰۰۰ با حدود ۲۰۰ میلیون پوند زیان مواجه شد. آیلینگ در مارس ۲۰۰۰ استعفا کرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۳) تغییر همیشگی است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&laquo;تغییر همیشگی است&raquo;. این فریادی است که اغلب در سازمانها شنیده می&zwnj;شود. این واقعیت ذهنی را نمی توان انکار کرد. با این حال، این ادعا را می توان به طرق گوناگون بازتعریف کرد. اول، تمایز قایل شدن بین تغییر بنیادی و تغییر تدریجی یا بهبود مستمر مفید خواهد بود. بنابراین، با اینکه ممکن است همواره تحولاتی به خاطر تغییرات تدریجی و یا انطباقی وجود داشته باشد، اما نباید آن را با تغییرات بنیادی مخلوط کرد. همانطور که یکی از مدیران ارشد نهاد توسعه بریتانیا بیان می دارد: &laquo;من می&zwnj;توانم تفاوت بین تغییرات بزرگ را در ابتدای امر و نیز در مرحله پیاده سازی دائمی آن با تغییرات کوچک مشاهده کنم&raquo;.</div>
<div id="cke_pastebin">
	دوم، از نظر تجربی، مطالعات نشان می دهند که تغییرات گسترده و وسیع در سازمانها به طور میانگین، اندک هستند و بندرت رخ می دهند. به جای همیشگی بودن، تغییر خیلی کم اتفاق می افتد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تئوری تعادل منقطع، به درک تفاوتهای آشکار بین تجربه و واقعیت کمک می&zwnj;کند. این تئوری بیان می دارد که سیستم&zwnj;ها در طی تغییرات دوره های تعادل و دوره&zwnj;های تغییرات بنیادی تکامل می یابند. ساختارهای عمیقی که راجع به آنها بحث شد، به طور متوالی، دوره&zwnj;های طولانی مدتی از ثبات (تعادل) را مهیا می&zwnj;کنند، اما این تعادل به وسیله دوره&zwnj;های فشرده تغییرات بنیادی، قطع می شود. بنابراین، سیستم&zwnj;های سازمانی می توانند خود را با فشارهای حاصله از تغییرات تدریجی کوچک تا زمانی که به آستانه ای مشخص برسند، سازگار کنند. پس از آن تغییری انقلابی رخ می&zwnj;دهد. مطالعات تاشمن و رومانلی قویاً بیان می&zwnj;دارند که&zwnj;:</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- به نظر می رسد تغییر به طور سیستماتیک بعد از پویاییهایی رخ می&zwnj;دهد که توسط تعادلی منقطع ارائه می شوند، جایی که دوره های بلند مدت ثبات توسط دوره های سریع و نسبتاً کوتاه مدت تغییر مختل شده و منجر به تغییر جهت گیریهای استراتژیک و تغییر در فرهنگ و رهبری می شوند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغییر بنیادی، سریع بوده و حیطه تاثیرگذاری آن بسیار گسترده است. نتایج نشان می دهند که تغییر همراه با مجموعه&zwnj;ای از مراحل تدریجی، خیلی کم اتفاق می افتد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	- این تغییرات عمدتاً با تغییرات محیط بیرونی و نیز با تغییر اهداف و مقاصد مدیران ارشد اجرایی همراهند. این چشم انداز از تغییر به تشریح نقش و هدف مقاومت نیز کمک می کند و مقاومت را به عنوان شبکه ای از ساختارهای عمیق از فرهنگ سازمانی، رهبری و سازمان توصیف می کند. این امر، ثبات و تداوم را برای سیستم فراهم می کند که براین اساس سیستم می تواند تغییرات تدریجی را تحمل کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	علاوه بر این، تعادل منقطع چنین پیشنهاد می کند که به جای اینکه تغییر همیشگی باشد، بیشتر شامل مجموعه هایی بزرگ از جهش هایی است که پویایی های آنها را عواملی خارج از فرایند تغییر تعیین می کنند. در این راستا، مسئله زمان بسیار مهم است. تغییر وابسته به زمان بوده و شرایط موقعیت در آن بسیار موثر است. هر چند بحث می شود که این متغیرها بندرت در مدل&zwnj;های تغییر بررسی می شوند. این مسئله مشخص می کند که در درک ما از تغییر سازمانی شکافهای بسیاری دیده می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغییر بندرت اتفاق می افتد اما اغلب شوک احساسی نامطلوبی را وارد می سازد و می تواند افراد را به منظور مدیریت آن وادار به اتخاذ استراتژی های تدافعی کند که این به نوبه خود دشواری معضل را بیشتر می کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۴) تغییر را می توان مدیریت کرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تئوری تعادل منقطع ما را وادار می کند تا مفروضات خود را راجع به مدیریت تغییر مورد بازاندیشی قرار دهیم. مفاهیم اولیه مدیریت تغییر، برنامه ریزی شده و مفروضات آن بر تفکر خطی و عقلایی، ایده آل های انسان گرایانه و شرایط تعادل مبتنی است. در برخی موارد، اینها ابزار مفیدی را ارائه می کنند اما از این مفروضات چنین استنباط می شود که تغییر را می توان مدیریت کرد. برای مثال، استراتژی هایی که وارن بنیس و دیگران در بررسی هایشان از تغییر برنامه ریزی شده مورد بحث قرار داده اند، با این مفروضات شروع می شوند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تئـــوری تعادل منقطع بیان می&zwnj;دارد که تغیــیر چیزی نیست که بتوان آن را با اطمینـــان مدیریت کرد. نتـایج تغییر می&zwnj;توانند غیرمنتظره باشند. این مطلب با بسیاری از اصول تئوری پیچیدگی نیز همراســتاست. بر اساس این تئوری، سازمانهــا و سیستم&zwnj;های اجتماعی در شـرایط عـــدم تعادل به دنبال ثبات هستند. هرچند، حتی بدون وجـود دوره&zwnj;های بی&zwnj;ثباتی، مسائلی همچون بی&zwnj;میلی به تغییر و رضایت از وضعیت موجود، ممکن است آنها را قربانی تغییرات محیط کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	طرفداران تغییر می توانند تغییر را برانگیزانند، یا حتی در مسیر آن گام بردارند، اما تغییر را نمی توان مدیریت کرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۵) عامل تغییر، بهترین اقدامات را می داند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	این فرض خوبی است که بیشتر عاملان تغییر، برنامه های کاری خود را بخوبی می دانند. با این حال، مفرضاتی که رویکردهای سنتی تغییر را تعیین می&zwnj;کنند هم از نظر درونی و هم بیرونی، با مشکلاتی همراه می شوند. جایی که پیامدها غیرقابل کنترل و غیرقابل پیش&zwnj;بینی&zwnj;اند، برای طرفداران تغییر، دانستن بهترین اقدامات نیز بسیار مشکل می&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	طرفداران تغییر باید بپذیرند که دانای همه چیزدان یا عقل کل نیستند. آنها مجبورند شکفته شدن هزاران گل را در خلال حمایتهای سیستمهای خود سازمان یافته، مشاهد کنند. این مسئله، به معنی نقش متفاوت طرفداران تغییر و نیز استراتژی های مداخله ای است که به کار می گیرند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	اگر مفروضات مدیریت تغییر، تردید&zwnj;آمیز هستند؛ بنابراین، مداخله ها و فنونی که درپی آنها می آیند نیز اقدامات مطمئنی نخواهند بود. دو افسانه پایانی نکاتی راجع به اقداماتی جهت تغییر سازمانی موفق ارائه می کنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۶) منطق پذیرفته شده این است که مراحلی طی شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	ادبیات مدیریت تغییر سعی داشته است که اصولی هنجاری در خصوص نحوه اعمال تغییر ارائه کند و عمدتاً مراحل کلیدی متعـــددی برای موفقیت تغییر ذکر شده است. تاثیرگذارترین نظریه&zwnj;پرداز در این رابطه، جان کوتر است که هشت مرحله را برای تغییر بیان می&zwnj;کند. در همین راستا، نویسندگان دیگر نیز مجموعه ای از مراحل مختلف را بیان کرده اند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ مدل شش بخشی</div>
<div id="cke_pastebin">
	عوامل مهمی را برای مدیریت تغییر موفق ارائه می کند:</div>
<div id="cke_pastebin">
	مدل تغییر مدلی پویاست و عوامل و عناصر آن با توجه به شرایط و زمان، تاثیرات متقابلی برهم دارند. تغییر در داخل سیستم&zwnj;ها، به وسیله خرده سیستم&zwnj;های خود سازمان یافته و اهداف رهبری اعمال می&zwnj;شود، اما نتیجه غیرقابل پیش بینی است. مدیریت تغییر بیشتر شبیه راندن قایق بادبانی و استفاده از جریان باد و امواج برای هدایت آن است. شما باید یک جهت کلی را در نظر بگیرید، لنگر و پوشش مناسب به همراه داشته باشید و حتی برای تحقق اهداف خود گاهی مسیر حرکت را تغییر دهید. این مورد کاملاً برخلاف یک کشتی اقیانوس پیماست که برای توقف و دور زدن باید چندین مایل را بپیماید. مدل مرحله ای با پویاییهای آشفته و بسیار متغیر تغییر سازگار نیست و رویکردی انعطاف پذیرتر مورد نیاز است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● افسانه ۷) تغییرات بزرگ مستلزم تغییرات بزرگ است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	برنامه های بنیادی تغییر به عنوان اقدامات عظیمی معرفی شده اند. شرکتهای مرکوری و هواپیمایی بریتانیا و ویتبرید از جمله شرکتهایی بودند که چنین برنامه هایی را در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ آغاز کردند. بااین حال، چنین تغییراتی صرفاً جنبه تشریفاتی داشتند و فاقد معنا و محتوا بودند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	یکی از تناقضات موجود درباره پویاییهای تغییر این است که اقدامات کوچک نیز می توانند پیامدهای بزرگی را موجب شوند. در مدیریت تغییر این مطلب به عنوان شناخت بخش مهمی از تغییر درنظر گرفته می شود: افرادی که به انجام تغییر تمایل دارند و می توانند بر آن تاثیر گذارند و تغییر را اعمال کنند، در اقلیت هستند، اما تاثیراتی آبشاری و متوالی بر جا می گذارند. مالکم گلدول این مسئله را به عنوان &laquo;نقطه راس&raquo; مطرح می کند و با بررسی چند مورد مختلف عملی نشان می دهد. در این رابطه سه عامل مهم وجود دارد:</div>
<div id="cke_pastebin">
	- وضعیت سرایت کننده بودن: جایی که زمان، محیط و یا بذر یک ایده خوب در یک لحظه آماده رشد می شوند و مانند ویروس برای مبتلا کردن دیگران گسترش می یابند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- علتهای کوچک می توانند اثرات بزرگی داشته باشند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- این تغییرات در یک لحظه ناگهانی رخ می دهند و در همین رابطه، یک سری مسائل خیلی سریع اتفاق می افتند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ تحول در شرکت شل</div>
<div id="cke_pastebin">
	ریچارد پاسکال نقش کاتالیزور را در یک شرکت نفتی بزرگ به خوبی توصیف می کند. در سال ۱۹۹۶، استیو میلر به هیئت مدیره شرکت شل پیوست. وی مدیر مسئول محصولات جهانی شل بود. در آن هنگام این شرکت پردرد سر، ۱۳۰ میلیارد دلار درآمد سالانه داشت و ۱۰۱ هزار کارمند آن در ۱۳۰ کشور مختلف از وضع موجود رضایت داشتند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	تلاشها برای تحول سازمان از طریق یک سری فعالیتهای متداول- ازجمله تجدید ساختار ناخوشایند سازمان- تاثیر چندانی بر تحلیل گران و کارکنان عیبجو نداشت. میلر رویکرد متفاوتی را اتخاذ و سعی کرد تا کاتالیزوری برای تغییر باشد. اول، او ۵۰ در صد از وقت خود را به کار مستقیم با کارکنان خط اول اختصاص داد. وی می خواست فارغ از بروکراسی های کهنه، مستقیماً با سیستم غیررسمی ارتباط داشته باشد. میلر دریافت که برنامه تغییر به دلیل بن بست روابط بین اداره مرکزی و شرکتهای فعال در سایر کشورها، در گل فرو رفته است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	او تلاشهای متعددی را به کار گرفت، مباحثات و گفتگوهای جدیدی را آغاز و احساس ضرورت تغییر را ایجاد کرد. وی معتقد بود که این تلاشها به نتیجه خوبی منتهی می شود، زیرا افراد در زمینه های کار خود بهتر از هر کس دیگری می دانند که چه اقدامی مورد نیاز است و حمایت شبکه های غیررسمی را نیز برمی انگیزاند. در پایان سال ۱۹۹۷ این اقدامات منجر به بهبود عملکرد شد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● چالش تغییر نیازمند یک تغییر پارادایمی است</div>
<div id="cke_pastebin">
	این مقاله بیان می دارد یکی از عواملی که به تشریح دلایل شکست پروژه های تغییر سازمانی کمک می کند، این است که تغییر سازمانی بر تعدادی افسانه و فرضیه غلط بنا شده است. این افسانه ها و مفروضات بر اساس ایده هایی عقلایی ساخته شده اند که منجر به تفکر خطی و یا تفکر تونل مانند و نیز مجموعه ای از مداخله های برنامه ریزی شده می&zwnj;شود. این مقاله تغییری پارادیمی را درباره تفکر در خصوص تغییر پیشنهاد می کند که با توجه به تئوری های تعادلی منقطع و پیچیدگی بنا می شود. این نظریه ها، بصیرت و رهنمودهای بیشتری درباره نقش طرفداران تغییر و مداخله های آنها ارائه می دهند. این مقاله، افسانه&zwnj;های موجود درباره تغییر را به چالش می کشاند و پیشنهادهایی برای مطالعات بیشتر ارائه می کند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغییر بدرستی درک نمی شود و بنابراین ارزشهای حاصله از آن می تواند زایل شود. پویاییهای تغییر بنیادی در یک محیط بسیار متغیر، بر اساس تفکر سیستماتیک و تئوری های پیچیدگی و عدم تعادل بهتر از مدل&zwnj;های عقلانیت گرا درک می شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- مقاومت در داخل ساختارهای عمیق سازمان و در لایه های متعددی قرار دارد. مقاومت، تداوم و ثبات را برای سیستم به همراه دارد. البته می تواند بی میلی به تغییر را نیز موجب شود. نمی توان مقاومت را کنار زد. در این صورت از جهاتی دیگر رویه های تدافعی مجدداً به حرکت درخواهند آمد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغییرات بنیادی بندرت اتفاق می افتند، اما بسیار سریع هستند و به دلیل ناخوشایند بودن، با مقاومت مواجه می شوند و یا در بهترین حالت، آمادگی لازم برای برخورد با آنها ایجاد نمی شود. این مرور کوتاه، بیان می کند که تغییر بیشتر به زمان، محیط و حمایت مدیران ارشد وابسته است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغییر را نمی توان مدیریت کرد. ممکن است بتوان تغییر را برانگیخت، هدایت و یا در مسیر بادهای تغییر حرکت کرد. حامیان تغییر باید از مهارتهای فردی، انعطاف پذیری و هوش عاطفی لازم به منظور اداره عدم اطمینانها برخوردار باشند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- حامیان تغییر باید بتوانند با عدم اطمینانها و ناشناخته ها کار نمایند. به نظر می رسد اگر حامیان تغییر بتوانند خرده سیستمهای خود سازمان یافته و غیررسمی را به عنوان اهرمهای واقعی تغییر، کنترل کنند، آنگاه خواهند توانست به طور موثر و اثربخش فعالیت نمایند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- عوامل تغییر چارچوبی از اصلاحِ مداوم، انعطاف پذیری و تحول را شکل می دهند که بایستی در مراحل مختلف تغییر به کار روند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- فشارهای بیش از حد می تواند مقاومت را افزایش دهد. مداخله های کوچک منجر به تاثیرات عظیمی خواهند شد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	منبع: ماهنامه تدبیر</div>]]></description>
<category><![CDATA[اخبار, مقالات]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 17 Feb 2012 00:32:57 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>برنامه‌ريزي با اعداد صحيح</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/news/89-برنامه‌رىزى-با-اعداد-صحىح.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/news/89-برنامه‌رىزى-با-اعداد-صحىح.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<strong>مبحث اول: مدلسازي</strong></p>
<p dir="RTL">
	همان&zwnj;طور كه مي&zwnj;دانيم متغيرهاي (<span dir="LTR">xj</span>) از يك برنامه&zwnj;ريزي خطي نيز پيوسته بوده و مي&zwnj;توانند داراي ارزشهاي كسري بشوند (يعني آن كه اين متغيرها داراي خاصيت تقسيم&zwnj;پذيري مي&zwnj;باشند) به طور مثال ارزش متغير<span dir="LTR">x<sub>1</sub></span>از<span dir="LTR">n</span>&nbsp;متغير در يك برنامه&zwnj;ريزي خطي ممكن است برابر با 75/3 (75/3=<span dir="LTR">x<sub>1</sub></span>) باشد. لكن متغيرهاي يك برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح ممكن است همگي يا تعداي از آنها نيز گسسته بوده و داراي خاصيت تقسيم&zwnj;پذيري نباشند، به طور مثال ارزش متغير<span dir="LTR">x<sub>1</sub></span>(چنانچه مثلاً نشان&zwnj;دهنده مقدار توليد اتومبيل در يك برنامه&zwnj;ريزي باشد) نيز نمي&zwnj;تواند كسري شود زيرا توليد 75/3 اتومبيل بدون معني خواهد بود و اجباراً ارزش آن بايد مثلاً برابر با 4 اتومبيل گردد. در اينجا ممكن است گفته شود كه مي&zwnj;توان ارزش كسري موجود براي يك متغير را (در يك راه حل نهايي) نيز گرد نمود و آن را برابر با نزديكترين عدد صحيح به آن فرض كرد (مثلاً مي&zwnj;توان ارزش 75/3=<span dir="LTR">x<sub>1</sub></span>را برابر با عدد صحيح 4 فرض نمود.) لكن روش گرد كردن ارزشهاي اپتيموم و كسري موجود براي يك مسئله متأسفانه در اكثر موارد حتي نمي&zwnj;تواند تقريب نزديكي را براي ارزشهاي اپتيموم آن مسئله با اعداد صحيح نيز نشان دهد.</p>
<p dir="RTL">
	در اينجا مناسب است كه ابتدا تعاريفي را مربوط به برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح مورد توجه قرار دهيم:</p>
<p dir="RTL">
	تعريف 1: يك متغير گسسته (<span dir="LTR">xj</span>) نيز متغيري است كه ارزش آن در يك راه حل عملي بايد برابر با يك عدد صحيح غير منفي بشود.</p>
<p dir="RTL">
	تعريف 2: يك متغير پيوسته (<span dir="LTR">xj</span>) نيز متغيري است كه ارزش آن در يك راه حل عملي، بتواند برابر با هر عدد حقيقي غير منفي بشود.</p>
<p dir="RTL">
	تعريف 3: اگر كليه متغيرهاي يك برنامه مفروض نيز گسسته باشند،&zwnj;آن برنامه را به نام يك برنامه كامل با اعداد صحيح مي&zwnj;خوانند.</p>
<p dir="RTL">
	تعريف 4: اگر برخي از متعيرهاي يك برنامه مفروض گسسته و بقيه متغيرهاي آن نيز پيوسته باشند،&zwnj;آن برنامه را به نام يك برنامه مخلوط با اعداد صحيح مي&zwnj;خوانند.</p>
<p dir="RTL">
	تعريف 5: يك راه حل اپتيموم كسري براي يك برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح نيز راه حلي است كه صحيح بودن ارزش متغيرهاي مسئله (يعني گسسته بودن آنها) در آن راه حل ناديده گرفته شده است.</p>
<p dir="RTL">
	تكنيك&zwnj;هاي پيشرفته براي حل اين&zwnj;گونه مسائل داشته&zwnj;اند اين&zwnj;گونه برنامه&zwnj;ريزي را از نظر مدلسازي مي&zwnj;توان به دو تعريف 6: يك راه حل اپتيموم صحيح براي يك برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح نيز راه حلي است كه گسسته بودن متغيرهاي مسئله در آن راه حل رعايت شده است و بنابراين بهعنوان مناسب&zwnj;ترين راه حل به شمار خواهد رفت.</p>
<p dir="RTL">
	برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح داراي كاربرد متعدد در عمل بوده و بدين علت محققين بسياري طي 20 سال اخير سعي بر توسعه دسته عمده (الف و ب) تقسيم نمود:</p>
<p dir="RTL">
	الف- مسائلي را كه مي&zwnj;توان عيناً مانند يك برنامه خطي عادي (<span dir="LTR">LP</span>) مدلسازي كرد و سپس محدوديت گسسته بودن برخي يا كليه متغيرهاي مسئله را به مدل مربوط به آن اضافه نمود. از نمونه اين مسائل مي&zwnj;توان پروژه&zwnj;هاي سرمايه&zwnj;اي و مسائل طرح و تخصيص منابع را نام برد.</p>
<p dir="RTL">
	ب- مسائلي را كه يا از نظر ماهيت با مسائل بند الف متفاوت بوده و يا آنكه محدوديتهاي موجود در آنها تشكيل يك مجموعه محدب را نمي&zwnj;دهند و يا آن كه تابع هدف براي آنها نيز غير خطي است و يا بالاخره داراي تركيبي از اين مشكلات مي&zwnj;باشند. مدلسازي اين گونه مسائل اكثراً نيازي به دقت كافي داشته و حل آنها مي&zwnj;تواند مشكل باشد.</p>
<p dir="RTL">
	در اينجا مثالهايي را از تقسيمات فوق ارائه مي&zwnj;دهيم.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>الف- مثالهايي براي مدلسازي از نوع 1- برنامه&zwnj;ريزي خطي:</strong></p>
<p dir="RTL">
	يك شركت ساختماني داراي قراردادي با شهرداري تهران است كه بر اساس آن بايد يك شهرك در حومه تهران بسازد. ساختمان اين شهرك در حال حاضر نزديك به اتمام است و شركت ساختماني در نظر دارد به منظور سرعت بخشيدن به انجام كارها چند نفر نجار اضافي به پرسنل موجود و مشغول به كار در شهرك اضافه نمايد. شركت ساختماني مي&zwnj;تواند چند نفر استخدام شده در شركت را به شهرك اعزام دارد و يا آنكه چند نفر نجار را از بازار آزاد به طور روزمزد اجير نمايد، هر نجاز استخدام شده در شركت به مدت 8 ساعت در روز كار كرده و موجب هزينه&zwnj;اي برابر با 50 تومان به ازاء هر روز كار براي شركت خواهد بود در حاليكه هر نجار روزمزد به مدت 5 ساعت در روز كار كرده و مبلغ 100 تومان به ازاء هر روز كار دريافت مي&zwnj;نمايد.</p>
<p dir="RTL">
	تصميم بر آن است كه حداكثر اضافه نجاري در اين شهرك از 20 ساعت كار در هر روز تجاوز ننموده و همچنين حداكثر هزينه اضافه حاصل از تخصيص نجاران اضافي از 300 تومان در روز تجاوز نكند.</p>
<p dir="RTL">
	تجزيه و تحليل بهره&zwnj;وري حاصل براي شركت نشان داده است كه بهره&zwnj;وري روزانه حاصل از كار هر نجار اضافي روزمزد برابر با 35 تومان براي شركت است و بهره&zwnj;وري روزانه حاصل از كار هر نجار اضافي استخدام شده نيز برابر با 39 تومان خواهد بود.</p>
<p dir="RTL">
	براي مشخص نمودن مناسب&zwnj;ترين تعداد نجار اضافي براي كار در اين شهرك، مفروضات زير را براي مدلسازي در نظر مي&zwnj;گيريم:</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;تعداد نجاران استخدام شده در شركت:<span dir="LTR">X<sub>1</sub></span></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تعداد نجاران روزمزد:<span dir="LTR">X<sub>2</sub></span></p>
<p dir="RTL">
	مدل برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح براي ليت مسئله بدين قرار است:</p>
<p dir="RTL">
	(بهره&zwnj;وري حاصل از كار روزانه نجاران اضافي)<span dir="LTR">MAX Z=39X<sub>1</sub>+35X<sub>2</sub> </span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	(محدوديت زمان)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;<span dir="LTR">8X + 5X &le; 20&nbsp;&nbsp; </span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;: به شرطي كه</p>
<p dir="RTL">
	(محدوديت كارمزد)<span dir="LTR">50X<sub>1</sub> + 100X<sub>2</sub> &le; 300&nbsp; </span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; عدد صحيح و&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;<span dir="LTR"><img chromakey="white" src="file:///C:UsersmohsenAppDataLocalTempmsohtmlclip1 1clip_image001.png" /></span></p>
<p dir="RTL">
	ملاحظه مي&zwnj;شود كه مسئله فوق به صورت يك برنامه&zwnj;ريزي خطي نيز مدلسازي شده به انضمام آنكه شرط صحيح بودن ارزشهاي <span dir="LTR">x<sub>1</sub></span>،<span dir="LTR">x<sub>2</sub></span>&nbsp;به آن مدل افزوده گرديده است.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>2- مسأله كوله&zwnj;پشتي:</strong></p>
<p dir="RTL">
	الف- كوه&zwnj;نوردي كه هر روز جمعه به كوه رفته و اقلام مورد احتياج را بايد در كوله&zwnj;پشتي خود انباشته نمايد نيز مصمم است كه مناسب&zwnj;ترين تركيب از اقلام موجود را با خود حمل كند به طوري كه بتواند بيشترين لذت را از كوه&zwnj;نوردي ببرد.</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	فرض نماييم<span dir="LTR">n</span>&nbsp;قلم اجناس مختلف نيز مورد احتياج كوه&zwnj;نورد است به طوري كه عامل <span dir="LTR">j</span>ام داراي وزن<span dir="LTR">a<sub>j</sub> </span>&nbsp;(كيلو) بوده و كوه&zwnj;نورد نمي&zwnj;تواند بيش از 1 كيلوگرم با خود حمل كند. اگر مطلوبيت عامل <span dir="LTR">j</span>ام براي كوه&zwnj;نورد برابر با<span dir="LTR">u<sub>j</sub> </span>&nbsp;باشد،&zwnj;مناسب&zwnj;ترين تركيب از اقلام را براي حمل مي&zwnj;توان از مدل زيرين به دست آورد:</p>
<p dir="RTL">
	اگر عامل <span dir="LTR">j</span>ام براي حمل در كوله&zwnj;پشتي منظور شود 1=</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR">X<sub>j</sub> (j= 1,2,&hellip;,n) </span></p>
<p dir="RTL">
	اگر عامل <span dir="LTR">j</span>ام براي حمل منظور نشود&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 0=</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">MAX Z = u<sub>1</sub>x<sub>1</sub> + u<sub>2</sub>x<sub>2</sub> + &hellip;. + u<sub>j</sub>x<sub>j</sub> + &hellip;. + u<sub>n</sub>x<sub>n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </sub></span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">&nbsp;a<sub>1</sub>x<sub>1</sub> + a<sub>2</sub>x<sub>2</sub> + &hellip;. + a<sub>j</sub>x<sub>j</sub> + &hellip;.. + a<sub>n</sub>x<sub>n</sub> &le; 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span>: به شرطي كه</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>j</sub> = 0 , 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (j= 1 , 2 , &hellip;. n)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	اين برنامه با اعداد صحيح صفر و يك به نام مسئله ساك كوه&zwnj;نورد مشهور است.</p>
<p dir="RTL">
	اگر در مدل فوق خواسته شده باشد كه از عامل<span dir="LTR">j</span>امدر صورت امكان بيشتر از يك واحد براي حمل منظور شود. مي&zwnj;توان اين شرط را با گنجاندن محدوديت: عدد صحيح و <span dir="LTR">x<sub>j</sub> &ge; 0</span>در برنامه فوق نيز تأمين نمود. به طور مثال اگر كوه&zwnj;نورد در مثال فوق مايل باشد كه از عامل سوم بيشتر از يك واحد حمل كند. مي&zwnj;توان اين خواسته را با اضافه كردن محدوديت: عدد صحيح و <span dir="LTR">&nbsp;x<sub>3</sub> &ge; 0</span>به برنامه فوق نيز پاسخگو بود.</p>
<p dir="RTL">
	مدل كلي براي مسئله ساك كوه&zwnj;نورد به قرار زير است:</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">MAX Z =</span><span dir="LTR"><img chromakey="white" src="file:///C:UsersmohsenAppDataLocalTempmsohtmlclip1 1clip_image002.png" /></span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<span dir="LTR"><img chromakey="white" src="file:///C:UsersmohsenAppDataLocalTempmsohtmlclip1 1clip_image003.png" /></span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;: به شرطي كه</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>j</sub> = 0 , 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (j = 1, 2, &hellip;.,n)&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	اهميت مسئله ساك كوه&zwnj;نورد در آن است كه تعدادي از مسائل را مي&zwnj;توان بر اساس آن مدلسازي نمود و همچنين حل اين مسئله توسط محققين مختلف موجب توسعه تكنيكهاي ويژه براي حل مسائل كلي با اعداد صحيح گرديده است.</p>
<p dir="RTL">
	ب- يك هواپيماي حمل و نقل از شركت هواپيمايي هما قادر است كه حداكثر 9000 كيلو محموله را حمل نمايد اخيراً پنج محموله با مشخصات موجود در صفحه بعد به شركت هواپيمايي براي حمل آنها به لندن پيشنهاد شده است.</p>
<p dir="RTL">
	براي قبول پيشنهاداتي كه موجب ماگزيمم سودآوري براي شركت هواپيمايي بشوند نيز به مدلسازي زير توجه مي&zwnj;نماييم:</p>
<p dir="RTL">
	اگر محموله <span dir="LTR">j</span>ام براي حمل پذيرفته شود:&nbsp;&nbsp; 1=</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR">X<sub>j</sub> (j = 1, 2, &hellip;.,5)&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	اگر محموله <span dir="LTR">j</span>ام براي حمل پذيرفته نشود : 0=&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<table align="right" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" dir="rtl">
	<tbody>
		<tr>
			<td style="width:177px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					سودآوري حاصل براي هما:</p>
			</td>
			<td style="width:103px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					وزن (كيلو):</p>
			</td>
			<td style="width:94px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					محموله شماره</p>
			</td>
		</tr>
		<tr>
			<td style="width:177px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					2000 (تومان)</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					1200 (تومان)</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					4000 (تومان)</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					2900 (تومان)</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					7000 (تومان)</p>
			</td>
			<td style="width:103px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					1500</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					1000</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					3000</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					1900</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					4500</p>
			</td>
			<td style="width:94px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					1</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					2</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					3</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					4</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					5</p>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<div style="clear:both;">
	&nbsp;</div>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">MAX Z = 2000x<sub>1</sub> + 1200x<sub>2</sub> + 4000x<sub>3</sub> + 2900x<sub>4</sub> + 7000x<sub>5&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </sub></span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">&nbsp;1500x<sub>1</sub> + 1000x<sub>2</sub> + 3000x<sub>3</sub> + 1900x<sub>4</sub> + 4500x<sub>5</sub> &le; 9000&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span>:به شرطي كه</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">X<sub>j</sub> = 0 , 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (j = 1,&nbsp; 2, &hellip;,5)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	ملاحظه مي&zwnj;گردد كه اين مسئله بر اساس برنامه ساك كوه&zwnj;نورد (مثال 3) نيز مدلسازي شده است.</p>
<p dir="RTL">
	<strong>3- فروشنده دروه&zwnj;گرد:</strong></p>
<p dir="RTL">
	يكي از مسائل مشكل و عمده&zwnj;اي را كه &zwnj;مي&zwnj;توان بر اساس برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح نيز مدلسازي نمود به نام مسئله فروشنده سيار شهرت دارد.</p>
<p dir="RTL">
	فرض نماييم يك فروشنده سيار بايد از تهران حركت كرده و بعد از انجام مأموريت خود در چند شهرستان به تهران برگردد. فروشنده بايد مسير مسافرت خود را به شهرستانهاي مختلف به نحوي مشخص نمايد كه با حداقل هزينه ممكن يا در حداقل زمان ممكن دو مرتبه به تهران مراجعت نمايد.</p>
<p dir="RTL">
	تعداد مسيرهاي مسافرت در صورتي كه فروشنده فقط به يك شهرستان عزيمت نمايد برابر با دو مسير خواهد بود (يعني مسيرهاي رفت و برگشت) و در صورتي كه به دو شهرستان مسافرت نمايد برابر با شش مسير است. به طور كلي مسيرهاي مسافرت در صورتي كه فروشنده به<span dir="LTR">n-1</span>شهرستان مسافرت نمايد برابر خواهد بود با:</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">n! = 1&times; 2 &times; &hellip;..&times; (n-1) (n)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></p>
<p dir="RTL">
	بنابراين مسيرهاي مسافرت چنانچه فروشنده بخواهد به 9 شهرستان مسافرت نمايد نيز برابر است با:</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مسير: 800، 628، 3 = !10</p>
<p dir="RTL">
	ملاحظه مي&zwnj;شود كه مشخص نمودن مناسب&zwnj;ترين مسير مسافرت به<span dir="LTR">n </span>&nbsp;نقطه از بين<span dir="LTR">n!</span>مسير ممكن بسيار مشكل خواهد بود.</p>
<p dir="RTL">
	مسئله فروشنده سيار را ممكن است به صورت زير مدلسازي نمود.<span dir="LTR">C<sub>i.j</sub> </span>&nbsp;نشان&zwnj;دهنده هزينه يا زمان مسافرت از شهر <span dir="LTR">i</span>ام به شهر <span dir="LTR">j</span>ام است:</p>
<p dir="RTL">
	اگر فروشنده از شهر <span dir="LTR">i</span>ام به شهر <span dir="LTR">j</span>ام مسافرت نمايد: 1=</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<span dir="LTR">x<sub>i.j</sub></span></p>
<p dir="RTL">
	اگر فروشنده از<span dir="LTR">i</span>به<span dir="LTR">j</span>مسافرت نمايد:&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;=0&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">Min C =</span><span dir="LTR"><img chromakey="white" src="file:///C:UsersmohsenAppDataLocalTempmsohtmlclip1 1clip_image004.png" /></span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR">1, 2, &hellip;.,n)</span><span dir="LTR">(j =</span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;<span dir="LTR"><img chromakey="white" src="file:///C:UsersmohsenAppDataLocalTempmsohtmlclip1 1clip_image005.png" /></span>: به شرطي كه</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR">(i= 1, 2, &hellip;.,n)</span>&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<span dir="LTR"><img chromakey="white" src="file:///C:UsersmohsenAppDataLocalTempmsohtmlclip1 1clip_image006.png" /></span></p>
<p dir="RTL">
	ملاحظه مي&zwnj;شود كه اين مدل نيز يك مدل تخصيص منابع است و فروشنده بايد فقط يك مرتبه به هر شهر عزيمت و از آن مراجعت نمايد.</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						5</p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						2</p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<p>
	متأسفانه مدل تخصيص منابع موجود در فوق مناسب براي حل مسئله فروشنده سيار نيست زيرا تكنيك حل مسائل تخصيص منابع براي حل مسئله موجود ممكن است منجر به ايجاد راه حل&zwnj;هاي غير عملي براي آن بشود. به طور مثال اگر روش تخصيص منابع را براي حل يك مسئله فروشنده سيار با شش نقطه مسافرت به كار ببريم، راه حل حاصل ممكن است به جاي ارائه يك خط سير واحد براي مسافرت مثلاً دو خط سير مجزا را (بدون داشتن هيچ ارتباطي با يكديگر) ارائه دهد، يعني داشته باشيم:</p>
<p>
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						1</p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						3</p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						4</p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						6</p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<p>
	&nbsp;</p>
<p>
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p>
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	اين راه حل براي مسئله عملي نيست زيرا فروشنده بايد داراي يك خط سير واحد براي مسافرت به شهرستانها و سپس برگشت به نقطه مبدأ اوليه باشد.</p>
<p dir="RTL">
	از اين رو مدل مسئله فروشنده سيار نياز به محدوديت&zwnj;هاي اضافه&zwnj;تري دارد تا بدان وسيله بتوان وجود يك خط سير واحد مسافرت را براي راه حل نهايي آن تضمين نمود. محدوديت&zwnj;هاي اضافي را براي يك مسئله مي&zwnj;توان با استفاده از روشهاي گوناگون بوجود آورد. بطور مثال محدوديت لازم براي جلوگيري از ايجاد دو خط سير مجزا در مسئله فوق را ممكن است به صورت ذيل تنظيم كرد:</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>14</sub> + x<sub>15</sub> + x<sub>16</sub> + x<sub>24</sub> + x<sub>25</sub> + x<sub>26</sub> + x<sub>34</sub> + x<sub>35</sub> + x<sub>36</sub> &ge; 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></p>
<p dir="RTL">
	اين نامعادله تضمين مي&zwnj;نمايد كه اقلاً يك مسير مسافرت نيز شهرهاي 1 و 2 و 3 را به شهرهاي 4 و5 و 6 متصل خواهد نمود.</p>
<p dir="RTL">
	نكته قابل توجه آن است كه محدوديتهاي اضافي لازم براي يك مسئله فروشنده سيار با<span dir="LTR">n </span>&nbsp;نقطه ملاقات ممكن است برابر با (<span dir="LTR">2<sup>n</sup> - 1</span>) باشد، بنابراين ملاحظه مي&zwnj;شود كه برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح براي يك مسئله فروشنده سيار مي&zwnj;تواند بسيار طويل شده و حل آن نتيجتاً مشكل خواهد بود.</p>
<p dir="RTL">
	در اينجا مدلسازي را براي يك مسئله ساده با سه نقطه مسافرت مورد تشريح قرار مي&zwnj;دهيم:</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	فرض مي&zwnj;نماييم يك فروشنده واقع در تهران بايد در مي&zwnj;نيمم زمان ممكن به شيراز و كرمانشاه مسافرت نموده و سپس به تهران مراجعت نمايد. شبكه اين مسافرت بقرار زير مفروض است:</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						<span dir="RTL">15</span></p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						<span dir="RTL">13</span></p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						<span dir="RTL">3</span></p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						<span dir="RTL">1</span></p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						<span dir="RTL">2</span></p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<p>
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شيراز</p>
<p>
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						<span dir="RTL">13</span></p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						<span dir="RTL">12</span></p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<p>
	&nbsp;</p>
<p>
	&nbsp;</p>
<p>
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						<span dir="RTL">11</span></p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
	<tbody>
		<tr>
			<td>
				<div>
					<p>
						<span dir="RTL">12</span></p>
				</div>
			</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<p>
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كرمانشاه&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;تهران</p>
<p>
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	(اعداد موجود در روي هر مسير نشان&zwnj;دهنده زمان لازم به ساعت براي مسافرت در طول آن مسير است) گر چه حل اين مسئله را به علت سادگي آن (<span dir="LTR">n <sub>=</sub> 3</span>) مي&zwnj;توان بدون داشتن يك مدل رياضي دنبال نمود. لكن مدلسازي موجود در ذيل براي اين مسئله مي&zwnj;تواند يك راهنما براي مدلسازي مسائل پيچيده&zwnj;تر باشد.</p>
<p dir="RTL">
	اگر<span dir="LTR">x<sub>ij</sub> </span>&nbsp;نشان&zwnj;دهنده مسافرت فروشنده مزبور از شهر <span dir="LTR">i</span>ام به شهر <span dir="LTR">j</span>ام باشد، داريم:</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">(i = 1, 2, 3, j = 1, 2, 3)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	اگر مسافرت در طول <span dir="LTR">&nbsp;i&rarr;j</span>مسير انجام شود: 1=</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<span dir="LTR">x<sub>ij&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </sub></span></p>
<p dir="RTL">
	اگر مسافرت در طول مسير<span dir="LTR">i&rarr;j</span>انجام نشود: 0=</p>
<p dir="RTL">
	به طور مثال اگر<span dir="LTR">x<sub>12</sub> <sub>=</sub>1</span>بشود بدان مفهوم خواهد بود كه فروشنده فوق&zwnj;الذكر اولين مسافرت خود را از تهران به شيراز انجام خواهد داد. ضمناً شش متغير (به ازاء شش مسير) در اين مسئله وجود دارد كه فقط ارزش سه متغير از آنها در هر راه حل عملي مي&zwnj;تواند برابر واحد شود.</p>
<p dir="RTL">
	تابع هدف براي اين مسئله بدين قرار خواهد بود:</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">Min C = 12x<sub>12</sub> + 15x<sub>23</sub> + 12x<sub>31</sub> + 11x<sub>13</sub> + 13x<sub>32</sub> + 13x<sub>21&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </sub></span></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	محدوديت&zwnj;هاي اين مدل را به طريق زير تشكيل مي&zwnj;دهيم:</p>
<p dir="RTL">
	الف- چون براي عزيمت به هر شهرستان فقط از يك مسير منتهي به آن استفاده خواهد شد داريم:</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR"><img chromakey="white" src="file:///C:UsersmohsenAppDataLocalTempmsohtmlclip1 1clip_image007.png" /></span><span dir="LTR">(j = 1, 2, 3; i&ne; j)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (<span dir="LTR">j = 1</span>: براي)&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<span dir="LTR">&nbsp;&nbsp;x<sub>21</sub> + x<sub>31</sub> = 1</span>:يعني</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (<span dir="LTR">j = 2</span>: براي)<span dir="LTR">&nbsp; x<sub>12</sub> + x<sub>32</sub>&nbsp; = 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (<span dir="LTR">j = 3</span>: براي)<span dir="LTR">x<sub>13</sub> + x<sub>23</sub> = 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	ب- چون براي خارج شدن از هر شهرستان فقط يك مسير خروجي از آن مي&zwnj;تواند مورد انتخاب فروشنده قرار بگيرد، داريم:</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">(i = 1, 2, 3; j &ne; i)</span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR"><img chromakey="white" src="file:///C:UsersmohsenAppDataLocalTempmsohtmlclip1 1clip_image008.png" /></span></p>
<p dir="RTL">
	(<span dir="LTR">i <sub>= </sub>1</span>: براي)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;<span dir="LTR">x<sub>12</sub> + x<sub>13</sub> = 1</span>: يعني</p>
<p dir="RTL">
	(<span dir="LTR">i <sub>= </sub>1</span>: براي)<span dir="LTR">x<sub>21</sub> + x<sub>23</sub> = 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	(<span dir="LTR">i <sub>= </sub>1</span>: براي)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;x<sub>31</sub> + x<sub>32</sub> = 1</span></p>
<p dir="RTL">
	ج- محدوديت&zwnj;هاي اضافي براي اين مسئله به قرار زير مي&zwnj;باشند:</p>
<p dir="RTL">
	(1)- تواتر مسيرهاي حركت براي مسافرت به هر شهرستان بايد به طور منطقي رعايت گردد. به طور مثال اگر اولين مسافرت فروشنده مزبور از تهران به شيراز انجام بگيرد (يعني <span dir="LTR">x<sub>12</sub> <sub>=</sub> 1</span>) بنابراين دومين مسافرت او حتماً بايد از شيراز به كرمانشاه باشد (يعني خواهيم داشت <span dir="LTR">x<sub>23</sub> <sub>=</sub> 1</span>) از اين رو داريم:<span dir="LTR">x<sub>12</sub> = x<sub>23</sub> </span>&nbsp;هم چنين اگر مسافرت دوم از كرمانشاه به شيراز انجام گيرد (يعني:<span dir="LTR">x<sub>23</sub> <sub>=</sub> 1</span>) بايد مسافرت سوم فروشنده از شيراز به تهران باشد (يعني<span dir="LTR">x<sub>21</sub> <sub>=</sub> 1</span>) و خواهيم داشت:<span dir="LTR">x<sub>32</sub> <sub>=</sub> x<sub>21</sub></span>از اين رو داريم:</p>
<p dir="RTL">
	محدوديت&zwnj;هاي اضافي براي شهرستان&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR">x<sub>12</sub> = x<sub>23</sub> </span></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شيراز&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<span dir="LTR">x<sub>32</sub> = x<sub>21</sub></span></p>
<p dir="RTL">
	محدوديت&zwnj;هاي اضافي براي شهرستان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR">x<sub>13</sub> = x<sub>32</sub></span></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كرمانشاه&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<span dir="LTR">x<sub>23</sub> = x<sub>31</sub></span></p>
<p dir="RTL">
	ملاحظه مي&zwnj;شود كه به صورت يك قاعده كلي اگر مسافرت <span dir="LTR">k</span>ام فروشنده به يك شهرستان مفروض منتهي شود،&zwnj;مسافرت (<span dir="LTR">k+1</span>)ام آن فروشنده بايد از آن شهرستان شروع گردد.</p>
<p dir="RTL">
	(2)- براي مسافرت شماره <span dir="LTR">k</span>ام فروشنده مزبور فقط يك مسير مسافرت مي&zwnj;تواند توسط او انتخاب شود. به طور مثال مسافرت يكم فروشنده فوق&zwnj;الذكر ممكن است از تهران به شيراز (<span dir="LTR">1&rarr;2</span>) و يا از تهران به كرمانشاه (<span dir="LTR">1&rarr;3</span>) باشد ولكن نمي&zwnj;تواند براي هر دو مسير منظور شود، يعني داريم<span dir="LTR">x<sub>12</sub> + x<sub>13</sub> = 1</span>بدان مفهوم كه فقط يكي از مسيرهاي<span dir="LTR">1&rarr;2</span>و يا <span dir="LTR">1&rarr;3</span>مي&zwnj;تواند براي مسافرت يكم فروشنده انتخاب شود. همچنين مسافرت دوم فروشنده ممكن است از شيراز به كرمانشاه و يا از كرمانشاه به شيراز باشد، از اين رو داريم: <span dir="LTR">x<sub>23</sub> + x<sub>32</sub> = 1</span></p>
<p dir="RTL">
	در مجموع خواهيم داشت:</p>
<p dir="RTL">
	(براي مسافرت يكم)<span dir="LTR">x<sub>12</sub> + x<sub>13</sub> = 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></p>
<p dir="RTL">
	(براي مسافرت دوم)<span dir="LTR">x<sub>23</sub> + x<sub>32</sub> = 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	(براي مسافرت سوم)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;x<sub>31</sub> + x<sub>21</sub> = 1</span></p>
<p dir="RTL">
	(براي شبكه&zwnj;هاي گسترده&zwnj;تر به منظور نمايش يك مسئله مي&zwnj;توان شماره (<span dir="LTR">k</span>ام) مسافرت فروشنده را از نظر سهولت در محاسبات براي متغيرهاي آن نيز منظور نمود، يعني خواهيم داشت.<span dir="LTR">k<sub>ijk</sub></span>به مفهوم آنكه فروشنده مورد نظر مسافرت <span dir="LTR">k</span>ام خود را از مسير<span dir="LTR">i&rarr;j </span>&nbsp;به انجام مي&zwnj;رساند) ملاحظه مي&zwnj;شود كه هفت محدوديت اضافي براي اين مسئله به وجود آمده است. (<span dir="LTR">2<sup>n</sup> &ndash; 1 = 2<sup>3</sup> &ndash; 1= 7</span>)، لكن محدوديت&zwnj;هاي<span dir="LTR">x<sub>12</sub> + x<sub>13</sub> = 1</span>و<span dir="LTR">x<sub>31</sub>+x<sub>21</sub> =1</span>نيز تكراري مي&zwnj;باشند.</p>
<p dir="RTL">
	بنابراين مدل برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح براي اين مثال به قرار زير خواهد بود:</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">Min C = 12x<sub>12</sub> + 15x<sub>23</sub> + 12x<sub>31</sub> + 11x<sub>13</sub> + 13x<sub>32</sub> + 13x<sub>21</sub>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;<span dir="LTR">x<sub>21</sub> + x<sub>31</sub> = 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span>: به شرطي كه</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>12</sub> + x<sub>32</sub> = 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>13</sub> + x<sub>23</sub> = 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>12</sub> + x<sub>13</sub> = 1&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;x<sub>23</sub> &ndash; x<sub>21</sub> = 0&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>21</sub> + x<sub>23</sub> = 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; x<sub>13</sub> + x<sub>32</sub> = 0&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>12</sub> &ndash; x<sub>23</sub> = 0&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;x<sub>23</sub> + x<sub>32</sub> = 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>ij</sub> = 0, 1&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">(i = 1, 2, 3; j= 1, 2 , 3)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	مسئله فروشنده سيار را مي&zwnj;توان به عنوان يك الگو براي مدلسازي بسياري از مسائل برنامه&zwnj;ريزي مورد استفاده قرار داد، به مثال 6 توجه نماييد.</p>
<p dir="RTL">
	ب- مثالهايي چند از مسائلي كه از نظر ماهيت و مدلسازي با مثالهاي بند الف تفاوت دارند.</p>
<p dir="RTL">
	مثال 1- كارخانه بخاري&zwnj;سازي ارج بايد هر ماهه موجودي دو انبار خود را به دو فروشگاه بزرگ ارسال دارد. به نحوي كه موجودي ماهيانه انبارها و تقاضاي ماهيانه فروشگاه&zwnj;هاي مورد نظر به قرار زير است:</p>
<p>
	<img chromakey="white" src="file:///C:UsersmohsenAppDataLocalTempmsohtmlclip1 1clip_image009.png" /></p>
<p dir="RTL">
	مديريت كارخانه ارج براي حمل بخاري از يك شركت كاميون&zwnj;داري واقع در تهران استفاده مي&zwnj;نمايد به طوري كه اين شركت مبلغ ثابتي را جداگانه به ازاي ارسال هر كاميون به هر يك از فروشگاه&zwnj;ها دريافت مي&zwnj;دارد و مبلغ اضافه&zwnj;تري را بابت حمل هر بخاري نيز مطالبه خواهد نمود (ضمناً هر كاميون حداكثر 80 بخاري را حمل نموده و فقط به يك فروشگاه عزيمت مي&zwnj;نمايد.)</p>
<p dir="RTL">
	جدول هزينه ارسال بخاري (به تومان) توسط هر كاميون به قرار زير است:</p>
<table align="right" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" dir="rtl">
	<tbody>
		<tr>
			<td colspan="2" style="width:187px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					به فروشگاه شماره 2</p>
				<p dir="RTL">
					هزينه اضافه&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مبلغ ثابت</p>
				<p dir="RTL">
					به ازاء حمل هر بخاري</p>
			</td>
			<td colspan="2" style="width:188px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					به فروشگاه شماره 1</p>
				<p dir="RTL">
					هزينه اضافه&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مبلغ ثابت</p>
				<p dir="RTL">
					به ازاء حمل هر بخاري</p>
			</td>
			<td style="width:85px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					از</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					انبار شماره:</p>
			</td>
		</tr>
		<tr>
			<td style="width:92px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					4</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					3</p>
			</td>
			<td style="width:94px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					350</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					400</p>
			</td>
			<td style="width:94px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					1</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					2</p>
			</td>
			<td style="width:94px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					300</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					150</p>
			</td>
			<td style="width:85px;">
				<p align="center" dir="RTL">
					1</p>
				<p align="center" dir="RTL">
					2</p>
			</td>
		</tr>
		<tr height="0">
			<td>
				&nbsp;</td>
			<td>
				&nbsp;</td>
			<td>
				&nbsp;</td>
			<td>
				&nbsp;</td>
			<td>
				&nbsp;</td>
		</tr>
	</tbody>
</table>
<div style="clear:both;">
	&nbsp;</div>
<p dir="RTL">
	مديريت كارخانه ارج نياز به يك طرح توزيع دارد به طوري كه مجموع هزينه ارسال بخاري از انبارها به دو فروشگاه مزبور به حداقل ممكن كاهش يابد.</p>
<p dir="RTL">
	ملاحظه مي&zwnj;شود كه اين مسئله به علت دارا بودن هزينه ثابت (علاوه بر هزينه ارسال واحد كالا) با مدل كلاسيك حمل و نقل تطبيق نداشته و آن را نمي&zwnj;توان بر اساس يك برنامه&zwnj;ريزي عادي<span dir="LTR">L. P</span>نيز مدلسازي نمود. براي مدلسازي اين مسئله، فرض مي&zwnj;نماييم:</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
	(<span dir="LTR">i = 1 , 2 ; j = 1, 2</span>) تعداد بخاري ارسالي از انبار <span dir="LTR">i</span>ام به مشتري <span dir="LTR">j</span>ام =<span dir="LTR">xij </span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">&nbsp;X<sub>ij</sub> &gt; 0</span>اگر<span dir="LTR">=1 &rarr;</span></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR">t<sub>ij</sub></span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">&nbsp;X<sub>ij</sub> = 0</span>اگر<span dir="LTR">=0 &rarr;</span></p>
<p dir="RTL">
	مدلسازي اين مسئله به صورت يك برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح به قرار زير خواهد بود:</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">Min C = (300 t<sub>11</sub> + x<sub>11</sub>) + (350 t<sub>12</sub> + 4 x<sub>12</sub>) + (150 t<sub>21</sub> + 2 x<sub>21</sub>) + (400 t<sub>22</sub> + 3 x<sub>22</sub>)</span></p>
<p dir="RTL">
	موجودي انبار يكم:&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<span dir="LTR">x<sub>11</sub> + x<sub>12</sub> = 60</span>: به شرطي كه</p>
<p dir="RTL">
	موجودي انبار دوم:<span dir="LTR">&nbsp; x<sub>21</sub> + x<sub>22</sub> = 70&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	تقاضاي فروشگاه يكم:<span dir="LTR">x<sub>11</sub> + x<sub>21</sub> = 80&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	تقاضاي فروشگاه دوم:<span dir="LTR">x<sub>12</sub> + x<sub>22</sub> = 50&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;<span dir="LTR">x<sub>ij</sub> &gt; 0&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span>اگر<span dir="LTR">= 1 &rarr;</span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; t<sub>ij</sub></span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">&nbsp;x<sub>ij</sub> = 0&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span>اگر<span dir="LTR">= 0 &rarr;</span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">&nbsp;x<sub>ij</sub> &gt; 0</span>اگر<span dir="LTR">= 1 &rarr;</span></p>
<p dir="RTL">
	لكن شرط&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <span dir="LTR">&nbsp;t<sub>ij</sub></span>، بايد تبديل به محدوديتي گردد كه در مدل</p>
<p dir="RTL">
	&nbsp;<span dir="LTR">x<sub>ij</sub> = 0</span>اگر<span dir="LTR">= 0 &rarr;</span></p>
<p dir="RTL">
	فوق قابل محاسبه باشد. اين محدوديت چنانچه <span dir="LTR">u<sub>ij</sub></span>برابر با حد بالاي<span dir="LTR">x<sub>ij</sub> </span>&nbsp;باشد نيز عبارت است از:</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>ij</sub> &le; u<sub>ij</sub> t<sub>ij&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </sub></span></p>
<p dir="RTL">
	اين محدوديت براي يك راه حل عملي به ازاء<span dir="LTR">x<sub>ij</sub> &gt; 0 </span>&nbsp;بايد داراي<span dir="LTR">t<sub>ij</sub> = 1</span>باشد. زيرا در غير اين صورت شرايط محدوديت مزبور تأمين نخواهد بود. البته به ازاي اين محدوديت براي<span dir="LTR">t<sub>ij</sub> = 1</span>ممكن است<span dir="LTR">x<sub>ij</sub> = 0 </span>&nbsp;گردد، لكن مي&zwnj;نيمم كردن تابع هدف با استفاده از روش حل يك برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح براي مسئله فوق موجب خواهد شد كه به ازاء<span dir="LTR">x<sub>ij</sub> = 0 </span>حتماً<span dir="LTR">t<sub>ij</sub> = 0 </span>بشود.</p>
<p dir="RTL">
	از اين رو مدل برنامه&zwnj;ريزي با اعداد صحيح براي اين مثال به قرار زير است:</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">Min C = 300t<sub>11</sub> + x<sub>11</sub> + 350t<sub>12</sub> + 4x<sub>12</sub> + 150t<sub>21</sub> + 2x<sub>21</sub> + 400t<sub>22</sub> + 3x<sub>22&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </sub></span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">&nbsp;x<sub>11</sub> + x<sub>12</sub> = 60&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span>: به شرطي كه</p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>21</sub> + x<sub>22</sub> = 70&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>11</sub> + x<sub>21</sub> = 80&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>12</sub> + x<sub>22</sub> = 50&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></p>
<p dir="RTL">
	<span dir="LTR">x<sub>11</sub> &le; 60t<sub>11&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbs]]></description>
<category><![CDATA[اخبار, مقالات]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Sat, 14 Jan 2012 23:19:06 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>تغییر و تحول سازمانی</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/yaddasht/87-تغییر-و-تحول-سازمانی.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/yaddasht/87-تغییر-و-تحول-سازمانی.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	در زمان کنونی سازمانها به صورت فرآیند های محیطی پویا ، با تغییر روبرو هستند و مجبور شده اند که خود را با عوامل محیطی سازگار نمایند . برای مثال تقریباً هر سازمانی باید خود را با محیط متشکل از فرهنگهای گوناگون سازگار نمایند . سیاستها و روشها یا ملیتها باید تغییر کند تا سازمان بتواند نیروی کار مختلف از نژادها ، گروهها و ملیتها را جذب نماید .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● تکنولوژی :&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	موجب تغییر کارها و سازمانها شده است . برای مثال بجای سرپرستی مستقیم ، کارها به وسیله کامپیوتر کنترل می شود که در نتیجه موجب گردیده تا حوزه کنترل مدیران گسترش یابد و سازمانها در سطح افقی گسترده تر شوند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ما در عصر گسستگی ها به سر می بریم . شوکها یا ضربه های اقتصادی به صورت دائم به سازمانها فرود می آید و آنها باید پیوسته خود را با این تغییرات سازگار نمایند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	رقابت در حال تغییرات است . در سیستم اقتصادی جهانی ، رقبا از سراسر دنیا رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند . افزایش رقابت ایجاب می کند که سازمانها خود را در برابر رقبای سنتی که دست به کار تولید محصولات جدید می شوند و نیز سازمانهای نوآور که دست به خلاقیت ، ابتکار عمل یا کارآفرینی می زنند ، بصورت کامل تجهیز نمایند ، سازمانهایی موفق خواهند بود که بتوانند در صحنه رقابت در برابر تغییراتی که به سرعت رخ می دهد واکنشی مناسب از خود نشان دهند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	با نگاهی به روند اجتماعی در دهه های اخیر به این نتیجه می رسیم که سازمانها باید خود را با تغییراتی که در آینده رخ خواهد داد ، سازگار نمایند . برای مثال درطی این دو دهه روند ازدواج و طلاق مسیر تازه ای درپیش گرفته است . جوانان دیرتر ازدواج می کنند و درصد قابل توجهی از ازدواجها به طلاق می انجامد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اگر قرار است یک سازمان ادامه حیات بدهد و بخواهد بقای خود را تضمین نماید ، باید در برابر تغییراتی که در محیط رخ می دهد از خود واکنش مناسب نشان دهد . از این رو تغییرات برنامه ریزی شده ، در گرو تغییراتی است که در رفتار افراد گروههای مشغول در سازمان رخ می دهد و سازمان می تواند با استفاده از انها افراد و کارکنان خود را وادار کند رفتار های متفاوتی در پیش گیرند و در شیوه انجام وظیفه و رابطه متقابل با همکاران ، تجدید نظر کنند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● بطور کلی تغییر را می توان در انواع زیر تقسیم بندی نمود :&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۱- تغییر درساختار :&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ساختار شامل مسائلی از قبیل تقسیم بندی کار ، حوزه یا قلمرو کنترل و طرحهای مختلف سازمانی است منظور از &quot;ساختار &quot; سازمانی است که سازمان کارها را چگونه بصورت رسمی تقسیم بندی ، طبقه بندی ، گروه بندی و هماهنگ می کند . عامل تغییر ، می تواند در طرح سازمانی تغییراتی داده و یک یا چند مورد از این عوامل اصلی را تغییر دهد . برای مثال می توان مسئولیتهای دوایر سازمان را در هم ادغام کرد ، چندین سطح مدیریت را حذف نمود و دامنه حوزه یا قلمرو کنترل را گسترش داد . که درنتیجه سازمان در سطح افقی گسترش بیشتری می یابد و از نظر دیوانسالاری با بوروکراسی محدود تر می گردد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۲- تغییر درتکنولوژی :&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	امروزه بیشتر تغییرات تکنولوژی حول محور ارائه ماشین های جدید ، ابزارهای نوین خودکار کردن دستگاهها یا به کارگیری رایانه های پیشرفته دور می زند . اغلب عوامل رقابتی یا نوآوریهای صنعتی ایجاب می کند که عامل تغییر روشهای عملی ، ابزارها یا ماشینهای جدید عرضه نمایند . از طرفی با گسترش رایانه در این سالها شاهد تغییرات تکنولوژیک بصورتی گسترده هستیم . در حال حاضر بسیاری از شرکتها از سیستمهای پیچیده اطلاعاتی مدیریت ( MIS ) استفاده می کنند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	۳- تغییر درافراد :&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	آخرین زمینه ای که عامل تغییر می تواند بدان وسیله در سازمان به افراد و گروهها کمک کند تا کارها را بصورتی اثر بخش انجام دهند اینست که درصدد برآید در افراد تغییراتی ایجاد کند . اصولاً این مقوله در بر گیرنده تغییراتی است که در نگرش و رفتار اعضای سازمان ( از مجرای فرآیند ارتباطات تصمیم گیری و حل مساله ) رخ می دهد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● مقاومت در برابر تغییرات :&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	یکی از دستاوردهای بسیار مستند در مورد رفتار فرد و سازمان اینست که سازمان و اعضای آن در برابر تغییر ایستادگی ( مقاومت ) می کنند. ایستادگی در برابر تغییر می تواند بصورت یکی از منابع ایجاد تعارض و اختلاف نظر ، در آید .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ایستادگی در برابر تغییر الزاماً به روشهای استاندارد صورت نمی گیرد . افراد می توانند بصورتی آشکار ، تلویحی ، غیر مستقیم و یا آنی از خود مقاومت نشان دهند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اگر مقاومت افراد بصورت آشکار یا آنی باشد مدیریت سازمان با مساله چندان مشکلی روبرو نخواهد بود . اما بدترین نوع مقاومت آنست که بصورت غیر مستقیم باشد . یا اینکه اعضای سازمان بکوشند تا آن را برای مدت زمانی به تاخیر اندازند . مقاومت تلویحی یا غیر مستقیم جنبه ظریف تری به خود می گیرد و وفاداری افراد نسبت به سازمان کم می شود . اینک به منابعی می پردازیم که منشاء اینگونه ایستادگی ها می شوند از دیدگاه تجزیه و تحلیل ، این منابع به دو دسته فردی و سازمانی تقسیم می شوند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● مقاومت های فردی :&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ عادت : انسان موجودی پایبند عادت است . افراد هنگامیکه با پدیده تغییر روبرو می شوند ، این نوع تمایل ( عادت ) بصورت منبعی در می آید که در برابر پدیده تغییر ایستادگی می کند . بنابراین زمانیکه محل کارفرما تغییر می کند و به نقطه دیگری منتقل می شود او باید بسیاری از عادتهای خود را تغییر دهد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ امنیت : کسانیکه به شدت احساس امنیت شغلی می کنند در برابر پدیده تغییر مقاومت می نمایند . زیرا این پدیده می تواند احساسی را که آنان از &quot;امنیت &quot; دارند دستخوش تهدید قرار دهد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ عوامل اقتصادی : یکی دیگر از دلایلی که موجب مقاومت فردی می شود اینست که فرد می ترسد تغییر باعث شود که در آمد وی کاهش یابد ، تغییر در نوع کار یا وظیفه ای که فرد در سازمان انجام می دهد می تواند موجب تهدیدات اقتصادی شود .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ وحشت از پدیده ابهام : پدیده تغییر باعث می شود که عدم اطمینان و ابهام جایگزین چیزهای شناخته شود . کارکنان و اعضای سازمان در برابر پدیده عدم اطمینان واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند و ممکن است نسبت به پدیده تغییر نگرش منفی پیدا کنند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ چشم پوشی از واقعیت : اصولاً افراد ازمیان اطلاعاتی که به آنان می رسد ، آنهایی را گوش می دهند که درنوع پنداشت یا برداشتشان خدشه ای وارد نکند آنان همان چیزهایی ر امی شنوند که می خواهند بشنوند و به اطلاعاتی که دنیای &quot;خود ساخته&quot; آنان را مورد تهدید قرار ندهد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● مقاومتهای سازمانی :&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	سازمانها برحسب طبیعت محافظه کارند ، آنها بصورت فعال دربرابر پدیده &quot;تغییر&quot; مقاومت می کنند . سازمانها و نهادهای دولتی همواره تمایل دارند تا کارها را بدان گونه که سالهاست انجام می دهند ، ادامه دهند و هیچ اهمیتی ندارد که آیا این نوع خدمات کماکان مورد نیاز هستند یا خیر . حتی سازمانهای آموزشی یا دانشگاههایی که بر افکار باز و دیدگاههای خلاق ، ارج می نهند ، خود در برابر پدیده تغییر به شدت مقاومت می کنند . بیشتر سیستمهای آموزشی و مدارس از همان تکنولوژی های آموزشی ۵۰ سال پیش ، استفاده می کنند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● منابع اصلی مقاومت سازمانی دربرابر &quot;تغییر&quot; عبارتند از :&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ مکانیسم ساختاری : سازمانهابرای حفظ ثبات و پایداری در خود نوعی مکانیسم ساختاری بوجود آورده اند . برای مثال فرآیند گزینش به گونه ای است که افرادی خاص به استخدام سازمان در می آیند و افرادی هم اخراج می گردند یا از آنجا می روند . کسانیکه به استخدام یک شرکت در آمده اند همانهایی هستند که مناسب مشاغل موجود یا واجد شرایط لازم برای انجام کارها می باشند از این رو به گونه ای هدایت شده اند که رفتارهایی خاص را در پیش گیرند و در هر زمینه ای به گونه ای خاص عمل کنند اگر سازمان با پدیده تغییر روبرو شود این مکانیسم ساختاری به صورت یک عامل بالقوه در می آید و برای حفظ ثبات ساختاری در برابر آن ایستادگی می کند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ بی توجهی به تغییر : سازمانها از تعدادی سیستم وابسته به هم تشکیل شده اند . نمی توان بدون اثر گزاردن بر دیگران در یکی از این سیستمهای فردی تغییراتی بوجود آورد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ هنجارهای گروهی : حتی اگر افراد بخواهند رفتارهای خود را تغییر دهند ، هنجارهای گروهی به عنوان یک عامل بازدارنده در خواهد آمد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ تهدید متخصصان : امکان دارد تغییر در الگوهای سازمانی ، تخصص و مهارت گروههای متخصص را مورد تهدید قرار دهد . برای مثال ورود کامپیوترهای شخصی به سازمانها که باعث شد مدیران بتوانند مستقیماً به اطلاعات دست یابند سبب گردید که دوایر سیستمهای اطلاعاتی ، از خود واکنش &quot;شدید&quot; نشان دهند . زیرا این کامپیوتر ها بصورت منابع بالقوه ای در آمده اند که مهارت و تخصص آنان را مورد تهدید قرار می دهند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪ تهدید کردن قدرت مدیران : ارایه شیوه های تصمیم گیری مشارکتی یا گروههای کاری مستقل، نمونه هایی از تغییراتی هستند که قدرت سرپرستان و مدیران رده های میانی سازمانها را مورد تهدید قرار می دهد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تهدید ناشی از شیوه های تخصیص منابع : گروههایی که مقدار زیادی از منابع سازمان را در کنترل خود دارند پدیده تغییر را بعنوان یک عامل تهدید به حساب می آورند . آنان نسبت به شیوه ای که امور در حال انجام شدن است رضایت کامل دارند هر نوع تغییری را که در این روند رخ دهد بعنوان یک عامل تهدید کننده به حساب می آورند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	● غلبه بر عوامل مقاومت :&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	برای از بین بردن منابع یا عواملی که در برابر پدیده تغییر مقاومت می کنند روش هایی وجود دارد :&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪آموزش و ارتباطات : برای از بین بردن مقاومت باید با کارکنان و اعضای سازمان ارتباط برقرار کرد و علت ایجاد تغییر رابه آنان تفهیم نمود و دلایل آن را بر شمرد . اگر کارکنان و اعضای سازمان از همه واقعیتها آگاه شوند و هر نوع سوء تفاهمی از بین برود از میزان مقاومتها کاسته خواهد شد . برای انجام این کار می توان با افراد به مباحثه پرداخت ، بخشنامه صادر کرد و یا در آن رابطه سخنرانی کرد یا گزارشهایی تهیه و ارایه نمود .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪مشارکت : اگر افراد در امر ایجاد تغییر و به هنگام تصمیم گیری، مشارکت کرده باشند به ندرت امکان دارد که در برابر آن ایستادگی نمایند . باید پیش از ایجاد هر نوع تغییر از کسانیکه احتمال می رود با آن به مخالفت برخیزند دعوت به عمل آورد و آنها را در زمینه تصمیم گیری مشارکت داد .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪در نظر گرفتن تسهیلات : یکی دیگر از راههایی که می تواند مقاومتهای بالقوه بر سر راه تغییر را از بین ببرد اینست که در ازای کم شدن مقاومت چیزی ارزشمند به آن افراد داده شود و یا منافعی را که از این راه حاصل افراد می شود بر شمرده شود .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	▪استفاده از زور : استفاده از زور آخرین روشی است که در این فهرست قرار دارد . یعنی مدیریت سازمان ، گروههای مقاوم را مستقیماً مورد تهدید قرار می دهد و آنان را مجبور می نماید تادست از مقاومت بر دارند . نمونه های کاربرد زور عبارتند از: تهدید به اخراج ، تغییر پست و تنزل مقام یا دادن معرفی نامه ضعیف .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در پایان ذکر این مطلب ضروری به نظر می آید که اگر عوامل محیطی بصورت کامل ثابت می ماندند . اگر مهارتها و تواناییها همواره به &quot;روز&quot; بودند و منسوخ نمی گردیدند و اگر فردا درست همانند امروز بود ، در آن صورت مدیران نباید به تغییرات سازمانی توجه می کردند ولی دنیای واقعی همواره دستخوش تشنج ، تحول و دگرگونی است و اگر سازمان یا اعضای آن بخواهند در صحنه پر رقابت ایستادگی کنند باید همواره متحول شوند .&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در بیشتر سازمانها مدیران در زمره طلایه داران پدیده &quot;تغییر &quot;به حساب می آیند . آنان از مجرای تصمیماتی که می گیرند و رفتار الگو مآبانه خود به فرهنگ تغییرات سازمانی شکل می دهند . بطور مثال تصمیمات مدیر در مورد طرح ساختار ، عوامل فرهنگی و سیاستهای منابع انسانی به میزان نوآوری سازمانی خواهد بود . به همین شیوه تصمیمات سیاستها و روشهای مدیریت تعیین کننده میزان یا درجه ای است که سازمان می تواند عوامل محیطی را درک کند و خود را با تغییراتی که در این عوامل رخ می دهد ، سازگار نماید .</div>
<div id="cke_pastebin">
	منبع : ۱- رفتار سازمانی نوشته استیفن رابینز - ترجمه دکتر پارسائیان و دکتر اعرابی</div>
<div id="cke_pastebin">
	الهام علی اکبر&nbsp;</div>]]></description>
<category><![CDATA[یادداشت ]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Mon, 09 Jan 2012 23:19:36 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>مراحل مدیریت استراتژیک در کسب و کار های الکترونیکی(SME)</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/news/86-مراحل-مدیریت-استراتژیک-در-کسب-و-کار-های-الکترونیکی(SME).html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/news/86-مراحل-مدیریت-استراتژیک-در-کسب-و-کار-های-الکترونیکی(SME).html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<div>
	<h1>
		<a id="ctl00_ContentPlaceHolder1_hl1"><img id="ctl00_ContentPlaceHolder1_imgNews" src="http://zar.ir/Media/Image/News/2009/10/1158_633924103401128750_l.jpg" style="margin-top:2px;margin-bottom:2px;border-top-width:0px;border-right-width:0px;border-bottom-width:0px;border-left-width:0px;border-top-style:solid;border-right-style:solid;border-bottom-style:solid;border-left-style:solid;border-top-color:rgb(80, 129, 129);border-right-color:rgb(80, 129, 129);border-bottom-color:rgb(80, 129, 129);border-left-color:rgb(80, 129, 129);border-image:initial;height:auto;width:auto;float:left;" /></a></h1>
</div>
<div style="margin-right:10px;">
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		<strong>ی</strong></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		سازمانهای کوچک ومتوسطی (اصطلاحا<span dir="LTR">&nbsp;SME&nbsp;</span>نامیده میشوند<span dir="LTR">)&nbsp;</span>که قصد دارند با مدل کسب وکار الکترونیک سازگار شوند، اغلب بایستی تغییراتعمده ای درفرایندهای تجاری خود ایجاد کرده وبه این طریق با مشتریان وتامین کننده ها تعامل برقرار نمایند. هرگونه قصور درانجام این تغییراتمیتواند موجب تهدید موجودیت سازمان گردد. از اینرو طرح ریزی استراتژیک&nbsp;برای این سازمانها بسیار مهم میباشد<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		فرایند مدیریت استراتژیک کسب و&nbsp;کار الکترونیک (شرح داده شده در شکل یک)، بر پایه مدل سنتی مدیریت&nbsp;استراتژیک قرار دارد.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		برای<span dir="LTR">SME</span>ها&nbsp;دسترسی به وب به همان میزان اهمیت دارد که دستگاه تلفن یا فکس برای شرکت&nbsp;لازم است<span dir="LTR">. SME</span>ها معمولا به منابع انسانی و مالی که در اختیار سازمان است&nbsp;محدود میشوند و این تواناییها است که بعنوان یک راه حل برای رساندن کمپانی&nbsp;ها به کسب و کار الکترونیک مطرح میشود. با تفکراستراتژیک در مورد کسب و&nbsp;کار الکترونیک مدیران میتوانند راه حل های تکنولوژیکی انتخاب کنند که ازاستراتژی های تجاری شرکت پشتیبانی کند و برای مشتریان نیز ارزش ایجاد کند<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		هر<span dir="LTR">&nbsp;SME&nbsp;</span>باید این مراحل را تجربه کند. ما در اینجا با ترسیم یازده&nbsp;مطالعه موردی توصیف خواهیم کرد که چگونه یک<span dir="LTR">&nbsp;SME&nbsp;</span>باید به هریک از مراحلی که&nbsp;در شکل1 نشان داده شده نزدیک شود<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		<strong>مرحله اول- آنالیز محیط های داخلی وخارجی</strong></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		در&nbsp;مدل سنتی طرح ریزی استراتژیک، مدیران نقاط قوت وضعف را به همان خوبی&nbsp;تهدیدها و فرصتها در محیط تجاریشان شناسایی می کنند. از اینرو آنها قادر&nbsp;هستند تصمیمات استراتژیک برای ایجاد تعادل میان شایستگی های شرکت و&nbsp;فرصتهایی که دراطراف آنها قرار دارد، اتخاذ کنند. این مرحله برای طرح ریزی&nbsp;کسب و کار الکترونیک بسیار تعیین کننده است<span dir="LTR">. &bull;&nbsp;</span>موانع عمده در سازگاری&nbsp;کسب وکار الکترونیک. رویه انتظار و مشاهده و نیز تردید نسبت به بخشی از&nbsp;مشتریان وهمکاران موجب عدم تشویق راه حل های کسب و کار الکترونیک میگردد<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		در موارد دیگر ممکن است ماهیت محصول شرکت موجب بروز مشکل در ورود آن به&nbsp;کسب و کار الکترونیک شود.شرکت<span dir="LTR">&nbsp;Moules Ind.&nbsp;</span>قالب های پلاستیکی و کائوچو&nbsp;تولید میکند. یک محصول سفارشی که بطور کلی برای فروش در وب نامناسب است<span dir="LTR">.&nbsp;</span>زیرا تعاملات بدون تماسهای شخصی اولیه نمیتواند برقرار شود. با این حال&nbsp;این شرکت میتواند از وب جهت تشویق مشتریان به تماس های اولیه استفاده کند&nbsp;و زمانی که با مشتری به توافق رسید، اینترنت می تواند برقراری تماس آسانتر&nbsp;در طی فاز توسعه نمونه اولیه ایجاد کند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		&nbsp;برای<span dir="LTR">&nbsp;SME</span>هایی که در خارج از مراکز&nbsp;شهری واقع شده اند، گاهی اوقات یافتن راه حل ساده واقتصادی برای توزیع&nbsp;کالاهایی که آنها را<span dir="LTR">online</span>بفروش میرسانند مشکل است. شرکت<span dir="LTR">&nbsp;Martinette&nbsp;</span>یک&nbsp;شرکت در زمینه تجارت چوب است که بصورت<span dir="LTR">&nbsp;online&nbsp;</span>بازاریابی میکند وباید به&nbsp;اداره پست کانادا برای تحویل کالا به مشتری ها اعتماد کند. این شرکت بصورت&nbsp;درست عمل نمی کند زیرا اینگونه برداشت کالا برای بسیاری از مشتریها انتخاب&nbsp;مطلوب نیست و زیرا این شرکت هیچ تماس شخصی با مشتری در هنگام سفارش یا&nbsp;تحویل محصول ندارد. وب برای<span dir="LTR">SME</span>هایی مانند این شرکت این امکان را فراهم&nbsp;ساخته است تا مشتریان پایه را افزایش دهند اما نمی تواند تمام مشکلات&nbsp;لجستیکی مربوط به ارتباط با فروش را حل کند<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		به هر حال براساس این&nbsp;مطالعه مشخص شد که مهم ترین تهدید برای سازگاری با کسب و کارالکترونیک در&nbsp;میان سازمان های کوچک ومتوسط فقدان منابع مالی است. میزان سرمایه لازم و&nbsp;برگشت طولانی و گاهی اوقات عدم اطمینان از زمان برگشت سرمایه باعث می شودکه<span dir="LTR">SME</span>ها سرمایه گذاری در کسب و کار الکترونیک را به تعویق بیندازند<span dir="LTR">.&nbsp;</span>بطورمثال 20% از مشتریان<span dir="LTR">&nbsp;Polar plastic&nbsp;</span>یک سازنده تجهیزات پلاستیکی&nbsp;درخواستند تا با سیستم انتقال الکترونیکی داده یا<span dir="LTR">&nbsp;EDI&nbsp;</span>سازگار شود که این&nbsp;با توجه به تعداد اندک مشتریان شرکت هزینه بالایی را برای شرکت در بر&nbsp;دارد. شرکت<span dir="LTR">&nbsp;Polar plastic</span>میدانست که پرداخت مبلغ 30000دلار برای برپایی&nbsp;این سیستم در یک زمان کوتاه خیلی مشکل است.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		&nbsp;درعوض این شرکت راه حل استفاده&nbsp;از خدمات<span dir="LTR">&nbsp;EDI Gatway&nbsp;</span>را انتخاب کرد که یک راه حل تکنولوژی ارائه شده&nbsp;بوسیله یک شرکت واسطه سوم شخص بود و سفارشات مشتریان را پردازش میکرد واین&nbsp;اجازه را به<span dir="LTR">Polar plastic&nbsp;</span>میداد که اطلاعاتش را به سیستم&nbsp;<span dir="LTR">EDI</span>مشتریانشمنتقل کند. با وجود این شرکت واسطه<span dir="LTR">&nbsp;Polar plastic&nbsp;</span>توانست اطلاعات را&nbsp;بوسیله فاکس به مشتریانی مثل رستوران های مک دونالد ارسال یا دریافت کند<span dir="LTR">.&nbsp;</span>هزینه بکار گیری این راه حل<span dir="LTR">&nbsp;EDI&nbsp;</span>ویژه از طریق واسطه تنها چند صد دلار در&nbsp;ماه میباشد<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		چه شرایطی سازگاری کسب و کار الکترونیک را ممکن می&nbsp;کند؟ مدیران درهنگام توسعه طرحِ استراتژیک کسب و کار خود، باید تعداد&nbsp;وماهیت عوامل خارجی که با اتخاذ کسب و کار الکترونیکی سازگار هستند را در&nbsp;نظر داشته باشند. بسته به نوع صنعت، اعتبارات مالی دولتی میتواند انگیزه&nbsp;ای برای اتخاذِ کسب وکار الکترونیکی باشد. دیگرانگیزه های اثبات شده، زمان&nbsp;صرف شده با<span dir="LTR">&nbsp;SME</span>ها برای درک نیازهای آنان و تسهیلات فراهم شده بویژه در&nbsp;زمینه های زیرساختِ تکنولوژیکی و صندوقهای ذخیره مالی وکارشناسی فنی&nbsp;میباشد. بسیاری شرکتها میدانند که چگونه این هماهنگی ها را شناسائی و از&nbsp;آنها استفاده کنند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		&nbsp;طبق مطالعات ما معمولا عامل و جرقه اولیه، خلاقیت&nbsp;مدیرانی بود که فوائد بالقوه کسب و کارالکترونیکی را تشخیص دادند. برای&nbsp;مثال، چشم انداز و دانش فنی مدیران<span dir="LTR">Auberge&nbsp;</span>، که یک هتل کوچک است و<span dir="LTR">&nbsp;Colibri&nbsp;</span>که یک آژانس مسافرتی است، موجب شد تا این شرکتها یک وب سایت را توسعه&nbsp;دهند. همچنین پس از چند سال رشد منفی،<span dir="LTR">Revue Gestion</span>، که یک مجله برای&nbsp;افراد تجاری و آکادمیک است با روی آوردن به انتشار آنلاین خوانندگان خود&nbsp;را افزایش داد<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		یک استراتژی کسب و کار الکترونیکی&nbsp;انتخاب کنید انتخاب استراتژی کسب وکار الکترونیکی نیازمند دانش منسجم و&nbsp;کافی در این مورد است که یک کسب و کار الکترونیکی چگونه میتواند ارزش&nbsp;اقتصادی برای شرکت ایجاد کند<span dir="LTR">. SME</span>های موفق میدانند که چگونه باید محدودهفعالیتهایشان را تشخیص دهند و محصولات، مشتریان و محدوده جغرافیایی&nbsp;بازارهای خود را تعیین کنند. آنها همچنین میدانند که چگونه اهداف واضح و&nbsp;قابل اندازه گیری تعیین کنند<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		چگونه کسب وکار الکترونیکی میتواند&nbsp;ارزش اقتصادی تولید کند؟ هدف نهایی هر تصمیم استراتژیک ایجاد ارزش است. دو&nbsp;محقق بنامهای<span dir="LTR">Amit &amp; C. Zott</span>، چهار فرصت برای ایجاد ارزش با کمک کسب و&nbsp;کار الکترونیکی تعیین کرده اند: کارائی، جامعیت، نوظهوربودن وقفل شدگی<span dir="LTR">.&nbsp;</span>کارائی عمدتا از کاهش هزینه ناشی از تعاملات سریعتر، افزایش اتوماسیون&nbsp;عملیاتهای شرکت ها و سهولت جستجوی اطلاعات توسط مشتریان ایجاد میشود<span dir="LTR">.&nbsp;</span>نوظهوربودن با طراحی واتخاذ روشهای عملکردی جدید در یک بخش که به شرکای&nbsp;جدید و یا موجود مرتبط میشود، یا محصولات و خدمات جدیدی را معرفی میکند&nbsp;ارتباط دارد. یک شرکت با قفل شدن در یک راه حل فنی قابل اطمینان ویژه،&nbsp;ازتایید واعتماد مشتریان خود بهرمند خواهد شد. جامعیت اساساً با دسته بندی&nbsp;منابع و قابلیتهای تکنولوژِیکی در ارتباط است. مانندِ دسته بندی محصولات&nbsp;وخدماتِ شرکای مختلف در یک شبکه الکترونیکی. طبق مطالعات ما، محرک ارزش&nbsp;اصلی برای بنگاه ومشتری، کارایی است. استفاده ازکسب وکار الکترونیکی به<span dir="LTR">SME&nbsp;</span>ها اجازه میدهد تا هزینه ها را کاهش دهند ومشتریان جدیدی بیابند. مصداق&nbsp;این مورد هتل<span dir="LTR">&nbsp;Auberge&nbsp;</span>میباشد که موفق شد تا از طریق وب یک سود 30 درصدی&nbsp;بدست آورد.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		هتل همچنین توانست هزینه تبلیغات را با کاهش تعداد آگهی های&nbsp;چاپی کاهش دهد. سایت سه زبانه هتل ( فرانسوی، انگلیسی و اسپانیایی) به&nbsp;مشتریان اجازه میدهد که اتاقهای قابل دسترس را مشاهده و اطلاعاتی در مورد&nbsp;وضعیت توریستی مونترال و مسائل فرهنگی آنجا بدست آورند که این موجب افزایش&nbsp;ارزش برای مشتریان و سادگی فرآیند رزرو اتاق شده است. ارزش همچنین میتواند&nbsp;بواسطه ویژگی های جامعیت و قفل شدگی ایجاد شود<span dir="LTR">. Caract&eacute;ra-Neom&eacute;dia&nbsp;</span>که یک&nbsp;شرکت چاپ و ارتباط جمعی جدید است، مشتریان را با فراهم سازی خدمات و&nbsp;سرویسهای مدیریت محتوای جامع و روشهای انتشار تناوبی نگهداری میکند<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		چگونه<span dir="LTR">&nbsp;SME&nbsp;</span>درصنعت موقعیت می یابد؟ برای ارزش آفرینی، شرکتها راههایی را&nbsp;جستجو میکنند تا بتوانند موقعیت خود را در قبال رقبایشان مقابل بهبود&nbsp;دهند<span dir="LTR">. SME</span>های مورد مطالعه ما در وحله اول به دنبال افزایش سفارشات مشتریان&nbsp;با جذاب سازی محصولات و خدمات خود بودند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		&nbsp;برای نمونه،&nbsp;<span dir="LTR">Revue Gestion&nbsp;</span>یک&nbsp;بانک اطلاعاتی آنلاین برای مشتریان حقیقی وحقوقی بوجود آورد.موتورجستجوی&nbsp;موجود دروب سایت به خوانندگان اجازه میدهد که بسرعت به مجموعه ای از<span dir="LTR">&nbsp;1000</span>مقاله منتشر شده در 28 سال گذشته راهنمایی و دست یابند. با ارائه یک&nbsp;بانک اطلاعاتی الکترونیکی از مقالات بخوبی نسخه چاپی آن، ارزش را به شیوه&nbsp;هایی که موجب تقویت روابط با مشتریان میشود افزایش میدهد<span dir="LTR">. Colibri&nbsp;</span>تلاش&nbsp;نمود تا یک وب سایت بمنظوردستیابی مستقیم بجای دستیابی از طریق واسطه برای&nbsp;مشتریان ایجاد کند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		&nbsp;به این طریق آژانس مسافرتی قادر شد تا سرعت و کیفیت&nbsp;سرویسهای خود را بالا ببرد، هزینه های تبلیغاتی خود را کاهش دهد و مشتریانرا نگه دارد<span dir="LTR">.RECF&nbsp;</span>یک گروه از ویراستان فرانسوی- کانادایی، بشکل مقرون&nbsp;بصرفه ای تنوع محصولات خود را توسعه داد، نمایشهای خود را ارتقا بخشید و&nbsp;میزان فروش را با قرار دادن موسیقی ها&nbsp;و اشعار خود بصورت آنلاین افزایش&nbsp;داد.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		برخی ازمحصولات فرهنگی با نفع اندک که<span dir="LTR">&nbsp;RECF&nbsp;</span>از قرار دادن آنها در&nbsp;کاتالوگهای چاپی ناتوان بود هم اکنون بصورت آنلاین و با هزینه کمتری ارائه&nbsp;میشوند. با کمک کسب و کارالکترونیکی،&nbsp;<span dir="LTR">SME</span>ها اکنون بازار جغرافیایی خود را&nbsp;استحکام وتوسعه بخشیده اند. بعنوان مثال شرکت<span dir="LTR">&nbsp;GLP Hi-Tech&nbsp;</span>یک وب سایت برای&nbsp;جذب مشتریان بین المللی به بخش<span dir="LTR">&nbsp;GLP Power&nbsp;</span>خود ایجاد کرده است. این شرکت&nbsp;اکنون محصولات خود را در20 کشور به مشتریانی که بدون اینترنت این محصولات&nbsp;را خیلی گرانتر بدست خواهند آورد، میفروشد.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		شرکت<span dir="LTR">&nbsp;La Ferme Martinette&nbsp;</span>اکنون مشتریان را از اطراف مونترال از طریق تبلیغات آنلاین جذب میکند اما&nbsp;امیدوار است که از این طریق بازار جهانی بیشتری برای محصولات خود ایجاد&nbsp;کند. تمرکز هتل<span dir="LTR">&nbsp;Auberge&nbsp;</span>بر روی بازار شمال آمریکا است اما سعی میکند تا از&nbsp;طریق وب سایت خود مشتریان بین المللی نیز جذب نماید<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		<strong>مرحله سوم</strong></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		پیاده سازی استراتژی کسب و کار الکترونیکی بعد از تعریف یک مشتری مداری&nbsp;ِهدفدار و محدوده جغرافیایی بازارها برای محصولات جدید یا سنتی، مدیران<span dir="LTR">&nbsp;SME&nbsp;</span>باید برای پیاده سازی کسب وکار خود طرح ریزی کنند و تصمیم بگیرند که&nbsp;کدام راه حل تکنیکی و زنجیره تامین را اتخاذ کنند<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		مناسبترین راه&nbsp;حلهای تکنولوژی کدامند؟ شرکتها یک دامنه وسیع برای انتخاب میان گزینه های&nbsp;تکنولوژی دارند (به جدول1نگاه کنید). مطالعات نشان میدهد که<span dir="LTR">&nbsp;SME</span>ها معمولا&nbsp;وب سایتها وفروشگاههای الکترونیکی که مکمل محصولات و خدمات آنها بوده و&nbsp;نیازهای آنان را برای هویت داشتن ومستقل بودن برآورده میسازند، توسعه می&nbsp;دهند<span dir="LTR">. SME</span>های فعال در زمینه پلاستیک و چاپ غالبا تمایلی به استفاده از راه&nbsp;حلهای فنی که موجب تحمیل استاندارد سازی بر کل صنعت میشود را ندارند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		&nbsp;در&nbsp;حقیقت، راه حلهای پورتال، اجتماعات مجازی و بازارهای الکترونیکی معمولا&nbsp;برای<span dir="LTR">&nbsp;SME</span>ها جذاب نمی باشند زیرا نیازهای<span dir="LTR">&nbsp;SME</span>ها را در زمینه هویت داشتن و&nbsp;مستقل بودن پشتیبانی نمی کنند<span dir="LTR">.Maison Laprise&nbsp;</span>که یک سازنده خانه های پیش&nbsp;ساخته است، با کمک وب سایت خود قادر است کاتالوگ کاملی را بر اساس مشخصات&nbsp;فنی هر خانه، برای مشتریانش فراهم نماید. موتور جستجوی سایت به مشتریان&nbsp;اجازه میدهد تا قابلیتهایی که در مورد خانه میخواهند وارد کرده و بسرعت به&nbsp;مدل مناسب خود دست پیدا کنند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		درحدود 60 درصد از خریداران گفته اند که از&nbsp;وب سایت قبل از دیدن نمایشگاه بازدید نموده اند حضور آنلاین شرکت، حجم&nbsp;فروش آن را تقویت کرده است. برخی ازکسب و کارها ترجیح میدهند که از دیگر&nbsp;خرده فروشان یا شرکا در راه حلهای فنی خود استفاده کنند و یک قالب فنی کهمناسب عملکرد ویژه شرکت یا بخش آنها باشد ایجاد کنند. برای مثال<span dir="LTR">&nbsp;RECF&nbsp;</span>یک<span dir="LTR">&nbsp;e-mail&nbsp;</span>را که شرکاء بتوانند هر کجا محصولات آنها را انتشار دهند اجرا می&nbsp;کند<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		<span dir="LTR">&bull;&nbsp;</span>کدام روش برای تدارکات کسب و کار الکترونیکی باید انتخاب شود؟&nbsp;مدل تدارکاتی مورد انتخاب یک شرکت بایستی تکمیل کننده اهمیت استراتژیکی&nbsp;پروژه و قابلیت دستیابی به منابع در خانه برای توسعه این راه حلها باشد<span dir="LTR">.&nbsp;</span>جدول 2، چهار مدل مختلفِ تدارکات را نشان میدهد. شراکت، حفظ و نگاهداری،&nbsp;برون سپاری، بازیافت هزینه. در طی این مطالعه مشخص شد که این راه حلها&nbsp;توسط<span dir="LTR">&nbsp;SME</span>ها اتخاذ و بکارگیری شده اند. کسب وکارهائی که وارد شراکت میشوند،&nbsp;عموماً بدنبال یک شریک (مشاور یا ارائه کننده خدمات) میباشند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		کسی که&nbsp;نقصان مهارت آنها را در توسعه سیستم اطلاعاتی جدید جبران نماید. هرچند&nbsp;اغلب<span dir="LTR">&nbsp;SME</span>ها ترجیح میدهند که بجای این از برنامه ریزانِ دستمزدی استفاده&nbsp;کنند. زیرا شراکت با یک بنگاه مشاوره ای اغلب گران و زمان بَر میباشد. در&nbsp;مدل حفظ و نگاهداری، سیستم کسب و کار الکترونیکی بطور کامل در خود شرکت&nbsp;ایجاد میشود. این مدل اغلب توسط کسب وکارهایی که بتنهایی دارای&nbsp;توانمندیهای داخلی برای تقبل پروژه های کسب و کار الکترونیکی هستند،&nbsp;انتخاب میشود. بعلاوه، شرکتهایی که این مدل را انتخاب میکنند، عموماً ارزش&nbsp;استراتژیک بالائی را روی پروژه قرار میدهند. همانطوریکه جدول 2 نشان می&nbsp;دهد، اغلب<span dir="LTR">&nbsp;SME</span>ها در مطالعات ما این مدل را انتخاب می کنند.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		&nbsp;درابتدا این&nbsp;شرکتها جاه طلبی معتدلی داشتند و از آنجائیکه وب سایتهای اولیه آنها&nbsp;معمولا از نظر تکنیکی سر راست و صحیح بود، برای آنها انجام کار در محل&nbsp;خودشان میسر بود. شرکت<span dir="LTR">&nbsp;Caract&eacute;ra-Neom&eacute;dia&nbsp;</span>کسب و کار الکترونیک را بعنوان&nbsp;ابزار اصلی برای مقابله با کاهش تقاضا برای تولیدات گرافیکی سنتی مورد&nbsp;توجه قرار داد. ازآنجائیکه پروژه کسب و کار الکترونیکی اش، از ارزش&nbsp;استراتژیکی بالایی برخوردار بود،<span dir="LTR">Caract&eacute;ra</span>، شرکت<span dir="LTR">&nbsp;Neom&eacute;dia</span>را که در&nbsp;بالاترین سطح ممکن در خدمات میزبانی وب و طراحی قرارداشت تصاحب نمود.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		&nbsp;این&nbsp;تصاحب به<span dir="LTR">&nbsp;Caract&eacute;ra&nbsp;</span>اجازه داد تا از مزیتهای داخلی برای عرضه محصولات چاپی&nbsp;گرافیکی یکپارچه شده، توسعه وب و گرانترین نوع پرینت به مشتریان استفاده&nbsp;نماید. زمانیکه ارزش استراتژیک و دسترسی به منابع متخصص داخلی کم باشد،&nbsp;برون سپاری یک راه حل منطقی میباشد. این مورد درشرکتهای<span dir="LTR">Polar Plastic&nbsp;</span>و<span dir="LTR">&nbsp;GLP Hi-Tech</span>که برای توسعه کسب و کار الکترونیکی اشان با مشاوران خارجی&nbsp;قرارداد بستند رخ داد<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		در مدل تدارکاتی بازیافت هزینه، دو رویکرد&nbsp;وجود دارد که میتواند دنبال شود: اولین آن تقسیم هزینه های توسعه در بین&nbsp;چند شرکت میباشد. علی رغم منافع آشکار این رویکرد،هیچکدام از موارد مورد&nbsp;مطالعه ما از آن استفاده نکرده اند. رویکرد دوم بازاریابی برای کاربرد&nbsp;توسعه یافته بوسیله شرکت میباشد. شرکت<span dir="LTR">&nbsp;Revue Gestion&nbsp;</span>مثال خوبی در این&nbsp;زمینه می باشد. به منظور بازیافت بخشی از سرمایه گذاری آنها برای توسعه وب&nbsp;سایت، این شرکت انجام میزبانی وب را به روزنامه های دیگر که رقبای نزدیکی&nbsp;نبودند پیشنهاد داد.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		&nbsp;برای بیشتر<span dir="LTR">SME</span>ها در این مطالعه، کسب و کار بتدریج&nbsp;توسعه یافت. بعضی عملکرد وب سایت را سالیانه بهبود دادند و برخی طی یکزمانبندی دو یا سه ساله. مالک هتل<span dir="LTR">&nbsp;Auberge&nbsp;</span>به استفاده از اینترنت در سال<span dir="LTR">&nbsp;1996&nbsp;</span>بعنوان ابزاری برای توسعه مشتریان علاقه مند شد. با اینحال شرکت تا&nbsp;سال 1998، آنلاین نشد و در سال 2000<span dir="LTR">&nbsp;Auberge&nbsp;</span>وب سایتش را با اطلاعات&nbsp;کاملتری شامل یک پایگاه داده و سیستم قیمت گذاری همزمان که هنوزهم وجود&nbsp;دارد، ارتقا داد. اما شرکت<span dir="LTR">&nbsp;Maison Laprise&nbsp;</span>در سه مرحله توسعه یافت. ابتدا&nbsp;با قرار گرفتن اطلاعات وب سایت، سپس بوسیله یک موتور جستجوی یکپارچه و&nbsp;سرانجام بوسیله توسعه یک سایت تعاملی بصورتی که مشتری ها می توانندمحصولات را بصورت آنلاین خریداری کنند<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		<strong>مرحله چهارم :</strong></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		&nbsp;ارزیابی موفقیتهای استراتژی کسب و کار الکترونیکی</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		پس&nbsp;از یادگیری عمیق اینکه چطور بوسیله کسب و کار الکترونیک ارزش اقتصادی&nbsp;ایجاد نمائیم و تعیین موقعیت مطلوب شرکت، مدیران بایستی اهداف مرتبط با&nbsp;رشد فروش، کاهش هزینه و سودآوری را جمع بندی و تعیین نمایند. آنها همچنین&nbsp;بایستی شاخصهایی را انتخاب نمایند که آنها را قادر به تشخیص موفقیتهای&nbsp;آنها در زمینه کسب و کار الکترونیک نماید. شاخصهای مسایل مالی، مشتریان،&nbsp;فرایندهای داخلی، آموزش و رشد از ابزارهای اصلی می باشند<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		شاخصهای&nbsp;ارزیابی موفقیتهای کسب و کار الکترونیک: در سرتاسر این مطالعه، کسب وکارها&nbsp;از شاخص &ndash;های ساده اندکی استفاده نموده بودند. آنها سودمندی معاملات و&nbsp;کارایی اندازه گیری شده بوسیله آنالیز حجم فروش اضافی و پس انداز ناشی از&nbsp;استفاده از کسب و کار الکترونیک را مورد توجه قرار دادند. در مطالعه ما&nbsp;تنها شرکت<span dir="LTR">&nbsp;Revue Gestion&nbsp;</span>یک دسته از شاخصها را برای ارزیابی کارایی پروژه&nbsp;کسب وکار الکترونیک را قبل از پیاده سازی کسب و کار الکترونیکی قرار داده&nbsp;بود. بسیاری از این شاخصها بطوراتوماتیک بر روی وب سایت<span dir="LTR">&nbsp;Revue Gestion&nbsp;</span>جمع&nbsp;آوری شدند (جدول 3 را ببینید). حضور آنلاین<span dir="LTR">&nbsp;Revue Gestion&nbsp;</span>موجب گردید تا&nbsp;درآمد شرکت تا بیش از 25% افزایش یابد.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		این بهبود بطور عمده ناشی از آغاز&nbsp;اشترک های آنلاین برای تجارت ها و انجمن ها بود که میزان اشتراک روزنامه&nbsp;را از 2500 به بیش از 30000 در سال افزایش داد. درهمین دوره زمانی، هزینه&nbsp;های اجرا، حمل و جابجائی، بازاریابی و چاپ کاهش یافت و در حدود 194000&nbsp;دلار صرفه جوئی ایجاد گردید.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		وب سایت هتل<span dir="LTR">&nbsp;Auberge&nbsp;</span>موجب افزایش مشتریان&nbsp;پایه تا 15% گردید. در سال 2003، 24% درصد مشتریان هتل را از طریق اینترنت&nbsp;پیدا کردند که از این میان 49% آمریکایی، 42% کانادایی و 3% فرانسوی&nbsp;بودند. بعلاوه52% ازمشتریان هتل مستقیما ازطریق نشانی ایمیل وارد شدند<span dir="LTR">: (aubergedelafontaine.com)</span>،<span dir="LTR">9%&nbsp;</span>از طریق پورتال&nbsp;رزرواسیون<span dir="LTR">(bonjourquebec.com)&nbsp;</span>وبقیه تقریبا از طریق 50 تا 300 سایت که هتل&nbsp;در آنها ثبت نام کرده است<span dir="LTR">. Auberge&nbsp;</span>قادر شد تا سرمایه گذاری خود را در کسب&nbsp;و کارالکترونیکی طی 6 تا 8 ماه باز یابد.</p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		&nbsp;یک شرکت چاپ نرم افزار خاصی که&nbsp;مشتریان را قادر می ساخت تا کارتهای ویزیت کسب و کارشان را آنلاین سفارش&nbsp;دهند ارائه داده است. این کار زمان سفارش را از 12 روز به 48 ساعت کاهش&nbsp;داد و موجب کاهش تعداد خطاها گردید. قبل از آن مشتریان سفارشات دست نوشتهخود را با فاکس ارسال میکردند و این نوشته ها براحتی خوانده نمی شدند<span dir="LTR">.</span></p>
	<p dir="RTL" style="margin-right:1.3pt;">
		در&nbsp;این مقاله، فرایند مدیریت استراتژیک اتخاذ شده در کسب و کار الکترونیک بر&nbsp;اساس تجربیات 11شرکت کوچک و متوسط کانادایی تشریح گردید. اگرچه شرکتهای&nbsp;موسوم به<span dir="LTR">&nbsp;SME&nbsp;</span>در این مطالعه از نظرمنابع انسانی و مالی محدود شده اند، اما&nbsp;آنها میتوانند راه حل های بر مبنای فناوری را توسعه دهند که به آنها اجازه&nbsp;میدهد تا هزینه های عملکرد را کاهش دهند، ظرفیت را افزایش دهند، تنوع&nbsp;محصول ایجاد کنند، خود را بهتر به مشتریان عرضه کنند و نهایتا سهم&nbsp;بازارشان را توسعه دهند<span dir="LTR">.</span></p>
</div>
<div style="clear:both;">
	&nbsp;</div>
<div style="margin-right:10px;">
	<strong>منبع:&nbsp;</strong>سایت جامع خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی</div>]]></description>
<category><![CDATA[اخبار, مدیریت استراتژیک]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Mon, 09 Jan 2012 23:13:42 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>فرایند تحول سازمانی</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/magazin/85-فرایند-تحول-سازمانی.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/magazin/85-فرایند-تحول-سازمانی.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تحول سازمان فرايندي&zwnj; است برنامه&zwnj;ريزي شده و اصولي (نظام مند ) كه با بهره&zwnj;گيري از ارزش&zwnj;ها و اصول علم رفتاري كاربردي در سازمان&zwnj;ها&zwnj;، در پي افزايش اثر بخشي فردي و سازماني&zwnj; است. تحول سازماني به&zwnj;عنوان يك نوع استراتژي بهسازي سازمان از اواخر دهه 50 مطرح گرديد. بنيس در سال 1969 تحول سازماني را اين&zwnj;گونه تعريف مي&zwnj;كند:</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&laquo;تحول سازماني&zwnj;، پاسخي براي تغيير و نوعي استراتژي پيچيده ي آموزشي براي تغيير باورها&zwnj;، نگرش&zwnj;ها&zwnj;، ارزش&zwnj;ها &zwnj;و ساختار سازمان به شمار مي&zwnj;رود&zwnj;، به طوري كه اين عوامل بتوانند خود را با تكنولوژي&zwnj;ها&zwnj;، بازار&zwnj;ها و چالش&zwnj;هاي جديد و همين طور با سرعت تغيير در شرايط و محيط&zwnj;، بهتر تطبيق دهند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تحول سازماني ماحصل علوم متفاوتي از جمله روانشناسي، انسان شناسي، جامعه&zwnj;شناسي، نظريه سيستم&zwnj;ها،رفتار سازماني،تئوري سازمان و عمل مديريت مي&zwnj;باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	حوزه&zwnj;هايي كه تحول سازماني مي&zwnj;تواند در جهت بهبود شرايط موجود موثر واقع گردد عبارتند از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	روحيه ضعيف</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	بهره وري پايين</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	كيفيت نامطلوب خدمات</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تعارض بين افراد و بين گروه&zwnj;ها</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ساختار سازماني نامناسب</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تعارض بين اهداف واحدها</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	كم توجهي به خواسته&zwnj;هاي محيطي</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	سبك&zwnj;هاي نا مناسب رهبري</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اهداف بلند مدت و كوتاه مدت نامشخص و...</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	به&zwnj;طور كلي در مواردي كه افراد&zwnj;، گروه&zwnj;ها و سازمان&zwnj;ها به نحوي بهينه مورد استفاده قرار نمي&zwnj;گيرند&zwnj;، فرايند تحول سازماني مي&zwnj;تواند شرايط موجود را بهبود بخشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	شاكله تحول سازمان را تغيير تشكيل مي&zwnj;دهد و براي نايل شدن به اين مهم نظريه&zwnj;ها و رويكرد&zwnj;هاي متعددي ارايه شده است&zwnj;.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	كيلمان طرح 5 مرحله&zwnj;اي و لوين سه مرحله اي ارايه داده است&zwnj;، گروهي پيوستار و گروهي ماتريس&zwnj;هاي متعددي را براي طي نمودن مراحل تحول شمرده&zwnj;اند&zwnj;، گروهي بر روش&zwnj;هاي تلفيقي و تهاجمي &zwnj;تاكيد&zwnj;، گروهي ديگر روش&zwnj;هاي ميانجي گرايانه و محافظه كارانه را توصيه و گروهي نيز روش&zwnj;هاي تركيبي را ارايه كرده&zwnj;اند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	براساس اين نظريه&zwnj;ها در ادامه مختصري از اصول كلي حاكم بر فرايند تحول&zwnj;، متناسب با جامعه ايران و سازمان مربوط، جهت آگاهي همكاران ارايه مي&zwnj;گردد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	فرايند تغيير و تحول در سه مرحله صورت مي&zwnj;پذيرد :</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	1. فاز اوليه (مرحله شناخت ) :</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اين مرحله مهمترين مرحله فرايند تغيير و تحول را تشكيل مي&zwnj;دهد كه در صورت تحقق صحيح و كامل آن احتمال موفقيت در اجراي تغيير به ميزان قابل ملاحظه اي افزايش مي&zwnj;يابد.در اين مرحله مديريت عالي سازمان به همراه مشاوران مراحل تغيير و همچنين گزينه مورد تغيير را مورد بررسي مطالعاتي قرار داده و جوانب گوناگون تغيير را پيش بيني و برآورد مي&zwnj;نمايند. شناخت كامل و درست سازمان و احاطه كامل به فرايند تغيير در اين مرحله شكل مي&zwnj;گيرد.اين مرحله شبيه به شكل&zwnj;گيري جنين در رحم است كه هرگونه اختلال در آن نقصي را براي هميشه در پي خواهد داشت.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	2. فاز ثانويه (مرحله تغيير):</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مرحله آغازين اجراي تحول بوده و از بالا به پايين و با محوريت مديريت عالي سازمان صورت مي&zwnj;گيرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مفروضات اين مرحله عبارتند از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مديريت عالي سازمان نقش يك رهبر و مدير را ايفا مي&zwnj;نمايد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مديريت عالي سازمان به&zwnj;طور كامل اهداف و نياز به تغيير را درك نموده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تيم مشاوره با تمركز و مطالعه اصولي شكل گرفته است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مديريت عالي سازمان به دركي درست از محيط دروني و پيراموني سازمان نايل گرديده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مديريت عالي سازمان خود را براي آثار و تبعات ناشي از تغيير مهيا كرده &zwnj;است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ويژگي&zwnj;هاي اين مرحله عبارتند از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تحول از بالا به پايين است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغيير و تحول به&zwnj;صورت تجويزي و دستوري اجرا مي&zwnj;گردد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغيير واضح و پيام آن مشخص است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغيير به&zwnj;صورت يكباره اجرا مي&zwnj;گردد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مرز انعطاف پذيري تا قبل از صدور دستورالعمل&zwnj;هاي حاكم بر فرايند تغيير است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تصميم&zwnj;ها به صورت متمركز گرفته مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	سياست&zwnj;هاي تنبيهي سختي در برابر مقاومت&zwnj;ها اتخاذ مي&zwnj;&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	نكته مهم در اين مرحله نقش رهبري و اجراي ضربتي فرايند تغيير است.به محض درك نياز به تغيير بايد برنامه&zwnj;ريزي جهت اجرا و سازماندهي آن پشت درهاي بسته و بدون ايجاد حساسيت صورت پذيرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	به محض فراهم شدن مدل تغيير و قبل از آن كه نيروهاي مقاومت بر ضد آن مجال شكل&zwnj;گيري و انسجام را يابند و قبل از آنكه غير متخصصان فرصت اظهار نظر&zwnj;هاي مخرب را پيدا كنند&zwnj;، بايد فرايند تغيير را با قدرت و صلابت تمام اعمال نمود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	نبايد فراموش كرد كه زمان در مرحله اجرا عامل مخربي است كه بايد از آن پرهيز نمود&zwnj;، البته اين به معناي دستپاچگي در اجرا نيست&zwnj;، بلكه به معناي آن است كه بايد قبل از اجراي فرايند تغيير مطالعات به&zwnj;صورت فراگير و همه جانبه لحاظ شده و در تخمين زمان و هزينه&zwnj;، هميشه بدبينانه ترين تخمين&zwnj;ها ملاك عمل قرار گيرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	نبايد از هزينه&zwnj;هاي ناشي از اين&zwnj;گونه تخمين&zwnj;ها هراسي داشت. تغيير فرايندي است پويا كه در مراحل شكل&zwnj;گيري اگر چه با هزينه&zwnj;هاي گزاف مواجه است&zwnj;، اما در صورت اجراي دقيق و درست دوره برگشت سرمايه كوتاهي خواهد داشت.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	3.مرحله سوم (تثبيت و بازيابي فرايند تغيير):</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اين مرحله به صورت تلفيقي از بالا به پايين و از پايين به بالا صورت مي&zwnj;پذيرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مفروضات اين مرحله عبارتند از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغيير به&zwnj;صورت كامل در مرحله قبل اتفاق افتاده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	كاركنان نظرات خود را در قالب تغيير رخ داده اعلام مي&zwnj;دارند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	كاركنان دانش محور هستند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ويژگي&zwnj;هاي اين مرحله عبارتست از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغيير به شدت انعطاف پذير است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	چرخه ارايه شده در بالا تا تثبيت تغيير و برطرف كردن معايب آن ادامه مي&zwnj;يابد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تصميم&zwnj;هاي اتخاذ شده به&zwnj;وسيله مديريت&zwnj;، برايند نظرات كارشناسانه تمام بخش&zwnj;هاي سيستم و سازمان است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	آموزش جزء لا ينفك اين مرحله است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	سياست&zwnj;هاي پاداشي چشمگيري در برابر پيشنهادها و راهكارهاي موثر ارايه مي&zwnj;گردد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تكيه بر فرهنگ سازماني جديد به&zwnj;طور جدي و مستمر صورت مي&zwnj;پذيرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اين مرحله مشاركت گرايي در حد بالايي را نيازمند است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در اين مرحله مشاوران و مديران مياني به&zwnj;عنوان حلقه واسطه و صافي&zwnj;، نظرات اساسي و قابل اعتناي كاركنان را به مديريت عالي سازمان ارايه مي&zwnj;دهند.در اين مرحله چرخه بازخورد به&zwnj;صورت دايم و پس از هرگونه تغيير جزئي نيز فعال مي&zwnj;باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	نتايج حاصل از اين چرخه يا به تثبيت مي&zwnj;انجامد ويا به&zwnj;صورت خروج ضايعات نمايان مي&zwnj;شود كه خود&zwnj;، يا تغييرات كلي را در تغيير سبب مي&zwnj;شود و يا در صورت تدارك اوليه ضعيف به تجديد نظر و ابطال تغيير صورت گرفته منجر مي&zwnj;گردد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	پارامترهاي انساني موثر در تحول سازماني عبارتند از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مديريت عالي ( مغز ) :</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تحولي موثر است كه از سوي مديريت عالي سازمان مطرح و حمايت گردد.اگر تمام شرايط بهينه و حداكثري را در اختيار داشته باشيم&zwnj;، اندكي تزلزل در مديريت كافيست تا نتايج زحمات گروهي از بهترين&zwnj;ها را بي اثر يابيد. مديريت مغز تصميم گير و&zwnj;هادي هر سازماني است&zwnj;. بدون مديري كه رهبري كند&zwnj;، هيچ سازماني توان ادامه حيات را ندارد. درست مانند بدن انسان كه با از كار افتادن هريك از اندام خود حتي قلب نيز به طُرقي&zwnj;، قادر به ادامه حيات خود هست&zwnj;، اما به محض كوچكترين اختلال در مغز هيچ شيوه ابداعي نيز تا به امروز قادر به ايفاي وظايف آن نشده است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	بنابراين تلاش&zwnj;هايي كه در جهت حذف مديريت عالي سازمان صورت گرفته، كوته بينانه به نظر مي&zwnj;رسد چه رسد به ذكر اين نكته كه تحول در تمام يا بخشي از يك سازمان را بتوان بدون اميد به مشاركت مديريت عالي سازمان به انجام رساند. ذكر اين نكته ضروري است كه حتي در صورت موافقت مديريت مياني سازمان نيز&zwnj;، بدون عزم جدي مديريت عالي امكان هيچگونه تحول موثري مقدور نيست.مديريت عالي سازمان كه توان رهبري اثربخشي داشته باشد خود بهترين عامل هر گونه تغييري در هر سيستمي&zwnj;است&zwnj;، بدون آنكه نياز باشد نيرويي بيروني فشاري را در جهت تغيير اعمال نمايد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	نقش مديريت عالي به&zwnj;عنوان تنها بخش بدون بديل در اداره سازمان&zwnj;ها و سيستم&zwnj;ها به&zwnj;خصوص در مراحل آغازين تغيير و تحول حائز اهميت و حياتي است</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	دليل اصلي شكست بيشتر برنامه&zwnj;هاي تحول سازماني&zwnj;، عدم رفتار حمايت گرايانه مديريت عالي سازمان از آن و يا تعهد اندك نسبت به آن و يا در&zwnj;گير شدن در ساير وظايف سازماني و كوتاهي نسبت به آن است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مشاوران ( مخچه&zwnj;، بصل النخاع -نخاع) :</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تغييري مناسب و قابل اجراست كه توسط مديريت عالي سازمان و با بهره&zwnj;گيري از مشاوران و خبرگان صورت پذيرد.مهم نيست كه مشاوران را از خارج يا از درون سازمان برگزينيم&zwnj;، بلكه نكته مهم و اساسي در انتخاب مشاوران پرهيز از درگير شدن آنها در امور اجرايي است. مشاوران مغز متفكر و اتاق فكر تغييرند و اين مهم در شرايطي اتفاق مي&zwnj;افتد كه از درگير شدن آنها در امور اجرايي پرهيز گردد. شايد تاكيد غير مستقيم بر همين مهم است كه در اكثر نظريه&zwnj;ها بر انجام فرايند تغيير و گزينش مشاوران از افراد خارج از سازمان تاكيد و سفارش شده است</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	به&zwnj;طور كلي هر فرايند تغيير و تحولي نيازمند يك تيم مشاور است كه تنها به رصد و پيگيري فرايند تحت تحول و تغيير مرتبط گردند.مشاوران دو وظيفه دارند&zwnj;، نخست اينكه نظر مديريت سازمان را در خصوص موضوع مورد نياز جهت تغيير غنا بخشند و دوم اينكه مديريت را در اجراي درست و بهينه فرايند تغيير ياري و مساعدت نمايند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مشاوران در نقش كاتاليزورهايي هستند كه فرايند و پروسه تغيير را سرعت و شتاب مي&zwnj;دهند و با ارايه راهكارهاي جديد و بديع مراحل رسيدن به هدف را كاهش مي&zwnj;دهند. آنان مكمل مديريت سازمان هستند&zwnj;، مديريت حمايت و شناخت از سيستم را به اشتراك مي&zwnj;گذارد و مشاوران تكنيك و تخصص خود را بايد توجه داشت كه سم مهلك در خصوص عملكرد مطلوب مشاوران درگير شدن آنها در امور اجرايي است. پس هرگز آنها را در امور اجرايي مشاركت نداده و هرگز يك مشاور خوب را تبديل به يك مدير در سازمان نكنيد.محدوده كاري و پيراموني مشاوران را آنقدر غني كنيد كه هرگز خيال مدير شدن در سر نداشته باشند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مديران مياني ( نورون&zwnj;ها و اعصاب )</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مديران مياني به&zwnj;عنوان حلقه ارتباط دهنده مديريت و سازمان عمل مي&zwnj;كنند. آنها كانال&zwnj;هاي ارتباطي رسمي&zwnj;در سازمان بوده كه بايد در هنگام فرايند گزيده شدن&zwnj;، دقت و نظارت كافي بر حسن انجام اين انتخاب در خصوص آنها صورت پذيرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مديران مياني سازمان لزوماً محكوم به تصميم گيري نيستند&zwnj;. اگر در سيستمي&zwnj;آنها موفق به ايفاي صحيح و درست نقش ارتباطي خود شوند بدون شك آن سيستم در حالت پويايي و بقا به سر مي&zwnj;برد. مديران مياني بايد نهايت امانتداري را در انتقال پيام&zwnj;ها و در هر جهتي داشته باشند. شايد مهمترين قابليت مديران مياني در اين مرحله قدرت آنها در ارسال و دريافت پيام&zwnj;ها از جهات گوناگون و با فركانس&zwnj;هاي مختلف است. همانند اعصاب بدن&zwnj;، مديران مياني نيز نقش&zwnj;هاي مختلفي را ايفا مي&zwnj;كنند. برخي پيام&zwnj;ها را فقط منتقل مي&zwnj;كنند&zwnj;، برخي ضمن انتقال پيام&zwnj;ها آنها را هدايت مي&zwnj;كنند و برخي ديگر شدت پيام را تغيير مي&zwnj;دهند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	نكته مورد تاكيد در مورد مديران مياني ذكر اين نكته است كه آنها نه مثل مشاوران فقط بايد فكر كنند و نه مثل كاركنان كار.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اينان مهارت&zwnj;هاي سه گانه فني &ndash; اداراكي و انساني را دارا بوده تا بدين وسيله قدرت انطباق پذيري و انعطاف بالايي را از خود نشان دهند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	سرعت&zwnj; و دقت دو خصيصه بارزاين مديران است. مديران مياني در فرايند تغيير در مرحله نخست نقشي حياتي دارند. در اين مرحله مديران مياني ضمن رعايت راز داري و بدون توجه به نوع تغيير بايد اطلاعات مورد نياز مديران و مشاوران را فراهم سازند.در مرحله دوم نيز آنها بايد فرامين و دستورات تغيير را بدون دخل و تصرفي در اختيار كاروران قرار دهند و در نهايت در مرحله سوم نقش فعال آنها در جرح و تعديل پيام&zwnj;ها حياتي است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	كاروران ( اندام ظاهري )</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	كاروران يا همان كاركنان اعم از صفي و ستادي در نقش اندام ظاهري اين پيكره زيستي هستند. كاروران واحدهاي ستادي در نقش اندام&zwnj;هايي حسي مانند چشم و گوش بوده و واحدهاي صفي نيز دست&zwnj;ها و پاهاي اين پيكره زيستي را تشكيل مي&zwnj;دهند. كار اندام ظاهري انتقال فرامين از بالا به سطح كار و انتقال آلارم&zwnj;ها از سطح كار به اعصاب است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تمام هنر و درايت آنها در دريافت و انتقال به&zwnj;موقع پيام&zwnj;ها از سطح كار و اجراي بي نقص فرامين صادره شده در سطح كار است.در فرايند تغيير كاروران هيچگونه نقش مستقيم و عالمانه اي را در مراحل اول و دوم دارا نيستند.آنها فقط بايد فرامين تغيير را اجرا كنند، اما در مرحله سوم نقش آنها به&zwnj;عنوان مشاوريني كه پيام&zwnj;هاي اصلاحي را به مركز مخابره مي&zwnj;كنند بسيار حياتي و مهم است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در صورت مخابره درست پيام در اين مرحله&zwnj;، ستاد مركزي قادر به اتخاذ واكنش مناسب در زمان مقرر مي&zwnj;گردد&zwnj;، بنابراين شايد مرحله تثبيت را در گرو عمل نمودن درست و كامل وظايف اين گروه قلمداد كرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	كاركنان در فرايند تغيير بيشترين واكنش&zwnj;ها را از خود بروزداده بنابراين مانند سوختن دست كه داراي علائمي&zwnj; مانند تورم&zwnj;، سوختگي&zwnj;، درد&zwnj;، حساس شدن و غيره است، تنها پيام قابل مخابره به مركز همان حس درد است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	لذا ضروريست كه در مراحل اوليه كاروران اكيداً در جريان فرايند تغيير قرار نگرفته تا به اين وسيله امكان شكل&zwnj;گيري پيامي&zwnj; غير قابل مخابره به مركز از بين رود. درصورت تحقق اين مهم پيام&zwnj;هاي مخابره شده قابل ردگيري و استفاده بوده و از پيدايش عوارض جدي در وقت مقتضي جلوگيري به عمل خواهد آمد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	نويسنده : محمد مهدي اشرفيان رهقي&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	منابع :</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	1-مديريت تحول در سازمان &ndash; وندال.فرنچ &ndash; سسيل اچ.بل &ndash; ترجمه دكتر مهدي الواني و دكتر حسن دانايي فرد</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	2-تفكر استراتژيك و مديريت تحول دادگاه&zwnj;هاي بين&zwnj;المللي درباره پويايي سازمان &ndash; رال استيسي &ndash; ترجمه دكتر مصطفي جعفري و مهزيار كاضمي&zwnj;موحد</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	3-اشتباهات و موفقيت&zwnj;هاي مديريت &ndash; روبرت الف&zwnj;هارتلي&ndash;ترجمه مرتضي شاني</div>]]></description>
<category><![CDATA[مقالات]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Mon, 09 Jan 2012 23:09:32 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>توانمندسازي و تحول سازماني</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/news/84-توانمندسازى-و-تحول-سازمانى.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/news/84-توانمندسازى-و-تحول-سازمانى.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	چكيده</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	از آنجا که انسانها به عنوان ارزشمندترين سرمايه سازمان هستند و کساني که مسئوليت رويکردها و کارکردهاي سازمان را برعهده دارند ، در هدايت تحولات سازمان، نقش آفرينان اصلي هستند ، بنابراين بايسته است با توانمندسازي منابع انساني از راه مديريت دموکراتيک ، ضمن آماده کردن کارکنان براي رويارويي با تغييرات ، در سازمان نيز محيطي را بوجود آورد که در آن ، هم انسانيت انسانها و هم استعداد آنها شکوفا شود و نيز دستيابي به بالندگي سازماني و توسعه هدفها و درنهايت، ارتقاي سازمان تا سطح فرابالندگي امکان پذير شود. انسانها به تناسب دارابودن استعدادهاي خود مي توانند در گذار بالندگي خود و سازمان مسئوليت پذيرباشند ، به همين دليل در اين مقاله سعي داريم تا ضمن روشن كردن مفاهيم توانمندسازي و تحول سازماني ، به تبيين نقش نيروي انساني در تحولات سازماني پرداخته و درنهايت ارتباط بين توانمندسازي وتحول سازماني را در قالب نمودارها و مدلهاي گوناگون به تصوير کشيم . به آن اميد که مورد توجه مديران سازمانها براي بهره برداري هرچه بيشتر قرارگيرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مقدمه</div>
<div id="cke_pastebin">
	فرد يکي از مهمترين عوامل در تغييرات وسيع سازماني است . در اين زمينه برتري، از آن سازمانهايي است که حاضر به خطرکردن هستند و تصميم گيري را به پايين ترين سطح سازماني ممکن، ارجاع مي دهند . اين پارادايم جديد بر مبناي قدرت بخشيدن به فرد بنا شده است . سازمانها به گونه اي طراحي شده اند تا از انرژي و توانايي افراد براي انجام کار و تحقق هدف&zwnj;هاي خود استفاده کنند. طبيعي است اگر مديران بتوانند توانمندي کارکنان سازمان را افزايش دهند ، موجب توسعه و بهبود کار سازمان شده اند . بنابراين از آنجا که انسان محور تحولات سازماني است، براي دستيابي به تراز بالندگي قابل قبول سازماني ، بايد به ارتقاي تراز منابع انساني پرداخت ، آنها را از درون رشد داد و بــه گونه اي خودفرمان پرورد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مفاهيم توانمندسازي و تحول سازماني</div>
<div id="cke_pastebin">
	در مورد توانمندسازي و تحول سازماني، تعاريف متعددي شده است كه در زير به برخي از آنها اشاره مي شود:</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تواناسازي، يعني آزادكردن نيروهاي دروني افراد&zwnj;، براي كسب دستاوردهاي شگفت انگيز و تكنيكي است براي افزايش بهره&zwnj;وري از راه بالابردن تعهد كاركنان نسبت به سازمان و به عكس.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تواناسازي يعني فرايندي كه از راه آن مديران به كاركنان اجازه مي دهند تا قدرت به دست آورند و در داخل سازمان نفوذ يابند. براي غلبه بر پيچيدگي و شتاب چالشهايي كه در محيط امروزي با آن روبه&zwnj;رو مي شويم، موفقيت يك سازمان وابسته به اين است كه تا چه اندازه مي توان تمام كاركنان را صاحب قدرت كرد. (ايران نژاد پاريزي، 1381: 459).</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تحول سازماني</div>
<div id="cke_pastebin">
	ليپيت بهبود سازمان را چنين تعريف مي&zwnj;كند: توان بخشيدن به فرايندهاي عملياتي و نيروهاي انساني در سازمان براي بالابردن كيفيت عملكرد ارگانهاي مختلف سيستم سازماني. (طاهري لاري، 1377: 15)</div>
<div id="cke_pastebin">
	تحول سازمان، تلاشي است برنامه&zwnj;ريزي شده ، در سراسر سازمان که به وسيله مديريت عالي ســازمان اداره شده و اثربخشي و سلامتي سازمان را از راه برنامه&zwnj;هاي تغيير برنامه ريزي شده در فرايندهاي سازمان، با استفاده از علوم رفتاري افزايش مي دهد . هدف&zwnj;هاي تحول سازمان عبارت اند از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	1 ) افزايش سازگاري بين ساختار ، فرايندها&zwnj;، استراتژي ، افراد و فرهنگ سازمان؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	2 ) ايجاد و توسعه راه حلهاي نو و خلاقانه در سازمان؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	3 ) توسعه توانايي نوسازي سازمان (&zwnj;الواني&zwnj;، 1385 :26 ) .</div>
<div id="cke_pastebin">
	فرنچ وندل بيان مي دارد كه بهبود سازماني تلاشي طولاني مدت براي تقويت توان حل مسئله سازمان و نوسازي فرايندهاي آن مبتني بر مديريت موثر و فرهنگ مشاركت پذيري با استفاده از عوامل تغييردهنده (مداخله&zwnj;گر) و بهره&zwnj;گيري از دانش رفتاري است (الحسيني، 1379: 40).</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	نقش منابع انساني در تحولات سازماني</div>
<div id="cke_pastebin">
	بهبود و تحول سازماني، چرخه چندبعدي و نويي است که گرداننده آن عوامل انساني هستند و آنها بايد با رفتار خودشان، انرژي، توان و انعطاف لازم را براي تحقق آن نشان دهند . مهمترين عامل تغيير و تحول، بلوغ رفتاري در سطوح فردي و گروهي است. در نگرش سيستمي&zwnj;، بهبود را مي توان برآيند مثبت تغييراتي دانست که موجب بقاء و دوام سيستم در محيط مي شود. موضوع تحول و بهبود ، جامعيت دارد و به تغييرات در بيش از يک بعد از اجزاي اصلي سازمان شامل: (انسان، تکنولوژي و ساختار) گفته مي شود. از آنجا که سازمانها مخلوق بشرند و نيز براي امتداد بقاي آنها، انسان نقش اول را دارد، بنابراين عامل اساسي تغيير در سازمان، انسان است .</div>
<div id="cke_pastebin">
	اگر سيستم تغيير را به تعبيري متشکل از سه مؤلفه به اين گونه بدانيم:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1. محرکه هاي تغيير؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	2. مکانيزمهاي تغيير؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	3. عوامل تغيير.</div>
<div id="cke_pastebin">
	در هر سة اين مولفه&zwnj;ها، انسان به عنوان هسته اصلي و محرك واقعي مطرح است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	واقعيت اين است که همواره در ظهور و افول تمدنها ، پيشرفت علم و تکنولوژي&zwnj;، روند رو به تکامل سازمانهاو تحولات فزاينده در فرهنگ، نقش انسان محوري است، هرچند اصل تغيير نيز واقعيتي اساسي است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	منابع لازم براي تغيير، عبارتند از : منابع مالي، منابع اطلاعاتي، کميت و کيفيت کارکنان متخصص، زمان و قدرت لازم. از آنجا که انسان، تکنولوژي و ساختار&zwnj;، اجزاي اصلي سازمان هستند، هريک جداگانه يا توأمان مي توانند موضوع تغيير واقع شوند :</div>
<div id="cke_pastebin">
	1. انسان با مجموعه اي از ارزشها و تواناييها؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	2. تکنولوژي شامل تغيير در تجهيزات، آموزشها و تواناييها؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	3. عامل ساختاري، تغيير در روشها، زيرساختارهاي سيستم به عنوان بستر فرايندهاي سازماني .</div>
<div id="cke_pastebin">
	دگرگوني در ساختار ، مستلزم تحول مثبت و سازنده در مجموعه قواعد، هنجارها، رويه ها و ضوابط سازماني است. گري دسلر سه روش واقعي را براي تغيير سازماني به اين گونه مطرح مي کند :</div>
<div id="cke_pastebin">
	1. روشهاي مبتني بر قدرت يک جانبه، از جمله استفاده از اختيارهاي اداري در اعلام يک طرفه مسئله و يا جايگزين ساختن افراد کليدي براي اعمال تغيير و يا ايجاد تغييراتي در ساختار سازمان براي تحت تاثيرقراردادن موارد مورد نظر .</div>
<div id="cke_pastebin">
	2. روشهاي مبتني بر تسهيم قدرت، بهره&zwnj;گيري از کار گروهي و روش حل مساله گروهي. در اين روشها تغيير از بالا به پايين تحميل نمي شود ، بلکه اختيارها و امکانات لازم براي تغيير به گروهها واگذار مي شود تا آنها به مشورت و اتخاذ تصميم در مورد راهکارهاي تغيير و حتي تشخيص موضوع تغيير نيز بپردازند .</div>
<div id="cke_pastebin">
	3. روش تفويض قدرت ايجاد تغيير، روش آموزش حساسيت نسبت به فرايندهاي رفتار فردي و گروهي در جهت بهبود عملکرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	از آنجا که سازمانها و محيط، ساخته و پرداخته انسان و اکولوژي به شمار مي&zwnj;آيند&zwnj;، دو عامل مهم تغيير عبارتند از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	1. خودافزايي علم؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	2. خودافزايي انسان.</div>
<div id="cke_pastebin">
	سازمانها ناگزير ، حرکت دارند و کارآمدي سازمان ، نيازمند تغيير ، تحول و بهبود است (الحسيني،1379: 39).</div>
<div id="cke_pastebin">
	سازمان ، متشکل از عوامل انساني مختلف با علايق ، اولويت ها ، معيارها و عملکردهاي متفاوتي است .</div>
<div id="cke_pastebin">
	عوامل ذينفع در درون سازمـان، در مجموع نيروي قابل ملاحظه اي براي ايجاد تغييرات هستند . ريچاردال دفت موضوع تغييرات سازماني را در چهار مقوله خلاصه مي کند :</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغييرات اداري، شامل: تغيير ساختار، هدفها، خواهشهاي سازمان ، سيستم پاداش&zwnj;، سيستم&zwnj;هاي اطلاعاتي و حسابداري.</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغييرات در افراد سازمان دربرگيرنده&zwnj;: تغيير در نگرشها ، مهارتها، تجربه&zwnj;ها و رفتار افراد است .</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغيير در تکنولوژي، اين نوع تغيير در رابطه با فرايند توليد سازمان صورت مي&zwnj;گيرد که، شامل: دانش، آگاهي و مهارتي مي شود که مشخص کننده ميزان شايستگي سازمان است. هدف از ايجاد چنين تغييري&zwnj;، افزايش کارايي و مقدار و ميزان توليد است .</div>
<div id="cke_pastebin">
	- تغيير در کالاها و خدمات که مربوط به ارائه محصولات جديد ، تغيير در شيوه توليد و يا راه اندازي خطوط جديد توليد مي شود .</div>
<div id="cke_pastebin">
	به طور کلي تغييرات يا نوآوري هاي مشخص ، به طور معمول شامل اصلاحاتي در يک يا چند جز کليدي است . عناصر کليدي در ايجاد دگرگوني سازمانها عبارتند از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	1. ساختار سازماني: که الگويي از تعاملات و هماهنگي طراحي شده از طرف مديريت براي مرتبط ساختن وظايف افراد و گروهها به منظور نائل شدن به هدف&zwnj;هاي سازماني است .</div>
<div id="cke_pastebin">
	2. فناوري : شامل دانش ، ابزار و وسايل روشهاي انجام کار است که يک سازمان براي توليد محصولات و توزيع خدمات خود به کارمي گيرد .</div>
<div id="cke_pastebin">
	3. نيروي انساني : منظور از ايجاد دگرگوني افراد در محيط کار، اصلاح مهارتها ، ادراکها ، برداشت ها و رفتار مورد لزوم براي انجام وظايف کاري است. به منظور افزايش ميزان تاثير دگرگونيهاي صورت گرفته در ديگر عناصر سازماني، از قبيل: ساختار سازماني و فناوري ، دگرگوني در بخش نيروي انساني لازم است .</div>
<div id="cke_pastebin">
	4. فرهنگ سازماني : منظور از فرهنگ سازماني ، مجموعه اي از ارزشها، تعهدها و باورهاي مشترک مي&zwnj;باشد که اعضاي يک سازمان را به هم پيوند مي دهد (طاهري لاري،1377: 104).</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارتقاي تراز منابع انساني</div>
<div id="cke_pastebin">
	ارتقاي تراز منابع انساني، به فعاليتهايي گفته مي شود که در آن منابع انساني شايستگي و قدرت لازم براي ايجاد تحولات سازماني را پيدا مي کند و با پرورده شدن و کمال خود مي تواند خلاقيت و آفرينندگي خويش را تا ايجاد سازمانهاي بالنده و انسان ساز گسترش دهد؛ يعني فعاليتهايي که از راه آنها، کارکنان به طورمداوم باتغييرات و رشد سازمان همگام مي شوند.برخي از شيوه&zwnj;هاي مناسب براي ارتقاي تراز منابع انساني، عبارتند از : استقرار سيستم شايسته سالاري، سيستم توسعه شغلي، سيستم غني سازي شغلي، سيستم مشارکت، سيستم توانبخشي نيروي انساني ، سيستم عقلانيت رفتاري و ذهنيت فلسفي .</div>
<div id="cke_pastebin">
	به عبارت ديگر: از يک طرف ، قراردادن افراد شايسته در مشاغل و مناصب مربوط به خودشان که توانمندي انجام آن را دارند ( شايسته سالاري ) ، افزايش شمار عمليات در يک شغل (توسعه شغلي) و اجـازه دادن به کارکنان در زمينه برعهده گرفتن برخي از وظايف که به وسيله سرپرستان انجام مي&zwnj;شود ، (غني سازي شغلي) باعث افزايش رضايت کارکنان و تامين نيازهاي روحي آنها و توانمندسازي و ايجاد آمادگي در آنان براي انطباق هرچه بيشتر با دگرگونيها و تحولات محيطي مي&zwnj;شود . از طرف ديگر ، توانمندسازي نيروي انساني از راه مشارکت ، تسهيم قدرت و اعطاي استقلال به آنان مي تواند منجر به بالندگي سازمان و انسان و در نتيجه ارتقاي تراز بالندگي شود؛ مسئله اي که بايد از تلازم عقل و کمال خواهي نيز برخوردار شود .</div>
<div id="cke_pastebin">
	براي استقرار عقلانيت رفتاري، کوشش دوجانبه فرد و سـازمان لازم است. يعني فرد بايد از موهبت علم، روح علمي و استنباط&zwnj;هاي عقلي برخوردار باشد و از عقلانيت رفتاري نيز بهره مند شود . سازمان نيز بايد با ابزارهايي، نظير: آموزش فنون مرتبط با بهبود رفتار ، تشويق و تنبيه و ..... و نيز اتخاذ سبک مديريت دموکراتيک به شکوفايي رفتار عقلاني کمک کند که در نتيجه اين مساعي و عقلاني شدن فــرد و سازمان، بالندگي فرد و نيز بالندگي سازمان و درنهايت بالندگي فرد و جامعه اتفاق مي افتد . آنها که از عقلانيت رفتاري برخوردارند و متفکرانه با مسائل مواجه مي&zwnj;شوند، داراي نوعي ذهنيت مثبت فلسفي هستند . ايجاد ذهنيت فلسفي مثبت، تعهد عمده اي است که طي آن داوريهاي ارزشي بهبود مي يابد و افراد به ميزان برخورداري از جامعيت و تعمق و انعطاف ، فکر فرد را براي حل مسائل، تواناتر مي سازند .</div>
<div id="cke_pastebin">
	فرايند بالنده شدن نيروي انساني از چند فعاليت کلي تشکيل يافته است : كه در شكل شماره 1، مي&zwnj;توان آنها را ديد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	رابطه بين توانمندسازي و تحول سازماني</div>
<div id="cke_pastebin">
	صاحبنظران مديريت تحول و بهسازي سازمان، متغير جديدي باعنوان توانمندسازي کارکنان را به عنوان عامل اثرگذار در بهبود عملکرد و بهسازي منابع انساني معرفي كرده اند. براي توانمندسازي نيروي انساني مراحلي وجود دارد که عبارتند از :</div>
<div id="cke_pastebin">
	1. مرحله تسلط: يک مدير ، هنگامي مي تواند افرادي را که در حيطه نظارتش هستند ، توانمند سازد که خودش بر آن نيروها اشراف کامل داشته باشد . در اين مرحله مدير به دليل اقتداري که دارد ، تصميم مي گيرد و کارکنان تصميم&zwnj;هاي او را به مرحله اجـرا در مي آورد، تا از اين راه به تواناييهاي آنان افزوده شود .</div>
<div id="cke_pastebin">
	2. مرحله مشورت: هدف اين مرحله، اين است که افراد ياد بگيرند .در اين مرحله ، مدير با کارکنان مشورت مي&zwnj;کند و حتي در مواردي که مي داند کارکنان اشتباه مي کنند با آنها موافقت مي&zwnj;کند تا در عمل با مشکلات برخورد کنند .</div>
<div id="cke_pastebin">
	3. مرحله مشارکت: در اين مرحله، تصميم&zwnj;ها به&zwnj;طور مشترک گرفته مي شوند .</div>
<div id="cke_pastebin">
	4. مرحله تفويض اختيار: در اين مرحلـه به افراد اختيار داده مي شود که تصميم بگيرند . ( شكل شماره2)</div>
<div id="cke_pastebin">
	يکي از مهمترين مباني تحول سازماني&zwnj;، به&zwnj;کارگيري مدل مشارکت- توانمندسازي است. مشارکت در برنامه&zwnj;هاي تحول سازمان&zwnj;، مختص نخبگان يا افراد سطح بالاي سازمان نيست ، بلکه بايد به&zwnj;طور وسيعي در سراسر سازمان گسترش پيدا کند . افزايش مشارکت و توانمندسازي، از عمده ترين هدفهاي اصلي و ارزشهاي والاي حوزه تحول سازمان به شمار مي&zwnj;آيند. مشارکت، نوعي اکسير قدرتمند است که مورد علاقه افراد است و به&zwnj;گونة قابل ملاحظه اي عملکرد فردي و سازماني را بهبود مي بخشد . براي توانمندسازي بايد به افراد قدرت داد . اين مهم از راه اختياردهي به افراد براي مشارکت، اتخاذ تصميم&zwnj;ها، ابراز ايده&zwnj;ها، اعمال نفوذ و نيز مسئوليت&zwnj;دهي به افراد، محقق مي&zwnj;شود. به همين علت، مشارکت، شکل موثري از توانمندسازي است. مشارکت&zwnj;، توانمندسازي را افزايش مي دهد و توانمندسازي نيز در عوض، عملکرد و سلامت فرد را بهبود مي&zwnj;بخشد&zwnj;. در حوزه تحول سازمان، برنامه&zwnj;هاي ايجاد تغيير به گونه اي دقيق طراحي مي شوند تا ميزان دخالت و مشارکت رهبران و اعضاي سازمان افزايش بابد . محور اصلي تحول سازمان ، توانمندسازي است . بلاسکو براي تشريح فرايند توانمندسازي ، چهارمرحله را ذكر مي كند:</div>
<div id="cke_pastebin">
	1. آمادگي؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	2. ايجاد تصويري واقعي از افراد؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	3. تجسم آينده؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	4. تغيير.</div>
<div id="cke_pastebin">
	او بر اين باور بود :</div>
<div id="cke_pastebin">
	-&shy; براي حفظ و بقاي سازمانها در آينده&zwnj;، تغييراتي همه جانبه ضروري است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	-&shy; افراد ، تغييرات مورد نياز را به راحتي نخواهند پذيرفت.</div>
<div id="cke_pastebin">
	-&shy; توانمندسازي ، کليدي براي واداشتن افراد، به مشارکت در تغيير است .</div>
<div id="cke_pastebin">
	به گفته وي يکي از مهمترين اجزاي توانمندسازي ، تجسم آينده است؛ يعني تصويري روشن و معتبر از آينده اي مطلوب . تدوين يک استراتژي براي رسيدن به آينده و پيوند قدرت ذهني و جسمي کارکنان براي تحقق آن آينده پيش بيني شده از جمله، محورهاي توانمندسازي از ديدگاه بلاسکو است. بنابراين مدل مشارکت &ndash; توانمندسازي، مدلي موثر در بهبود سازمان است و اين موضوع، بخشي از مباني تحول سازمان را شکل مي دهد (&zwnj;الواني و دانايي فرد ، 75:1385 ).</div>
<div id="cke_pastebin">
	چهارعامل زير در تغيير و تحول مستمر براي پيشرفت، نقشي اساسي دارند که در هريک، انسان جايگاه منحصر به فرد خود را دارد .</div>
<div id="cke_pastebin">
	1. درخواست دگرگوني؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	2. تحقيق و توسعه؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	3. خلاقيت و نوآوري؛</div>
<div id="cke_pastebin">
	4. شايستگي و امکان عملي شدن پيشرفت.</div>
<div id="cke_pastebin">
	نقش خواست و اثر گروه ، در تحقق هدفها سازماني و جامعه ، بيش از فرد است&zwnj;. فرهنگ يك گروه تعالي طلب ، از سه جزء آزادي ، عقلانيت و اميد به آينده تشکيل مي شود که طي آن گروه به همسوکردن برآيند نيروها مي پردازد تا با قدرت و هم افزايي سازمان يافته ، عملکرد را ارتقاء، هدفهاي از پيش تعيين شده را محقق و به توسعه هدفهاي جديد فرد و سازمان جامه عمل بپوشاند؛ همان فعاليتهايي که به بهبود سازمان و بالندگي، خودشکوفايي و تکامل انسان مي انجامد. از آنجا که تغيير و تحول سازنده و مستمر، تنها مي&zwnj;تواند برمبناي توسعه هدفها صورت پذيرد، بنابراين کشف و بروز استعدادها و تواناييهاي بالقوه&zwnj;، راز هميشگي تغيير و تحول سازنده و مستمر خواهد بود (&zwnj;الحسيني 1379&zwnj;:52&zwnj;).</div>
<div id="cke_pastebin">
	مارگارت در پژوهشي، رابطه توانمندسازي و تغييرات سازمـاني را به اين گونه نشان داده است: (شكل 3) (6991, Margaret)</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	توانمندسازي به عنوان خط مشي مديريتي</div>
<div id="cke_pastebin">
	نيکسون نوعي استراتژي پنج قسمتي توانمندسازي براي بهبود سازماني را اين&zwnj;گونه بيان مي کند :</div>
<div id="cke_pastebin">
	- ايجاد بينش،</div>
<div id="cke_pastebin">
	- اولويت بندي و عمل در جايي که بيشترين تاثيرگذاري را ممکن مي سازد،</div>
<div id="cke_pastebin">
	- بهبود و ايجاد رابطه&zwnj;اي قوي با همکاران،</div>
<div id="cke_pastebin">
	- گسترش شبکه اي،</div>
<div id="cke_pastebin">
	- استفاده از گروه&zwnj;هاي حمايتي داخلي و خارجي (Margaret,1996).</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	آموزش</div>
<div id="cke_pastebin">
	از نظر نيکلاس ساختار آموزشي سه مرحله&zwnj;اي براي توانمندسازي کارکنان وجود دارد که مرحله اول آن تحليل تواناييهاي حاضر کارکنان و کمک به آنان براي کارکردن با حداکثر استعداد است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	مرحله دوم : به&zwnj;کارگيري تکنيک هاي آموزشي توسط مديران براي به&zwnj;کارگيري کارکنان كه فراتر از تواناييهاي فعلي آنان است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	مرحله سوم : دستيابي به تعهد کارکنان از راه به اشتراک گذاردن نظرها و ارزشها که با کامل شدن اين مرحله ، توانمندسازي حاصل مي شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	مشارکت نيز فراگردي است که از راه آن ، افراد به دگرگوني دست مي يابند . آنها تغيير را خود پديد مي آورند و جزئي از تغيير به شمار مي آيند و با تغيير ، بودنهاي خود را به شدنهاي دلخواه تبديل مي&zwnj;سازند&zwnj;. (طوسي، 1370: 6 )</div>
<div id="cke_pastebin">
	يکي از روشهاي اجرايي توانمندسازي&zwnj;، خودمديريتي يا کارهاي گروهي است. کار برروي پروژه گروهي، باعث گسترش محدوده و مرز ميان اعضاي تيم و انگيزش کارکنان مي شود. خودمديريتي نيز موجب ايجاد شرايطي براي بهبود عملکرد مي&zwnj;شود&zwnj;.</div>
<div id="cke_pastebin">
	يک تعريف جامع از مشارکت کارکنان&zwnj;، شامل چهار جزء کليدي است :</div>
<div id="cke_pastebin">
	1. قدرت: که شامل مجهزکردن افراد با اختيارهاي کافي براي تصميم گيري است&zwnj;.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2. اطلاعات : دسترسي به اطلاعات مناسب براي گرفتن تصميم&zwnj;هاي موثر حياتي است&zwnj;.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3. دانش و مهارت : تاثير مشارکت کارکنان در اثربخشي سازمان ، در حد ميزان برخورداري کارکنان از دانش و مهارت لازم براي تصميم گيري خوب است .</div>
<div id="cke_pastebin">
	4. پاداش : که اثر زيادي براي درگيرکردن کارمندان در سازمان مي تواند داشته باشد&zwnj;.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	هرچه اين چهارجزء بيشتر به سمت سطوح پاييني سازمان، انتقال داده شوند، مشارکت کارکنان بيشتر مي&zwnj;شود. (&zwnj;محمدزاده، 1375 :533 )</div>
<div id="cke_pastebin">
	يکي از استراتژي&zwnj;هاي مهم تغيير سازماني ، استراتژي سهيم کردن در قدرت است که ارزشها و مفروضاتي را تثبيت مي&zwnj;کند و حمايت براي تغيير پيشنهاد شده را باعث مي شود . اين فرايند کند است اما به تعهد بالا مي انجامد. اين روش بر مبناي تواناسازي است و ماهيت مشارکتي دارد و روي دخالت دادن ديگران در بررسي نيازها و ارزشها، هنجارهاي گروهي و هدفهاي عملياتي تکيه مي کند . عامل تغيير ، افراد ديگري را که باهم کار مي کنند تا به اتفاق نظر درمورد حمايت از تغيير لازم دست يابند، در قدرت سهيم مي سازد . مديراني که از سهيم کردن ديگران در قدرت به عنوان روشي براي تغيير برنامه&zwnj;ريزي شده&zwnj;، استفاده مي کنند، به قدرت مرجعيت و مهارتهايي نياز دارند تا به گونه&zwnj;اي موثر با ديگران، در موفقيتهاي گروهي کار کنند&zwnj;. آنها بايد بتوانند به ديگران اجازه دهند تا در تصميم گيريهايي مشارکت کنند که بر ماهيت تغيير برنامه ريزي شده و روش اجراي آن اثر مي گذارد . به سبب اينکه مشارکت ، سطح بالايي از درگيري ذهني و عاطفي را مي طلبد ، يک استراتژي آموزش دوباره ، بطور رسمي ، اغلب بسيار وقت&zwnj;گير است ، اما به احتمال زياد به دروني شدن تغيير و پايداربودن آن منجـر مي&zwnj;شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	نتيجه گيري</div>
<div id="cke_pastebin">
	انسان به عنوان رکن اساسي توسعه سازماني ، در چارچوب فعاليتهاي گروهي و سازماني خود ايفاگر نقش مهم و پراهميت است. امروزه، رشد و توسعه سازمانها ، در گرو به کارگيري درست منابع انساني است. نظريه پردازان علم مديريت با شناخت انسان به عنوان يک عنصر پيچيده در سازمان، عامل انساني را به عنوان مهمترين عنصر براي حفظ موجوديت و بقاي سازمانها مي دانند و توجه روزافزوني به منابع انساني، به عنوان يک ابزار نيرومند در تغييرو تحولات سازماني كرده اند .</div>
<div id="cke_pastebin">
	توانمندسازي منابع انساني، ابزاري است بسيار کارآمد برپايه نگرش تحول ساز مديريت به گونه اي که با به&zwnj;کارگيري آن ، سازمانها مي توانند گامهاي بسياربلند و سريعي در مسير توسعه و رشد بردارند . از آنجا که انسان محور تحولات سازماني است، براي دستيابي به تراز بالندگي قابل قبول سازماني بايد به ارتقاي تراز منابع انساني پرداخت و آنها را از درون رشد داد که اين مهم از راه راهکارهايي مانند: ارتقاي سيستم شايسته سالاري، سيستم توسعه شغلي، سيستم غني سازي شغلي&zwnj;، سيستم مشارکت، سيستم توانبخشي نيروي انساني ، سيستم عقلانيت رفتاري و ايجاد ذهنيت فلسفي ، امکانپذير است. همچنين مشارکت کارکنان و توان بخشيدن به آنها، از فنون جديد براي آزادسازي استعداد و توانش انسان در سازمانها است که شامل چهارجزء کليدي، شامل: قدرت ، اطلاعات، دانش و مهارت و پاداش است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	منابع :</div>
<div>
	<div id="cke_pastebin">
		مولف/مترجم:دکتر مسعود پورکياني- نسرين پيرمرادي</div>
	<div id="cke_pastebin">
		منبع: ماهنامه تدبیر- سال نوزدهم- شماره 195</div>
</div>
<div id="cke_pastebin">
	1. الحسيني ، سيدحسن: تئوري مهندسي مداوم سازمان (C.E.O ) ، دانشگاه هرمزگان،1379،چاپ اول.</div>
<div id="cke_pastebin">
	2. آرشرمرهورن،جان: مديريت و رفتار سازماني&zwnj;، ترجمه ايران نژاد پاريزي، نشر مديران، تهران، 1381، چاپ اول.</div>
<div id="cke_pastebin">
	3. اسکات،سينتيا و ژاف،دنيس: تواناسازي کارکنان، ترجمه ايران نژاد پاريزي ، موسسه تحقيقات و آموزش مديريت ، 1383،کرج،چاپ دوم.</div>
<div id="cke_pastebin">
	4. اف،هاروي و ار.براون: رويکرد تجربي، توسعه سازمان ( مديريت تحول)، ترجمه عباس محمدزاده&zwnj;، انتشارات مرکز آموزش مديريت دولتي&zwnj;، 1377 ، چاپ اول.</div>
<div id="cke_pastebin">
	5. ج.کامنگيز و ج وارلي: توسعه سازمان و تحول ، ترجمه: عباس محمدزاده ، انتشارات علمي دانشگاه آزاد اسلامي ، 1375،چاپ اول.</div>
<div id="cke_pastebin">
	6. طوسي ، محمدعلي: مشارکت در مديريت و مالکيت ، مرکز آموزش مديريت دولتي ، تهران ، 1370 .</div>
<div id="cke_pastebin">
	7. طاهري لاري ، مسعود: مديريت تغييرو تحول سازماني ، انتشارات درخشش ، 1377 .</div>
<div id="cke_pastebin">
	8. فرنج و اچ بل: مديريت تحول در سازمان ، ترجمه الواني و دانايي فرد، نشر صفار، تهران ، 1385،چاپ يازدهم.</div>
<div id="cke_pastebin">
	9.Margaret,E(1996).Empowerment and Organizational change,international journal of contemporary Hospitality Management pp325-333</div>]]></description>
<category><![CDATA[اخبار]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Mon, 09 Jan 2012 23:05:14 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>تصمیم گیری مدیران و روش های تصمیم گیری</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/yaddasht/83-تصمیم-گیری-مدیران-و-روش-های-تصمیم-گیری.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/yaddasht/83-تصمیم-گیری-مدیران-و-روش-های-تصمیم-گیری.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<div class="postcontent" style="color: rgb(0, 0, 0); line-height: 22px; text-align: right; ">
	<p dir="RTL" style="text-align: justify; ">
		<font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><br />
		</b></font></p>
	<div id="cke_pastebin">
		گاهی اوقات مدیرانی را می بینیم که وقتی در مورد سبک مدیریتی خود صحبت می کنند، می گویند که سبک مدیریتی من مشارکتی است و بیشتر منظورشان این است که در جریان تصمیم گیری ها مشارکت بقیه را طلب می کنند و به دنبال جلب مشارکت بقیه هستند. اما این روش یا سبک همیشه هم درست نیست و گاهی اوقات کاملا روش نادرستی است. مدیر هیچ وقت نمی تواند خودش را ملزم به یک نوع تصمیم گیری کند و شعار سبک مشارکتی بدهد.</div>
	<div id="cke_pastebin">
		&nbsp;</div>
	<div id="cke_pastebin">
		در مقابل کارکنان هم خیلی وقت ها دوست دارند که در تصمیم گیری ها مشارکت داده شوند و مدیر از نظرات آن ها استفاده کند، اما به دلیل ملاحظاتی که مدیر داشته است، این مشارکت مقدور نمی شود و منجر به نارضایتی و تعارض بین مدیر و کارکنان می شود.</div>
	<div id="cke_pastebin">
		&nbsp;</div>
	<div id="cke_pastebin">
		در این زمینه مدل مهمی به نام وروم و یتون توضیح می دهد که یک مدیر در تصمیم گیری باید به دنبال چه چیزهایی باشد و چگونه بتواند به اهداف تصمیم خود برسد. دانستن این موضوع به مدیران و کارکنان کمک می کند که از یک سو مدیر تصمیم های بهتری بگیرد و از سوی دیگر کارکنان درک بهتری نسبت به مقوله تصمیم گیری و گرفتاری های یک مدیر در هنگام تصمیم گیری پیدا کنند و بخشی از عوامل بالقوه بروز تعارض به این صورت حذف شود. به این صورت کارکنان درمی یابند، مدیر نمی تواند برای هر مقوله ای جلسه بگذارد و از آن ها نظرخواهی کند و نیز متوجه می شوند که مدیر در چه مواردی بهتر است نظر آنان را بپرسد و آن ها را درگیر بحث تصمیم خود کند.</div>
	<div id="cke_pastebin">
		&nbsp;</div>
	<div id="cke_pastebin">
		در مدل وروم و یتون سه نکته اصلی برای یک تصمیم گیری ذکر می شود:</div>
	<div id="cke_pastebin">
		&nbsp;</div>
	<div id="cke_pastebin">
		کیفیت تصمیم گیری</div>
	<div id="cke_pastebin">
		پذیرش</div>
	<div id="cke_pastebin">
		محدودیت زمانی برای تصمیم گیری</div>
	<div id="cke_pastebin">
		با در نظر گرفتن این سه معیار در تصمیم گیری، وروم و یتون، 5 نوع سبک تصمیم گیری را برای مدیران پیشنهاد می کنند:</div>
	<div id="cke_pastebin">
		&nbsp;</div>
	<div id="cke_pastebin">
		تصمیم گیری فردی یا مستقل (Autocratic): مدیر در این حالت خودش تصمیم می گیرد و بقیه را در جریان تصمیم خود قرار می دهد. این سبک می تواند به دو صورت انجام گیرد:</div>
	<div id="cke_pastebin">
		&nbsp;</div>
	<div id="cke_pastebin">
		تصمیم فردی نوع 1 (A1): مدیر با اطلاعات خودش تصمیم می گیرد.</div>
	<div id="cke_pastebin">
		تصمیم فردی نوع 2 (A2): مدیر از همکارانش اطلاعات دریافت می کند (مثلا با یک گزارش یا به صورت تلفنی) و سپس با توجه به این اطلاعات تصمیم می گیرد.</div>
	<div id="cke_pastebin">
		&nbsp;تصمیم گیری مشاوره ای (Consultative): مدیر از اعضای تیم کاری خودش اطلاعات را می گیرد و نظر تک تک را می پرسد، اما در نهایت خودش تصمیم می گیرد و موضوع را به رای نمی گذارد. در این حالت مدیر می تواند به دو صورت عمل کند:</div>
	<div id="cke_pastebin">
		&nbsp;</div>
	<div id="cke_pastebin">
		تصمیم مشاوره ای نوع 1 (C1): مدیر به صورت تک تک (نه در جمع) نظر اعضای تیم را می پرسد و آن ها را در جریان موضوع قرار می دهد، اما در نهایت خودش تصمیم می گیرد.</div>
	<div id="cke_pastebin">
		تصمیم مشاوره ای نوع 2 (C2): مدیر در این حالت در جمع نظرات همکارانش را می پرسد و خودش با شنیدن نظرات بقیه تصمیم گیری می کند.</div>
	<div id="cke_pastebin">
		&nbsp;تصمیم گیری مشارکتی (Collaborative): مدیر و اعضای تیم با هم در مورد موضوع به اجماع می رسند و روش تصمیم گیری به صورت زیر است:</div>
	<div id="cke_pastebin">
		&nbsp;</div>
	<div id="cke_pastebin">
		تصمیم گیری گروهی (G2): مدیر مساله را به رای گذاشته و طبق نظر اکثریت تصمیم گیری انجام می شود.</div>
	<div id="cke_pastebin">
		شکل زیر الگوریتم تصمیم گیری مدل وروم و یتون را نشان می دهد:</div>
	<p style="font-family: tahoma; ">
		<img alt="" height="528" src="http://www.mindtools.com/media/Diagrams/Vroom.gif" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; border-image: initial; " width="453" /></p>
</div>]]></description>
<category><![CDATA[یادداشت ]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Sun, 01 Jan 2012 01:48:29 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>تغییر در بازار عرضه نیروی انسانی</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/yaddasht/82-تغییر-در-بازار-عرضه-نیروی-انسانی.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/yaddasht/82-تغییر-در-بازار-عرضه-نیروی-انسانی.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<p dir="RTL" style="color: rgb(0, 0, 0); line-height: 22px; text-align: justify; ">
	<span style="font-family: tahoma; ">رشد جمعیت 4 درصدی در دهه 60 خورشیدی، ترکیب هرم سنی جمعیت را به گونه ای متفاوت ساخت. این رشد نامتوازن، رویکردهای متفاوتی را نسبت به قبل سبب شده است. مثلا در دوره ای دولت را مجبور کرد که تا جایی که می تواند دبستان ایجاد کند و بعد دبستان ها خالی شد و این نسل راهی دوره های راهنمایی و دبیرستان شد و باعث شد که بازار بالقوه و بسیار بزرگی در حوزه آموزش به عنوان مدارس غیرانتفاعی در اختیار فعالان این بازار قرار بگیرد و بعد این نسل وارد دانشگاه شد و بازار بزرگی در حوزه آموزش دانشگاهی و حواشی آن مانند کلاس کنکور و فوق و علمی کاربردی ایجاد کرد.</span></p>
<p dir="RTL" style="color: rgb(0, 0, 0); font-family: tahoma; line-height: 22px; text-align: right; ">
	<img alt="" height="384" src="http://up.vatandownload.com/images/4vr9d6847khcadfm36w7.jpg" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; border-image: initial; display: block; margin-left: auto; margin-right: auto; " title="هرم سنی جمعیت ایران" width="480" /></p>
<p dir="RTL" style="color: rgb(0, 0, 0); font-family: tahoma; line-height: 22px; text-align: justify; ">
	از سوی دیگر، رشته های جدیدی هم به عرصه آموزش وارد شدند مانند ام بی ای. تصادف زمانی رشته های اینچنین و متولدان دهه شصت، بازار بسیار خوبی برای موسسات و دانشگاه های ارائه دهنده رشته ام بی ای فراهم آورده است و افراد زیادی در حال گذراندن رشته های مدیریتی هستند و فارغ از کیفیت آموزش های دریافت شده و فضای آموزشی، نکته مهم این است که به زودی در بازار کار ایران تعداد زیادی نیروهای تربیت شده این رشته را خواهیم داشت. تعداد زیاد این فارغ التحصیلان را از چند وجه می توان مدنظر قرار داد که در اینجا به سه مورد آن اشاره می کنم:</p>
<p dir="RTL" style="color: rgb(0, 0, 0); line-height: 22px; text-align: justify; ">
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	شروع کسب و کارهای مشاوره: بخشی از این فارغ التحصیلان به دلیل آموزش هایی که دیده اند و دیدن مشکلات کسب و کار سازمان های ایرانی و احتمالا به دلیل داشتن رابطه های مناسب با سازمان های دولتی &ndash;به عنوان بزرگ ترین کارفرما در ایران- به فکر خواهند افتاد که کسب و کار خود را در حوزه های مدیریتی راه اندازی کنند و حضور این فارغ التحصیلان جوان و جویای نام و پول و ... باعث خواهد شد که عرضه خدمات حوزه مدیریت افزایش چشم گیری داشته باشد و وضع موجود از همین که هست بدتر هم شود. البته این بدتر شدن به دلیل این نیست که این فارغ التحصیلان، افراد نامناسبی باشند، بلکه مشکل در ماهیت و طبیعت این کسب و کار است که شاید خیلی نیازمند پشتوانه کار کارشناسی است و کسانی می توانند در حوزه بهتر کار کنند که تخصص و نه لزوما سابقه مناسب را داشته باشند و حرفه ای برخورد کنند. اما عرضه این خدمات می تواند بدبینی به خدمات مدیریت را نزد مدیران و سازمان های ایرانی بیشتر کند و فضای کسب و کار را به نوعی آشفته کند و در عین حال فرصت های خوبی را در اختیار سازمان های مشاوره ای کار درست (درست کار) قرار دهد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	عرضه نیروی کار متفاوت: بخشی از این فارغ التحصیلان هم قاعدتا جذب سازمان ها خواهند شد و به دلیل گذراندن دوره های آموزشی در حوزه مدیریت، نیازمند آموزش توسط سازمان ها و سرمایه گذاری زیاد، برای راه افتادن در کار نیستند. عرضه زیاد این نیروها، فرصت خوبی برای سازمان های ایرانی است که در حوزه های پشتیانی سازمان از وجود این نیروها استفاده کنند و بتوانند از این ظرفیت بالقوه موجود به خوبی استفاده کنند. مثلا نیروهای موجود در حوزه های منابع انسانی و بازرگانی معمولا دانش آموختگان رشته زبان هستند و یا حتی نیروهای مالی و حسابداری و متاسفانه این نیروها به لحاظ توانمندی به اندازه بدنه عملیاتی سازمان که مهندسان باشند، توانمند نیستند و زمینه های تعارض و مشکلات زیادی در سازمان پدید می آورد. حال عرضه این فارغ التحصیلان این فرصت را در اختیار سازمان ها قرار خواهد داد تا بخش هایی از این نیروها را در حوزه های منابع انسانی، بازرگانی و مالی وارد کنند و از آن ها به خوبی استفاده کنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	مدیریت کردن نیروها: استفاده از این نیروها در داخل سازمان در عین داشتن مزایا، احتمالا مشکلاتی هم خواهد داشت. این نیروها، احتمالا توقعات و انتظارات بیشتری هم از سازمان ها خواهند داشت. خود را دانش آموخته مدیریت و ام بی ای می دانند و سطح توقعات آن ها این است که با درسی که خوانده اند، سازمان باید به آن ها توجه بیشتری کند و نیازهای آن ها را در حوزه های مختلف پاسخ دهد. مانند دستمزد، آموزش، فرصت های ارتقا و ارزیابی عملکرد و ....</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	به این لیست می توان خیلی موارد دیگر هم اضافه کرد، اما هر چه هست عرضه نیروی کار در حال تغییر است و شرایط را تغییر خواهد داد و سازمان ها می توانند با استفاده از این پتانسیل، خود را توانمندتر کند.</div>]]></description>
<category><![CDATA[یادداشت ]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Sun, 01 Jan 2012 01:44:46 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>مروری بر مفاهیم تیم و گروه</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/yaddasht/81-مروری-بر-مفاهیم-تیم-و-گروه.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/yaddasht/81-مروری-بر-مفاهیم-تیم-و-گروه.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">تیم و گروه، دو مفهومی هستند که توسط انسان مدرن، بیش از پیش، مورد استفاده قرار می&zwnj;گیرند.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">در گذشته، دو برادر در کارگاه دوچرخه&zwnj;سازی خودشان، می&zwnj;توانستند پرنده&zwnj;ی رایت را بیافرینند، حال آن که بوئینگ 747 پروژه&zwnj;ای بود که تنها بودجه&zwnj;ی اولیه&zwnj;ی آن برابر یک میلیارد دلار و زمان پیش&zwnj;بینی شده برای ساخت آن 5 سال بود و &laquo;تیمی&raquo; از افراد، با مدیریت &laquo;جو سوتر&raquo; آن را آماده&zwnj;ی پرواز کردند. این تفاوت در نوع پروژه، نشان از آن دارد که با گذشت زمان هیچ چیز، نه زندگی و نه چیز دیگر، در جهت ساده شدن، رشد نمی&zwnj;کند بلکه همواره با خود پیچیدگی&zwnj;های بیشتری به دنبال می&zwnj;آورد که برای فائق شدن بر آن، همکاری دو نفر، کافی نیست بلکه نیاز به همیاری آنان دارد.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">در جامعه&zwnj;ی امروز، فرد نمی&zwnj;تواند به تنهایی، کار اثربخش و مفیدی انجام دهد، بلکه نیاز به وجود تیم&zwnj;هایی است تا بتوانند به صورت کارا به فعالیت بپردازند و نتایج مطلوب را کسب کنند.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>تفاوت تیم و گروه</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">عموما تیم و گروه، دو واژه&zwnj;ای هستند که بسیار زیاد، به جای هم استفاده می&zwnj;شوند؛ اما باید گفت که این دو، تفاوت&zwnj;هایی با هم دارند. &laquo;گروه&raquo; جمعی بیش از دو نفر است که در آن فردی مشخصا وظیفه&zwnj;ی رهبری را بر عهده دارد و افراد را در انجام کارهای کاملا مستقل و غیر مشترک، مدیریت می&zwnj;کند. اما &laquo;تیم&raquo; جمعی بین 12-2 نفر است که اعضای آن، رهبر خاصی ندارند و همگی، فعالیت&zwnj;هایشان را برای رسیدن به هدفی مشترک با یکدیگر هماهنگ کرده&zwnj;اند و در راه رسیدن به آن گام برمی&zwnj;دارند. هدف مشترک موجود بین افراد و هماهنگی مورد نیاز جهت تامین آن، دو مؤلفه&zwnj;ای هستند که تیم را تعریف می&zwnj;کنند. در یک &laquo;تیم&raquo;، برای تحقق اهداف، باید هماهنگی صورت گیرد تا کارها را هدفمند سازد.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>اهمیت کار تیمی در سازمان</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">اصلی&zwnj;ترین ارزش &laquo;تیم&raquo; در سازمان، توانایی آن در گردآوری کارمندان و توانمندسازی ایشان در استفاده از استعدادهایشان برای بهبود سازمان است. اگر افراد در تصمیم&zwnj;گیری&zwnj;ها و برنامه&zwnj;ریزی&zwnj;های کارهای آینده&zwnj;ی سازمان، دخالت کنند، بیشتر درگیر انجام کار می&zwnj;شوند و احساس تملک در آنها افزایش می&zwnj;یابد که نتیجه&zwnj;ی آن، افزایش رضایت شغلی در بین آنها خواهد بود. همواره در بین مدیران سازمان&zwnj;ها و کارمندان آنها، این سؤال پیش می&zwnj;آید که چرا باید از کار تیمی استفاده کرد؟ در جواب آنها باید گفت: چون کار تیمی، کیفیت، انعطاف&zwnj;پذیری، هماهنگی، رضایت شغلی، تحقیق و توسعه و بهره&zwnj;وری را در سازمان بهبود می&zwnj;بخشد.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>ماهیت کار تیمی چیست؟</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">همان طور که گفته شد تیم، گروهی از افراد نیست که به علت داشتن یک سری ویژگی مشترک، گرد هم آمده باشند و بعضا حتی خود ندانند که به آن گروه، تعلق دارند؛ مانند گروه دانشجویان اراکی مقیم تهران، گروه کودکان 5 ساله&zwnj;ی چپ دست و... بلکه &laquo;تیم&raquo; جمعی کوچک است که خودبه&zwnj;خود ساخته نشده و توسط خودشان یا سازمان، برای رسیدن به هدف مشترکی، شکل گرفته است. کار تیمی یعنی این که افراد با همکاری و تشریک مساعی، اهداف مشترک خود را تأمین کنند.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>منافع کار تیمی چیست؟</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">کار تیمی در یک سازمان، سبب افزایش موفقیت&zwnj;ها، ایجاد هم&zwnj;افزایی و گسترش خلاقیت می&zwnj;شود. کارتیمی در افراد، حس خوشایندی را ایجاد می&zwnj;کند که در نتیجه&zwnj;ی آن، تنش&zwnj;ها و تعارضات، کاهش می&zwnj;یابند. کار تیمی، نه تنها برای گروه&zwnj;های کوچک، بلکه برای مؤسسات بزرگ نیز کارا، مؤثر و یاری&zwnj;دهنده است.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>مخاطرات اجتناب از کار تیمی چیست؟</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">استفاده نکردن از تیم&zwnj;ها در یک سازمان، سبب بروز هم&zwnj;افزایی منفی در کارمندان می&zwnj;شود. استقلال بیش از حدی را در بین آنان ایجاد می&zwnj;کند و سندرم &laquo;فقط کارهای خودت را انجام بده!&raquo;، را در آنها به وجود می&zwnj;آورد. در چنین سازمانی، تقسیم&zwnj;سازی، آهسته و کند صورت می&zwnj;گیرد و چون کارمندان در آن شرکت ندارند، احساس تملکی نسبت به آن نخواهند داشت که نارضایتی شغلی، نتیجه&zwnj;ی حتمی آن است.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>ملزومات تیم</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">برای یک تیم، وجود یک بیانیه&zwnj;ی مأموریت لازم است. بیانیه&zwnj;ی مأموریت به دلایلی که برای کار کردن با یکدیگر وجود دارد، می&zwnj;پردازد. در یک تیم باید اتکای متقابل و همبستگی بین اعضاء وجود داشته باشد و آنها متعهد و هم&zwnj;پیمان باشند که مسائل را به صورت تیمی، حل نمایند و تصمیم&zwnj;سازی کنند. پاسخگویی و مسئولیت&zwnj;پذیری نیز به عنوان معیار عملکردی تیم، نقش مهمی دارد.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>ده مرحله در خلق قدرتمندانه&zwnj;ی تیم</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>1- تدوین بیانیه&zwnj;ی مأموریت:</strong>&nbsp;مأموریت، هدف نهایی تیم شماست که در آن به دو سؤال زیر، پاسخ گفته می&zwnj;شود:</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">1-1- چرا ما وجود داریم؟</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">2-1- قصد خدمت&zwnj;رسانی به چه کسانی را داریم؟</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>2- تنظیم کردن اهداف کمی و ارائه&zwnj;ی بینش&zwnj;ها:</strong>&nbsp;بینش، آرزو و چشم&zwnj;انداز شماست. بینش، چیزی نمادین و خیالی نیست، بلکه حقیقتی عملی است که تیم می&zwnj;خواهد در آینده به آن برسد. از طرفی بینش، راه انتقال تدبیرها و استراتژی&zwnj;ها واهداف کمی سازمان به افراد است که بدین وسیله، سبب جذب افراد به کار می&zwnj;شود.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>3- تدوین ارزش&zwnj;های اخلاقی:</strong>&nbsp;اعضای یک تیم باید بدانند:</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">الف) می&zwnj;خواهیم چه رفتاری در مقابل دیگران داشته باشیم؟</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">ب) ارزش های تیم چه هستند؟</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>4- تصویب قوانین:</strong>&nbsp;قوانینی که باید در یک تیم، تصویب شوند، شامل موارد زیر است:</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">الف) وظایف، عملکردها و کنش&zwnj;ها</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">ب) اختیارات</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">پ) پاسخگویی</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">ت) اولویت&zwnj;ها</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>5_ یکدست کردن و همسان&zwnj;سازی سبک&zwnj;های فردی:</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"> به کار گرفتن توانایی&zwnj;ها و به حداقل رساندن ضعف&zwnj;ها</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"> برانگیختن و تشویق کردن سبک&zwnj;های متفاوت</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">&nbsp;مدیریت تعارض موفق</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>6- مدیریت موفق تعارضات عملکردی تیم:</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"> تعیین کردن معیارهای موفقیت</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"> تنظیم کردن برآیندها و نتایج</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"> انجام حساب&zwnj;رسی و ممیزی منابع</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>7- ارزیابی معیارهایی که لازمه&zwnj;ی موفقیت بر شمرده شده بودند.</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>8- بزرگداشتن موفقیت&zwnj;ها و ارج نهادن به افراد موفق.</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>9- بازاریابی سیستم در جامعه&zwnj;ای که تیم متعلق به آن است.</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>10- برنامه&zwnj;ریزی و عمل در تیم</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>تیم قدرتمند</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">در یک &laquo;تیم&raquo; اهداف به تمام اعضاء تعلق دارد. به همین علت، همه&zwnj;ی اعضاء کاملا احساس مسئولیت می&zwnj;کنند که به اهداف دست یابند. چرا که همان حسی _در صورت نرسیدن به اهداف تیم_ در آنها ایجاد می&zwnj;شود که اگر به اهداف شخصی خودشان نرسیده بودند، در آنها ایجاد می&zwnj;شد. از طرفی، همه&zwnj;ی اعضا آگاهی دارند که تیم برای حصول موفقیت، نیاز به کمک آنها دارد؛ پس رقابت&zwnj;های فردی بین ایشان، کاهش می&zwnj;یابد و جای آن را تشریک مساعی و همکاری مشتاقانه می&zwnj;گیرد. تمام اعضا مراقب و هوشیارند که تعارضات غیربهره&zwnj;ور را در سیستم حذف کنند. در بین اعضای تیم، ارتباطات تیمی افزایش می&zwnj;یابد. پذیرا شدن ارتباطات صادقانه، مدد و یاری اعضاء به یکدیگر را به دنبال دارد که برای دستیابی به نتیجه، لازم و حیاتی است. بین اعضا فهم متقابل، احترام و تشریک مساعی وجود دارد. هر چه اهمیت تک&zwnj;تک اعضا در یک تیم، بیشتر پذیرفته می&zwnj;شود، موانع طبیعی، بیشتر شکسته می&zwnj;شوند و انرژی شورانگیزتری در بین آنها ساطع میگردد. بهره&zwnj;وری تیم، زیاد است و افرادی که از بیرون به آن می&zwnj;نگرند، احساس می&zwnj;کنند که اعضا متعهدند که به برتری و تعالی رسند و این حس را از روی افزایش بهره&zwnj;وری آنان پیدا می&zwnj;کنند. یک تیم با مؤلفه&zwnj;های تعهد بالا، وفاداری، قابلیت اطمینان و ایثارگری در بین اعضای تیم، شناخته می&zwnj;شود.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"><strong>امتیازات و... تیم</strong></span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">بهبود در روش انجام کار، حتمی است. معمولا کیفیت خدمات و محصولات، افزایش می&zwnj;یابد و نرخ تولید و فناوری، بهبود پیدا می&zwnj;کند. نظارت و سرپرستی، کاهش یافته، تصمیم&zwnj;سازیها ساده&zwnj;تر و بهتر می&zwnj;شوند. مشکلاتی که ممکن است با کار تیمی در سازمان، ایجاد شود:</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"> حقوق کارمندان، افزایش پیدا خواهد کرد.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"> هزینه&zwnj;ی آموزش بالا می&zwnj;رود.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"> مقاومت مدیران میانی، مشکل ایجاد می&zwnj;کند.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"> مقاومت گروه&zwnj;های حامی کارمندان را سبب می&zwnj;شود.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;"> سبب بروز توقعات برای رشد شخصی و توسعه&zwnj;ی کاری در بین اعضاء می&zwnj;شود.</span></p>
<p align="justify" style="margin-top: 0px; margin-bottom: 15px; padding-right: 10px; color: rgb(102, 102, 102); font-family: Tahoma, Helvetica, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px; ">
	<span style="color:#000;">زهرا بهروزآذر</span></p>]]></description>
<category><![CDATA[یادداشت ]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Sat, 31 Dec 2011 20:41:16 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>ده تفاوت اساسی تیم و گروه</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.modirefarda.ir/yaddasht/79-ده-تفاوت-اساسی-تیم-و-گروه.html</guid>
<link>http://www.modirefarda.ir/yaddasht/79-ده-تفاوت-اساسی-تیم-و-گروه.html</link>
<description><![CDATA[<p>
	&nbsp;</p>
<div id="cke_pastebin">
	نویسنده: نایجل ویلیامز</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مترجم: سید محمد موسوی</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	هدف از تشکیل یک تیم حصول اهدافیست که بدست آوردن آنها توسط کار فردی امکان پذیر نیست. هدف و مقصود یک تیم فعالیت، حصول نتایج و بدست آوردن پیروزی در محیط و بازار کار است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	بهترین مدیران آنهایی هستند که بتوانند گروهی از افراد را گرد هم آورده و آنها را بشکل یک تیم درآورند. در ادامه به بیان ۱۰ تفاوت اساسی بین تیم و گروه خواهیم پرداخت که شما را در ایجاد تیمی فعال و مولد یاری خواهد نمود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ادراک</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک گروه، اعضاء بر این باورند که برای مقاصد اجرایی گرد هم آمده اند. در این بین ممکن است افراد در کارهای یکدیگر نیز دخالت کرده و بخاطر منافع خود، منافع دیگران را به خطر انداخته و یا آنرا نادیده بگیرند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک تیم، اعضاء استقلال خود را دریافته اند و می دانند که بهترین راه حصول اهداف فردی و گروهی، پشتیبانی متقابل است. در تیم، زمان با کشمکش در خصوص ریشه ها و پایه ها و بدست آوردن مقاصد شخصی به قیمت به خطر انداختن مصالح دیگران هدر نمی رود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	مالکیت</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک گروه، افراد بیشتر بر روی خود و اهداف خود تمرکز می کنند، چراکه نقش بسزایی در برنامه ریزی اهداف و مسیر حرکت بخش خود ندارند. آنها به شغل خود بعنوان یک کار استخدامی نگاه می کنند. در یک گروه افراد بیشتر به دنبال نفع شخصی خود هستند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک تیم، افراد نسبت به کار و بخش خود احساس مالکیت می کنند، چراکه آنها نسبت به اهداف و ارزش هایی که خود در بوجود آوردن آنها سهیم بوده اند متعهد هستند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	خلاقیت و همکاری</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک گروه، به جای نظرخواهی درباره بهترین رویکرد کاری، کارها به افراد دیکته می شود. ابراز پیشنهادات و خلاقیت تشویق نمی شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک تیم، افراد با بکارگیری استعدادهای شخصی، دانش و خلاقیت در موفقیت سازمان خود مشارکت می نمایند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	اعتماد</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک گروه، افراد یک حس عدم اعتماد نسبت به انگیزه های همکاران خود دارند، چراکه نقش آنها را در سازمان درک نمی نمایند. در یک گروه، ابراز نظر یا مخالفت، عملی تفرقه انداز و غیرحمایتی در نظر گرفته می شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک تیم، افراد در فضایی مملوح از اعتماد فعالیت می نمایند و نسبت به ابراز ایده ها، نظرات، مخالفت ها و احساسات خود تشویق می شوند. یک تیم سؤالات و پرسش های اعضاء خود را با آغوش باز می پذیرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	درک متقابل</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک گروه، افراد در مورد حرف های خود خیلی احتیاط می کنند، لذا هیچگاه فضایی برای درک واقعی فراهم نمی شود. ممکن است افراد نا آگاه به بازی گرفته شوند و یا برای مچ گیری تله ای برای آنها فراهم شود.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک تیم، اعضاء ارتباطات باز و صادقانه را تمرین می کنند. آنها تلاش می کنند نقطه نظرات یکدیگر را درک نمایند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	رشد فردی</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک گروه، افراد از آموزش خوبی برخوردار می شوند، اما در نحوه و چگونگی بکارگیری آن در کارشان توسط مدیر و گروه کاری محدود می شوند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک تیم، اعضاء تشویق می شوند تا مهارت های خود را توسعه داده و آنها را در کار خود بکار گیرند. آنها پشتیبانی مستقیم تیم را به وضوح مشاهده می کنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	رفع تضادها</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک گروه، افراد خود را در وضعیت های تضادی می یابند که چگونگی حل آن برای آنها نامعلوم است. ممکن است سرپرست یا مدیر آنها تا بروز آسیب جدی (وضعیت بحران) از مداخله دوری گزیند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک تیم، اعضاء این نکته را درک می نمایند که تضاد یکی از جنبه های عادی فعل و انفعالات روابط انسانی است و به چنین وضعیت هایی به چشم فرصتی برای ایده های جدید و خلاقیت می نگرند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تصمیم گیری مشارکتی</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک گروه، افراد ممکن است در یک تصمیم گیری که بر روی گروه تأثیرگذار است شرکت نموده یا ننمایند. در یک گروه، اغلب اوقات مطابقت و همرنگی با جماعت مهمتر از نتایج مثبت است. وضعیت های برنده/بازنده در یک گروه بسیار عادی است.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک تیم، اعضاء در تصمیم گیری های تیم مشارکت می نمایند، اما می دانند که لیدر تیم باید در مواقعی که تصمیم گیری نهایی با مشکل مواجه شده و یا در مواقع اضطراری، تصمیم نهایی را اتخاذ نماید. وضعیت های برنده/برنده در تمامی اوقات هدف غایی تیم می باشد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	رهبری شفاف</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک گروه، اعضاء تمایل دارند در محیطی کار کنند که استانداردهای عملکرد تعریف نشده باشد. لیدرها معمولاً در صحنه عمل حضور نداشته و ترجیح می دهند از پشت میز کارشان رهبری کنند.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک تیم، اعضاء در یک محیط ساخت یافته فعالیت می کنند. آنها می دانند که مرزهایی وجود داشته و چه کسی تصمیم گیرنده و مرجع نهایی است. لیدر استانداردهای عالی عملکرد مورد توافق همه را تعیین نموده و از طریق مشارکت فعال و راغب گروه مورد احترام قرار می گیرد.</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	تعهد</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک گروه، اعضاء تعهد خاصی نسبت به برتری و افتخار فردی ندارند. تراز عملکرد معمولاً متوسط است. جابجایی پرسنل معمولاً زیاد دیده می شود، چراکه افراد مستعد سریعاً در می یابند که:</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	الف) انتظارات شخصی آنها تأمین نمی گردد</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ب) رشد نمی کنند و از دیگران یاد نمی گیرند</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	ج) با بهترین افراد همکاری ندارند</div>
<div id="cke_pastebin">
	&nbsp;</div>
<div id="cke_pastebin">
	در یک تیم، فقط آنهایی که به برتری و عملکرد عالی متعهد هستند استخدام می شوند. اعضاء آینده تیم در پشت در صف می گیرند تا بتوانند بر اساس سطوح بالای مهارت خود به استخدام تیم درآیند. همه افراد در محیطی سازگار و هماهنگ با یکدیگر کار می کنند.</div>]]></description>
<category><![CDATA[یادداشت ]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Sat, 31 Dec 2011 20:36:28 +0330</pubDate>
</item></channel></rss>
